وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

گاهی من...

آخرین مطالب گاهی من... به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



اعترافات یک خائن سرافکنده!

درخواست حذف اطلاعات
دروغ چرا من هم چند هفته ای است که آلوده اینستاگرام شده‌ام و گمان می‌کنم فهمیده‌ام که چرا وبلاگنویسها به سمت این لعبت افسونکار می‌روند و برنمی‌گردند!  به پیج چند تا از وبلاگنویسهای سابق که دوست داشتم سر زدم و دیدم که چقدر کمرنگ و خلاصه‌نویس شده اند و چرا نشوند؟ ماهیت این ابزار همین است انگار. ابزاری که به شدت مخاطب محور است و در دامش که باشی به شدت در معرض خطر اعتیاد به بازخوردی و بدون این که بفهمی همینطوری بی هوا تو را فالوور فالوورهایت میکند. چشم وا میکنی و می‌بینی داری به ساز ذائقه آنها و با ریتم آنچه که بیشتر پسندیده‌اند می‌.ی. آنچه بیشتر پسند?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/04/18/اعترافات-یک-خاین-سرافکنده




بهترین شکل ممکن

درخواست حذف اطلاعات
آ.ین کتاب مصطفی مستور را ظرف بیست و چهار ساعت دوبار خواندم تا از حس بد خنگی و نفهمی دور شوم و حسم چندان هم توفیری نکرد.  راستش همزمان با اولین کت. که از ایشان خواندم  (روی ماه خداوند را ببوس) بی‌دلیل به دلم افتاد که اگر قرار باشد چیزی بنویسم باید به این آدم اقتدا کنم و کتاب آرمانیم چیزی از جنس قلم او خواهد بود. اما نه با من گنجشک نیستم خیلی ارتباط گرفتم و نه با این یکی! البته شاید اگر همینجوری و بدون انتظار بالا میخواندم نظرم فرق میکرد! شاید هم شیکی و فرهیختگی بالایی میخواهد فهمیدنش که من ندارم. اما به هرحال که در این حدود یک سال به چاپ پنجم رسیده و نظر... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/04/04/بهترین-شکل-ممکن




آن قماش مسلمانی که ما بلد شدیم...

درخواست حذف اطلاعات
جایی مطلبی خواندم راجع به انسانیت و تعادل و مهربانی و ادب پرسنل بیمارستان یکی از کشورهای خارجی. نوشته بود و پرسیده بود که چرا مسلمانی در آنها بیش از ماست؟ و احتمالا میخواست بپرسد چرا مهر و ادب و تعادل در آنها بیش از مسلمانان است؟ دلم خواست بگویم:‌آنها با عقل و مغز و دودوتا چهارتایشان به این نتیجه رسیده‌اند که مهربانی و ادب و تعادل،‌جواب میدهد. شاید اگر مسلمانی یا آن قماش مسلمانی که ما بلدیم مجالی برای دو دو تا چارتا و آزمون و خطا گذاشته بود ما هم بلد شده بودیم. اما مسلمانی یا این قماش مسلمانی که ما بلدیم فقط یادمان داده که دستور بشنویم و تسلیم باشیم ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/04/03/آن-قماش-مسلمانی-که-ما-بلد-شدیم




نیایش با دل و زبان سبز

درخواست حذف اطلاعات
هنوز همت نکرده‌ برای نوشتن نیایش شخصیم، دیدم که یکی از پاکان روزگار با زلالی و نیکویی تمام، چیزی نوشته که میتوان به خوبی بر زورق آن نشست و از خود فرا شد.  رزق امشبم رسید. تا فرداها، زندگی وسیع است و خدا کریم. *** خدای زیبا! یاری‌مان کن شخصیت، منش و زندگی‌‌مان را همچون یک اثر هنری زیبا، اصیل، نوشونده و خلاقانه بیافرینیم، با جزئیات و عناصری خواستنی‌ و کلیتی خوش‌ترکیب که به آن بنازی. - خدای داور! کمک‌مان کن همسر، فرزند، پدر، مادر، خواهر، برادر، دوست، هم‌کار، هم‌کلاس، هم‌سایه، هم‌شهری، هم‌وطن، هم‌نوع و هم‌محیط بهتری باشیم و خیر و لذت بیشتری را ا?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/25/نیایش-با-دل-و-زبان-سبز




گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست...(یاد هست . شجریان)

درخواست حذف اطلاعات
یکی از دوستان از یاد هست میگوید و چه رسم شیرینی! *** گوشه گوشه حال زندگیم به صدای . شجریان گره خورده است و وقتی خبرها یا شایعه‌های تلخ  را میشنوم دلم از هزار گوشه‌ی گره خورده کشیده میشود و روحم درد میگیرد.  اول اول ماجرا دقیقا یادم نیست اما فورانش را یادم هست. عمویم دو کاست برایم آورده بود، "نوا" و "ماهور" و با این دو تا بود که...آغاز شد!  کلاس دوم دبیرستان بودم و بیش از هر زمان دیگری از کلاس شیمی بیزار و از معلمش دور و هراسیده. نشسته بودم سر کلاس و چشم دوخته بودم به پنجره باز آن طرف کلاس و سلول سلول وجودم بال بال میزد که برسد خانه و با سر برود توی ضبط ص?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/27/گوشم-به-راه-تا-که-خبر-میدهد-ز-دوست-یاد-هست-استاد-شجریان




راه هنرمند خود خودم!

درخواست حذف اطلاعات
تعریف کتاب راه هنرمند را اولین بار از زبان گیس‌گلابتون شنیدم. وقتی خواندمش واقع لذت بردم و احساس . اصل جنس است. اما اجرای تمرینهایش دشوار و عجیب به نظر میرسید و کتاب کار نشد برایم. چندی پیش شاهین خان کلانتری  دوست خوب متممی را به عنوان تجلی عینی عمل به فرامین این کتاب در وبلاگش ملاقات . و باز سعی . نوشتن صفحات صبحگاهی را از سر بگیرم. و باز سخت بود! البته در عنفوان میانسالی هستم و این را آموخته‌ام که سخت بودن دلیل قانع کننده‌ای برای شروع ن. یک کار خوب و ضروری نیست. اما آنقدرها هم برای کودک درونم ارزش قائل هستم که اگر سخت بودن یک کار بعد از بارها انجام داد?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/30/راه-هنرمند-خود-خودم




هزار باده ناخورده هست در بن تاک...

درخواست حذف اطلاعات
.د و نجابت تو بود یا پاهای ک.نه امید من؟  آن که بلند شد و همه کوچه‌ها و خیابانها و خانه‌ها را دوید و دوید و سر نرسید... *** چه .ی می‌داند فتنه، کار زلف پریشان تو بود یا نگاه بی‌زنهار من؟ *** عج.ا گمان مبر که به پایان رسید کار مغان *** لینکهای مرتبط .داد 95 .داد 90 ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/22/هزار-باده-ناخورده-هست-در-بن-تاک




نیایش با دل و زبان سبز

درخواست حذف اطلاعات
هنوز همت نکرده‌ برای نوشتن نیایش شخصیم، دیدم که یکی از پاکان روزگار با زلالی و نیکویی تمام، چیزی نوشته که میتوان به خوبی بر زورق آن نشست و از خود فرا شد.  رزق امشبم رسید. تا فرداها، زندگی وسیع است و خدا کریم. *** خدای زیبا! یاری‌مان کن شخصیت، منش و زندگی‌‌مان را همچون یک اثر هنری زیبا، اصیل، نوشونده و خلاقانه بیافرینیم، با جزئیات و عناصری خواستنی‌ و کلیتی خوش‌ترکیب که به آن بنازی. - خدای داور! کمک‌مان کن همسر، فرزند، پدر، مادر، خواهر، برادر، دوست، هم‌کار، هم‌کلاس، هم‌سایه، هم‌شهری، هم‌وطن، هم‌نوع و هم‌محیط بهتری باشیم و خیر و لذت بیشتری را ا?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/25/نیایش-با-دل-و-زبان-سبز




معجزه‌ای به نام پنجره (2)

درخواست حذف اطلاعات
آنگاه که بلندی و ضخامت و صلابت دیوارها مراقب امنیتمان بودند و خیالمان را آسوده می‌داشتند، پنجره‌ها با نور و نوا ومنظره آمدند تا مراقب حالمان باشند و مراقب حال دلمان که می‌دانست جایش اینجا نیست و غریبی می‌کرد. به پنجره‌ها که خو گرفتیم شروع .د به پرسیدن:  کدام سو را نشانت دهیم؟ خودت بگو! معمارباشی درونم به سخن در‌آمد که‌: آفتاب که میدمد به سجد می‌افتی. نور صبحگاه را لحظه طلوع را دوست می‌داری. انرژی و وضوح و تندی آفتاب صبح را می‌پرستی. دلم میخواهد نور از مشرق بر تو بتابد. دلم می‌خواهد قدر نور مشرق را بفهمی و به آن سلام کنی، خورشید مشرق جواب سلامت ر... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/13/معجزه-ای-به-نام-پنجره-2




برای درویش

درخواست حذف اطلاعات
تا یادم میاید همیشه دغدغه طبیعت داشته‌ام و برای ساحت آدمهای پاک نیت و دلسوخته‌ای که در راه کم رهرو پاسداری از زیست بوم قدم می‌گذارند، احترام زیادی قائلم. یکی از نیکترین و تاثیرگزارترین این خوبان، محمد درویش است. با ایشان هم مثل برخی دیگر از بزرگان،‌از طریق سایت . شیری آشنا شدم. سایتشان را از چند سال پیش میخواندم اما چند ماه پیش که لینک کانال تلگرامیش به دستم رسید و توانستم به فایلهای صوتی متعددی که از برنامه‌هایش گذاشته بود گوش بدهم بیش از پیش متاثر شده‌ام از ماجرا! و همانطور که گفته‌ام هم بیم و هم امیدم فزونتر شده است. این شعر را به مناسبت روز جه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/15/برای-درویش




یک خو.شایی دردناک!

درخواست حذف اطلاعات
 هیچ نمی‌دانم که دقیقا الآن کجای مسلمانی ایستاده‌ام. اما از عنفوان نوجوانی با محتوای برخی دعاهای مفاتیح، خیلی ارتباط برقرار می‌. در یک پست فنا شده از وبلاگ قبلیم نوشتم که دوره دبیرستان، چطور نفس حق یک معلم کاردرست، حلاوت فرازهایی از دعاها را به من چشاند و توانست ورای نیاز، شیفته‌ام کند به راز و نیاز. عبارتهای ن. که او توجه من و دوستانم را به آن جلب کرد جوری از زیبایی معشوق حرف می‌زدند که تلویحا بر شعور عاشق هم در فهم آنها تاکید می‌.د و دریچه‌ای می‌گشودند رو به ابدیت جان.  ابدیتی که در مواجهه با آن نه تنها قدر نامنتهای  "‌او" که قدر رفیع خودمان را... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/18/یک-خودافشایی-دردناک




هزار باده ناخورده هست در بن تاک...

درخواست حذف اطلاعات
.د و نجابت تو بود یا پاهای ک.نه امید من؟  آن که بلند شد و همه کوچه‌ها و خیابانها و خانه‌ها را دوید و دوید و سر نرسید... *** چه .ی می‌داند فتنه، کار زلف پریشان تو بود یا نگاه بی‌زنهار من؟ *** عج.ا گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/22/هزار-باده-ناخورده-هست-در-بن-تاک




معجزه‌ای به نام پنجره (1)

درخواست حذف اطلاعات
وسط طبیعت بودیم، مثل بقیه جانوران اما ضعیفتر، .تر و بی‌دفاعتر. گرگ و پلنگ و سرما و گرما شوخی نداشت و آنقدر از ما برد و خورد که فهمیدیم برای بقایمان ناگزیریم چاره‌ای کنیم. گشتیم و گشتیم و داشتیم ناامید می‌شدیم که غارها را یافتیم. غارهای محکم و امن پناهمان دادند و بالا.ه نفسی به آسودگی کشیدیم. غارها که پناهمان دادند تا مدتی خیالمان راحت شد و وقتی به خیال راحتمان خو گرفتیم و خطرات پیشین در خاطرمان کمرنگ شد کم‌کم فهمیدیم که برع. خیالمان حالمان راحت نیست، خوش نیست. انگار گمشده‌ای داشتیم که وسط دیوارهای قطور و مکدر وبسته و ایمن غارها نمی‌شد پیدای... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/02/24/معجزه-ای-به-نام-پنجره




معجزه‌ای به نام پنجره (2)

درخواست حذف اطلاعات
آنگاه که بلندی و ضخامت و صلابت دیوارها مراقب امنیتمان بودند و خیالمان را آسوده می‌داشتند، پنجره‌ها با نور و نوا ومنظره آمدند تا مراقب حالمان باشند و مراقب حال دلمان که می‌دانست جایش اینجا نیست و غریبی می‌کرد. به پنجره‌ها که خو گرفتیم شروع .د به پرسیدن:  کدام سو را نشانت دهیم؟ خودت بگو! معمارباشی درونم به سخن در‌آمد که‌: آفتاب که میدمد به سجد می‌افتم. نور صبحگاه را لحظه طلوع را دوست می‌دارم. انرژی و وضوح و تندی آفتاب صبح رادوست می‌پرستم. دلم میخواهد نور از مشرق بر من بتابد. دلم می‌خواهد قدر نور مشرق را بفهمم و به آن سلام کنم، خورشید مشرق جواب سل?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/13/معجزه-ای-به-نام-پنجره-2




برای درویش

درخواست حذف اطلاعات
پای بر مرکب پاکیزه زدی بی تشویش پا بزن حرف بزن طرفه حریفا درویش پا بزن آهوی رعنا وسط جنگل شیر وسط جنگل ماشین وسط منطق قیر گامها خسته شد از منطق چسبنده قیر قدم کفش کتانی شده در قیر اسیر شهر دل بسته به ماشین و به دود و دم آن روگذر، زیرگذر، جاده، اتوبان،‌میدان هوشمان .ه در .شه امّید کهن آ.ین ثانیه هایت شده خورشید کهن! ننگمان باد که جان در کف صیاد نهیم شرممان باد که این مزرعه بر باد دهیم خانه غمگین شده و حال درختان خوش نیست خاطر جنگل و دریا و بیابان خوش نیست بال پروانه و دریاچه و باران زخمی گم شده شادی تن، بال و پر جان زخمی چه .ی جز خود ما راه نفس را سد ?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/10/برای-درویش




حیلت رها کن اما پروانه نشو! پلنگ شو!

درخواست حذف اطلاعات
بعد 18 سال معلمی گمان می. گمشده سیستم آموزشی، عشق است. اما با تحمل دردی ناکوک و تلخ بلد شدم که اشتیاق است.  گاهی عشق در دل بچه ها هست اما محک نخورده و از نوع به میدان نیامده و هزینه نپرداخته‌اش. آموختن، نوعی از عاشقی است و شیرین است. یعنی شیرین است اگر عاشقی باشد و عاشقی عاشقی نیست اگر شوری در میان نباشد و شور در میان نخواهد بود اگر دشواریی نباشد فرهاد بودن آسان است وقتی خسرویی نباشد وقتی شیرین شرطی نگذاشته باشد وقتی تیشه و بیستونی در کار نباشد. مجنون بودن راهیست هموار وقتی ظرفی نشکند، بیابانی احاطه‌ات نکند و وقتی لیلی حراج شود! بعد از این همه سال دارم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/09/حیلت-رها-کن-اما-پروانه-نشو-پلنگ-شو




شعر با دغدغه بدون وسوسه

درخواست حذف اطلاعات
نمی‌شد دانش‌آموز شاعر دهه هفتادی باشی و شعر ولایی نگویی. یعنی احت. خیلی کم بود که در مقابل موضوعی که بک گراند ذهنی خانوادگی مثبت داشتی نسبت به آن و کلی پاداش و بازخورد پیدا و پنهان مثبت برایت می‌آورد وسوسه نشوی. من هم استثنا نبودم اما حتی در اوج زهد وتقوای نوجوانی، هیچگاه نتوانستم برای مقوله ذکر مصیبت افرادی در دل تاریخ معنایی بیابم. بنابراین شعرهای ولاییم روایی بود و مشاهده‌ای و ردی از مصیبت اگر داشت مربوط به .نان معمولی و زنده لحظه حال بود.  اما این شعر فرق داشت. آن را به وسوسه‌ای نگفتم. چیزی شبیه درد در جانم پیچیده بود و در یک روز بهاری از روزهای ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/07/شعر-با-دغدغه-بدون-وسوسه




کتاب معماری شادمانی

درخواست حذف اطلاعات
رنگهای شاد،‌سبک و ملایم پشت جلد کتاب و نام آن برایم آنقدر جاذبه داشت که با نهایت ملاحت و ادبی که بلد بودم  و در حالی که سعی می‌. خیلی مستحق جلوه کنم از .ی که رودروایستی زیادی با او دارم خواهش . که آن را به من قرض بدهد و بعدش هم با بی ملاحظگیی که کمتر در خود سراغ دارم سعی . آن حوالی آفت. نشوم تا خوب بخوانم و هضمش کنم. البته واقعا نیتم خیر است و به محض این که آن را خواندم یا توانستم جایی گیرش بیاورم تقدیم صاحبش خواهم کرد. (واقعا ممکن است ایشان این صفحه را بخواند؟)  اما قسمتهای مختلفی از آن را خیلی دوست داشتم و البته مثل خیلی از کتابهای معماری در قسمتهای زیادی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/03/کتاب-معماری-شادمانی




بهار وبلاگستان

درخواست حذف اطلاعات
زمانی خیلیها به خصوص آبجیهای گلم وبلاگ داشتند،‌ اما این روزها خیلی گفته می‌شود که دوره وبلاگنویسی دیگر به سر آمده و کاری شده است دمده. اما من حس می‌کنم درست حالا وقت وبلاگ است. حالا که دمده شده و شوشوها و جیگرهای مامان رحل اقامت در اینستاگرام افکنده‌اند و انبوه جملات نغز و کپی، بی‌مالیات ،‌پیست می‌شوند در کانالها و گروه‌های مجازی،‌ وبلاگستان مثل تهران ده روز اول سال،‌خلوت و آرام شده و دقیقا حالا وقت وبلاگ‌نویسی است.   ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/07/بهار-وبلاگستان




کتاب معماری شادمانی

درخواست حذف اطلاعات
رنگهای شاد،‌سبک و ملایم پشت جلد کتاب و نام آن برایم آنقدر جاذبه داشت که با نهایت ملاحت و ادبی که بلد بودم  و در حالی که سعی می‌. خیلی مستحق جلوه کنم از .ی که رودروایستی زیادی با او دارم خواهش . که آن را به من قرض بدهد و بعدش هم با بی ملاحظگیی که کمتر در خود سراغ دارم سعی . آن حوالی آفت. نشوم تا خوب بخوانم و هضمش کنم. البته واقعا نیتم خیر است و به محض این که آن را خواندم یا توانستم جایی گیرش بیاورم تقدیم صاحبش خواهم کرد. (واقعا ممکن است ایشان این صفحه را بخواند؟)  اما قسمتهای مختلفی از آن را خیلی دوست داشتم و البته مثل خیلی از کتابهای معماری در قسمتهای زیادی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gahyman.blog.ir/1396/03/03/کتاب-معماری-شادمانی