وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

غارنشین

آخرین مطالب غارنشین به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



گنج

درخواست حذف اطلاعات
« بیشتر انسان ها در زندگی از سه چیز گریزان هستند. غافل از اینکه در این سه چیز گنج هایی نهفته است و راز هایی، پنهان. تاریکی، تنهایی و سکوت » این را .ی به من گفت که خودش این گنج ها را یافته بود و به این رازها پی برده بود.َ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://caveman.blog.ir/post/گنج




اغیار

درخواست حذف اطلاعات
.انی که به سراغ تو نیامدند، رفتند جای دیگری دست دراز .د؛ به آنچه می خواستند نرسیدند. .انی که با تو معامله ن.د، سرمایه شان را بردند در بازار اغیار؛ خسارت دیدند و ورش.ته شدند. .انی که به تو پشت .د، تو را ندیدند، تو را طلب ن.د؛ ذلیل و بدبخت شدند. .انی که به بارگاه فضل و کرم تو راه نیافتند؛ درمانده شدند. ای آن .ی که در خانه ات همیشه بر روی مشتاقانت باز است. ای آن .ی که مهربانی و نیکی ات را به هر.ی بخواهد ارزانی می داری. ای آن .ی که نافرمان و گنه کار را هم روزی می دهی... عادت همیشگی تو این است که به بدکاران و فرومایگان احسان می کنی و با گردنکشان و ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://caveman.blog.ir/post/اغیار




زباله دان

درخواست حذف اطلاعات
دنیا یک زباله دان بسیار بزرگ است؛ به وسعت یک فلات وسیع. متاسفانه بخشی از زباله ها آدم ها هستند. این فلات جایی ندارد که بتوانی بنشینی. در فضای متعفنش چیزی از گلویت پایین نمی رود. نمی توانی درست فکر کنی. سایه ای ندارد. سکوت و س. و آرامشی در کار نیست. حتی نمی توانی نفس بکشی. همینطور روی پا آویزان هستی. فقط در وسط این فلات، دره ای هست سرسبز، که آبی دارد و هوایی و درختی. می توانی در سایه ی درختی نفسی تازه کنی و آبی بنوشی و منتظر مرگ باشی! شرط ورود به آن دره عشق است. می توان گفت برای یافتن آن دره نقشه ای نیاز است. که این نقشه در کام عشق نهفته است. وقتی عشق را بوسی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://caveman.blog.ir/post/زباله-دان




تجرید یک

درخواست حذف اطلاعات
وقتی غارنشین از خواب پرید، شب در سرازیری بود. چند دقیقه در بستر نشست. چه سکوتی...! نه صدای انسانی، نه صدای غیر انسانی، نه صدای وسوسه ای و نه حتی صدای خواهشی. بر نخاست. روی زانو خزید و رفت گوشه ی اتاق نشست. تکیه داد به دیوار و زانوهایش را از زمین بلند کرد. پیشانی اش را روی زانو هایش گذاشت و نالید: سبوح قدوس... * خودش را گوشه ی اتاق دید. نزدیک تر رفت. اشک از چشمانش سرازیر بود. تمام لباسش نمناک شده بود. تعجب نکرد. برگشت و رفت سمت در اتاق. احساس می کرد منتظرش هستند. عبا انداخت و از خانه خارج شد... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://caveman.blog.ir/post/تجرید-یک




خورشید

درخواست حذف اطلاعات
حالا که اینقدر فاصله بین . افتاده است. حالا که دیگر صدای زیبای تو را نمی شنوم. حالا که دیگر تو را، که نور هستی، نمی بینم و در تاریکی خودم و دیگران غرق شده ام. فکر می کنم و فکر می کنم و فکر می کنم... فریاد می زنم و فریاد می زنم و فریاد می زنم... سجده می کنم و سجده می کنم و سجده می کنم... و امیدوار خواهم ماند. امیدوارم نگذاری به جایی برسم که فراموش کنم از کجا آمده ام و به کجا می روم. امیدوارم هرگز حسرت دوریِ از خودت را از قلبم نگیری. امیدوارم اجازه ندهی این عدمستان مرا ببلعد و وجود نیافته در مرز عدم به زمین بچسبم. تو را به خاطر زیباییت، مهربانیت و ع ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://caveman.blog.ir/post/خورشید




حال

درخواست حذف اطلاعات
نمی دانم این چه حالی ست. ولی هرچه هست گویا حال خوبی ست...  دارد جدی حرف می زند. نصیحت می کند. گاهی تشر می زند. آیه می خواند. شعر می خواند. یکدفعه دلش می گیرد. بغض می کند. صدایش می لرزد. سکوت می کند. چند لحظه نگاهش را از ما می گیرد... دوباره ادامه می دهد: دنیا پل است. راه است. مقصد نیست. ماوا نیست... همینطور که دارد تیشه میزند به ریشه ی دنیا مسیر سخنش به کربلا می افتد. دوباره صدایش می لرزد. سکوت می کند. سرش را پایین نمی اندازد اما این بار تمام گونه اش خیس خیس می شود. حال عجیب و غریبی دارد... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://caveman.blog.ir/post/حال




عاقل مرد

درخواست حذف اطلاعات
وقتی ما آدم های به شدت معمولی مشغول عادات خودمان هستیم. مشغول زندگی روزمره. .انی هستند در کنار ما که جوان هستند. عمر نوح ندارند اما عقل نوح دارند. عقلی بلند؛ به وسعت همه ی ما. آن ها نیز مثل ما  در حال زندگی هستند اما بسیار زنده تر از ما هستند. وقتی ما مشغول خوردن هستیم. مشغول خو.دن. مشغول زن و فرزند. در یک کلام مشغول خود هستیم. انسان هایی هستند در کنار ما که مشغول هستند به یاد خدا. خدا جلوی چشم هایشان است. به هرچه نگاه می کنند چیزی را می بینند که ما هرگز نمی بینیم: وجه الله. وقتی ما به فکر آب و نان هستیم آن ها در فکر معامله اند. معامله ای پر سود. کالای ناپا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://caveman.blog.ir/post/عاقل-مرد




نازک دلان

درخواست حذف اطلاعات
نقل شده است علامه طباطبایی گاهی انار را که می‌شکافت اشک می‌ریخت یا عالم بزرگی سبزی .یده بود وقتی به خانه برگشت دید چند مورچه را به همراه سبزی ها با خودش به خانه آورده است. دلش راضی نشد. برگشت مغازه تا مورچه ها را برگرداند به لانه شان! آیت الله انصاری . را خودم یادم هست. روزی درس اخلاق در محضرش بودیم. بسم الله الرحمان الرحیم را که گفت به گریه افتاد. همین بسم الله ساده! این ها انسان های عجیبی هستند. یک حال خاصی دارند. هرچیزی را که کوچک ترین ارتباطی به معشوقشان داشته باشد دوست می‌دارند. گاهی چیزهای به ظاهر بی ربط آن ها را یاد رخ لیلی می اندازد. اساسا ه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://caveman.blog.ir/post/نازک-دلان




غارنشین عجیب من

درخواست حذف اطلاعات
این ابتدای سال که آمدم سراغ این وبلاگ خاک گرفته و دوباره عنوان را نگاه . دلم هوای تو را کرد. تو عجیب ترین انسانی هستی که سراغ دارم. بیست سال تمام می رفتی توی غار. .ی نمی داند در آن غار چه می کردی. به خدا چه می گفتی. چقدر گریه می کردی. به چه چیزهایی فکر می کردی. شنیده ام گاهی می شد که یک ماه تمام پایین نمی آمدی از کوه. در آن غار کوچک چه میدیدی. چه پیدا می کردی که همه عالم را رها کرده بودی و چسبیده بودی به آن غار. هیچ .ی در این دنیا شما .ان را درک نمی کند. شما راز و رمز هایی با خدا دارید. موسی و عیسی و ابراهیم هر کدامتان یک معما هستید. ما نفهمیدیم در این بیست سا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://caveman.blog.ir/post/غارنشین-عجیب-من