وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

فیلوزوف

آخرین مطالب فیلوزوف به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



این چیست؟

درخواست حذف اطلاعات
ادای آدم های صبور را در می آورد، کاری به کار دنیا ندارد. فقط ریز ریز صدا می دهد، صدایش مفهوم نیست، هر چه هست کلماتش بی معناست، صامت مصوت صامت، صامت مصوت صامت، سعی می کنم چیزی دستگیرم شود ولی روده درازی هایش هر روز هر ساعت هر دقیقه هر ثانیه ادامه دارد، آن هم چند آوای بی معنا و پرحرف. هر چه است همه شان اینطوری اند، .ت نیستند که بتوان گفت .تند، بی حرکت هم که نیستند بتوان گفت علیل اند. اگر اتاق شلوغ باشد به چشم نمی آید، ریتم حرفهایش شبیه تسبیح چرخاندن مادر بزرگ هاست، شبیه چکه هایی کم عمر و ریزنقش.  صبح زودتر از بقیه همسایه ها بیدارم می کند و لحظه به لحظه مقاب?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/502




بلاگر مولف

درخواست حذف اطلاعات
دیزالو رو می شناسین؟ -سپاس امین ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/501




گوشواره های پولکی

درخواست حذف اطلاعات
کافی ست با یک سلام مخاطبم شوی مثل .ب که گل از گلمان شکفته بود .ب با صدای بلند جار زدم که یادگار عشق را  با دستانم در برهوتی چال کنم همه جا ولوله بود خیابان ها  شلوغ ترین نقطه شهر همه می پرسیدند چه خبر است؟ مضحکه است و . می دادند من همه صداهای اطرافم را می شنیدم صدای آن پیرمرد دست فروش بمیری که زدی زیر کاسه کوزه مان بساطتش را کول می کند  ادامه مطلب ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/500




الفبا

درخواست حذف اطلاعات
الفبای دیروز و امروز منسکوت و خاموشی حرف های صامتاشاره هاو کوری چشمانی بینا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/499




چشمان خمارت

درخواست حذف اطلاعات
شما هم اگر حوصله نکردید نخوانید، مثل او که حوصله نکرد... وقتی هنوز معنی واقعی ازدواج و یا رابطه با دختر را نمی دانستم، با دیدن هر زوج جوانی خودم و تو را در کالبد آنها تجسم می .، فکر می . حق همه آدم ها این است که در جوانی با شخصی آشنا بشوند و بقیه عمرشان را با او بسر کنند، آن زمان ها هنوز چهره زیبای تو را ندیده بودم، تصویرت بیش تر سیاه و سفید و بریده و بریده بود، وقتی چشمانم را می بستم، در زمینه ای آغشته به سیاهی، گاهی چشمانت، گاهی شکل کامل چهره ات و گهگاهی خنده هایت را می دیدم، من برنامه ام این بود که تو ایرانی نباشی، بیشتر دخترهایی که دوستشان داشتم خارجی ب... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/497




تلخ و شیرین های تو

درخواست حذف اطلاعات
دروغ. .ب دروغی که بخاطرت گفته بودم را همه فهمیدن، همه ما گاهی دروغ می گوییم، بقول .مان که می گفت: گاهی دروغ بشر را از بزنگاه های خطرناکی نجات داده است، اکنون من بیشتر شبیه آدم های درون گرای پوچ و کج فهمی شده ام که همه چیز را به تو ربط می دهم. گویی تو بودی و بعد از آن دنیا زیر پاهایت شکل گرفته است. شاید تو شاهد همه ی این تئوری های مز.ف مثل بیگ بنگ و داروین و آدم و حوا بوده ای. نکند که حوا باشی...نه ... تو هم دروغ می گفتی، چون از نسل آدمی، دروغ می گویم پس هستم. می دانی کی و کجا دروغ گفتی؟ نه نمی دانی، اما من جاهایی را که تو دروغ گفته ای و لحظه هایی را که برایم تلخ کرده... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/498




چشمان خمارت

درخواست حذف اطلاعات
شما هم اگر حوصله نکردید نخوانید، مثل او که حوصله نکرد... وقتی هنوز معنی واقعی ازدواج و یا رابطه با دختر را نمی دانستم، با دیدن هر زوج جوانی خودم و تو را در کالبد آنها تجسم می .، فکر می . حق همه آدم ها این است که در جوانی با شخصی آشنا بشوند و بقیه عمرشان را با او بسر کنند، آن زمان ها هنوز چهره زیبای تو را ندیده بودم، تصویرت بیش تر سیاه و سفید و بریده و بریده بود، وقتی چشمانم را می بستم، در زمینه ای آغشته به سیاهی،گاهی چشمانت، گاهی شکل کامل چهره ات و گهگاهی خنده هایت را می دیدم، من برنامه ام این بود که تو ایرانی نباشی، بیشتر دخترهایی که دوستشان داشتم خارحی ب?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/497




گره

درخواست حذف اطلاعات
گربه کله اش را به پاهای من می مالید تو سرت را روی شانه ام گذاشته بودی جای دست هایمان یادم نیست دست راستم در دست چپت  هر دو توی جیب کاپشنم با دماغ هایی یخ زده  نوک هایی سرخ رنگ  شبیه دلقک های سیرک ببین بیست تا انگشت با هم گره خورده اند پا بجنبانیم و گره ها را یک به یک باز کنیم روزی یک گره بیست روز با منی  بیست شب با منی، اما زود تمام می شود ی.ال هم باشد باز زود است انقدری بین انگشتانمان گره می زنم که تمامی نداشته باشد هر هزار روز یک گره باز هم کم است... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/496




دیدو

درخواست حذف اطلاعات
افق دید تو و من یا افق دید ما به اندازه فاصله نیمکت تا پای برج بود ریسه های رنگارنگ برج مخابرات بزرگتر و پرنورتر از آنی بودند که در روشنای روز  خیلی دور از ما روی تپه ای  بر فراز شهر  گویی هر یک از دیدارهای ما روی یکی از همین چراغ های گرد و خوش رنگ نقش بسته باشد در هپروتمان  یک سر ریسه ها را تو می گرفتی و سر دیگرش را من آن را بر گرداگرد درخت کاج می کشیدیم بعد از تو  هر بار چند ساعتی در جای تو می نشینم  و بقیه عمرم را بجای خودم بودن بجای تو سخت است شبیه پیرمردهای قوز کرده  با چشمک ریسه ها چشمک می زنم چهار رنگ مورد علاقه ات و بهترین آنها بنفش بگو کی ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/495




لذت

درخواست حذف اطلاعات
دوست دارم با تو دوباره برای همیشه شاعر شعرهای عاشقانه آنچنانی باشم دوست دارم رنگ شعرهایم رنگ چشمان تو باشد لبخندشان لبخند تو باشد اما حالا تا وقت آمدنت  شعرهای هم رنگ تو را به آغوش می کشم. عشق از سرم پریده بود تو دوباره کار دستم دادی لعنت به لذت های پر از درد ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/493




برمی خیزم و باز...

درخواست حذف اطلاعات
شب به دور از چشمان تیز آگاهی دوست داشتن در من جوانه می زند آزادى در شاهرگ هایم فریاد می کشد برمی خیزم  . چاک می کنم به سوی تو می دوم و آنگاه ششلول ها غنچه ها را نشانه می روند یک، دو، سه  صدای انفجار  می افتم  در کنار گل های سرخ آزادى و باز تاریکی نزدیک است. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/494




زیبای پنهان

درخواست حذف اطلاعات
. کلمات در غبار تیره گورستان  و ظهور نسیم  در گیسوان دختران زیباروی  با دامن های چین دار و گلدار هزاران زیبای پنهان در بعد از ظهری از تاریخ جنگ پشت به پشت کوهی از سقوط آشیانه ها و انقضای بوسیدن ها عشق بازی ها و شروع جنگ من برای تصاحب آغوش گلدار و خوش بوی تو، برای دوست داشتن تو  در کدام جبهه باید بجنگم؟ به کدام مرد عاشق پیشه شلیک کنم؟ در کدام سوی گورستان جمعی خود را زیر . خاک چال کنم؟ به یاد بعدازظهر های فرار از جنگ با تو در کنار رودخانه ای که روحمان را صیقل می داد حتی در روزهای پرتلاطم نبرد  به یاد آ.ین ع. تو با لباس های گله گشاد پر از . جنگ پر از ل... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/492




شبهنگام

درخواست حذف اطلاعات
شب است برای تنهایی من دو چشم دو گوش لبانت و گرمی آغوشت چاره این است ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/491




اتاق

درخواست حذف اطلاعات
مندر شمارش نفس های غایبخانه ای خلوتو اتاقسیاه ترین نقطهبرای دوباره خاک شدن. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/490




هوای توهم زا

درخواست حذف اطلاعات
هوا خوره ی آهن است و اسباب توهم ما آدم ها هوا اشباعی از توهم توست که ا.یدم می کند                           ذره ذره و همچون فرود آبشارهای غران من هم فرو می ریزم                   به کل                          با تمام هستی ام وقتی که سیم آ. . شود. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/488




شعرها

درخواست حذف اطلاعات
قلمبازوهای نازک و استخوانی توستوقتی مرا در آغوش شعرها رها می کنی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/489




هوای توهم زا

درخواست حذف اطلاعات
هوا خوره ی آهن است و اسباب توهم ما آدم ها هوا اشباعی از توهم توست که ا.یدم می کند ذره ذره و همچون فرود آبشارهای غران من هم فرو می ریزم                   به کل                          با تمام هستی ام وقتی که سیم آ. . شود. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/488




تکرار

درخواست حذف اطلاعات
رویاهایم را به عقربه ی ثانیه شمار ساعتم می بندم برای تکرار               تکرار                     تکرار تو شبیه . مصلوب هر روز رویای آمدنت  هزار بار بر سرم می ریزد تلنبار رویایت بغضم را سنگین                  حرکتم را کند تو بچرخ          بارها و بارها به دور من بچرخ اما به من که رسیدی                              بمان  بگذار دنیا برای لحظه ای به احترام رویای من  متوقف شود. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/487




زندگی نباید.

درخواست حذف اطلاعات
اینجا همه ی ردپاهایم را                        قفل می کنم و می روم شما بمانید و شور زندگی  من می روم این چیزی ست که                  کلاغ قصه ها       خبرش را آورد                   "هر که دلش تنگ است .د و برود" این مسیری ست که بر پای پیشانی من نشسته است مثل شتری که جلوی هر دری می نشیند اینبار نوبت من است که بر بخت برگشته ام                       ترمه ای سیاه بکشم گویی کم آورده باشم                       از جنگیدن بی سلاح                              از حرف زدن بی هدف                                     از راه رفتن بی نفس دنیا برای زندگی در اوج لطافت  جای خوبی ست و گرنه صورت ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/486




شب

درخواست حذف اطلاعات
شب اتوبوسی بین شهری ست که هیچ گاه برای من ترمز نمی کند هر بار در کناری می ایستم                  خیره می شوم چشمانم از حدقه در می آیند اما شب هیچ اعتنایی به من ندارد لابد هنوز فرصت قدم زدن را دارم آنهایی که از مقابلم رد می شوند دلیل دست تکان دادنشان را نمی دانم                                   خنده هایشان مگر .ی که بسمت مرگ می رود می تواند تا این اندازه خوشحال باشد، سرنشینان اتوبوس شب           آنهایی که دیگر توان قدم زدن بر روی گرد و خاک را ندارند                خود را به سرزمینی تاریک می سپارند و من نیز با انحنای نقش بسته از خنده بر صورتم                     ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://filozof.blog.ir/post/483