وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

فعلا هیچی نمی تونم بگم.

آخرین مطالب فعلا هیچی نمی تونم بگم. به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



switch

درخواست حذف اطلاعات
سلام علیکم خب به سرم زده که دیگه اینجا ننویسم.  از قدیم ندیم ها همینجوری بودم که همه راه ها رو برع. می رفتم. اوّل شروع . به کتاب نوشتن، بعد داستان کوتاه، بعد به رول نویسی کشید کارم و آ.ش دارم شاید آ.ین کلماتم رو توی یک وبلاگ می نویسم. نمی دونم که من چپکیم یا دنیا اینجوریه، مهمه؟ گمون نکنم. جدیدا به این نتیجه رسیدم که صرفا رس. هر آدمی چیز خیلی عجیبی نیست. قرار نیست که خودشو بکشه که بره فضا یا شصت و چهار بعد مطبّع از بعد زمان رو اثبات کنه و شرح بده و یا چه می دونم... بتر.ه! نه. به خیالم این که آدم همون کاری که جلو روشه رو درست انجام بده اوکیه.  خب غذا دادن به بچ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/02/25/switch




عیدِ نه چندان عید

درخواست حذف اطلاعات
راستش دو سه سالی هستش که دیگه عید نیمه شعبان بهم نمی چسبه، یه کمی فکر کنیم که این عید چیه و چرا خوشحالیم؟ واقعا این که به آدم بگن یه چیز خیلی خیلی خوب و هدیه بزرگ هست که متاسفانه لیاقتش رو نداری، چون نه اون نه قبلیاش، از تو و قبلیات خیری ندیدن و این یکی هم دیگه آ.ی، صبر می کنیم بدیمش به یکیایی که قدرش رو بدونن... نمی دونم باید چه حسی باید داشته باشه، امّا خوشحالی نداره. خوشحالی نداره که یا آدم، نه به خاطر خودش که به خاطر دیگران کلّی سال سرگردون باشه.  حالا حساب کنید که این آدمایی که هر سال یک سال دیگه سرگردونی این عزیز رو جشن می گیرن، ازشون بپرسی بزرگت ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/02/22/عید-نه-چندان-عید




مُتِلَکِک

درخواست حذف اطلاعات
کلمه ای که در دو انگشت بالاتر ملاحضه می کنید، به افرادی اطلاق می شه که اصولا لایک گر هستند. اینجور آدم ها اصولا یک مطلب می بینن که "بی تو زندگی رو نمی خواهم اصن..." می زنن، لایک، میان پایین تر نوشته" برو به درک، اینجوری اصنم بهتره..." دوباره می زنن لایک. :)  کلا آدم های خوبی هستن و جز تایید . کار دیگه ای نمی کنن. ماهی هایی هستن که سعی می کنن بی هیچ دردسری تو آب رودخونه شنا کنن و برن و برن که به سر منزل مقصود برسن. خدا می دونه که مسیری که دارن می رن به کجاست و مسئله این جاست که اصلا این مسیر به جایی هم می رسه؟ توی تاریخ چندتا متلکک سراغ دارید که به جایی رسیده باش... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/02/21/متلکک




گذرگاه...

درخواست حذف اطلاعات
سلام. امروز که نه، دیروز به شکلی ناگهانی بازدید های وبلاگم بالا رفت و به هزار بازدید رسید. برای .ایی که الان سه چهار ماه و بیشتر که وبلاگ دارن، فکر نکنم خیلی عدد و رقم عجیب و غریبی باشه. ولی برای من جالبه. هزاربار خونده شدن، هزار بار آدم ها از این گذر رد شدن و رفتن... دیوار نوشته هاش رو خوندن و چیزی حس .. خوشحال شدن، غمگین شدن، اصلا اعصابشون خورد شده باشه شاید! ولی به هر حال یه حسی پیدا .. شاید عبور از این گذرگاه راه خیلی ها رو عوض کرده باشه (گمون نمی کنم خودم...) شاید یک جمله بی فکر و بی هدف، به یک نفری فکر و ایده ای داده باشه (کذلک...). شاید این جا شده باشه سنگ ن... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/02/18/گذرگاه




مجازی ِ واقعی

درخواست حذف اطلاعات
تو اینترنت دارم می گردم... گشنه ام شده. دنبال یه چیزی می گردم . کنم، بخورم. :| ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/02/15/مجازی-واقعی




ریز و درشت

درخواست حذف اطلاعات
گاهی یک سری چیزهای ساده، چه قدر عجیب به نظر می آن! دو سه بار اسم خودتون رو که تکرار .ید، کم کم براتون بی معنی می شه. بیشتر که تکرار .ید، ترتیب کلماتش به هم می خوره. همینطوری پیش می رید که فقط ازش یک آوا باقی می مونه که یکهو یک نفر به  همون اسم صداتون می زنه و بلافاصله بر می گردید، طرفش. ژووومپ! چی شد؟ نمی دونم که واقعا این چه قضیه ای هستش که این اتفاق می افته. خب... شاید دلیلش ضربه ای بودنش باشه. شاید همین ح. "ژوووومپ"مابانه اش باشه که یادمون می آره که تجلی فیزیکی همون حروف هستیم. و البته ممکنه که هم دلیلش این نباشه. به طور مثال: امروز . از کنار یک نفر رد شدم ک... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/02/12/ریز-و-درشت




یکی به فردا بگه که نیاد...!

درخواست حذف اطلاعات
سلام، خسته ام! نه از این خسته روحی ها ها! خسته فیزیکی از راه رفتن و هول و ولای دیر و زود شدن و تندتند غذا خوردن و این چیز و اون چیز رو چک . و الی آ.... احساس بچه فسقلی ای دارم. پوزی که باهاش در حال نوشتن هستم به غایت گویای این میزان خستگی هست... ولی متاسفانه شما که نمی تونید ببینید.  دلم می خواهد بازی کنم، اما خب نمی شه! چرا؟! به این خاطر که اینترنت کنده و من باید تا شب صبر کنم که به تونم از پرسرعت استفاده کنم و تازه اون موقع هم باید تا فردا صبر کنم تا آماده بشه و اگر زمین و آسمون به هم دوخته بشن و هزار و یک اما و اگر دیگه من می تونم بازی کنم. گرچه الان هم بازی های ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/01/29/یکی-به-فردا-بگه-که-نیاد




یعنی در حد هالیووود!

درخواست حذف اطلاعات
با کلّه رفتم تو شیشه! این جمله فوق رو در نظر بگیرید به عنوان یک پرولوگو، خب، ظهر از جلا بلند می شید و با هزار و یک فکر "ولش کن بابا! این زبانه حذف نمی کنه..." مبارزه می کنید و قصد می کنید که بابا آ. هفته است و آ.ین کلاسه! برم راحت شم. بعدش هم می بینید که "دَدی" مسیرش به مسیر شما می خوره و در اینجا شما یکی از خوشبخت ترین موجودات زمین به حساب می آید. اااااه! لفطش نمی دم دیگه، دارید از پل به پایین می رید، یک دیوونه از لاین مخالف می کوبه به ج. و می افته لاین شما، نمی دونید چی شد، چی نشد؟ که قیــــــــژ ترمز گرفته "دَدی" و همچنان در اون ح. " من نه منم، ننم منم" هستید... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/01/30/یعنی-در-حد-هالیووود




این رو حتما باید بگم!

درخواست حذف اطلاعات
تو وبلاگ گردی هام چیز هایی می بینم که یه چیز هایی رو نشونم می ده که نمی شه سرت رو بندازی پایین و از جفتشون رد بشی. این آدم ها برای دوست داشتن خدا، خدا بودنش براشون کافی نیست. پ.ن: از پست های کوتاه خوشم نمی آد. پ.ن2: جـــــــان من، چرا بذاریم رو اینقدر غلط می نویسن! ای خـــــــدا! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/01/31/این-رو-حتما-باید-بگم




تغییر رویه غیرمترقبه

درخواست حذف اطلاعات
امروز داشتم فکر می .... کاری که گمون کنم جدیدا خیلی از مد افتاده باشه. جدیدا مردم ترجیح دادن به جای فکر . حس کنن. حس کنند که یه چیزی کم دارن، یه چیزی اضافه دارن، حس کنن باید یه جایی باشن، حس کنن که این کارشون درسته، حس کنن که فلان مطلب غلطه و کلا جامعه از عقل و منطق گرایی به حسی و شمّی بودن کشیده شده. خوب و بدشم من نمی دونم. بگذریم از مردم و جامعه، در حال تغییراتی هستم که فکر نکنم بشه اسمش رو دگردیسی گذاشت، چون اصولا در جهت تکامل نیست بیشتر به سمت نقص سوق داره... که فکر کنم از عوارض . و . های بیش از حدش در امور آموزشی باشه. هنوز با این که غیبت عموما موردی نداره ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/02/01/تغییر-رویه-غیرمترقبه




با اینا خستگیمو در می کنم...

درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا سلام، امیدوارم که خوب باشید. امروز یکی از اون روزهای بود که احساس خستگی بهم دست داد؛ نه از اون روزهایی که کلی کار سرم می ریزه و آ.ش بعد از خستگی و لهیدگی مفرط با یک لبخند ولو می شم، نه. از اون روزهایی بود که با وجود میلیارد ها چیز خوبی که داشت نمی تونستم هیچکدوم رو ببینم و احساس می . همه چیز بده! این جور وقت ها لج می کنم. به طور کلی آدم لجبازی محسوب می شم از نظر خودم، از نظر دیگران رو نمی دونم؛ اغلب اوقات با خودم لج می کنم. وقتی که همه چیز بدِ بد به نظر می آد، با خودم می گم من از همه اش بدتر می شم. یک دیکتاتوری خیالی ب.ا می کنم و نصف جامعه بشری رو به... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/02/03/با-اینا-خستگیمو-در-می-کنم




اسطوره نیمه کاره.

درخواست حذف اطلاعات
سلام علیکم. امیدوارم که ح.ون خوب باشه و خوشحال باشید، چرا من تقریبا هفتاد درصد کارهایی که به احتمال هشتاد و شش به بالا می تونم درشون موفق بشم رو خیلی ناگهانی ول می کنم؟! معمای لاینحلی هست این موضوع. البته به گمونم ریشه در کودکیم داره و مربوط به مهدکودکی می شه که بعد از سه روز دیگه نرفتم. چراش هم این بود که فکر کنم خوردم به یک پسربچه ای همسن خودم افتادم یا این که رفتم توی یک کلاس اشتباهی... چه می دونم والا. از اون دوران فقط یادمه اسم مربیمون . لیلا بودش. آها! گمون کنم یک بار هم مامانم برام شله زرد گذاشته بود به عنوان میان وعده، بعد . لیلا یه خورده اش رو خورد ک... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/02/05/اسطوره-نیمه-کاره




به قول یکی «هرج و مرج در سیناپس»

درخواست حذف اطلاعات
خب، در ابتدا باید بگم که اصولا نمی دونم سیناپس چیه به جز این که احتمال می دم یک سری رشته عصبی باشن که مغزما ازشون تشکیل شده. این جمله عنوان متعلق به یکی از دوسـ... نه،  آشنا! بله متعلق به آشنایی هستش که من خیلی چیز ها ازش یادگرفتم، بعضی مستقیم و بعضی غیر مستقیم و ایشون معتقد بود که یکی از معدود برگزیدگان عالم هستش که مبتلا به رماتیسم مغزیه. نمی دونم تا حالا اسمش به گوشتون خورده یا نه، ولی از اون دست بیماری هایی هستش که زندگی رو به مراتب شیرین و لذت بخش می کنه و اگر  جایی دیگه خسته و کوفته شدید، ناگهان روشن می شه و کل دنیا رو به رنگ نارنجی در می آره  و همه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/02/06/به-قول-یکی-هرج-و-مرج-در-سیناپس




از هر دری سخنی

درخواست حذف اطلاعات
حکایت امروز من و این حال ناخوشی که نمی دونم از کجای وجودم سر در آورده، حکایت غریبی نیست.همه ما یه اژدهای آتش افکن تو وجودمون داریم که گه گاه هوس آتیش بازی به سرش می زنه... ببینید، دلم گرفته و گاهی که دلم می گیره ناخودآگاه دلم می خواد شعر بگم. نمی دونم که چه قدر بده و اینا... اصلا شاید مال یکی دیگه است که اینطور ناگهانی از پس ناخودآگاهم می پره جلو و ... ولش کنید. روم نمی شه بنویسمشون. ^_^ بگذریم. دلم می خواد توی یک چیزی ببرم امّا این چند روزه به نحو غریبی دارم زارت و زورت می بازم. از سر بدشانسی و بی دقّتی. شایدم به خاطر این که هدفم بردنه، می بازم. -گروه تلگرا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/02/10/از-هر-دری-سخنی




هوردیت هورادس هودرادس

درخواست حذف اطلاعات
نمی دونم چیه زارت و زورت می آد توی ذهنم توی مایه های عنوان فوق... .ی چیزی غیر از هوراس و هرودت و امثالهم می دونست بیاد بگه... ذهنم مشغوله. :| ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/01/27/هوردیت-هورادس-هودرادس




یک .اش بزرک بر پیکر تاریخ می کشم.

درخواست حذف اطلاعات
بسمه تعالی سلام! امیدوارم که ح.ون خوب باشه. گفته بودم راجع به یک کت. باهاتون حرف دارم؟! خب! اسم کتاب بودش... آ. سر اسم کتاب رو می نویسم. کلّیتش راجع به مرگ بود، نه حالا خیلی کتاب افسرده و وای بدبختی از همه طرف بباری باشه، یک نگاه کلی بود. کلا این پدیده ای که بشر به هیچ شکلی نتونسته قبل از تجربه .ش راجع بهش آگاهی پیدا کنه رو برده زیر بوته نقد. اون هم از نگاه آدم هایی که در دو قدمیش وایسادن منتظر شوت شدن هستن به طرفش... به اون طرف این طاقنمایی که پشتش هیچ چیزی جز یک سکوت وهم انگیز نیست. کتابه حرفش چیزی مثل اینه که همه ما خودمون رو می کشیم که قبل از رد شدن از ای... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/01/26/یک-خراش-بزرک-بر-پیکر-تاریخ-می-کشم




آنچه از روزهای . انتظار می رود.

درخواست حذف اطلاعات
سلام، امیدوارم که ح.ون خوب باشه. خب... امروز . است و واضح ترین نشونه اش برای من این هست که سرعت اینترنت به شکلی کاملا محسوس افت کرده و همه چیز به نحوی توجیه ناپذیر در . دیگرانه. در ح. کلی نباید اینطوری باشه، ولی وقتی شما عضوی از یک خانواده پرجمعیت هستید و در ح. وخیم تر، کوچکترین عضو (در اینجا منظور از کوچکترین به شکلی بی انصافانه کم سن و سال ترین فرد هست.) باشید، این شرایط بغرنج تر هم می شه. به شکلی که شما برای فرستادن یک پست در وبلاگ باید تایمتون رو جوری تنظیم کنید که بعد یا قبل از همه ناهار بخورید و در موقع ناهار هم بشینید پست بزنید و باز هم از سرعت ح.ون وار... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/01/25/آنچه-از-روزهای-جمعه-انتظار-می-رود




از گریبانم دگر من را نگیر!

درخواست حذف اطلاعات
سلام علیکم. بیان بد!  خب... خیلی آنارشیستیک آغاز . کار رو، البته حق هم دارم! نمی دونم می تونید در بالای صفحه بخونید یا اصلا می خونید یا نه؟! ولی نذاشت اسم سایت ( وبلاگ) رو بذارم کفش. خیلی حس خوب و شگرفی داشتم... خیلی! بعد ناگهان گفت که این عنوان برای کاربران ویژه می باشد. خب. ته آپارتاید! برای کفش آدم باید پول بده؟! نه شما به من بگید! قانعم کنید! آخه برای کفش...! اونم نه خودش، اسمش! بدون مارک و مدل و اینا! آدیداس و پوما و ... اینا هم اگه مارکشون رو روی گیوه بزنی ازت پول نمی گیرن! آقا من حالم بد شد اصن، بی خیال... من خونسردم. خب من nتا وبلاگ دارم و تقریبا در تمام دامن... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/01/19/از-گریبانم-دگر-من-را-نگیر




عنوانش را گربه خورد.

درخواست حذف اطلاعات
سخته. انتخاب . عنوان قبل از نوشتن سخته. آدم نمی دونه که قراره چه چیزی بنویسه و ... بله. عموما قبل از نوشتن نمی دونم که قراره چه چیزی بنویسم. ممکنه بابت داشتن کلاس اون هم درست بعد از نهار شکایت کنم. از این که چرا هوا اینقدره آفت.ه و من از آفتاب خوشم نمی آد غر بزنم. ذوق زدگی ناشی از دوباره دست به قلم شدنم بگم. از وبلاگ های این و اون یا حتی رفتار آدم های اطرافم بنویسم... اصلا فلسفه اینجا چیه؟ چرا بعضی ها هستن که یک چیزایی داخل وبلاگ می نویسن و بعد روش رمز می گذارن؟ بهشون انتقاد نمی کنم. فقط متوجه دلیل این کارشون نمی شم. اگر نوشته ای قرار بشه که خونده نشه ، پس برای ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/01/20/عنوانش-را-گربه-خورد




دگر بر گرد این گرداب گردون گردشی نیست!

درخواست حذف اطلاعات
سلاملیلکم. سعی . یک جوری بنویسم بالایی رو که با لحن گفتنم مطابقت داشته باشه. :) درست نمی دونم از کجا باید شروع کنم و بگم... نمی تونم تصور کنم! قبلا که بچه بودم، یا حتی دوران نو جوانی، خیلی راحت می تونستم بعدترم رو تصور کنم. کی ام، کجام، چی کار می کنم. اما الان نه... دنیا می چرخه و منم باهاش می چرخم. آزاردهنده است. مثل این می مونه که آدم سرش  رو بالا بگیره و دور یک دایره بچرخه. تا اونجایی که می دونم مسیری که باید و فکر می . درست رفتم، پس چم شده؟! توقعم رفته بالا! می دونید، گاهی که خدا کلی چیزای فوق العاده بهم میده دیوونه می شم. خیال می کنم دنیا پر کاهیه که باید ب... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dampaei.blog.ir/1396/01/21/دگر-بر-گرد-این-گرداب-گردون-گردشی-نیست