وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

روزانه نویسی

آخرین مطالب روزانه نویسی به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



لباس

درخواست حذف اطلاعات
دیروز با کلی ذوق بهش میگم یه لباس دیدم میخام سفارش بدم برام بفرستن. میگه ع.شو بفرست ببینم سریع از توی کانال براش فرستادم میگم نظرت چیه بگم؟؟؟ ناراحت نمیشی؟؟؟ من: بگو نه ناراحت نمیشم زشته. یعنی مناسب تو نیست. مناسب شخصیتت. تو باید لباس سنگین بپوشی من: راستش ناراحت شدم. خوب مردا از لباس خانما سر در نمیارن. اصلا مردا سلیقه ندارن. بعدشم من سلیقشو قبول ندارم . بعدم گفتم من واسه تو خونه میخاستم.  درحالی که من هدفم مهمونیای خانمانه بود. بعد گفت خوب واسه خونه اشکال نداره هرلباسی که دوست داری میتونی بپوشی. من میدونم چرا میگفت لباسه قشنگ نیست چون خیلی پوشیده... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/242




برنامه های هفته جاری

درخواست حذف اطلاعات
دیروز داشتیم حرف میزدیم برنامه هایی که این هفته داشتمو کلا براش با جزئیات توضیح داد. امشب خونه دوست بابا دعوتیم احتمالا دیر برگردیم چون ۸ به بعد میخاییم بریم دوشنبه با همکارا میخاییم شام بریم بیرون پنج شنبه خونه دوست مامان دعوتیم. . هم که عروسی دعوتیم. بماند که واسه تک تک اونا توضیحات کامل دادم. مثلا شام که میریم فقط خانما هستن اقایون نیستن. جای امنی میریم. غذای خوبی میخوریم و.... عروسی با غریبه نمی.م . لباس مناسب میپوشم و.... حالا .ب از مهمونی اومدم. صورتمو شستم مشغول روغن زدن به صورتم بودم که شیشه ش چپه شده بماند که فرش به فنا رفت روغنمممممم تمامش ریخت... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/243




لباس

درخواست حذف اطلاعات
دیروز با کلی ذوق بهش میگم یه لباس دیدم میخام سفارش بدم برام بفرستن. میگه ع.شو بفرست ببینم سریع از توی کانال براش فرستادم میگم نظرت چیه بگم؟؟؟ ناراحت نمیشی؟؟؟ من: بگو نه ناراحت نمیشم زشته. یعنی مناسب تو نیست. مناسب شخصیتت. تو باید لباس سنگین بپوشی من: راستش ناراحت شدم. خوب مردا از لباس خانما سر در نمیارن. اصلا مردا سلیقه ندارن. بعدشم من سلیقشو قبول ندارم . بعدم گفتم من واسه تو خونه میخاستم.  درحالی که من هدفم مهمونیای خانمانه بود. بعد گفت خوب واسه خونه اشکال نداره هرلباسی که دوست داری میتونی بپوشی. من میدونم چرا میگفت لباسه قشنگ نیست چون خیلی پوشیده... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/242




دعوای خانوادگی آقای اوشون

درخواست حذف اطلاعات
ظهر از سرکار برگشت همه چی خوب و خوش بود و کلی حرف زدیم رفت بخوابه گفتم بیدار شدی اس بده. ماهم مهمون داشتیم با اینکه سرم گرم بود ولی همش گوشیمو چک . دیدم خبری ازش نیست تا اینکه ساعت ۸ خودم بهش اس دادم هنوز خو. گفتم تازه بیدار شدم. تعجب . ازش بعید بود. حتی جواب اس هم سربالا داد. مجبورش . بیاد تلگرام دیدم بعلهههههه اقا بی اعصابه شدیددددددددد. من احساس میکنم بخاطر خانوادشه. قبل از خوابش که حالش خوب بود هرچی هست فاصله ۵ تا ۸ بوده. هرچی اصرار . نگفت  اینجور که خودش میگه از ۸ فروردینه با همشون قهر کرده حالا نمیدونم چی بوده و چی هست هرچی هم میگم بگو موضوع چی بوده میگ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/240




نظافت

درخواست حذف اطلاعات
صب مثل .وسا ساعت ۷ بیدار شدم و طبق معمول گوشی رو چک . بعدش اینستا رو . در حال دیدن ع.ای یه فروشگاه بودم دیدم توی تلگرام پیام داد اولش با شکلک شروع شد و بعدش سلام و احوال پرسی که برقشون رفت و کولرش خاموش شد توی دمای ۳۰ درجه برق هم که اومد کولرش به مشکل خوردو روشن نشد و با کلی منت کشی گذاشتم بره درستش کنه بعدش منم دست بکار شدم اتاقمو تمیز .. کثیف بود در حد المپیک. رو تختی و بالشتمو انداختم توی ماشین و رفتم سراغ میز ارایش و میز تحریرم. و گلدونام و در نهایت جاروکشیدم. بعدشم یه دوش گرم و اساسی . صابون و روغنای دست ساز از پسرخالم گرفته بودم بردم توی . اونا رو هم تست . ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/241




دعوای خانوادگی آقای اوشون

درخواست حذف اطلاعات
ظهر از سرکار برگشت همه چی خوب و خوش بود و کلی حرف زدیم رفت بخوابه گفتم بیدار شدی اس بده. ماهم مهمون داشتیم با اینکه سرم گرم بود ولی همش گوشیمو چک . دیدم خبری ازش نیست تا اینکه ساعت ۸ خودم بهش اس دادم هنوز خو. گفتم تازه بیدار شدم. تعجب . ازش بعید بود. حتی جواب اس هم سربالا داد. مجبورش . بیاد تلگرام دیدم بعلهههههه اقا بی اعصابه شدیددددددددد. من احساس میکنم بخاطر خانوادشه. قبل از خوابش که حالش خوب بود هرچی هست فاصله ۵ تا ۸ بوده. هرچی اصرار . نگفت  اینجور که خودش میگه از ۸ فروردینه با همشون قهر کرده حالا نمیدونم چی بوده و چی هست هرچی هم میگم بگو موضوع چی بوده میگ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/240




ز.له

درخواست حذف اطلاعات
مدرسه تموم شد دیدم شماره اقای اوشون افتاده رو گوشیم ولی چون داداشم اومده بود دنبالم نشد بهش بزنگم.  رسیدم خونه زنگ زدم بهش هنوز سلام نکرده میگه خوبی؟ من: اره خوبم چیزی شده؟ فک . خو. دیده وحی شده بهش که من واسم اتفاقی می افته میگه مشهد ز.له اومده ۶ ریشتر من: واقعا؟؟؟؟ مشهد .اب شده؟؟؟ نه هیچی نشده کشته هم نداده من نگران تو بودم من:  مگه من مشهدم؟؟؟ نه گفتم شاید جای شما هم ز.له اومده و همچنان من خی. راحت اینجا حتی پس لرزشم نرسیده ز.له باشد . اقای اوشون نگران باشد. نگرانی اقای اوشون عجیب باشد.(به قول ممل) ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/238




کتاب

درخواست حذف اطلاعات
بل.ه کت.( من پیش از تو)  که از توی سفر شروع . به خوندنش تمومش . و هرچند خیلی برام جذاب نبود( واسه همینم طول کشید) ولی ا.ش غم انگیز بود و منو به فکر فرو برد و دوست نداشتم ویل بمیره. حالا یه جلد دیگه هم داره به اسم پس از تو شنیدم که بهم مربوطن باید برم ب.م تا ببینم ا.ش چی میشه. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/239




اولین روز مدرسه در سال ۹۶

درخواست حذف اطلاعات
کلاس امروز رو با دو سوم غایب شروع کردیم. البته همش وقت گذرانی بود.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/237




سفرنامه

درخواست حذف اطلاعات
. صبح زود رسیدیم ظهر ناهار دعوت بودیم بعد از کمی استراحت و . . ساعت ۱۲ رفتیم مهمونی. شنبه صب وقت ارایشگاه داشتم واسه هایلایت موهام. از ۹:۳۰ تا ۴ ارایشگاه بودم و متاسفانه موهام خیلی خوب رنگ نگرفت چون در مقابل دکلره مقاومت میکرد نیس سال مقاومته موهای منم مقاومت کردو رنگ نگرفت. چندباری هم .ید رفتیمو کلی پول .ج ..  دوبار دیگه هم مهمونی دعوت شدیم. و کلی خوش گذشت. کلییی هم بارون اومد از اون بارون خوبا که ریز ریز و مداوم میاد ولی خیس نمیشی اما میای خونه میبینی نم کشیدی بخاطر رنگ موهام و خیس بودنشون یه روز بعدش سرماخوردم که با قرص بهتر شد اما روز ا. خیلییی شدت گرفت... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/234




سیزده بدر

درخواست حذف اطلاعات
چقددددد زود تعطیلات تموم شد البته این عمر ماست که داره زود زود میگذره و تموم میشه. از اول عید دوستای بابا برنامه ریختن که ۱۲ و ۱۳ بریم باغ یکیشون. گفته بودم راضی نیستم چون تنها بچه ها ما بودیم و .ی نبود واسه همین نمیخاستیم بریم. ۵ شنبه که رسیدیم فرداش کلیییی مهمون اومد( .) یعنی از ۴ تا ۱۲ مهمون داشتیم یعنی لههههه شدیم ا. شب.( شام هم موندن یه عده) شنبه هم که ۱۲ بود و قرار بود از صبح زود برن باغ که ما مخالفت کردیم و گفتیم ما واسه ناهار میاییم و اونا رفتن ناهار کله پاچه خوردیم شب جوجه کباب یعنی خودمونو خفه کردیم بس که خوردیم دوتا از دخترای دوست بابا هم بودن و ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/236




کانال تلگرام ( پست ثابت )

درخواست حذف اطلاعات
اینم لینک کانالم khaterate_zendegimخاطرات به روایت تصویرhttps://telegram.me/khaterate_zendegim  خوشحال میشم سر بزنید   ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/229




برگشت

درخواست حذف اطلاعات
صدای منو از توی قطار دارید میشنوید داریم از سفر برمیگردیم سرماخوردم اساسی. رسیدم خونه پست سفرنامه رو میزارم. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/235




گزارش نوشت

درخواست حذف اطلاعات
چون پنج شنبه قراره بریم سفر مجبوریم فقط خونه ی بزرگا بریم عیددیدنی و اصلی ترینها فعلا چندجا رفتیم یکی دوجا هم فردا میریم بقیه هم که بابا و مامان مجبورن خودشون تنها برن. و خداروشکر مهمون خیلی زیاد غریبه هم نیومده خونمون اکثر وسایلامو جمع . فقط وسایل ضروریم مونده. عیدی هم فقط ۱۰۰ تومن جمع . به قول بچگیای پسر عمم مردم گدا شدن عیدی نمیدن.  (من چون کودک درونم زندست عیدی گرفتنو دوس میدارم) به احتمال زیادم ۸ برمیگردیم و دوجلسه هم کلاس خصوصی دارم. برنامه سیزدهمونم ریختن که اصلااااا تمایلی به رفتن اونجایی که میگن ندارم.   ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/232




کانال تلگرام

درخواست حذف اطلاعات
اینم لینک کانالم khaterate_zendegimخاطرات به روایت تصویرhttps://telegram.me/khaterate_zendegim   خوشحال میشم سر بزنید   ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/229




بوی عید

درخواست حذف اطلاعات
این روزا صبح و عصر به بهانه کوچکترین .ید هم که شده میریم بیرون. خیلیییی حالو هوای خوبی داره همه جا شلوغ و همه ی مردم توی خیابونا و در حال .ید . هستن.عاشق این حس وحال مردمم. شلوغی بازار به ادم انرژی میده. همه چیز برای سفره هفت سین داریم از اونجایی که سبزه ریختیم ولی خوب نشده مامانو مجبور . دوتا سبزه ب.ه هم کمک بشه به اون خانمی که سبزه میفروخت هم سال تحویل ببره روی مزار پدرو مادرش بزاره. هنوز ماهی ن.یدیم که اونم گذاشتیم فردا بگیریم.و یه بهانه داشته باشیم واسه بیرون رفتن. + جام های سفره هفت سین مادربزرگمم درست . و تزئین شده قرار فردا صبح برم خونشون و واسش بچینم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/228




چهارشنبه سوری

درخواست حذف اطلاعات
هرسال چهارشنبه سوری زمین کنار خونمون رو اتیش درست میکنیم و فامیل میان خونمون. امسال یکم مهمونامون زیادتر بودن. از صب درگیر پذیرایی شام بودیم و باقالا پختن و شلغم پختن و بندوبساط واسه چهارشنبه سوری. مهمونا از ۷ اومدن تا ۱۱ بودن و کلی خندیدیمو از رو اتیش پریدیمو کلی ترقه انداختیمو خوش گذروندیم. اینقددددد خسته ام که فردا حس رفتن مدرسه رو ندارم. چهارشنبه سوریتون مبارک ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/226




اخبار

درخواست حذف اطلاعات
+ بساط سفره هفت سینمو چیدم فقط سبزه هام مونده . گذاشتم پشت پنجره تا حس. نور بخورن و تا سال تحویل بزرگ بشن + اقای اوشون رفتن شهرستان پیش خانوادشون و چون اطلاع دقیقی به من نداده بود و یه سری کارایی که میدونه من حرص میخورم ولی باز انجام میده بخاطر همینم خیلی سرد باهم حرف میزنیم + جوری که امروز اس داد گوشی .یدم منم درجواب فقط گفتم مبارک باشه گفت واست مهم نیست بدونی چه مدلی .یدم؟ توی دلم گفتم نه هرچی .یدی به من چه. گفتم حالا چی .یدی؟ خودش شروع کرد به توضیح دادن. درحالی که اصلا واسم مهم نبود( قضیه لج و لجبازی)  + عصر باخواهرم رفتیم بیرون و کادوی روز مادر رو .یدیم و... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/227




بابا

درخواست حذف اطلاعات
داشتم با بچه های کلاس رورنامه دیواریاشونو به کلاس نصب میکردیم زنگ ا. بود گوشی توی دستم که اگه اومدن دنبالم متوجه بشم و برم خواهرم زنگ زد گفتم الان میام پایین دیدم داره میگه خودت بیا و بابا داشته ..... دیگه حرفی نزد پشت تلفن هرچی داد زدم چی شده بابا چیش شده جوابمو ندادو با گریه اومدم پایین توی همین حال از خواب پ.. قلبم به شدت میزد و تعداد تنفسم بالا رفته بود. خیلییی خواب بدی بود شک بدی بهم وارد کرد و هنوز ذهنم خسته ست. خدایا شکر که فقط خواب بود. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/224




ازدواج

درخواست حذف اطلاعات
من جدیدا به این نتیجه رسیدم با این اخلاقی که دارم ازدواج نکنم بهتره. چون اااااااصلااااااا نمیتونم با زورگوییای جنس مخالف کنار بیام. والسلام ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dailyofme.persianblog.ir/post/225