وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

دست به قلم

آخرین مطالب دست به قلم به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



بادبادک باز

درخواست حذف اطلاعات
رمان بادبادک باز، داستانی است از زندگی دو دوست افغان. از کودکیشان، از زندگیشان، از جنگ می گوید؛ سالها می گذرد اما در انتها باز هم سخن از دوستی و برادری به میان می‌آید. جملات کتاب به جان آدم می‌نشیند، حرف‌هایی که انگار بارها و بارها در زندگیت آن‌ها را لمس کرده‌ای. ازمتن کتاب: دلم پر از غم شد. بازگشت به کابل مثل دیدار دوستی دیرین و از یاد رفته بود که وقتی شتابان به سویش می‌روی، می‌بینی که روزگار بر او سخت می‌گذرد و بی خانه و کاشانه و تنگدست شده!  از تلخی‌های جنگ همین است، هیچ چیز مثل قبل نمی‌شود. فارغ از جایی که زندگی می‌کنیم، اگر کودکیمان را ب... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://farzanehipakchi.blog.ir/1396/01/26/the-kite-runner




یادگیری های ماندگار

درخواست حذف اطلاعات
در طول این سال‌ها، از خیلی آدم‌ها، کتاب‌ها و....چیزهایی یاد گرفته‌ام. اما خیلی مواقع آن‌ها را فراموش کرده‌ام. خیلی وقت‌ها چیزهایی را یادگرفته‌ام اما آن .ی که به من شیوه‌ را آموخته یادم نمی‌آید. یک سری درس‌ها هم از یادم نمی‌روند نه خود آن درس نه شیوه‌ی یادگیری‌اش. دوست دارم بدانم چطور می‌شود که چنین اتفاقی می‌افتد. از الفبا درس دادن معلم در سال اول دبستان آنچنان چیزی به یاد ندارم، هرچند هر لحظه از ثمرات آن‌ بهره می‌برم. حرف‌ها و کتاب‌هایی که می‌آیند تا عین به عین حفظ شوند و باز پس داده شوند، یادم نمی‌آید. از آن وقت‌هایی که من به اجبار بای?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://farzanehipakchi.blog.ir/1396/02/18/یادگیری-های-ماندگار




زبان پنجره ها

درخواست حذف اطلاعات
خیلی چیزها برای آدم بی معنا هستند، انگارآدم نمی‌بیندشان. زمان می‌گذرد، آمدن‌ها و رفتن‌ها، شنیدن‌ها و دیدن‌ها برای انسان معنا سازی می‌کنند. چیزی یا .ی که قبل‌تر کمرنگ بوده مهم می‌شود،  مهمان قلبمان می‌شود. انسان به مرور با مکان‌ها هم عجین می‌شود و انس می‌گیرد. روز اولی که پا به فضای . گذاشتم این ساختمان و پنجره‌هایش برایم بی‌معنا بودند، از پله‌هایش بالا رفتیم. .گفت اولین درس این است: دست‌های معمار باید همیشه بوی خاک بدهد. از قضا آن فضا خاکیمان کرد! گفت: باید تجربه کرد. نگرش . و رفتارش این بود:دل شاگرد را دری.م، تا دُری.م. هر روز به... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://farzanehipakchi.blog.ir/1396/03/09/زبان-پنجره-ها




درباره ی انتظار نداشتن

درخواست حذف اطلاعات
احساس می‌کنم انتظار از آدم‌ها درست از همان لحظه‌ای که برای اولین بار با آن‌ها برخورد می‌کنیم، در ما شکل می گیرد. نمی‌دانم چرا اما آگاهانه یا نا آگاهانه بار بعد که قرار است با او رو به رو شویم، انگار یک سری رفتارها را در دایره‌ی ذهنیمان برای او پیش‌بینی می‌کنیم. دیدار اول با یک نفر ممکن است در شرایط خوبی باشد یا موقعیتی طاقت فرسا، اینکه در چه شرایطی با خود واقعیِ افراد  ملاقات می‌کنیم هم روی ما تاثیرگذار است. حالا اگر اولین دیدار بشود بهترین برخوردی که به عمر در رابطه با موضوعی دیده‌ای، این برای ما انتظار ایجاد می‌کند. مثلا این‌که می‌بینی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://farzanehipakchi.blog.ir/1396/03/12/درباره-ی-انتظار-نداشتن




زبان پنجره ها

درخواست حذف اطلاعات
خیلی چیزها برای آدم بی معنا هستند، آدم نمی‌بیندشان. زمان می‌گذرد، آمدن‌ها و رفتن‌ها و شنیدن‌ها و دیدن‌ها برای انسان معنا سازی می‌کنند. چیزی یا .ی که قبل‌تر کمرنگ بود مهم می‌شود،  مهمان قلبمان می‌شود. انسان به مرور با مکان‌ها هم عجین می‌شود و انس می‌گیرد. روز اولی که پا به فضای . گذاشتم این ساختمان و پنجره‌هایش برایم بی‌معنا بودند، از پله‌ها بالا رفتیم.  .گفت اولین درس این است: دست‌های معمار باید همیشه بوی خاک بدهد. از قضا آن فضا خاکیمان کرد! گفت: باید تجربه کرد. گفت: دل شاگردان را دری.د تا دُر ی.د. هر روز به امید کلامی که کمی ما ر?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://farzanehipakchi.blog.ir/1396/03/09/زبان-پنجره-ها




یادگیری های ماندگار

درخواست حذف اطلاعات
در طول این سال‌ها، از خیلی آدم‌ها، کتاب‌ها و....چیزهایی یاد گرفته‌ام. اما خیلی مواقع آن‌ها را فراموش کرده‌ام. خیلی وقت‌ها چیزهایی را یادگرفته‌ام اما آن .ی که به من شیوه‌ را آموخته یادم نمی‌آید. یک سری درس‌ها هم از یادم نمی‌روند نه خود آن درس نه شیوه‌ی یادگیری‌اش. دوست دارم بدانم چطور می‌شود که چنین اتفاقی می‌افتد. از الفبا درس دادن معلم در سال اول دبستان آنچنان چیزی به یاد ندارم، هرچند هر لحظه از ثمرات آن‌ بهره می‌برم. حرف‌ها و کتاب‌هایی که می‌آیند تا عین به عین حفظ شوند و باز پس داده شوند، یادم نمی‌آید. از آن وقت‌هایی که من به اجبار بای... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://farzanehipakchi.blog.ir/1396/02/18/یادگیری-های-ماندگار




قوی سیاه قسمت دوم

درخواست حذف اطلاعات
کتاب قوی سیاه تمام شد، اما امیدوارم قوهای سیاه مثبت در راه باشند! نکته‌ای در خصوص این کتاب هست و اون این‌که احساس می‌کنم افکار نویسنده حتی در سبک نوشتار او هم جاری هست، نویسنده در کتاب مدام از تجربه‌گرایی و شکاک بودن صحبت می‌کنه، و سبک نوشتار هم اینگونه هست؛ هر مطلبی که بیان می‌شه بعد از اون به واسطه‌ی یک یا چند مثال تکمیل می‌شه. نویسنده به کارل پوپر و ابطال گرایی گرایش داره، و این موضوع رو هم من به وضوح در نوشته‌‌‌هاش مشاهده .، آوردن .شه‌ای و اثبات نادرستی آن! نسیم طالب در این کتاب مدام افکار خطی را به چالش می‌کشد. می‌گوید نقطه‌هایی که ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://farzanehipakchi.blog.ir/1396/01/18/black_swan_2




بادبادک باز

درخواست حذف اطلاعات
رمان بادبادک باز، داستانی است از زندگی دو دوست افغان. از کودکیشان، از زندگیشان، از جنگ می گوید؛ سالها می گذرد اما در انتها باز هم سخن از دوستی و برادری به میان می‌آید. جملات کتاب به جان آدم می‌نشیند، حرف‌هایی که انگار بارها و بارها در زندگیت آن‌ها را لمس کرده‌ای. ازمتن کتاب: دلم پر از غم شد. بازگشت به کابل مثل دیدار دوستی دیرین و از یاد رفته بود که وقتی شتابان به سویش می‌روی، می‌بینی که روزگار بر او سخت می‌گذرد و بی خانه و کاشانه و تنگدست شده! از تلخی‌های جنگ همین است، هیچ چیز مثل قبل نمی‌شود. فارغ از جایی که زندگی می‌کنیم، اگر کودکیمان ر... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://farzanehipakchi.blog.ir/1396/01/26/the-kite-runner




کنولپ

درخواست حذف اطلاعات
اولین کت. که امسال خوندم، «کنولپ» نوشته‌ی هرمان هسه بود. راستش این بار بیش از نام کتاب و نویسنده‌اش، به خاطر طرح روی جلد کتاب رو .یدم! نشر ماهی کتاب‌هاش وسوسه‌انگیز است. نقش و نگار زیبای روی جلدهایش آدم را وادار می‌کند که هر چند وقت یکبار یکی از کتاب‌هایش را بخواند. این داستان درباره‌ی کنولپ بود، انسانی که هروقت، مطابق میلش هر آنچه خواسته کرده است. .ی که نان از سادگی و بی غل وغش بودنش می‌خورد. داستان .ی است که می‌تواند به‌یکباره برای خاطر آنچه که به راستی در آن لحظه می‌خواهد، قید همه‌ی چیزهای اطرافش را که به نظر دیگران درست می‌آیند را بزند. ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://farzanehipakchi.blog.ir/1396/01/03/hermann_hesse_knulp




متفاوت ها

درخواست حذف اطلاعات
بعضی آدم‌ها متفاوت‌اند. تو را دست پر می‌خواهند. ارتباط با این آدم ها سخت است ولی ارزشمند. وقتی کنارشان هستی احساس می‌کنی باید حرفی برای گفتن داشته باشی. این آدم‌ها بر خلاف بسیاری دیگر، می‌خواهند که بزرگ‌تر شوی. اگر سخت گیر باشند حتی ممکن است این را به تو تذکر دهند و شاید هم نه. اما تو از نگاهشان این را می‌خوانی آن‌ها حتی از سکوت تو چیزهایی را که باید درمی‌یابند. در برابر آن‌ها باید سکوت کرد. باید حرفی داشت و خیلی وقت‌ها چیزی نگفت. حرفی که اگر از سطح آن خواستیم کمی پایین‌تر برویم پایمان نلرزد. سطحی نبودن و عمیق بودن منظورم فقط در رابطه با مسائ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://farzanehipakchi.blog.ir/1396/01/05/آدم-های-متفاوت




قوی سیاه

درخواست حذف اطلاعات
این روزها دارم کتاب قوی سیاه، نوشته نسیم طالب را می‌خوانم. قوی سیاه را از جانب یکی از دوستان عزیز و ارزشمندم هدیه گرفته‌ام، هدیه‌ای بود غیر منتظره؛ پیرامون مسائلی که انتظار وقوعشان را نداریم، پیرامون قوی سیاه! قوی سیاه پدیده‌ای است پیش‌بینی ناپذیر که بعد از وقوع اتفاقا پیش بینی پذیر می‌نماید. این کتاب از عدم قطعیت می‌گوید، از این که دنیای اطرافمان پیچیده‌تر از آن چیزی است که ما تصورش را می‌کنیم، و با انواع روش‌ها قصد داریم از این پیچیدگی بکاهیم تا بتوانیم جهان را درک کنیم. غافل از این که این روش‌ها، نظیر داستان‌سازی و خطای تایید و ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://farzanehipakchi.blog.ir/1396/01/07/black_swan




متفاوت ها

درخواست حذف اطلاعات
بعضی آدم‌ها متفاوت‌اند. تو را دست پر می‌خواهند. ارتباط با این آدم ها سخت است ولی ارزشمند. ادامه مطلب ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://farzanehipakchi.blog.ir/1396/01/05/آدم-های-متفاوت




کنولپ

درخواست حذف اطلاعات
اولین کت. که امسال خوندم، «کنولپ» نوشته‌ی هرمان هسه بود. راستش این بار بیش از نام کتاب و نویسنده‌اش، به خاطر طرح روی جلد کتاب رو .یدم! ادامه مطلب ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://farzanehipakchi.blog.ir/1396/01/03/hermann_hesse_knulp




سال نو

درخواست حذف اطلاعات
سال که نو می‌شود دوست دارم کاری انجام بدهم، حرکتی کنم، .ن نباشم!  سال که نو می‌شود دلم می‌خواهد آرزو کنم، دوست دارم من هم نو شوم. نمی‌دانم شاید .ید لباس عید است که از بچگی این را در ذهنم شکل داده است، با این تفاوت که آن‌موقع لباس تنم نو می‌شد و الان دوست دارم به قول شاعر: در سرم .شه نو شود. به هر حال سال دیگری آغاز شد، با هیجان! آ. هیجان هم دارد دیگر. سال جدید می‌آید، مثل دوست مهربانی که دیر به دیر می‌بینیش و وقتی می‌آید کلی حرف داری برایش، کلی ذوق و شوق داری برای دیدنش. بهار ما هم دوست مهربانی است که دیر به دیر می‌آید، دوست مهربانی که هر سال با آ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://farzanehipakchi.blog.ir/1396/01/01/new-year