وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

دل برآمد

آخرین مطالب دل برآمد به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



شعری که در ذهنم مدام مرور می شود

درخواست حذف اطلاعات
هو دل اگر کوه به یکباره فرو ریختی است... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/287




لیاقت

درخواست حذف اطلاعات
هو میدانی چرا علتش را نمیپرسم؟ چرا شکایتی ندارم؟ چون هر .، خود،بیش از همه بر حال خویش آگاه است... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/286




دل ش.تگی

درخواست حذف اطلاعات
هوهیچ چیز بدتر از این نیست که بفهمی رفیق ترین رفقایت، به تو دروغ گفته اند...آدم به نقطه ای میرسد که دیگر تمام حرف ها را با شک و تردید میپذیرد. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/285




اعتماد

درخواست حذف اطلاعات
هو هیچ چیز بدتر از این نیست که ناگهان،حجم اعتمادت فرو بریزد... مثلن حس کنی دردغی شنیده ای، یا حس کنی دیگران چقدر پیشتر نسبت به تو احساس ناخوشایندی داشته اند... از این دست احوالات. احوالاتی که حتی لبخند را بر آدم حرام میکنند... #توبوا_الی_الله_توبه_نصوحا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/283




پدر

درخواست حذف اطلاعات
هو خسته ام مثل یتیمی که از او فرفره ای بستانند و به او . پر هم بدهند... تو روز پدر یه آدم . درباره ی پدرت بد حرف بزنه. . ترین آدم های روی زمین... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/282




فاصله مفهوم سوم*

درخواست حذف اطلاعات
هو تنها سه حرف فاصله است، میان این دو حرفی که جانم را به آتش کشیده است... این نهایت بی مهری است. و تو خود خوبتر از من میدانی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/281




.ابم مثل .مشهر

درخواست حذف اطلاعات
هو دلم دلتنگ تنگستان، رو دوشم درد خوزستانغرورم ایل قشقایی، توو رگهام خون کردستانتو خونَم جنگ تحمیلی، تو خونَت ملک اجدادی.ابم مثل .مشهر، ولی تو .م آبادی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/280




پریشان نویسی در باب یک بیت شعر*

درخواست حذف اطلاعات
هو اون دوست کی میتونه باشه؟ اونی ک حاضر باشی بخاطرش خونه رو ول کنی... خونه ای ک ازش خسته ای... *دلم یک دوست میخواهد ک اوقاتی ک دلتنگم/بگوید خانه را ول کن بگو من کی کجا باشم ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/279




روز زن مبارک

درخواست حذف اطلاعات
هو مردی که بخاطرِ دل همسرش در ساعت سی دقیقه ی بامداد هتلِ محلِِ اقامتشان را عوض میکند؛ قهرمانِ زنِ خانه است. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/278




تصویرِ نفسگیر

درخواست حذف اطلاعات
هو مردی زیر نور مهتاب خو.ده است... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/277




نا امیدی

درخواست حذف اطلاعات
هو نا امیدی یعنی نامه ات برود دانشکده ی مدیریت... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/268




شیرینیِ گمشده

درخواست حذف اطلاعات
هو دختری که هرگز مقابل چشم هیچ. حتی اندکی ضعف نشان نمیداد، عصر ولادت حضرت زینب وقتی زن میانسال با لهجه ی غلیظ عراقی میخواند اشک در چمشانش حلقه زد و از ترس اینکه مبادا گریه کند کلید خانه اش را برداشت و به اتاقِِ مهربانِ سبز رنگش پناه برد.  این از همان خاطره هایی بود که تا پایان عمر قرار است سایه ی تلخی اش روی زندگی ام بماند؛ از همان هایی که در زندگی هر زنی لااقل یکی دو تایی مشابهش هست. همان ها که وقتی پنجاه شصت ساله هم بشوی همین که خاطرش در یادت زنده شود اشک در چشمت حلقه میزند و بغضی فرو خورده سر باز میکند. من؛ دختر سر زنده ی خانه ی محله ی پردرخت تهران؛ حا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/269




عروسی با پیراهن شقایق

درخواست حذف اطلاعات
هو دختری بود که برگ شقایق را با لطافت، پیراهنی بلند و زیبا ساخت و در مهت. ترین شبِ شهر؛ کنار جوانی شادمان از زیر چادر مرمرینش لبخند زد. دختری که بر موهای مجعد شانه نخورده اش؛ تاج گلی رنگین داشت. و بر لبش کلام خدا جاری بود. درست از روی همان قرآن که روزی هدیه ی سفرش شده بود. آن ریسه های گل؛ آن نقل ها که هرگز بر سر عروس و داماد ریخته نشد؛ آن سادگی و بی تکلفی؛ لبخندِ ماه را درخشان تر کرد. به تاریخِ عقدِ زهرا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/270




کبوترم هوایی شدم...

درخواست حذف اطلاعات
هو دلتنگی مان شرح ندارد؛                             درست مثل ارادتمان... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/271




خانه داری

درخواست حذف اطلاعات
هو من کی آنقدر زنِ خانه شده بودم که صبح تا ظهر درس بخوانم، بعد . بخوانم، ظرف ها را بشویم. خانه را جارو کنم. رخت ها را از روی بند جمع کنم. احساس کنم کاسه ها نیاز دارند باز شسته شوند. تدارک شام را عصر ببینم. روضه بروم. شام درست کنم. ظرف ها را بشویم. ناهارِ فردا را بگذارم. ارائه ی صبحِ فردای . را تمرین کنم و بوی خوش مرغ و زعفران و ربِ سرخ شده و پیاز را نفس بکشم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/272




به فتح میم؛ بیست و هشتم

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/273




محرمیت

درخواست حذف اطلاعات
هو محرمیت . ای نیست که بین دو شخص جاری میشود؛ محرمیت قرابتی است که بواسطه ی آن نجوای دوست داشتنی ِِ زیر قبه ی سید ال. را؛ برای تو بازگو میکنم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/274




اولین خوابِ پس از مشهد

درخواست حذف اطلاعات
هو تو به پهلوی راست دراز کشیده ای. من ربع ساعتی است دارم صفحه مادرِ کودکِ اوتیستیک را زیر و رو میکنم. رسیده ام به محرم. شبِ هفتم. ع. یک سبد حصیری، از همان قدیمی ها که فقط در خانه ی "مامان جون" پیدا میشود را گذاشته. تمامش پر است از بسته های کوچکِ نذریِ پسته. چقدر این نگاهش را دوست دارم. اینکه نوشته است نذریِ آدم باید از آن چیزی باشد که خودش میخورد. دلم میریزد. یک جمله آن طرف تر نوشته "برای صبرِ دل . زمان و مادرانی که فرزندشان را از دست داده اند..." این جمله خیلی سنگین است. مادران کودک از دست داده. پ.ِ انگشتانم بی اختیار است. بلند میشوم و به لیوان نوشابه ای که رو ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/275




ای . المؤمنین را یار...

درخواست حذف اطلاعات
هو امشب که شبِ وفاتِ شماست، مایی که از صبح دلمان خوش بود به روضه ی سقایی که در .زاده امشب خوانده میشود، تمام فاصله ی اذان تا پایانِ جلسه را در صف انتظار . نشستیم تا چند دقیقه روبروی پزشک خداشناسِ نامی محل بنشینیم و بگوییم از صبح دردِ مداومی در پشتمان پیچیده، نه اینکه هردو یکباره به بیماری ی.انی مبتلا شده باشیم، نه؛ همین که همسفرم بگوید کلیه اش درد میکند و آقای . مشت محکمی بر پشتش بنشاند، درد در پشت من هم میپیچد و به این فکر میکنم که سنگِ کلیه چیز مز.فی است و ای کاش این احتمال، تنها،خیالِ خامِ ما دو تا جوانِ دلداده باشد... ما از روضه ی شما، از روضه ی علمدا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delbaramad.blog.ir/post/276