وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

nothing to display

آخرین مطالب nothing to display به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



مادرم، خواهرم

درخواست حذف اطلاعات
بهم میگه پسره هنوز بهت زنگ میزنه؟ گفتم پس چی! گفت کار پیدا کرد؟ گفتم کار همینجا هست تا پیدا کنه؟ گفت پس برای خودت زیر سر داری! گفتم بله که دارم. #مادرم بهم میگه .ه انگشتر سبک برنداریا. مثل من .یت نکنی پشیمون میشی. بگو واسه نشون برات از اون تک نگین دارا بیارن. انگشتر نازک برنداری. گفتم باشه باشه آخه وقتی من انگشتر اندازه قاب ع. دوس ندارم چرا باید ب.م! #خواهرم ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://avare.blog.ir/1396/02/28/ordibehesht96_335




...

درخواست حذف اطلاعات
حوصله پست گذاشتن ندارم اینجا. چون باید همش ادرس بدی و دنگ و فنگ زیاد داره. نمیدونم چند روزه قهریم اما انگار یک ساله. انگار هیچوقت دوست نبودیم. . بود یا پنجشنبه؟ یادم نیس. باز سر حرف یه مثلا دوست من به این روز افتادیم. هر بار بدتر از دفعه قبل. دلم گریه میخواد.زیاد میخواد...  ادامه مطلب ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://avare.blog.ir/1396/02/03/...




روزهای چهارده به بعد

درخواست حذف اطلاعات
میدونم روزای آ. مونده. نوشتم رو کاغذ تا یادم نره. فعلا حوصلشو ندارم تا از رو تایپ کنم. به زودی میذارمش ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://avare.blog.ir/1396/01/21/farvardin96_327




روز چهاردهم

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://avare.blog.ir/1396/01/11/Farvardin96_326




روز دوازدهم و سیزدهم

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://avare.blog.ir/1396/01/10/Farvardin96_325




روز دهم و یازدهم

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://avare.blog.ir/1396/01/08/Farvardin96_224




روز ششم و هفتم

درخواست حذف اطلاعات
دیروز چهارشنبه روز دوم فروردین صب خیلی دیر بیدار شدیم. ادامه مطلب ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://avare.blog.ir/1396/01/03/farvardin96_321




روز پنجم

درخواست حذف اطلاعات
امروز اولین روزاز بهارمون بود ادامه مطلب ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://avare.blog.ir/1396/01/02/Favardin96_320




317- آنچه در 95 گذشت

درخواست حذف اطلاعات
امسال، سال عجیب غریبی بود. فروردین امسال بود که فندقک بهم طعم خوب . شدن رو چشوند. تا اوا. فروردین پیشش بودیم و اردیبهشت فصل کنکور ارشدم شد. .دادماه باز هم کلی پیش فنثولک بودم و نتیجه کنکور با اون وقت و انرژی کمی که براش گذاشته بودم بهتر از تصوراتم شد. همونجا پیش فنقولک انتخاب رشته . و اوایل تابستون برگشتم واسه تدریسم توی آموزشگاه. توی شهریورماه نتیجه کنکور اومد و اون جایی که اصلا دوست نداشتم و متنفر بودم ازش اما روزانه قبول شدم. تقریبا حق انتخ. نداشتم و مجبور شدم برم! یک هفته بعد از مراسم عروسی پسر. و اوایل مهرماه راه افتادم به سمت شهر .ی و افسردگی روحم شرو ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://avare.blog.ir/1395/12/29/esfand95_317




روز سوم

درخواست حذف اطلاعات
امروز یکشنبه 29 اسفنده و فردا عید میشه... ادامه مطلب ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://avare.blog.ir/1395/12/29/esfand95_318




روز دوم

درخواست حذف اطلاعات
امروز شنبه در واقع روز سوم حضور ماس.اما روز دوم گردش حساب میکنم... ادامه مطلب ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://avare.blog.ir/1395/12/29/Esfand95_316




روز اول

درخواست حذف اطلاعات
خب صدای من رو از آن طرف آبهای نیلگون خلیج همیشگی فارس میشنوید. تصمیم گرفتم هر روز یه شرح مختصری از وقایع بدم تا اونچه که میگذره رو فراموش نکنم! ادامه مطلب ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://avare.blog.ir/1395/12/28/Esfand95_315




من آمده ام تو را ببینم بروم...

درخواست حذف اطلاعات
آمده ام به دیار جانان، میخواستم فردا سو.رایزش کنم اما نتونستم جلو دهنمو نگه دارم و لو دادم! در عوض یه جایزه برا خودم نقد .... وقتایی که اونجام درگیر احساساتمم. هی میگم دوسش دارم یا ندارم؟ اما وقتی نزدیکشم مطمئنم که دوسش دارم و با هم خوشبختیم. خدایا باز هم به امید تو که خیر و صلاحمون رو بهتر از خودمون میدونی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://avare.blog.ir/1395/12/10/esfand95_313