وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

جایی برای اینکه خودم باشم

آخرین مطالب جایی برای اینکه خودم باشم به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



خسته از هرچه که بود و به خدا هیچ نبود.......

درخواست حذف اطلاعات
سیدمهدی . ______ مثل همیشه بهم ریخته ست، همه چیز این خونه بهم ریخته ست و من، روزی که قرار بود از خونه ی خودم کَنده بشم، به همچین روزیهایی فکر کرده بودم، یعنی، گمونم فکر کرده بودم.. ساعت های متمادی ص. جز دیالوگهای لوس و بی معنایی مثل اُکیا مالِ منه! و از این قبیل خزعبلات بلنند نمیشه، و من و خواهر بیشتر لحظاتمون رو توی اتاق با هم میگذرونیم، جز در موارد خاص مثل بازیِ حیثیتیِ دیروزِ پرسپولیس، دست به تلوزیون نمیبرم و اینهمه هیچ کاری ن. در طول روز من رو کم کم به مرزِ دیوانگی میکشونه! با خودم فکر میکنم که ای کاش برنمیگشتم، اما هنوز چند صدمِ ثانیه نگذشته، یکی ا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/424




وَه که دردِ دل درویش به سلطان نرسید..

درخواست حذف اطلاعات
هلالی جُغتایی _______   شاید سنگین ترین . ی دنیارو من امشب دارم، یه سنگِ مرمرِ سفید، که روش با طلایی اسم و مشخصاتِ خودم رو نوشته، روی قفس ی سینم افتاده و راهِ نفسم رو بند آورده؛ از سرِ شب به این طرف.. غمِ توی چشم های بابا، تنهاییش، لامصبا... تنهایی ش.. تنهاییِ مفرطش داره منو دق میده، داره منو میکشه که این من زنده م ولی بابا انقدر تنهاست.. هردوشون تنهان.. ولی تنهایی بابا، یه تنهاییِ بده، تنهایی مردونه... تنهایی ای که توش .ی از خانواده ی چهارنفره ش روز پدر رو تبریک نگفته، تنهاست، چون بدی هاش رو قبول داره اما میخواد ادامه بده.. تنهاست، من زنده م ولی بهش تبریک نگف ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/421




بیست و دوم فروردین نودوشش

درخواست حذف اطلاعات
خدا خدا می. که توی هال در حال راه رفتن باشه، بلکه یه روز شما مبارک باشه ی . واری پرت کنم تو هوا.. اما نشسته بود، سرش هم پایین، به ماهی پاک ...   ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به هم دادند که زانو بزنم، که معلوم بشه مقام اون بالاتره.. حتی اگر خیال میکنم حق با منه، باید زانو میزدم، و روش رو می بوسیدم   از خودم راضی نیستم، اما بازم شکر  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/422




نوزدهم فروردین نود و شش

درخواست حذف اطلاعات
  هیچوقت پروفایل .ی رو .کی زیر نظر نگیر، چیزهایی میبینی که اولاش ناراحت کننده ست، اما به مرور برات عادی میشه، چیزهایی که در ح. عادی دردناک و بَده.. :) ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/419




وَه که دردِ دل درویش به سلطان نرسید..

درخواست حذف اطلاعات
هلالی جُغتایی _______   شاید سنگین ترین . ی دنیارو من امشب دارم، یه سنگِ مرمرِ سفید، که روش با طلایی اسم و مشخصاتِ خودم رو نوشته، روی قفس ی سینم افتاده و راهِ نفسم رو بند آورده؛ از سرِ شب به این طرف.. غمِ توی چشم های بابا، تنهاییش، لامصبا... تنهایی ش.. تنهاییِ مفرطش داره منو دق میده، داره منو میکشه که این من زنده م ولی بابا انقدر تنهاست.. هردوشون تنهان.. ولی تنهایی بابا، یه تنهاییِ بده، تنهایی مردونه... تنهایی ای که توش .ی از خانواده ی چهارنفره ش روز پدر رو تبریک نگفته، تنهاست، چون بدی هاش رو قبول داره اما میخواد ادامه بده.. تنهاست، من زنده م ولی بهش تبریک نگف ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/421




نوزدهم فروردین نودوشش

درخواست حذف اطلاعات
از روزی که از خونه مریم اینها برگشتیم، تا به امروز، بیشتر از چند تا پیام کوتاه ازش خبر ندارم! و راضیم از اینکه توقع چیز دیگری ازش نداشتم، خوبیش اینه که راضیم،  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/418




دیگران چون بروند از نظر از دل بروند!

درخواست حذف اطلاعات
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی... سعدی با آواز عجیبِ شجریانِ پدر ـــــــ امروز، یکی از اون دسته روزهایی هست که برای تمام شدنش خداوند رو شکر میکنم، امروز، نوزدهمین روز از بهاره، تولد .ی که با وجودِ نبودنِ قریبِ به یک سالش، باز هم همون شور رو در من ایجاد میکنه، اوایل تصور می. ازش بیزارم، یا نمیخوام بهش فکر کنم، یا نباید،یا اشتباهه، یا و یا و یا.. اما با کهنه تر شدنِ زخمِ فقدانش، بیش از زمانِ بودنش دوستش خواهم داشت.. با وجود تمام ضدوتقیضاتی که درست یا غلط میشنوم، یا میبینم، یا میخونم.. باز هم، و همواره هم، جای خالیِ بودنش رو با دنیا عوض نخواهم کرد. نو... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/417




(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات
الآن که دارم برات مینویسم، ساعت چهار و بیست و هشت دقیقه ی صبح پنج شنبه دَه فروردینه... امروز مراسم عقد مریم برگزار میشه، و باز هم برای ثبت در تاریخ، صرفا جهت یادآوری باید اشاره ای کنم به تلخی و ترش رویی هایی که خانواده ی پدری علی الخصوص پدرم باهاش داشت.. اینها مهم نیست.. مهم اینه با تمام خوشحالی ها و دست و پای کوبیدن ها، قدرِ یک دنیا دلم گرفت.. قدر یک دنیا حرف و آرزو بود توی هق هق های کوتاهم، میدونی...؟! رفیق بیست و . سالمه.. از وقت چشم باز . بوده، دنیا دنیا خاطره مشترک داریم.... بغض امونم نمیده و طپش قلب چند ساعته بیخِ گلومو چسبیده ول نمیکنه.......     امشبی که د... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/416




دگرم ارزوی عشقی نیست! بی دلان را چه آرزو باشد..؟

درخواست حذف اطلاعات
فروغ فرخزاد ـــــــــــــــــ افسوس! بزرگترین دردِ بشر، افسوسه.. ترسِ از افسوس خوردنه، که نمیگذاره راهی که دوست داری رو بری، ترسِ از افسوسه، که دستت رو در انتخاب هر هدف و هر آرزویی میبنده.. برات گفته بودم آرزوهام فرق کرده، عمیقا فرق کرده، شایدم انقدر تلقین . تا ناخودآگاهم باور کرده که از ازدواج و تشکیل خانواده دادن بیزارم! میدونی..؟! برام سخته در چهارچوب قرار بگیرم، برام سخته باید ها و نباید هارو نگه دارم، برام واقعا سخته بخوام آرزوهای جدیدم رو از دست بدم! اما این وسط ، درست وسطِ فکرِ به آرزوهای جدیدم و همون لحظه که دارم از اون چیزی که شدم لذت میبرم ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/414




تحویلِ سال.. لحظه ی دیدار.........

درخواست حذف اطلاعات
حسین صفا _________ خب.. دلم میخواست به خلافِ پارسال که قرار گذاشتم بیام و از سالی که گذشت بگم اما نیومدم، امسال رو دیگه واقعا بیام و بگم، برای همین با زورِ قهوه و با وجود کوهِ کاری که فردا صبح زود دارم، اومدم تا برات بنویسم.. از سالی که گذشت بگم، سالی که فقط من و خودت میدونیم چقدر سخت بود.. سخت که چه عرض کنم، فراتر از سخت، سنگین بود!! بیش از اونچه که فکرش رو کنی سنگین بود، گاهی سالها بی حاصل میگذره و گاهی در یک سال هزارها اتفاق و پایین و بالا، خم و راست.. امسال برای من تلخ هم بود، تلخ، چون قرار بود مدلی زندگی کنم که از زمانِ شروع جوونیم نکرده بودم.. بارها برات گ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/413




پست، به مرور تکمیل میگردد

درخواست حذف اطلاعات
1) چشم چشم رو نمیبینه، تاریکیِ محض بیداد میکنه لعنتی، یه بویِ نمِ بدی میاد که ظرفیتِ این رو داره که بعد از مدتی برات عادی بشه، اما هنوز نشده.. از ص. که نمیاد مشخصه سالهاست .ی این دور و بر ها پرسه نزده.. چشم هام به تاریکی عادت کرده، یا شاید کور شدم و هنوز خبرم نشده.. دست به هرگوشه که می کشم، سنگ های کوتاه و بلند برام خط و نشون میکشن، چمباتمه میزنم و با خودم فکر میکنم امروز چندمین روز از چندمین ماه از چندمین ساله..؟! صدای افکارم رو میشنوم، که به در و دیوار تاریکی برخورد میکنه، شتَک میکنه و تا دور دست هایِ مخالفِ بودنم میره.. توی ذهنم دایره ی بزرگی رو متصور میشم ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/411




این زهرِ مار، عُرضه ندارد شکر شود!

درخواست حذف اطلاعات
حسین صفا ______ ی.ری اتفاقا افتاده که تو نمیدونی.. یعنی فرصت نشده که برات بگم، اینکه دَه فروردین عقد مریمه، و رابطه مون بهتر شده، بهتر که چه عرض کنم، به خاطرِ اتفاقاتی که برای عقد و خواستگاریش پیش اومد، اون حجم از ن.یتی هایی که بقیه ی اعضای خانواده داشتن، وقتی تنهاییش رو دیدم، با خودم گفتم اینجور لحظات دیگه تکرار نمیشه که بخوام جبران کنم! پس بگذار موقتاً همه چیز رو فراموش کنم.. بگذار کنارش باشم. پس همه چیز رو به فراموشی سپردم و البته نه مثل سابق؛ اما کنارش بودم.. نه توقعی ایجاد .، نه صمیمیتِ بیش از حدی، نه محبت و دوستیِ زیاد.. هیچی! فقط یه آدمِ معمولی، که بر ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/412




بیست شش آذر نودوپنج

درخواست حذف اطلاعات
بعد بازی پرسپولیس، شروع میکنم یه لیست از آرزوهام مینویسم.. که توش حتی اگر از شغل آینده اسمی آورده بشه، به هیچ وجه؛ بخشِ مادیاتِ قصه منظورِ نظرم نیست!  شاید برات بنویسمش، شاید هم نه.. تنها چیزی که ازش مطمئنم، اینه که هر زمان، چیزی رو روی کاغذ به نگارش درآوردم، برای خط کِشیدنِ روی اسمش، در اون لیست هم که شده، بهش رسیدم! میفهمی که..؟! ــــــــ در هنگام نگارش این پست، پرسپولیس گل خورد! کاش باز نذاره رامین فی. بازی کنه، رامین برخلافِ قبلِ فی. بازی .ش، درست شبیه چوب خشک فقط راه رفت! لعنتی.. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/393




دلداده را ملامت گفتن چه سود دارد...؟!

درخواست حذف اطلاعات
سعدی ــــــــ یا نباید انجام بشه، یا به بهترین شکل ممکن انجام بشه.. کامل ترین شکلِ ممکن! اگر چیزی رو نیمه کاره میگذارم، یا اصلا شروعش نمیکنم، قطعا برای اینه که نتونستم باشکوه شروعش کنم! به ایده آل ترین شکل ممکن.. قطعا، قطعا میدونستم نمیتونم کامل تمامش کنم.. اینکه دنباله ی چاپ . شعرهام رو نمی گیرم، برای اینه که احساس میکنم حرفِ خاصی برای گفتن ندارم و صرفا دارم از جفای یار و تنگناهایی که توش گیر . صحبت میکنم، میدونی..؟! حرفی برای گفتن به آیندگان ندارم! حتی اگر متناسب ترین غزلهای جهان رو از جهتِ وزن و قافیه و عروض گفته باشم.. باید به جهان تازه ای فکر کنم.. جه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/394




(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات
    شاید دیگه ننویسم یه مدت طولانی، میخوام قهر کنم.. با هرچیز و هر. که فکرش رو .ی همین   ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/397




(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات
  بوی برگشتن به این خونه ی تارعنکبوت بسته به مشامم میرسه.. به زودی؛ شده برای از دست ندادنِ قدرت و عادتِ نوشتنم، برمیگردم.. خیلی زود ❤ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/400




هرگز .ی هزآنچه که می گفت، آن نبود

درخواست حذف اطلاعات
امیدصباغنو ــــــــ قاعده ی خاصی نداره، کافیه چند روز یا حتی چند ساعت دور بشم از آدمی که خیال می. میتونم دوسش داشته باشم.. همه ی اونچه که در وجودش دوست نداشتم به یادم میاد، تا منو مجبور کنه به تندیسِ معشوقِ محبوبِ مورد نظرم دست بندازم.می فهمی که چی میگم..؟!یادم میاد اصلا اوندچیزی که همیشه رؤیام بوده نبود.. ولی کافیه باز نشونه هایی از برگشتش ببینم.. عینِ یه زنِ خائن، به معشوقِ رؤیاهام پشت پا میزنم.. به همین سادگی..اما اینبار فرف داره نه..؟!اینبار تو دوهفته، کلی چیز یاد گرفتم.. با تمام وجودم باورم شد آدمها هیچ شباهتی به چیزی که از خودشون میگن ندارن.. دروغ چرا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/403




تنها چیزی لازم است، که ضروری باشد!

درخواست حذف اطلاعات
مصطفیمستور ــــــــ کوچکتر که بودم، حتی تا همین دو سه هفته پیش، فکر می. همه چیز به زیباترین شکل ممکن تمام میشه.. فکر می. باید اون رشته هه رو حفظ کنم، نگه دارم و اجازه ندم به ساحتِ مقدسِ "دینِ در من"، کوچکترین خدشه ای وارد شه.. نه که حالا، اینجوری فکر نمیکنم، یا اینکه میخوام تبر به دست بگیرم و همه چیز رو بشکنم..نه اصلا !اما چند وقتی میشه که ضرورتش و برام از دست داده.. همه چیز... و زیارت عاشورام از دست رفته.. در طول پانزده سالی که از عمرِ متکلف شدنم میگذره، این اولین باره که واقعا نمیخوام حرف بزنم.. نمیخوام رو به قبله بشینم.. عبادتم نمیاد!فکر می. دین راهِ حله.. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/405




(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات
عشق قرمه سبزیه! در تحقیقات اولیه م پیرامونِ عشق، به این نکته رسیدم که عشق ، دقیقا یه دیگ قرمه سبزیه.. با کلی زحمت میپزیش، میذاری جا بیفته.. روزها، ماه ها (و دیده شده حتی سالها!!!) براش زمان میذاری، تا جا بیفته و با فراغت بال، همراه برنج دودیِ کته شده به انضمام ماست چکیده و سالاد . بزنی بر بدن! طبعا تا .تناق هم میزنی بر بدن، ولی خب یه خورشتخوریِ پُرِ دیگه هنوز مونده.. چه کنیم باهاش..؟! در تحقیقاتِ ثانویه م به این نتیجه رسیدم که اضافه ش رو بذاریم یخچال، سرد میشه..؟! همینش خوبه دیگه!! مو سفید کردگانِ راه عشق میدونن چی میگم. دورش میکنی، میذاری سرد بشه، فر.، پس فر.... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/406




(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات
http://t.me/blcwnt خل شدم، کانال زدم، اینجارو ازدست نمیدم اما نوشتن با پلتفرمی غیر از کامپیوتر سخت شده، نمیدونم پرشین بلاگ چشه اگر عضو بشی بهتره، تا اینکه فقط بیای و نوشته هارو سین کنی!! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://balcowmn.persianblog.ir/post/408