وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

دست نوشته دانشجو

آخرین مطالب دست نوشته دانشجو به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



مراقب خودت باش

درخواست حذف اطلاعات
زهرا به تو چه مامانت مراقب خودش نیستهی حرصتو میخوریوظیفه تو نیست مراقب مامانت باشی میفهمییک بار گفتی گوش نکرد دیگه به تو کاری ندارهحرص نخوراصلا نگوتو فقط باید مراقب خودت باشیمراقب خودتاین کارو .همین کارو تو نه مراقب خودت هستینه مامانت ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/863/مراقب خودت باش/




زهرا

درخواست حذف اطلاعات
زهرا این زندگی نمیشه که همش نگران بقیه اینگران خودت باشهر. مسئول کاری هست که میکنهبرای چی الان باید نگران مامانت باشی که لب هاش افتاده است.دستش زیر چونه اش هستیا ....تو باید مراقب خودت باشیبرای تو یه ثانیه ام یه ثانیه استپاشو کارات رو . ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/862/زهرا/




احساس بد

درخواست حذف اطلاعات
یه چیز بگم نمیدونم چهفقط میدونم یه چیزی داره اذیتم میکنهخیلی دنبالش گشتم که بفهمم چیهولی پیدا نشداین احساس بد به هیچ کدوم اتفاق های زندگیم ربط نداره انگار هیچی نه میتونه منو خوشحال کنه نه ناراحتهمه ی زندگیم شده بازی .این که این درسته این غلطه این اینجوریهانگار من وجود نداره  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/860/احساس بد/




وظیفه

درخواست حذف اطلاعات
زهرا میشه نگران افطار و سحر نباشی دو تا وظیفه تو بیشتر ندارییکی درس خوندن یکی شستن ظرف ها همینبه هیچی دیگه نباید فکر کنیباید به این فکر کنی که درس بخونی و ظرف هارو بشورینه تو وظیفه ات چیز دیگه اینه باید بهش فکر کنی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/861/وظيفه/




احساس بد

درخواست حذف اطلاعات
یه چیز بگم نمیدونم چهفقط میدونم یه چیزی داره اذیتم میکنهخیلی دنبالش گشتم که بفهمم چیهولی پیدا نشداین احساس بد به هیچ کدوم اتفاق های زندگیم ربط نداره   ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/860/احساس بد/




مامانی

درخواست حذف اطلاعات
داشتم به این فکر می. که ماه رمصوته و باید بیست بنویسیمبه .ب فکر . که زهره وظیفه خودشو انجام نمیده و راحت میره سراغ کاراشبعد اگر خانواده بهش چیزی بگند سر من خالی میکنهبعد منم مبترسمداشتم به این فکر می. به مامانم بگم بیاد پیشم بخوابهبراش توضیح بدم که .ب چرا بهش قاطعانه گفتم که مامانی چیزی نگو‌. این که بهش بگم چه قدر باهات صحبت . زهره حساسهمگه شما و بابا نگران زهره نیستید.شما نمیذاری کار کنیم. میدونم الان میگی خب شما کاز نمی کنید من ترجیح میدم خودم انجام بدم و به شما نکن. من یه چیز بگم‌. اینکه مثلا .ب با هر روز بعد از وعده غذایی سفره رو که جمعکردید هم شما هم با... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/858/ماماني/




ماه رمضان

درخواست حذف اطلاعات
داشتم به این فکر می. که به مامانم بگم به دوتاییم ون مسئول یت بده ماه رمضان یه کاری .بهش بگم اینجوری هم نگرانی بابا و شما کم میشه در مورد این که من و زهره کار نمی کنیم بعد به این فکر . مامآنم همینکه بذاره ماه رمضان ظرفارو بشورم شانس آوردم و هی میاد پا ظرفشوییدستم الان داره میلرزه نمیدونم چرا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/859/ماه رمضان/




خیال

درخواست حذف اطلاعات
وقتی هستی باعث میشه نترسمکه حرف بزنموقتی نیستی میترسم که حرف بزنممیترسم اشتباه باشه کارماز ادامه زندمی میترسموقوی هستی خیالم راحت تره ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/857/خيال/




مسیر

درخواست حذف اطلاعات
زهرا تو چاره ای نداری جز از اینکه چیزی که ازش میترسی باهاش مواجه بشیاگر هزارتا کار هم .ی آ.ش باید مواجه بشیبدنت واکنش نشون میده، از سر جلسه امتحان فرار میکنی و ....همه ی اینا داره اتفاق میفته چون تو نزدیک شدیولی میترسیزهرا یکم دیگه مونده خودتو برسکنیاگر کتونی این همه مسیر اومده رو دوباره باید برگردی  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/855/مسير/




مامان بزرگ

درخواست حذف اطلاعات
امروز بعدازظهر نمیدونم اینو نوشتم یا نه امروز مامان بزرگم به من میگه تا حالا میگفت زهرا پشت مامانم هست ولی الان میبینم نیستمامان بزرگم گوشش سنگینهجوری جواب دادم که مامانم بشنو.ه میخواد خودشو لوس نکنه.هی دنبالش راه میفت م چه کار کنم هی میگه هیچی.خوب قشنگ بگه.   ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/856/مامان بزرگ/




کتابخونه

درخواست حذف اطلاعات
خدا شاهد و ناظره زهرا خسته شدیاز صبح ولی تا دو سه هیچی نخوندم کتابخونهبعدش یه شده تا الان داشتی کار میکردییه چیز بگمزهرا به برنامه ریزی و اینجور چیزا کاری نداشته باشمغزت میگه بیخود میگیولی برای کمک به خودت هم که شده جوری که راحتی درس بخونتا حالا خودتو مجبور کردی اصولی درس بخونی از بچگی نشدهخوب یه بارم حرف من گوش کنتو به سره میتونی درس بخونیخب بشین بخوناگر پاشی سختته  دوباره بیای بشینی درس بخونیبعد همش مغزت نگران ساعت و تعداد صفحات و رسیدی یا نه و هزار تا چیز دیگه هستهر. اینارو میخونه میگه چه دختر احمقی مهم نیستمهم اینه که به خودم کمک کنم امشب باید پ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/853/کتابخونه/




زهرا

درخواست حذف اطلاعات
زهرا تو خنگ نشدیبه خودت فرصت بده ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/851/زهرا/




حرف زدن

درخواست حذف اطلاعات
. ح.ا و م.ج و س هر سه تاشو ن گفتند تنها راه حل حل مشکلم حرف زدن به مامانممن نمیتونمسه تاشو ن میدونند تا حد مرگ می ترسماگر میتونستم حرف بزنم که مشکلی نبود  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/852/حرف زدن/




درس درس درس

درخواست حذف اطلاعات
زهرا یادته اومدم به کتابخونه برات غیرممکن بودبه خاطر این که نگران بقیه بودیاین که دوست نداشتی .ی بیاردت و برگردوندنتاین که یکی بگه چرا این موقع میریچرا این موقع برمیگردیولی بعد از این همه سال تونستیدرسته مامانت همون حرفارو میزنه کمتر اذیتت میکنهشایدم نمی زنه این همه حرف رو گفتم که بهت بگماشکال نداره زهرا الان نمیتونی اصلا تمرکز کنیدوباره با سعی و تلاش میتونی برگردی به همون زهرایی که بودی و تو راه نیمکت تا تخته یه مساله رو حل میکردزهرا همیشه دنیا به وفق ما نیستولی تو با سعی .ت در عین حالی که با خودت مهربونی میتونی شرایط و دنیا و همه چی رو درست کنیاین... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/850/درس درس درس/




زهرا گوش کن

درخواست حذف اطلاعات
زهرا الان اوندی کتابخونههدفوت رو بذار تو گوشتبشین سوالای . ...رو حل کنتا ساعت دوازده ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/848/زهرا گوش کن/




زهرا

درخواست حذف اطلاعات
زهرا مراقب خودت باشبشین درست رو بخونبهترین هارو برای خودت رقم بزنمهم نیست چه اتفاقی میفتهمهم اینه که تو میخوای و همه سایت رو میکنی که به دست بیاری  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/849/زهرا/




خواندن متن

درخواست حذف اطلاعات
زهرا یه متنی خودمکه اگر ا.ی ن لحظات عمرتان باشهچه کار دوست دارید .یدزهرا ازت یه خواهش میکنماین که چراغ مغزت رو به چند دقیقه خاموش کنبا قلبت به این جواب بده گوش بده ببین چی میگه اینو گفتم میرم پرستو مو میارمدوست دارم تو بغل مامانم گریه کنمبرم به زهره بگم دوست دارم اشک از چشام میاد پایین   ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/847/خواندن متن/




عذرخواهی

درخواست حذف اطلاعات
امشب مهمون اومدبه خودم گفتم که زهرا میری یه ذره میشینی بعد عذر خواهی میکنی میای به کارات میرسیولی تا آ. نشستماین ایراد منههمیشه همین بوده باید یاد بگیرم که عذرخواهی کنم و بیام به کارام برسمالان زمان خوبیه برای تمرین این کار   ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/846/عذرخواهي/




خانواده من

درخواست حذف اطلاعات
باید یه روز در مورد امروز بنویسم قبل از شام به خودم گفتم زهرا باید اینقدر به خودت تکرار کنیکه بتونی به زهره بگیاین که اگر به تو تذکر می دهند به خاطر من نیست که منو اذیت میکنی.به خاطر آیه که کارت رو انجام نمیدی. به خودت ربط داره که چه کار میکنی.ولی منو اذیت نکنمیترسم اینو بگمولی باید این قدر بنویسم که جرات کنم بگم. سر شام و قبل از شام بابام هی داشت جمع میکرد.مامانم هم کلافه شده بود.من همیشه رفتارم این بود که چیزی نمی گفتم یا ار وم در موقعیت خاص میگفتمولی قشنگ سر شام به تابان گفتم چرا جمع میکنیکار درستی هم که باعث اذیت شدن آدما بشه اسمش کار درست نیست ولی ای... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/844/خانواده من/




حال بد

درخواست حذف اطلاعات
حال ندارم بنویسمفقط میگم امروز یه عالمه گریه .تو مترو از بس صورت و حالم داغون به زنه گفتم انگشترو بیاد ببینم آورد سریع برو انگار من ناخوشموقتی میخواستم از مترو بیام بیرون صورتم و شستنو روسریمو درست .ولی دیگه سعی ن. الکی بخندم و حالمو خوب جلوه بدمولی وقتی اومدم خونه مامانم نبود بابامم خواب بود ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezahra.ParsiBlog.com/Posts/843/حال بد/