وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

گیس طلا

آخرین مطالب گیس طلا به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



طنازی به کامنت گذاران من بازگشته

درخواست حذف اطلاعات
تو اینستا گرام ع. از لاله های زرد گذاشتم و نوشتم که به قرعان مجید اینا پارسال قرمز بودنکامنت گذاشته:  به گریگوری مندل  و نخود فرنگی هایش هم قسم بخورید ما باور می کنیمتبصره:برای درک طنز جمله اش لازمه بگم مندل پدر علم ژنتیک بود؟ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/05/post-307/طنازی-به-کامنت-گذاران-من-بازگشته




چقدر زمان بیشتری داشتیم

درخواست حذف اطلاعات
بین کتابهای ارسالی از ال.اندر دوما هم کتاب بود، نمی دانم پدر یا پسراما اگر هم سن و سال من باشید بیاد می آورید سالهایی را که کتابهای چند جلدی و قطوری  در ارتباط با تاریخ فرانسه دست به دست در شهر می چرخید: غرش طوفان، بعد از طوفان ، قبل از طوفان، ژوزف بالسامو ...که فکر کنم همه را ذبیح اله منصوری ترجمه کرده بودمنهم در نوجوانی همه آنها را خواندم اما بیاد دارم که  این کتابها هواداران خاصی هم داشت: .ن خانه دار!خیلی دوست دارم .ی( منظورم یک متخصص)   فضای روانی آن سالها، وضعیت بازار کتاب و ...را تحلیل کند که علت این اقبال چه بود؟و الان .ن خانه دار ما چه می خوانند؟ اصلا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/04/post-306/چقدر-زمان-بیشتری-داشتیم




لذت کتاب خوانی در یک روز بارانی

درخواست حذف اطلاعات
بین این کتابهای ارسالی دوستان ، کت. بود با نام محلول هفت درصدی  درباره  ماجراهای شرلوک هلمز. کتاب از چند جهت برایم جالب بود: یکی اینکه  . یا سریالی از این ماجرا ندیده بودم،  دوم اینکه نویسنده اش خالق شرلوک هلمز نبود ، سوم موریارتی آن خیلی متفاوت بود با   آنچه  می شناختیم و آ. از همه و جذابتر از همه اینکه  پای زیگموند فروید هم به داستان باز شده بود و رابطه این دو  موجود هوشمند با یکدیگر و گفتگوهایشان خیلی خوب در آمده بودحالا دارم کت. از اگاتا کریستی می خونم که این هم برایم داستانش آشنا نیستتصویر تلخ یک نقاشدر سریال پوارو با آن بازی حیرت انگیز، جایی به ه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/04/post-305/لذت-کتاب-خوانی-در-یک-روز-بارانی




می خواهم غر بزنم

درخواست حذف اطلاعات
هنوز هوا روشن نشده بود که از خو. بد بیدار شدم، در همان زیرکرسی  با تبلت داستان عشق یک پیرمرد و پیرزن در اسایشگاه را خواندم و در پایان رمانتیکش کلی گریه .، دوباره خو.دم و ساعت ده با سردرد شدید بیدار شدم، مادرک هنوز خواب بود و بابایی خودش صبحانه اش را خورده بود و رفته بود تا دوباره در باغچه کار کندهوا ابری و دلگیر بود، تا.ی خبر . و رفتم بازار روستا برای کمد که میله اش ش.ته بود میله آهنی .یدم و برس نقاشی برای دیوارهایی که لوله بخاری رنگش را .اب کرده بود.دو سه تا مصالح فروشی رفتم به دنبال آجر قرمز برای چیدن دورباغچه اما تخمش را ملخ خورده بود و من از این دورباغچه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/03/post-304/می-خواهم-غر-بزنم




و دیوار خودش را به خواب زد...

درخواست حذف اطلاعات
مادرک بهتر است و این دست ش.تگی تنها حسنی که داشت اینکه   جن از تنش رفت بیرون ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/02/post-303/و-دیوار-خودش-را-به-خواب-زد-




آخه پدر من، سریال آنلاین نگاه می کردی؟ خب می گفتی تلویزیون برات روشن کنم

درخواست حذف اطلاعات
آن زمان که گوشی هوشمند برای بابایتان .یدید و  آموزشش دادید، باید فکر اینجایش را می کردید که در مدت سه روز، حجم اینترنت ی.اله شما تمام شود ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/30/post-301/آخه-پدر-من،-سریال-آنلاین-نگاه-می-کردی؟-خب-می-گفتی-تلویزیون-برات-روشن-کنم




خلاصه سالی که ن.ت از بهارش پیداست.

درخواست حذف اطلاعات
اعصاب ندارممادرک  از وقتی آمده جن رفته زیر پوستش و مدام متلک بار بابایی می کند و فضا را متشنج می کند و من مدام در تلاش برای آرام . شرایط هستمدوقلوها آمدند و شیطنت هایشان اختلاف مامان و بابا را تشدید کرده  این  وسط  چند ساعت قبل از سال تحویل  مادرک خورد زمین و علاوه بر آش و لاش شدن صورتش، دستش هم ش.تو تمام صبح عید به دوا و درمان و ش.ته بندی گذشت دوان دوان برای ماهی و سبزی پلو ناهار .ید . و مجبور شدم صحنه کوبیده شدن سر ماهی ها و شکافته شدن شکمشان در حالی که زنده بودند را بارها و بارها تا نوبتم شود تماشا کنم و گمان می کنم که ماهی خودم نیز حتی وقتی  داشتم شکمش ر ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/01/post-302/خلاصه-سالی-که-نکوست-از-بهارش-پیداست-




آنچه که خواندم در این روزها...

درخواست حذف اطلاعات
کتاب قول فردریک دورنمات، ظاهرا پلیسی اما  با لایه های زیر متن و دردناکدو تا کتاب از داستهای شرلوک هلمز، همچنان هنگام خواندن جرمی برت در ذهنم سخن می گوید و لبخند بر لبانم می آوردکتاب عاشقانه ای از جین آستین، همچنان  توجهش به جزییات گفتگو ها و شناخت عمیقش از جامعه زمان خودش با قهرمانی همان دختر نه چندان زیبا اما باهوش، گمانم او جزو اولین نویسندگانی است که زیبایی را شرط قهرمانی در داستان نگذاشتکتاب شیرین ترین رویاها از لیسینگ، تا به حال چیزی از او نخواندم کمی طولانی  به نظرم رسید اما از دورانی خبرم داد که چیزی از آن نمی دانستم و گروه های چپ در فرانسه  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/29/post-300/آنچه-که-خواندم-در-این-روزها-




ولی از من . تر عاشق اونام که پیغام می دادن برای ما هم بفرست

درخواست حذف اطلاعات
بچه ها ایمیل و لینک و گروه تلگرام و حتی هدیه  فیدیو اینقدر زیاد بودن که من مدام در وضعیت  ناتوانی در جمع . نیش بازم هستمسعی . جدا جدا تشکر کنم اما احیانا .ی از قلم اگه جا مونده همین جا  اعلام می کنم که اگر وبلاگ نویسی برای ده، پونزده سال همین یه سود را داشته باشه، تموم خستگی اون همه سال نوشتن را در می کن.اری به تعداد و نوع کتابها ندارم، این پیغامها نشون می ده که  در این دنیای تنهایان، من چقدر دوست دارم،،،کاش می شد یک روز همتون را دور هم جمع کنم و ببینمتون اما فکر کنم باید از سالن همایش های بین المللی صدا و سیما استفاده کنیم که ... نه اصلا خوشم نمی یاد از دک... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/27/post-299/ولی-از-من-شیرازی-تر-عاشق-اونام-که-پیغام-می-دادن-برای-ما-هم-بفرست




وای، چه قشنگ

درخواست حذف اطلاعات
مادرک گفت یک آتشی روشن کن از رویش بپریم، حقیقتا حسش نبود گفتم بگذار فردا که دوقلوها می آیند، قبول کردشب داشتم رسم و رسوم قدیمی چهارشنبه سوری  را می خواندم برایشان، رسم فالگوش را دیدمکفش و کلاه . رفتم سرکوچه فالگوش ،دیدم که  به به ،چه خبر استبرگشتم و به زور مامان و بابایی را از جا بلند . و رفتیم آتش بزرگی بود و همسایه جمع و آهنگ شمالی  بلندهیچ. را نمی شناختم اما مشکلی نبودمردم مهربان برایمان تشتی برع. کنار آتش گذاشتند که رویش بنشینیم . تا نیمه شب با هم بودیم، تخمه خوردیم، بالن آرزو هوا کردیم، فشفشه های رنگارنگ، سماوری زغالی آوردند و چایی شمالی با نیشکر... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/25/post-297/وای،-چه-قشنگ




جاتون سبزززززز

درخواست حذف اطلاعات
بچه ها هر چقدر رمان به صورت پی دی اف دارید برایم ایمیل کنید ، همچین سپاسگزار می شوم که نگو و نپرس،اینم ایمیلم [email protected] کاراگاهی - معمایی همه نوع  از شرلوک هلمزی گرفته تا راز داوینچی و رمانهای فانتزی   همه نوع از مدل هری پاتری تا نغمه یخ و برفیرمان های عاشقانه همه جور از غرور و تعصب تا تاتا تا...عاشقانه جدید و جذاب نداشتیم؟در تعطیلاتم و زیر درختان پرشکوفه لم داده ام و تخمه دارم و فقط رمان سبک  و دلنشین ندارم تبصره: جان من بی خیال شلدون و دانیل استیل بشیدحالا جان گریشام نه واقعا خوبه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/25/post-298/جاتون-سبزززززز




وای، چه قشنگ

درخواست حذف اطلاعات
مادرک گفت یک آتشی روشن کن از رویش بپریم، حقیقتا حسش نبود گفتم بگذار فردا که دوقلوها می آیند، قبول کردشب داشتم رسم و رسوم قدیمی چهارشنبه سوری  را می خواندم برایشان، رسم فالگوش را دیدمکفش و کلاه . رفتم سرکوچه فالگوش دیدم که  به به چه خبر استبرگشتم و به زور مامان و بابایی را از جا بلند . و رفتیم آتش بزرگی بود و همسایه جمع و آهنگ شمالی  بلندهیچ. را نمی شناختم اما مشکلی نبودمردم مهربان برایمان تشتی برع. کنار آتش گذاشتند که رویش بنشینیم . تا نیمه شب با هم بودیم، تخمه خوردیم، بالن آرزو هوا کردیم، فشفشه های رنگارنگ، سماوری زغالی آوردند و چایی شمالی با نیشکر خ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/25/post-297/وای،-چه-قشنگ




و دست و دلم می لرزد که مبادا

درخواست حذف اطلاعات
خانه را آب و جارو .، مبلها را طوری جابجا . که دو جای خواب برای مادرک و بابایی درست شود، هیجکدام روی تخت نمی خوابند. برای یکی پتوی نرم گذاشتم برای دیکری پتوی سفت، ملافه های شسته  شده  روی   پتو کشیدم و بالش هایشان را مشخص .، برای یکی بالش بلند برای دیگری بالش کوتاه، رو انداز کلفت برای یکی نازک برای دومیبخاری ها را زیاد . و کتری را روی آن گذاشتمرفتم .ید و انواع دمنوش برای بابایی و انواع سبزیجات شمالی برای مادرک گرفتمعصری رفتم آرایشگاه  تا مبادا چشمان تیز مادرک تار سفیدی بر بالای پیشانی ام ببیند.  گل ها و درختهایم را نکاشتم تا به بابایی بگویم: من نمی توانم ا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/23/post-296/و-دست-و-دلم-می-لرزد-که-مبادا




اصلا با صدای بهمن مفید شنیدم و خوندم و خندیدم

درخواست حذف اطلاعات
کامنت گذاران اینستاگرام خیلی بامزه اند(خدای نکرده به دوستان . و پلاس و هر دو تا وبلاگها برنخوره ها) امروز درگیر سفید . . های چرک مرده در فرغونی بودم که به عنوان تشت ازش استفاده . و امشب نتیجه تلاش مذبوحانه و بی فایده  را در اینستا گذاشتم و از بچه ها پرسیدم سفید شده دیگه نه؟ یکی جواب داده: به همه می سپریم سفید شده، شما هم ازت پرسیدن بگو سفید شده،،، ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/21/post-295/




و من سرخ ترین رژ لبم را زده بودم

درخواست حذف اطلاعات
عصری رفتم نانوایی روستا ، سه پیرمرد کنار دیوار نشسته بودند و زیر آفتاب گفتگو می .د ، یک پسربچه دوچرخه اش را تکیه داده بود و با پول و پارچه اش منتظر بوددر باغ  کنار نانوایی درختان شکوفه کرده بودند  ، باد می آمد  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/20/post-294/و-من-سرخ-ترین-رژ-لبم-را-زده-بودم




و عجیب مشکل است

درخواست حذف اطلاعات
پتو ها را یک به یک داخل ماشین می اندازم و از آنچه تحویل می گیرم لذت می برم، رخت آویز را کنار بخاری می گذارم و پتوها را رویش خشک می کنم و خانه بوی دلچسب پودر ماشین و رطوبت می دهد و احساس رضایت می کنم امروز به دخترها سر کلاس گفتم  در کودکی تنها زمانی تحسین شدیم که  کار خانگی را خوب انجام دادیم و به همین دلیل است که هنوز کار خانه لذت بخش است اما باید بیاد بیاوریم بدون نیاز تایید دیگران، چه کاری برایمان رضایت بخش  بود، لذت بخش هست ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/18/post-293/و-عجیب-مشکل-است




نگران گوارشش شدم

درخواست حذف اطلاعات
امروز راننده اول آغاسی  و لب کارون گوش داد بعد سیمین غانم و گل گلدون ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/15/post-291/نگران-گوارشش-شدم




به قرعان مجید زمان ما از ١٥ اسفند به بعد حتی خطی های . هم نمی اومدن

درخواست حذف اطلاعات
امروز کلی خیالپردازی کرده بودم که می رم . و دانشجو ها نیستند و منم بر می گردم خونه و گل تو باغچه می کارم و عشق و حالرفتم  و در نهایت خشم و حیرت من از هشت صبح تا غروب همه کلاسها حتی جدی تر از هفته قبل برقرار شد و وقتی   ساعت پنج و نیم به زور داشتم شیرفهمشون می . که می تونن برن و لازم نیست تا شیش بمونن، یکیشون برگشت گفت: ممنون .، کلاس خیلی شیرینی بود،،،جوابهای فراوانی  در زمینه فرهنگ عامه و کتاب کوچه و حتی عبید زاکانی به ذهنم رسید اما  رعایت ادب و متانت و اخلاقیات را . و تنها به لبخندی فروتنانه اکتفا نمودم ،،،واقعا داریم به کجا می رویم؟  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/17/post-292/




ایشالا که امیدت ناامید نشه

درخواست حذف اطلاعات
محدثه به بچه ها ی مهد کودک گفته که موقع ریختن ماش تو آب برای سبزه عید می تونن آرزو کنناون وقت شنیده که یکی از بچه ها گفته: آرزو می کنم یه اسپایدمن واقعی بشم  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/12/post-289/ایشالا-که-امیدت-ناامید-نشه




گودزیلا های معاصر

درخواست حذف اطلاعات
همون محدثه تو مهدکودک یک . از روی زمین برداشته انداخته تو سطل .، پسرک با تشر بهش گفته :خانم معلم برو دستاتو بشور دست به . زدی!بعد زیر لب سر ت. داده و  با تاسف گفته: خودش هیچی بلد نیست می خواد به ما یاد بده! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/14/post-290/گودزیلا-های-معاصر