وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

نسیم یاد معبود در کویرستان جان

آخرین مطالب نسیم یاد معبود در کویرستان جان به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



مجلس ذکر ابا عبد الله الحسین

درخواست حذف اطلاعات
دیگر زمین هیچ وقت چنین مجلس ذکری به خود نخواهد دیدو آسمان هیچ وقت چنین مناجاتی نخواهد شنیدحتی وقتی که آقا بیاید...تو دعا بخوانیو زینب گریه کنددو . معصوم ، عباس، علی اکبر؛ قاسم ، عبدالله...با تو . کنندرباب، دخترش را کنار دست نشانده باشد و شیرخواره اش را در آغوش کشیده باشد وهم نوای تو اشک بریزد....دیگر هیچ وقت هیچ وقت تکرار نمی شود...گفتی: الحمد لله الذی لیس لقضائه .عخدایا!من با پای خودم آمده ام که ذبح عظیم تو باشمنکند بلاهای کربلا را از من دفع کنی...می دانستی همه ی دارو ندار خدا توییمی دانستی محبوب نازک دل  تو دل این را ندارد که این بار به تیغ اجازه ی ب. بده ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://astansabzsojood.ParsiBlog.com/Posts/268/مجلس ذکر ابا عبد الله الحسين/




زینب تکیه گاه عصر دهم

درخواست حذف اطلاعات
  خیلی نگذشته بود از آن موقع که دخترها را زنده به گور می‌.د. چند سال گذشته بود مگر از این‌که وقتی خبر تولد دختری را می‌دادند ، به پدرش، به مردی - مثل همین مردهایی که این روزها هم‌پای شما راه می‌روند و نگاه ناپاک و هرزشان آتش به جان نازنین‌تان می‌زند- سیاه بشود از شدت عصبانیت؟ ظلّ وجهه مسودّا و هو کظیم... این عرب‌های جاهلیت مطلق چه می‌فهمیدند دختر یعنی چه؟ چه می‌فهمیدند آن‌همه لطافت غریب را در یک وجود نحیف؟ این آیه‌ها را این روزها که می‌خوانم جانم آنش می‌گیرد بانو. این مردهای همراه شما از همین جنس هستند. از همین ظل وجهه مسودّاً... آن‌هم با کاروا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://astansabzsojood.ParsiBlog.com/Posts/270/زينب تكيه گاه عصر دهم/




دلم امشب برای رباب خون است.

درخواست حذف اطلاعات
دلم امشب برای رباب خون است.رباب تا .ب و تا پیش از غروب امشب همه .ماس بود و ناله؛تا اصغرش به تمنای جرعه ای آب نگرید.ورباب امشب سرتاپا تمناست تا اصغر دردانه اش دیگر باره بگرید.دلم امشب برای رباب خون است.بشکند دست حرمله که ش.ت دل رباب را.رباب ندید که چگونه اصغرش بر دستان بابا خندید از بوسه ای که به تیر سه پر زد.رباب ندید آن نگاه واپسین اصغر را که چشم در چشم بابا گشود و به خواب رفت.رباب ندید آن صورت گلگون و آن گلوی سرخ نازدانه اش را بر دستان بابا.رباب ندید آن محاسن خضاب شده به خون بابا را از خون قربانی شش ماهه اش.که حسین می بایست قربانی اش را به قربانگاه بزک می ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://astansabzsojood.ParsiBlog.com/Posts/267/دلم امشب براي رباب خون است./




امان از دل زینب ...

درخواست حذف اطلاعات
زینب که می­گویی، همه­ی وجودت را بوی تولد در بر می­گیرد. زینب که می­گویی، عزم فتح غم، همپای تو می­شود. می­آید تا یکی یکی حزن ها را با خودش بشوید. نام زینب که صاعقه وار بر قلبت فرود می­آید، می­خواهی بنویسی. بنویسی از بین الحرمین های زینب...فرقی ندارد که چه سالی باشد. سال، سال­هاست که از شمارش افتاده است. زمان، زمان درازیست که در عاشورا متوقف شده است. زمین، دیریست که دیگر همه­ی مرزها را برداشته و همه­اش کربلا شده است. همه­اش به خاطر شماست، بانوی فاتح؛ ام الفتوح کربلا. زینب...بگو تو را چه شده که تا چشم بر هم می­گذاشتی، همه اش بین الحرمین می­دیدی؛ اما...؟ اکن... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://astansabzsojood.ParsiBlog.com/Posts/273/امان از دل زينب .../




فریاد . های دیرینه ی دل

درخواست حذف اطلاعات
امشب بر آنم تا سکوت دلم را بشکنم و . های دیرینه اش را فریاد کنم تا .ه های در بستر خیال آشفته تر از خویش سازم. آری منم آن کتاب نانوشته تاریخ درد و رنج ، مترجم زبان اندوه و غم . سرگشته در دیار حیرت و حسرت زده ای در وادی غربتم. مرغک دل دیوانه وار بدنبال نیم نگاه بهانه ای است تا باران خون ببارد. رنجور از خزان دایمی ام و حسرت زده ای در آرزوی بهار عمر که نآمده بهار ، برگریزان خزان را نظاره گرم. تیرهای زهر آگین از هر سو بسویم هم آوازند و برتن ریشم هماهنگ.در اوان شورو شر جوانی عصای پیری بر دستانم گرفتم و  کوره راههای پیچ در پیچ دشت آرزوها را در نوردیدم. حیران از رقابت... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://astansabzsojood.ParsiBlog.com/Posts/272/فرياد زمزمه هاي ديرينه ي دل/




بال پرواز

درخواست حذف اطلاعات
زندگی زیباست؛ اما شهادت از آن زیباتر است. سلامت تن زیباست، اما پرنده­ی عشق، تن را قفسی می بیند که در باغ نهاده باشند (1)زندگی وسیع است؛ اما وسعت دردهای عاشورایی/ پهناورتر از آن است که دردهای کوچکِ زندگی­های پست، کاروانیان کربلایی تاریخ _ ققنوسیان آفرینش_ را به بند خویش کشد و بال­های آسمانی او را در کنج .اب آبادش محزون کند.زندگی عمیق است، اما رنج/ عمقش همه­ی هستی را فتح کرده است؛ مگر نه این است که انسان را از رنج افریده اند؛ و آفرینش­های او؛ و توسعه­ی وجودی او در رنج است که ریشه می­دواند. مگر نه این است که تولدهای انسان، قرین اشک است؛ و مویه ها و ناله ها ه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://astansabzsojood.ParsiBlog.com/Posts/286/بال پرواز/




باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟

درخواست حذف اطلاعات
عالم حسینیه ای است که موجودات آن عزادار حسین فاطمه اند. (شهید سید مرتضی اوینی)وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُم‏(17 : 44). ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://astansabzsojood.ParsiBlog.com/Posts/292/باز اين چه شورش است که در خلق عالم است؟/




فتمّ میقات ربّه اربعینَ لیله...

درخواست حذف اطلاعات
                                                                                                                         چهل روز گذشت. چهل روز از روزى گذشت که بعد از آن روزى نبود. چهل روز از روزى گذشت که مصیبت و بلایش، روزها را شب کرد. چهل روز در غم و اندوه گذشت، چهل روز در اشک و آه گذشت، تا از ابتدا به اینجا برسیم.  اگر تجربه زندگى به ما فقط یک چیز را آموخته باشد، این است که باید صبر کنیم تا حادثه‏ها بگذرند، و آنگاه نگاهِ دوباره‏اى به آن داشته باشیم. حالا زمانِ آن رسیده که دوباره به آن حادثه عظیم نگاه کنیم. از آنچه در ابتدا مى‏دیدیم، دیگر چیز... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://astansabzsojood.ParsiBlog.com/Posts/299/فتمّ ميقات ربّه اربعينَ ليله.../




یا رب حول حالنا الی احسن الحال !

درخواست حذف اطلاعات
عید آمد و خود را نتک.م دلی غبار زده و تارهایی عنکبوتی که هر بند آن به بندی از این دنیا بند است و هر بار که یکی از أنها  تکان می خورد مرا به شکاری که در دام نفسا نیاتم افتاده به سوی خود می خواند. بار الها ! مرا از هفت سین سفره دلم سوء عمل و سوء فعلم وسوء . . . . . برهان ! و آن را در هفت چشمه از آب کوثرت بشوی از کینه ها وعداوتها وجهل و شقاوتها و جمود که از جنود تو نیست ! و روی  ریسمان  و بند   بنده های صالحت  در زیر تابش خورشید درخشان رحمانیتت تطهیر نما ! یا لطیف ! کمک کن تا لطا فت بهار و تجلی جم. را از بهار زمینت درک نمایم که وقتی روحت را دوباره به زمین مرده ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://astansabzsojood.ParsiBlog.com/Posts/300/يا رب حول حالنا الي احسن الحال !/