وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

_منع عقل_

آخرین مطالب _منع عقل_ به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



تسلیم

درخواست حذف اطلاعات
تو عمر خواه و صبورى که چرخ شعبده باز/ هزار بازى از این طرفه تر برانگیزد بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ/ که گر ستیزه کنى روزگار بستیزد خلاص کلوم که ما تسلیمیم از همین شروع ٩٦  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1396/01/01/تسلیم




sometimes

درخواست حذف اطلاعات
sometimes the lonely days turn into the lonely decades... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/12/25/Sometime




قبلنا

درخواست حذف اطلاعات
اگه قرار باشه به آدماى ٤٠٠ سال دیگه یه پیام بدى چى مینویسى؟ سه سال پیش: ما یه دور به تمام شکل های ممکن فکر کردیم. به پوچی / به بهترین ح. / با غم / با هیچگرایی.... هرجور فکر کردیم یه مشکلی یه ایرادی توش پیدا شد. شما اگه قراره ادامه راه ما باشین که هیچی اگه قراره از اول شروع کنین، این راه ها دیگه قدیمی شده !! امروز: (بدون این که یادم باشه اصلاً متن بالا وجود داره...!) میگفتم کلى عشق و حال کنین و خوب زندگى کنین قبلنا باش.ر بودم. قبلنا خوب به زندگى نگا می.... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/12/28/قبلنا




واو معیت

درخواست حذف اطلاعات
توئو باده منو عادت به مستی دقیقاً وسط کنسرت همونجا که نه راه پیش دارى نه راه پس: خواننده داره با تمام وجود یه آهنگ احساسى میخونه و فکر تو تماماً اینه که این عبارتى که خوند دو تا "واو معیت" داره!!! من چم شده؟ :))) ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/12/24/واو-معیت




حقارت

درخواست حذف اطلاعات
خوابى دیدم با کلى شخصیت که خیلیاشونو میشناختم که البته هیچ ارتباطى هم باهم نداشتند و هیچى تناسبى... وقتى در میانه خواب، نیمه هوشیار شدم یادمه که بلند با خودم گفتم: "اینو بنویس؛ داستان م.ى میشه پسر...!" کلیت ماجرا یادمه ولى اون جزئیاتى که داستانو گیرا میکرد نه.براى همین هیچ ارزشى نداره نوشتنش... و چقدر احساس حقارت پشت این خط هاییست که نوشتم.  نمیدونم منتقل شد یا نه...! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/12/21/حقارت




خاطرات

درخواست حذف اطلاعات
کتاب خاطرات سیلویا پلات فکرم رو مشغول کرده که خاطرات روزانه بنویسم یا نه و در نهایت تصمیم گرفتم که بنویسم. سوال بعدی اینه که این خاطرات آن قدر خصوصیه که دفترچه قفل دار لازم داره یا وبلاگم جای مناسبیه براش؟ هنوز نمیدونم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/12/16/خاطرات




پارسال

درخواست حذف اطلاعات
یک سرى حال و هوا ها مخصوص روزهاى خاصى از ساله... امسال هم دقیقاً همان حال پارسال را دارم. آدم هاى جدید، داستان هاى جدید اما همان دلهره ى قدیمى و خشم بعدش... چقدر این روزها یاد پارسال میفتم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/12/13/پارسال




س.

درخواست حذف اطلاعات
س.. س. بیش از حد... خلاء سکوت سرماى بسیار  و یک ذهن خالى اما خسته! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/11/06/سکون




تلاش بى فرجام

درخواست حذف اطلاعات
نه این که خوبه. نه این که جالبه، اما یه زمانایى لازمه آدمم خیلى غیرمنتظره  با آدم عاى عجیب و جور وا جور مواجه شه. یه ح.ى پیش بیاد که قدر آدم حسابى هاى زندگیشو بدونه... مرسى از تموم خفناى زندگیم که مطمئنم اینجا رو نمیخونن نصفشون. مرسى از اونایى که تا حالا منو حتى ندیدن ولى تمام تلاششونو . واسه گند زدن به زندگیم. (که امکان نداره اینجارو بخونن.) من فقط باید حرف دلمو یه جا میزدم مهم نیس کى میخونه و کى نه...! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/11/15/تلاش-بى-فرجام




تچکر

درخواست حذف اطلاعات
بعد از یکشنبه ساعت ها خوشحال بودم از خوانده شدن وبلاگم به صورت خیلى اتفاقى و نظرهایى که در ادامه آمد... ممنونم و خوشحال ترین. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/11/27/تچکر




ترسناک

درخواست حذف اطلاعات
این شهر ترسناک است... اگر از مرگ میترسید، باید گفت این شهر به حد مرگ ترسناک است و سرد.  من میدانم چطور با آن کنار بیایم و تمام .انى که در آن زندگى میکنند؛ اما این شهر با تازه واردها خوب تا نمى کند.  این شهر ترسناک است... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/11/27/ترسناک




رهایى :)

درخواست حذف اطلاعات
خیلى حرفا هست براى گفتن ولى کلمه هاى مناسب براى گفتنش رو پیدا نمیکنم. هرچى بیشتر سعى میکنم کلمه هاى مس.ه ترى به ذهنم میرسه :)) یه جایى آدم باید رها کنه شاید براى منم همینجاست... رهاااااایى مطلق ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/12/01/رهایى




همین

درخواست حذف اطلاعات
همه ى ما باید احترام گذاشتن رو یاد بگیریم و در طول زندگى نه چندان طولانیمون تمرین کنیم که حرمت مفاهیم زندگیمونو نگه داریم.  همین! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/12/03/همین




چرا؟!

درخواست حذف اطلاعات
با تمام وجود ناراحتم. دلم میخواد با تمام بند بند بدنم گریه کنم از وقاحت این مردم... چرا؟ حقیقتاً چرا؟ چرا به هم احترام نمیذاریم...؟! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/12/04/چرا




دلمه

درخواست حذف اطلاعات
دلم دلمه میخواد. دلمه برگ مو. اونم نه با دستور تهرونیش... نه که هوس دلمه کرده باشم دلم براى قانون مضرب ٧تا خوردنش تنگ شده! :)) کلاً دلم واسه این جور قانونا تنگ شده. انقدر که شاید حتى مجبور شم خودم یکى بسازم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/12/07/دلمه




آهن خیس خورده و دود ٣٢

درخواست حذف اطلاعات
احمد یه مدتى نبود رفته بود سفر. مهناز کلى از این مرقعیت استفاده کرد واسه خوش گذرونى هاى ساده که تو تنهایى آدما دارن. کلى لم داد جلو تلویزیون با . محبوبش پاپ کورن خورد. یه روز رفت خونه مامانش تو تخت مامانش با چهل تیکه محبوبش شب خو.د... سه من بستنى خورد تنها تنها (!)  وقتى بعد از سه روز احمد کلید انداخت تو در و تقش اومد، مهناز عین بچه ها پرید جلو در و محکم بغل کرد احمدو. احمد یه بویى میداد که ترکیب بوى آهن خیس خورده و دود بود.  شاید بگین بوى خوشایندى نیست ولى در لحظه آرامش بخش ترین بوى ممکن براى مهناز بود. به یاد بچگیاش که شبا که باباش میومد خونه همین بو رو میدا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/12/08/آهن-خیس-خورده-و-دود-٣٢




سیجل

درخواست حذف اطلاعات
...پس پان. ساعت تو نکن استراحت برو جلو نذار این حس شه عادت چقد و چندبار دیگه این موزیک رو بى وقفه قراره گوش بدم که فقط به این جاش برسه؟ نمیدونم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baharm.blog.ir/1395/12/12/سیجل