وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

گاه نوشته های یک فریبا

آخرین مطالب گاه نوشته های یک فریبا به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



939 - چرا مطلب رمز دار؟

درخواست حذف اطلاعات
شاید بعضیا بگن این دیگه چه خودشو لوس میکنه هی زرت زرت رمز دار میذاره!  خودم هم از رمزی نوشتن زیاد خوشم نمیاد!  ولی مطالب رمزی ام به دو دلیل هست! یه مسائل مربوط به زندگی متاهلیه که هر .ی نباید بخونه!  یا مربوط به زندگی شخصیه منه و از اونجایی که یه سری از ادمهایی که قبلا اینجا رو میخوندن هنوز هم میخونن! (نمیدونم واقعا چرا هنوز داری میخونی!؟؟ :)))) ) دوست ندارم از زندگی من چه خوبش و چه بدش با خبر باشن!  وگرنه چیز دیگه ای تو زندگی ما نیست والا!  ما صاف و صوفیم عینهو کف دستمون.  پی نوشت:  خب هستی خانم عزیز که برای من کامنت خصوصی میذاری رمز میخوای. من چجوری بهت ر... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/03/28/937-چرا-مطلب-رمز-دار




938 - توانایی!

درخواست حذف اطلاعات
به نظر من حفظ ظاهر و تظاهر به یک حسی که اصلا نداریش خیلی توانایی بالایی هست.  و من متاسفانه ندارمش!  و بیشتر سوئ تفاهمهایی که پیش میاد ناشی از همین توانایی نداشته س!  خیله بده! :؟ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/03/22/938-توانایی




937 - چگونه اقای همسر را با خود همراه کنیم! :))))

درخواست حذف اطلاعات
امشب ما افطاری دعوت مادر بودیم و همه هم بودن طبق معمول! من عصر به اقای همسر پیام دادم و یاداوری . امشب همه باغ دعوتنااا یادت نره!!!!!  دیدم در کمال خونسری پیام میده عزیزم بابا اینا یکم کار دارن میخوام برم کمکشون شما برو...  منم گفتم باشه ! منم نمیرم پس!  جواب میدن: عه! برای چی نری؟ تنها بمونی چیکار؟ برو همه هستن خوش میگذره برو شما ...  حالا از ایشون اصرار که من کار دارم و شما برو و حالا وقت شد میام و هوا خوبه و همه هستند و خوش میگذره و این تن بمیره و ..  منم انکار که الا و بلا یا باهم میریم یا منم تنها میشینم تو خونه و نمیرم.  خلاصه ا.ین پیام رو ساعت 7 بهشون دادم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/03/15/937-چگونه-اقای-همسر-را-با-خود-همراه-کنیم




935 - ماه عسل

درخواست حذف اطلاعات
یک همزاد پنداری خاصی با خواهران منصوریان داشتم. البته با این تفاوت که پدر ما کارگر و فقیر نبود.. . پدر ما ما رو ترک نکرد. پدرمون بود..  یعنی هست ...  ولی انگار که نبود.. انگار که نیست...  پی نوشت: نمیدونم واقعا پدرشون رو بخشیدند؟ یا تو برنامه خواستند ظاهر حفظ کنند! من که نمیبخشم... جای اونا هم بودم نمیبخشیدم!  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/03/13/ماه-عسل




936 - اندر احوالات زندگی متاهلی!

درخواست حذف اطلاعات
یکی از مسائل من و اقای همسر شرکت در مهمانی های خانواده دو طرف هست!  من به ایشون میگم از مهمونی های خانواده شما خوشم نمیاد خیلی رسمی و تعارفیه!!!  ایشون هم میگه منم خیلی حوصله مهمونی های شما رو ندارم چقدر شلوغید!  خدائی راس میگه ما خیلی شلوغیم. مهمونی معمولی معمولی مون زیر 20 نفر نیست!!! یه عالمه هم که بچه مچه اون وسط میلوله!!!  همش هم داریم میخوریم و میخندیم هر کی هم میگه با اجازتون ما دیگه بریم همه میگن کجا بابا حالا سر شبه! حالا سر شبه مثلا ساعت 9 و 10 و اینا نیستااا ساعت 1 نصف شبه مثلا!!!!  البته ایشون کم کم داره از .ای ما خوشش میاد (به شرطی که خیلی طولانی نش?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/03/15/936-اندر-احوالات-زندگی-متاهلی




937 - چگونه اقای همسر را با خود همراه کنیم! :))))

درخواست حذف اطلاعات
امشب ما افطاری دعوت مادر بودیم و همه هم بودن طبق معمول! من عصر به اقای همسر پیام دادم و یاداوری . امشب همه باغ دعوتنااا یادت نره!!!!!  دیدم در کمال خونسری پیام میده عزیزم بابا اینا یکم کار دارن میخوام برم کمکشون شما برو...  منم گفتم باشه ! منم نمیرم پس!  جواب میدن: عه! برای چی نری؟ تنها بمونی چیکار؟ برو همه هستن خوش میگذره برو شما ...  حالا از ایشون اصرار که من کار دارم و شما برو و حالا وقت شد میام و هوا خوبه و همه هستند و خوش میگذره و این تن بمیره و ..  منم انکار که الا و بلا یا باهم میریم یا منم تنها میشینم تو خونه و نمیرم.  خلاصه ا.ین پیام رو ساعت 7 بهشون دادم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/03/15/937-چگونه-اقای-همسر-را-با-خود-همراه-کنیم




ماه عسل

درخواست حذف اطلاعات
یک همزاد پنداری خاصی با خواهران منصوریان داشتم. البته با این تفاوت که پدر ما کارگر و فقیر نبود.. . پدر ما ما رو ترک نکرد. پدرمون بود..  یعنی هست ...  ولی انگار که نبود.. انگار که نیست...  پی نوشت: نمیدونم واقعا پدرشون رو بخشیدند؟ یا تو برنامه خواستند ظاهر حفظ کنند! من که نمیبخشم... جای اونا هم بودم نمیبخشیدم!  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/03/13/ماه-عسل




934 - ماه خدا

درخواست حذف اطلاعات
ماه رمضون رو دوست دارم با اینکه نمیتونم روزه بگیرم ولی حس و حالش رو دوست دارم.  مدتهاست (تقریبا یک سالی میشه) یه فکری برای استارت یه گروه خیریه تو ذهنمه ولی از شروعش ترس دارم  میترسم .ی حمایت نکنه .ی اعتماد نکنه و نتونم به جاییش برسونم  الان که ماه رمضانه دوباره فکرش اومده به سرم.. هی بالا پائین میکنم  شروع کنم نکنم.. اعلام کنم نکنم..  نمیدونم..  کاش میدونستم ایده م میگیره خیلی کارها میشه کرد ولی همیشه شروع یه کار بزرگ سخته!  دارم فکر میکنم..  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/03/07/934-ماه-خدا




932 - این روزها چه گذشت!

درخواست حذف اطلاعات
1.  خیلی روزهای پر فشار و پر استرسی بود.  همش در حال بدو بدو و کل کل بودیم.  از اینور به اونور از این گروه به اون گروه از این کانال به اون کانال از این ستاد به اون ستاد  حرفهای تکراری میشنیدم .. .، انرژی هسته ای، تورم، سند 2030، و عین اسفند رو آتیش جز جز میزدم که یه جوری بتونم بگم نههههههههههه این اونی نیست که شما فکر میکنید! نه اینطوری نیست! نه برو اینو بخون! نه ببین اینو ببین! نه نه ...  تموم شد..  نفس راحنی کشیدم..  30 اردیبهشت راحت خو.دم تا فردا ظهرش!!!!!  2.  دیروز دعوت شدیم به همایش فعالین ستادهای انتخاباتی . .!  وووااااوووو  دیدن رییس جمهور و معاون اول محب... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/03/04/932-این-روزها-چه-گذشت




933 - ویژه متاهلین!

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/03/06/933-ویژه-متاهلین




931 - کلاس

درخواست حذف اطلاعات
چقدر حس کلاس و . ندارم!  کاش زودتر این دو ماه هم بگذره از شر این ترم و کلا هر چی کلاسه خلاص بشم.  هر چند بعدش تازه اول بدبختیه امتحان جامع و تز و سمینار و فرصت و ... کوفت و ... والا!! ولی بهتر از کلاس رفتنه!  .مون همش میگه ما خااااااارج که بودیم هیچوقت نشد صبح که پا میشدم برم . بگم ای وای باز باید برم . وای کی شه عصر شه برم خونه!  خب یکی نیست بگه استااااد! اونا با شما چکار می. که اینجور مشتاق درس بودین؟ خب با ما هم همینکارو کنین دیگه من فراااااااااااری ام از . فرااااااااااااری!!  الان حسی که من دارم مثل یه زندونیه که داره لحظه شماری میکنه زودتر مدت حبسش تموم بشه آ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/02/11/931-کلاس




932 - این روزها چه گذشت!

درخواست حذف اطلاعات
1.  خیلی روزهای پر فشار و پر استرسی بود.  همش در حال بدو بدو و کل کل بودیم.  از اینور به اونور از این گروه به اون گروه از این کانال به اون کانال از این ستاد به اون ستاد  حرفهای تکراری میشنیدم .. .، انرژی هسته ای، تورم، سند 2030، و عین اسفند رو آتیش جز جز میزدم که یه جوری بتونم بگم نههههههههههه این اونی نیست که شما فکر میکنید! نه اینطوری نیست! نه برو اینو بخون! نه ببین اینو ببین! نه نه ...  تموم شد..  نفس راحنی کشیدم..  30 اردیبهشت راحت خو.دم تا فردا ظهرش!!!!!  2.  دیروز دعوت شدیم به همایش فعالین ستادهای انتخاباتی . .!  وووااااوووو  دیدن رییس جمهور و معاون اول محب... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/03/04/932-این-روزها-چه-گذشت




931 - کلاس

درخواست حذف اطلاعات
چقدر حس کلاس و . ندارم!  کاش زودتر این دو ماه هم بگذره از شر این ترم و کلا هر چی کلاسه خلاص بشم.  .مون همش میگه ما خااااااارج که بودیم هیچوقت نشد صبح که پا میشدم برم . بگم ای وای باز باید برم . وای کی شه عصر شه برم خونه!  خب یکی نیست بگه استااااد! اونا با شما چکار می. که اینجور مشتاق درس بودین؟ خب با ما هم همینکارو کنین دیگه من فراااااااااااری ام از . فرااااااااااااری!!  الان حسی که من دارم مثل یه زندونیه که داره لحظه شماری میکنه زودتر مدت حبسش تموم بشه آزاد بشه!  والا  با این .اشون! :/ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/02/11/931-کلاس




926 - خااااااااااااااارج

درخواست حذف اطلاعات
من همیشه تو رویاهام تصور می. که بزرگ بشم میرم خارج از کشور و ایران نمیمونم!!  درسته هر چی بزرگتر شدم به رویام نزدیک و نزدیکتر شدم ولی وقتی تصورش می. میدیدم خیلی سختمه! دور از خانواده تو مملکت غریب هر چند هر کی رفته میگه بابا غریب کجا بود انقدر خوش میگذرهههههههههههههههههه خلاصه که ا.ین امیدمون که همانا ادامه تحصیل در مقطع .ی در خارج از کشور بود با ازدواج .مون و قبول شدن .ی در ایران به کلی پ.ر گشت!  ولی خب این باعث نمیشه که من خارج نرم بازم!  این بود که توقعم رو از زندگی در خارج به مسافرت به حارج تقلیل دادم!  حالا چندغاز پول دارم هی دارم بالا پائین میکنم که ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/01/27/926-خااااااااااااااارج




927 - دروغ... دروغه!

درخواست حذف اطلاعات
یه کاری رو تحویل گرفته بودم قبل از عید  قرار بود نهایتا تا 20 اسفند دیگه نشد تا ا. اسفند براشون بفرستم.  با اینکه همون موقع کار تموم شده بود و انجامش داده بودم و حتی پیام دادم به مجری کار که من کار رو انجام دادم و براتون میفرستم نمیدونم چی شد که وقت ن. بفرستم!  درگیر .یدای عروسی بودم ... امروز و فردا . و . و . تا یادم رفت کلا!!! دیدم امروز تو گروه پیام دادن که چرا .انی که قرار بود قبل عید کاراشون رو تحویل بدن تحویل ندادن و خیلیا شروع . به عذرخواهی که ما تا ا. هفته میفرستیم و داریم روش کار میکنیم!  اوه! حالا من چی بگم؟ تو محل کارمون یاد گرفته بودم سابقه خودمون رو .... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/01/27/927-دروغ-دروغه




928 - صداقت :)))

درخواست حذف اطلاعات
"عروس خانم خوشگلم، برای تازه عروس هایی که به ما افتخار میدن همکاری کنند، ی.ال تاخیر در انجام تمام امور محوله مجاز و قابل توجیه می باشد. "  پاسخ مدیر پروژه به پیام درج شده در پست قبلی!  پی نوشت:  1. پاسخ رو حال کردین؟ :) 2. نکته: مدیر پروژه خانم می باشد!!!  3.. عمرا اگر فکر کرده باشین مدیر پروژه ممکنه خانوم بوده باشه! نه!؟  :)))) 4. به نظرتون اگر مدیر پروژه مرد بود (بویژه همونی که باهاش کار می.!!!!) چه جو. میداد!؟ :/ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/02/01/928-صداقت




929-صداقت تا چه حد؟

درخواست حذف اطلاعات
پیرو پستهای قبل، دارم به این فکر میکنم که این صداقت مورد نظر رو تا چه حد باید رعایت کرد؟  مثلا:  از یکی خوشم نمیاد و به تلفنهاش جواب نمیدم و باهاش هم تماس نمیگیرم! اتفاقی منو میبینه و میگه عههه چه کم پی.؟؟ چرا تلفن جواب نمیدی؟ چرا زنگ نمیزنی؟؟  بهش بگم خوشم از ریختت نمیاد؟ :/ یا مثال همون داستان فامیل جن گیر! که من اصلا خوشم نمیومد برم خونشون ببینمش ولی از بس اصرار کرد و .ماس من قبول . و رفتم دیدمش!  اگر میخواستم خیلی صادق باشم باید بهش میگفتم ببین خانوم همه میدونند شما اصلا چشم نداری منو ببینی و مدام تو در و همسایه پشت سر من و مامانم داری حرف میزنی الان... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/02/05/929-صداقت-تا-چه-حد




930 - فرصت مطالعاتی!

درخواست حذف اطلاعات
صحبت در مورد فرصت مطالعاتی و بورس های پژوهشی . بود.  دوستان در مورد مدت زمان ها و هزینه ها و سختی ها و مزایاش صحبت می.د.  به عنوان یه ادم دنیا دیده :)) بهشون توصیه . تا مجردند از این فرصت ها استفاده کنند!  پرسیدند تو نمیری؟  گفتم والا چی بگم! خیلی دوست دارم برم ولی فکر نکنم طاقت بیارم!  میفرمایند: طاقت چی؟ دوری؟؟  فرمودم بله خب! حداقل 3 ماه باید همسرمو بذارم برررم خااارج! دلم تنگ میشه خب!!  غش غش میخندن و میگن وااااااااااای چه بت نمیااااااااااد!! :؟ :/  واقعا دوستان چی فکر . در مورد من؟؟ خبر ندارن همسر محترم الان دو روزه رفته .یت من دارم پر پر میزنم از غم دور ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/02/11/930-فرصت-مطالعاتی




925 - جن جن جن!

درخواست حذف اطلاعات
عاقا من چرا هر جا میرم حرف از جن هست!؟؟؟ امروز کیک پختم اوردم برای دوستام تو خوابگاه، از در نیومده تو میگن وااااااااااااااای فریباااااااااااااااا اتاااااااااااقموووووووووووون جن داااااااااااااااارهههههههههههههههههههه هههه هههههههه!  بعد توضیح میدن که در اتاق خودبخود قفل شده  یکی میزنه به در وقتی میری پشت در میبینی .ی نیست!  وسایل اتاق جابجا میشه  و ........!!!!!!! نکنه جنه داستان قبلی همراه من اومده باشه تا اینجا!؟  راستشو بگوووو  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/01/26/925-جن-جن-جن




926 - خااااااااااااااارج

درخواست حذف اطلاعات
من همیشه تو رویاهام تصور می. که بزرگ بشم میرم خارج از کشور و ایران نمیمونم!!  درسته هر چی بزرگتر شدم به رویام نزدیک و نزدیکتر شدم ولی وقتی تصورش می. میدیدم خیلی سختمه! دور از خانواده تو مملکت غریب هر چند هر کی رفته میگه بابا غریب کجا بود انقدر خوش میگذرهههههههههههههههههه خلاصه که ا.ین امیدمون که همانا ادامه تحصیل در مقطع .ی در خارج از کشور بود با ازدواج .مون و قبول شدن .ی در ایران به کلی پ.ر گشت!  ولی خب این باعث نمیشه که من خارج نرم بازم!  این بود که توقعم رو از زندگی در خارج به مسافرت به حارج تقلیل دادم!  حالا چندغاز پول دارم هی دارم بالا پائین میکنم که ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faribaa.blog.ir/1396/01/27/926-خااااااااااااااارج