وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

حرفهایی برای گفتن...

آخرین مطالب حرفهایی برای گفتن... به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



ترس

درخواست حذف اطلاعات
میدونی خوب جان شاید بزرگترین ترس تنهایی فراموش . حرف زدن و شنیدن باشه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1396/03/03/ترس




جا

درخواست حذف اطلاعات
همه چبز سر جای خودشه منظم مرتب مثل پازل جز دلی که نیست که نیست... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1396/02/29/جا




زندگی

درخواست حذف اطلاعات
خدایا دنیات حقیرانه کوچیکه برای زندگی چاره ای جز خواب نیست.. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1396/02/23/زندگی




از اسرار مگو

درخواست حذف اطلاعات
وقتی بی منطق شدم، لج باز شدم، هر وقت رو برگردوندم یا قهر شدم حتی وقتی سکوت . و بی تفاوت شدم، بغلم کن، حرف نزن، دلیل نیار، نخواه قانعم کنی، آرومم کنی یا هر کاری، فقط بغلم کن و معجزه رو با چشمای خودت ببین... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1396/02/19/از-اسرار-مگ




انحلال

درخواست حذف اطلاعات
.ب خواب دیدم یه لباس تور صورتی داشتم که تا بالای نافم بود، از این یقه اسکی ها ولی بدون آستین، جلو آینه وایساده بودم لذت میبردم از قشنگی لباس، اول صبح که بهش فکر می. یادم نمیومد اصلا از کجا آوردمش، پس تصمیم گرفتم تو .یده باشیش برام، خوب جان تو چقدر سلیقه ت خوبه چقد قشنگ انتخاب میکنی برام.. اصلا شاید واقعا تو .یده بو. فقط من ندیدم که داده باشی بهم یا شایدم دیدم که بهم دادی یا اصلا شاید کادو کر. یه روبان قرمز زدی بهش با یه رز قرمز یا حتی زیپ پشتشم تو برام بستی؟ مثل شکر که تو آب حل میشه من حل شدم توی تو و الان قابلیت تفکیک پذیریمو از دست دادم .. چه کلمه ی زشتی، ببخش... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1396/02/18/انحلال




آرزو

درخواست حذف اطلاعات
طبق تقویم رنگی رنگی دیروز روز مرتب . آرزوها بود، راستش خوب جان من خیلی فکر . که بخوام مرتبت کنم، مثلا از اول دوستت داشته باشم یا از آ. شروع کنم؟ یا هر روز صبح دوباره عاشقت شم .. اخ که اگه قلبم ظرفیتشو داشت چه کارها که نمیشد کرد.. تو هم شنیدی که شهرام ناظری کنسرت داره تو کرج؟ بدون تو که نمیشه رفت کنسرت، نمیشه تمرکز کرد، میفهمی منظورمو؟ گنجایش دیگری ندارد دل من همچون قدح . لبریز تو ام.. سه تا آهنگ جدید شنیدم.. بد نبودن ولی به پای صدای تو نمیرسن.. خوب جان؟ میشه اول لیست آرزوهام صدای تو باشه؟.. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1396/01/29/آرزو




همصحبت

درخواست حذف اطلاعات
میخواهم اقلا یک نفر باشد  که من با او از همه چیز همانطور حرف بزنم  که با خودم حرف می زنم ابله - داستایوفسکی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1396/01/30/همصحبت




آن

درخواست حذف اطلاعات
قبلترها یکی بودی یک جا بودی یک آن بودی ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1396/02/06/آن




معدنچی های گلستان

درخواست حذف اطلاعات
من احساساتی ام ، خیلی ، خیلی خیلی زیاد، معنی کلمه تسلیت رو نمیفهمم اصلا، درکش نمیکنم اصلا. دلی که درد داره تسلیت به کارش نمیاد، تسلیت یه کلمه ست به زبون آوردنش هیچ تسلی ای نداره واسه م، دلی که درد داره فقط درمانش دلداره من معنی انتظارو میفهمم، معنی مادر بودنو میفهمم، معنی تنگنارو میفهمم.. من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود... امان از دل مادری که انتظار بچه ش رو میکشه، ای خدا عظمتتو شکر، نمیشه کاری کنی برای دل مادرا؟ تو که همه کار ازت بر میاد، میشه کاری کنی معدنچی ها از عمق 1800 متری زنده بیرون بیان؟ انتظار سخته خدا، هیچ مادری رو با بچه ش امتحان نکن... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1396/02/14/معدنچی-های-گلستان




1984 و ...

درخواست حذف اطلاعات
دارم کتاب "1984" رو میخونم، ببین نمیخوام در مورد کتاب بنویسم یعنی مینویسم اما بعدا، شاید... یه جایی یکی که یادم نمیاد کی بود و کجا بود بهم گفت ادما بعد یه مدت خیلی ریز و یولش تبدیل به .ی میشن که ازش بدشون میومده، اینو من تجربه . واقعا عملیه، ببین تا حالا شده یه جایی از زندگیتو تحریف کنی? مثلا دروغکی یه ماجرایی رو یه جور دیگه مثلا اونجوری که به سلیقه ت نزدیکتره برای .ی یا .انی تعریف کنی بعد هی تعریف کنی هی فکر کنی هی تعریف هی فکر بعد یهو بمونی سرگردون این وسط که حقیقت واقعا چی بوده? خیلی وحشتناکه دقت کن لطفا، ببین تو یهو میبینی که نمیدونی دقیقا چه اتفاقی حقیقت... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1395/09/02/1984-و




گاهی دلم برای خودم تنگ میشود.

درخواست حذف اطلاعات
تو متن های قدیمی، ع. های قدیمی، حتی تو کتابای قدیمی دنبال خودم میگردم.. گرد و خاک ازشون بر میدارم و به این فکر میکنم که دوسش داشتم?  عجب میگذرد... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1395/09/10/گاهی-دلم-برای-خودم-تنگ-میشود




شعر...

درخواست حذف اطلاعات
اگر برای ابد هوای دیدن تو نیوفتد از سر من چه کنمهجوم زخم تو را نمی کشد تن من برای کشته شدن چه کنمهزار و یک نفری به جنگ با دل من برای این همه تن چه کنم سینا سرلک خوند... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1395/09/24/شعر




آژیر

درخواست حذف اطلاعات
قبلنا صدای آژیر که میشنیدم ته دلم تند تند دعا می. که خدایا کمکش کن حالش خوب بشه، الان صدای آژیر دلشوره ای تو دلم میندازه که وصف شدنی نیست... روز عجیبی بود پنج شنبه، یکی یکی ماشینهای آمبولانس و آتیش نشانی و پلیس رد میشدن و آژیر میکشیدن و من زیر لب دعا میخوندم، ولی تنها چیزی که بهش فکر نمی. کشته شدن سرنشینای همون ماشینا بود - براشون دعا نخوندم - فکرشم نمی. فکرشم نمی. فکرشم نمی.... فکرشم نمی. همینایی که از جلوم رد میشن تا یه ساعت دیگه زنده نیستن، فکرشم نمی. زندگی انقد کوتاهه، فکرشم نمی. زمان انقد زود میگذره و با اینکه بهم ثابت شد و میدونم هنوز هم فکرش رو نمیکنم ک... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1395/11/04/آژیر




مغزهای بسته

درخواست حذف اطلاعات
یه سری آدما هم هستن که یه سری از اطلاعات رو از محیط دریافت . بعد نشستن یه گوشه با عقل و منطق (باز هم بسته) خودشون اونارو تحلیل . و نتیجه گیری .، یه نقطه گذاشتن تهش و گفتن تمام از این به بعد نه چیزی وارد میشه نه خارج، اینا همونایی هستن که ممکنه هر روز ببینیمشون. میتونن از هر قشری باشن میتونن تحصیلکرده یا بی سواد باشن و ... تحلیل موقعیت حال و تصمیم گیری بر اساس زمان و مکان موجود تواناییه که از هر .ی بر نمیاد... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1395/11/05/مغزهای-بسته




ایرانم

درخواست حذف اطلاعات
هی غم رو غم میاد، یه جا سیل میشه یه جا برف میباره یه جا آتیش میگیره یه جا رو خاک پر میکنه یه جا آدم حسابمون نمیکنن و ... تلویزیون رو که روشن میکنیم باید یکی یکی به این خبرها گوش بدیم.. حس خوبی ندارم اصلا، انگار که باید منتظر یه اتفاق بزرگ باشم ...  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1395/11/11/ایرانم




معنا

درخواست حذف اطلاعات
تو معنای سکوت منیبه همین سنگینیبه همین زیبایی!تو...معنای لحظه ی مات منی،زیر باران!معنای بغض،کنار دریا!معنای لبخندی در آغوش رنگین کمان،تو از میان تمام شعر ها...همانی که هیچ گاه نمی نویسم!از میان خاطره ها همان که ندیدم!از میان لبخند ها همان که گم .!تو از میان تمام حروف همانی که کشف نشد!تو معنای سکوت منی!به همین سنگینیهمین زیبایی! حامد نیازی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1395/12/07/شعر-طور




ماجرای من و خوب جان

درخواست حذف اطلاعات
شاید باورت نشه خوب جان ولی حتی عشقم چند نوع داره البته من زیاد موافق گفتن کلمه عشق به هر نوع احساسی نیستم یا اصلا شاید باید جمله م رو اصلاح کنم و بگم عشق یکیه و احساس های مختلفی که بهش میگیم عشق زیادن و متنوع... بیا هی حرف بزنیم نه که واقعا کلمه حروم کنیما مثلا تو نگاهتو محدود کن به من منم هی از خج. آب میشم.. اخه خوب جان این چه نگاه . است؟.. نگاه تو نه تنها غنی تر از کلمه ست لطیف تر از ابر و سنگین تر از کوه هم هست آخ خوب جان خوب جان خوب جان این چه نگاه . است؟.. دیروز که اومدم تو خیابون سرمو انداخم پایین و نگاهمو دوختم به سنگ فرش خیابون که نکنه باز ... نکنه باز خوب جا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1396/01/20/ماجرای-من-و-خوب-جان




میرا

درخواست حذف اطلاعات
راستش خیلی سردرگم بودم خوب جان، افکارم به شدت پراکنده بود، کلافه بودم و نمیدونستم باید چه جوری افکارمو منظم کنم، کتاب خوندن همیشه حالمو خوب میکرد ولی وقتی از تو کتابخونه م کتاب بر میداشتم فقط میتونستم بهش نگاه کنم بدون اینکه چیزی بخونم، تا اینکه معجزه ای شد انگار، تو خیابون انقلاب راه میرفتم و کتاب دست فروشارو تماشا می. که چشمم خورد به "روسپی بزرگوار" ژان پل سارتر دلم خواست بخونمش به خاطر اسم نویسنده ش، کتاب رو گرفتم دستم ولی باز نتونستم بخونمش گزاشتمش سر جاش رو راه افتادم ، اما نتونستم تحمل کنم از اینترنت .ش . و خوندم ، زیبا بود خوب جان خیلی زیبا بود... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1396/01/21/میرا




عادت

درخواست حذف اطلاعات
بعد از چهارده سال سیگارش را ترک کرده بود  بهش گفتم چه حسی داری؟ گفت حس نترسیدن، حالا دیگه هر .ی رو بخوام می تونم ترک کنم.... سید محمد مرکبیان از کتاب آغوشی برای یک سفر طولانی عادت . بده خوب جان خیلی بده ، یه جورایی حتی میتونم بهش بگم زندان ، عادت نگهت میداره تو یه چارچوب، . رو از فکر و خیال و جسمت میگیره و محدودت میکنه از اون بدتر این احساسه که فکر میکنی توان ترک اون عادت رو نداری.. یه نظریه ای دارم برای خودم که میگم اکثر رفتارها و اعمالمون که بهش معتادیم فقط تو مغزمون اتفاق میوفته مثلا فکر میکنیم که نمیتونیم سیگار رو ترک کنیم در صورتی که بدنمون توان ترکش... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dastneveshtezeinab.blog.ir/1396/01/23/عادت