وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

می دوم

آخرین مطالب می دوم به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



اجتناب واجب

درخواست حذف اطلاعات
وقتی می بینم .ی با مسایل بسیار کوچک و جزیی ناراحت میشود یا بدتر از آن به شرح ناراحتیش می نشیند یا خیلی بدتر از آن از کنج عزلت دیر بیرون می آید، ظرفیتش دستم می آید. این همان آدمی است که ....این همان آدم منفوری است که شادی های کوچکی دارد و با چیزهای بی اهمیت ذوق زده می شودو یا با بی اهمیت تر از آن غصه مرگ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/02/01/post-220/اجتناب-واجب




هوشیاری

درخواست حذف اطلاعات
.ی گفته بود: صبح ها که دکمه های لباسم را می بندم به این فکر می کنم که چه .ی دکمه هایم را باز خواهد کرد؟ خودم یا مرده شور؟ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/02/01/post-221/هوشیاری




ز سر بگیرمش

درخواست حذف اطلاعات
دام دگر نهاده ام تا که مگر بگیرمشآنک بجست از کفم بار دگر بگیرمشآنک به دل اسیرمش در دل و جان پذیرمشگر چه گذشت عمر من باز ز سر بگیرمش ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/02/01/post-222/ز-سر-بگیرمش




هشت پا

درخواست حذف اطلاعات
این حس باهام بود که چند تا دست و چند تا پا از درونم زده بیرون!درکش شاید سخت باشه...وقتی شادی و نشاط به شما غلبه کنه دگردیسی اتفاق می افتد. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/02/01/post-223/هشت-پا




ولی من باز پنهانی تو را هم...

درخواست حذف اطلاعات
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفتدیوانه ای به دام جنونم کشید و رفتپس کوچه های قلب مرا جستجو نکرداما مرا به عمق درونم کشید و رفتیک آسمان ستاره ی آتش گرفته رابر .هاب سرد قرونم کشید و رفتمن در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشتخطی به روی بخت نگونم کشید و رفتتا از خیال گنگ رهایی رها شومبانگی به گوش خواب س.م کشید و رفتشاید به پاس حرمت ویرانه های عشقمرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفتتا از حصار حسرت رفتن گذر کنمرنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفتدیگر اسیر آن من بیگانه نیستماز خود چه عاشقانه برونم کشید و رفتپ.ن:تصنیفش را اولین بار سال 1387 شنیدم و بعد از آن سالی چند بار گوش دا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/02/01/post-224/ولی-من-باز-پنهانی-تو-را-هم-




فال سعدی

درخواست حذف اطلاعات
هر . به تماشایی رفتند به صحراییما را که تو منظوری خاطر نرود جایی با چشم نمی‌بیند یا راه نمی‌داندهر کو به وجود خود دارد ز تو پروایی دیوانه عشقت را جایی نظر افتاده‌ستکان جا نتواند رفت .شه دانایی امید تو بیرون برد از دل همه امیدیسودای تو خالی کرد از سر همه سو. زیبا ننماید سرو اندر نظر عقلشآن کش نظری باشد با قامت زیبایی گویند رفیقانم در عشق چه سر داریگویم که سری دارم درباخته در پایی زنهار نمی‌خواهم کز کشتن امانم دهتا سیرترت بینم یک لحظه مدارایی در پارس که تا بودست از ولوله آسوده‌ستبیمست که برخیزد از حسن تو غوغایی من دست نخواهم برد الا به سر زلفتگر د... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/02/01/post-225/فال-سعدی




دندان زجر

درخواست حذف اطلاعات
یادم نمی آید از هیچ دردی چنین نالیده باشم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/02/02/post-226/دندان-زجر




شنتیا

درخواست حذف اطلاعات
این همه حجب و حیا و معقول بودن برای یک پسر ده ساله زیادی است!خدا زیاد کند تربیت هایی را که حاصلش  این چنین عزیز است! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/02/06/post-227/شنتیا




به یادت داغ بر دل می نشانم

درخواست حذف اطلاعات
یادت هست وقتی حالمان گرفته بود و ردای غم به سر کشیده بودیم به بدمزه ها پناه می بردیم؟!استک هلو گرفتم...جرعه جرعه!   خوب بدمزگی اش را مزه  . . روی طعم و بویش تمرکز می . تا دنیای را به س.ه گرفته باشم  ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/02/09/post-228/به-یادت-داغ-بر-دل-می-نشانم




دردت به جانم

درخواست حذف اطلاعات
از .انه ی نگاهش و از برق چشم هاش و از نزدیک شدن های مقید به فاصله اش و از تکرار باز هم خوابتان را دیدم و از بی دل شدن هایش  می فهمم که برای دانش آموزم چه اتفاقی در حال وقوع است ...در گیر و دار این است که به شکل ویژه  دوستش دارم  یا نه؟ این که باید با ترفند معلمی روال این نوع از وابستگی را مسدود کنم  یک  طرف، اینکه بداند چگونه می شود هر .ی را ( رروی این کلمه تاکید دارم_هر !.ی را) دوست داشت و بداند و بیاموزد که چگونه می شود فهمید .ی او را دوست دارد طرف دیگر...نگه داشتن جانب هر دو طرف برایم مهم است...کیانا باید برای مدیریت  احساساتش تربیت شود...کیانا دختر بالقوه ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/02/09/post-230/دردت-به-جانم




تخمین سن ازدواج

درخواست حذف اطلاعات
-- شوهرم 7 صبح پیرهنش  را آورد اتو کنم!- بعد تو چی کار کردی؟--اتو ..- یعنی اتو کردی؟--پس چکار می .؟-اتو کردی دادی دستش رفت؟--خب چیکار می .؟!-با  تعجب به افق خیره شد! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/01/22/post-204/تخمین-سن-ازدواج




مجهول

درخواست حذف اطلاعات
احساس .ی را دارم که به 40 سالگی رسیده باشد..دقیقا مثل وقتی که 17 ساله بودم و احساس .ی را داشتم که26  ساله است.چه بسا همینطور پیش برود 80 سالگی را در 44 سالگی خواهم دید.. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/01/22/post-207/مجهول




با چراغی همه جا گشتم و گشتم

درخواست حذف اطلاعات
بازیگر نقش احمد  متوسلیان مهمان برنامه ی نسبتا حس. دورهمی بود.بعضی آدمها  به  شکل عجیبی از خیال به واقعیت پرت  می شوند...نمونه اش آقای حجازی فر که بسیار ناباورانه حتی پرداخته تر از آنچه در خیال باشد ظهور پیدا کرد.دیروز بار سومی بود که ایستاده در غبار را با دقت و رقت تمام دیدم و هر بار لذت های تازه ای در  این . کشف می کنم که می شود با آن در غبار و مه غیورانه و جسورانه  ایستاد.حجازی فر جایی گفته بود خوشحال است که نقش یک انسان را بازی کرده است! از امشب به بعد خوشحالم که یک انسان نقش متوسلیان را بازی کرده است.پ.ن: در برابر تمام انسان های بزرگ منش  و حیاکار  و اند... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/01/24/post-208/با-چراغی-همه-جا-گشتم-و-گشتم




داعی و مدعوین

درخواست حذف اطلاعات
علاقه ی مفرطی در من هست که لجوجانه از آنها که دوستشان دارم و می پسندمشان(معیارها بماند برای بعدتر) دعوت می کند که: بفرمایید  با من بخوانید،بفرمایید با من  نگاه کنید،بفرمایید  با من بدانید، بفرمایید با من  راه بروید،بفرماییید  با من از بر کنید، بفرمایید  با من بو کنید،بفرمایید با من .ید کنید، بفرمایید با من هم ذهنی  کنید، بفرمایید با من به سخن بنشینید، بفرمایید با من تنها باشیدبفرمایید بامن پرهیز کنید و...و چه خلآ بی رحمی است نبودشان برای دعوت- ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/01/22/post-206/داعی-و-مدعوین




باز هم خانم مدیر

درخواست حذف اطلاعات
به تعبیر من احساساتش خیزرانی است...خیزران همان گیاه معروف! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/01/22/post-203/باز-هم-خانم-مدیر




که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

درخواست حذف اطلاعات
اگر خوشنویسی می دانستم در این لحظات با شکوه سربرآوردن احساس به خم و چم هایش پناه می بردم و در قوس منحنی هایش می آسودم. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/01/15/post-200/که-ندادند-جز-این-تحفه-به-ما-روز-الست




نقطه تمام

درخواست حذف اطلاعات
همان گونه  که بی خودانه   اولین سوراخ نی را دوست دارم تو را هم ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/01/20/post-201/ز-مثل-




آموزش نشانه "ص"

درخواست حذف اطلاعات
قص.معلم: بچه ها از کجا گوشت می .ید؟دانش آموزان یک صدا: از  دکان! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/01/22/post-202/آموزش-نشانه-ص-




باز هم خانم مدیر

درخواست حذف اطلاعات
به تعبیر من احساساتش خیزرانی است...خیزران همان درخت معروف ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/01/22/post-203/باز-هم-خانم-مدیر




به تماشا سوگند

درخواست حذف اطلاعات
اگر از  زیبایی های بهار جان سالم به در بردم برایتان خواهم نوشت که لعبت جوانه ی برگ ها و دلبری گل های نو شکفته و بو های دست از دامن  رهان  با  ذهن  آشوبگر و دل و درک  من چه ها  که نمی کنند...بهار زیبا نیست، بهار برای من طنین فلسفه ی صدرایی است و  چه طرارانه بهار زیبا می شود! به گمانم که ملا صدرا هم( نه بیشتر از من )عاشق بالقوه ها بوده است. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daqa.blogsky.com/1396/01/22/post-205/به-تماشا-سوگند