وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

شوریده

آخرین مطالب شوریده به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



ایمان

درخواست حذف اطلاعات
نه گناه تطهیر شدنی است و نه سجاده آب کشیدنی است .گناه سجاده را کبود می کند و زاهد عابد با نوافل شبانه در تمنای عفوی است که خود در نظر دارد . به این ترتیب امید گنا.ار و صفای ریاکار گمانی است مومنانه به آن چه ایمان نام دارد . ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/390




گل و سبزی آش

درخواست حذف اطلاعات
واقعیت زندگی در همین سبزی گل آلود و گاه پلاسیده ای است که در انتظار پخته و خورده شدن ، پاک می شود نه در گل ارکیده ای که با کرشمه ای گران در گلدانی کریستال آب را چون می ، نوش می کند . آ. زندگی سبزی و گل حقیقت حیات را بیان می کند .سرانجام هر چیز و هر . است که می شود آ.ت او. گل معطر گرچه روح را می نوازد ، انتهایی جز گندیدگی ندارد و سبزی آش بقایی دارد که در کالبد نسل های بسیار ادامه دار می شود . و اما ترجیح روح بر جسم  و برتری عاقبت زندگی بر طول آن !    ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/389




توانایی

درخواست حذف اطلاعات
تنها یک عامل قادر است جهان را تکان دهد و آن اراده ها ی امانتی است که در .شه انسان مخلوق گنجانده شده است.هر فکر مولد نیرویی است که برای جابجا . کوهی عظیم به کار می آید.هر عشق توانا  قدرت شکافتن دریا را دارد.فکر و عشق و انسان زاده خداست پس در عین خودباوری باید که دست بالاتر او را دید.حقارتی تواضع گونه در مقابل جاذبه ای چنین قهار همان است که انسان را کامل می سازد. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/386




دل ویران

درخواست حذف اطلاعات
بهار برای رفع خستگی لب پنجره دلم که نشست ، سکوی فرسوده و پوسیده فرو ریخت.عیدی من بهار زخمی و واژگون بود و دل ویران و شرمسار و پاسخ ملامت بار انتظار دیگران.   ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/383




(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات
در آستانه ورود نوروز تمامم کردی.اکنون جرعه ای کم جان در ته قدح عمر خویش هستم.چه می شود اگر دلت بر قطره عمر نهایتم بسوزد ؟شاید که مهر لب دیگری آن را بجوشاند شاید که از عشق افزون شود و شاید که از جام مست سرریز شود. مرا بی وفا صدا نکن.تو در ابتدای فصلی رفتی که موعد عشق دنیایی به وسعت بی انتها بود. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/385




آمدن و ...

درخواست حذف اطلاعات
آمدن که چیزی نیست مهم نرفتن است.بسیاری از آمدن ها ناخودآگاه هست و اصل با ماندن ارادی است مثل عشق که ناگهان می آید و هنر بزرگش در اقامت جاودانی است.مانند زندگی ماندن سخت است که همیشه می ماند. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/380




او رفت

درخواست حذف اطلاعات
بهار که آمد او رفت البته که مقصر نبود چرا که یخ در زمستان زنده می ماند. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/381




تحویل سال

درخواست حذف اطلاعات
گریه و گریه سر تحویل سال و هق هق بر روی ع. مادر.یادش بخیر پارسال مادر گریه کنان ع. پدر را از شیشه قاب ع. بوسید. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/382




پنج دقیقه باقیمانده از یک دقیقه !

درخواست حذف اطلاعات
زمان را با حسدش در دریغ فرصت دیدارمان به حال خود واگذار.از او که بخیل است چشم عطای ثانیه ای بیش تر نداشته باش.حساب دقایق به دست روزگار نیست .این تو هستی که روبرو با چشمان دلواپسم ایستاده ای و از یک دقیقه بازمانده ، پنج دقیقه طلب می کنی.این تو هستی که فرمان می دهی که زمان یکی شدن برایمان دقیقه باشد ، ساعت باشد یا روز و ماه و سال و یا در مقیاس یک عمر. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/370




حواس زندانی

درخواست حذف اطلاعات
به حکم عشق ، حواسش محبوس در قفس است .نمی بیند ؛ نمی شنود؛ نمی بوید ؛نمی چشد؛لمس نمی کند تا همه را در گلی به کار بندد که می پرستد. بلبل سرگشته دربند ، با نجواهای مدام است که دوران  جانسوز عاشقی را گذران می کند.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/371




بوسه زمین

درخواست حذف اطلاعات
پشت  هر شعر سپید ، نغمه غمناکی هست. پشت هر کوه بلند ، دره پنهانی هست. پشت هر پلک لطیف ، وحشت کابوسی هست. روی هر آبی آرام شب مهت. ، گریه بیماری هست. شور شب ، شعله شمع دلیر ، نعره نرم نسیم ، دیده سرخ زمین ، همه در بوسه مرموز زمین ، .ان است. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/372




اسب رام

درخواست حذف اطلاعات
اسبی رام دست مربی می شود که خود را در آیینه ندیده باشد.کافی است که او را به خودش بنمایانیم تا از تیمار و نوازش ساختگی اصطبل متنفر شود .آن همه زیبایی و ظرافت و قامت و رنگ فریبا را اگر لحظه ای نشانش دهیم ،افسار و زین و یراق گرانبهایی که بر وجود دارد، جدا کرده و کمند آرزوی دشت را بر گردن می اندازد تا عشق . گرفتارش کند. موجود آزاده تا وقتی گرفتار است که خود را کشف نکرده یا به ذلت زندان زرنگار قانع شود. در جهانی که دیوارهایش بلند و جواهر نشان است ،آیینه ممنوع است.گویی آبگینه مرصع فیروزه ای آسمان از چشم همه پنهان است. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/373




(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات
انسان فرشته نیست که اگر بود امانت عشق را نداشت.انسان برتر از فرشته، صاحب عقل است تا فضلش را بر فرشته اثبات کند اما چه اتفاق منحطی او را همتراز روباه و گرگ می کند.انسانی که می فریبد تا در گوشه ای آرام شکارش را . کند. جوامع انسانی حال که به جنگل شبیه و شبیه تر می شود کاش که شیر و پلنگش بیشتر از روباه و گرگ و شغال و کفتار شود. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/374




در میان دریا

درخواست حذف اطلاعات
مرا با دنیا و رنگ هایش چه کار ؟ تو در برابرم دنیای رنگ های سحر آمیزی. مرا با پرسش نشانی گوهر درخشان چه کار ؟ عقیق روشن چشمانت نشانی کان جواهر است. آری مرا با سخن ، مرا با سکوت ، مرا با غوغا ، مرا با تلاقی نور و دیوار ،مرا با . نشینی کرمک تنهای ابریشم ، مرا با بوسه داغ تگرگ و لب غنچه محجوب ، مرا با لذت هوسبار آینه و دیدار معشوقه دلربا کاری نیست . آ. تو مرا در میان دریایی غرق می کنی که امواجش مرگم  را عین زندگی به ساحل می آورند. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/375




قلب مرده

درخواست حذف اطلاعات
در پاسخ سلام ، جعبه ای را به دستت سپردم .فنجان چایی شاهد است.رنگ چهره ام زرد زیبا  و تنم خنک خوشایند بود.وجودم در حال کاسته شدن بود که جعبه را گشودی و قلبی را در درونش دیدی .تپش هایش متعجبت کرد و با دلهره پرسیدی که این قلب وحشی بدون اتصال به . چگونه نفس دارد ؟!دوباره نگاهت بر جعبه نشانه رفت .روبان پهن بنفشی بر روی آن زنجیر شده بود .حیرت کردی از سنجاقی که برای استحکام روبان کوبیده شده و هدیه محبوس داخل جعبه را که قلبی تپنده در خود داشت ، زخمی کرده بود.دستمال کاغذی را . پاک .ش کردی . از آن سوی بخار چایی نگاهت می . و شبح بخار رقیق مرا به خواب برد. چند باری خون دلم ر ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/376




آب نباتی است زندگی

درخواست حذف اطلاعات
زندگی در کام کودک آب نباتی است لفافه دار و ناشناخته .باید که گشوده شود و با دست مشتاق بر روی زبان جای گیرد تا مزه اش مکشوف گردد طعم هر آب نباتی از قسمی و نوعی متفاوت است ، شیرین ، ملس  و شاید هم تلخ و این رسیدن به حقیقت  است که از زیر پوست زندگی طعم های گوناگون برای کام های متنوع می تراود.   ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/377




تو می میری

درخواست حذف اطلاعات
مرا مرگی افسونگر با گلویی .اشیده فریاد می زند . شبانگاهان که چشمانم از نگاه سیار ستاره ، خمار و مست با پلکم در ستیز می شود و  سحرگاهان که خواب سنگین  قامتم را شبیه به تنه ای خشک می کند ،بی شک  مرا مرگی سحر آمیز در راه است . مرگ  مرا در بذر یک گندم پنهان می کند .آن گاه که گندم بمیرد ،من از پوسیدگیش پیدا می شوم .من از مرگم چنان زاییده می شوم که ققنوسی از مرگ خا.ترشده ققنوسی دیگر .  مرگی ابریشمی می آید .هم او که  که از مرگ پروانه برایم پیراهن می سازد.من و سلول مرده ملبس در سرخی یک پیراهن زخمی به وصل زیستن خواهیم رفت.  تو می میری و در برزخ تولد تو را گریه کنان در... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/378




زمرد چشمانت

درخواست حذف اطلاعات
چشمان تو که همیشه به رنگ زمرد است پس بهار برای چه می آید؟ یا بهار با تو سبز خواهد شد یا تو در . چمنزار بهار وداعی بارانی برایم هدیه خواهی داد. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://20n.persianblog.ir/post/379