وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

گیس طلا

آخرین مطالب گیس طلا به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



قابل توجه اونایی که عقیده دارن این مردم عوض نمی شن

درخواست حذف اطلاعات
به رها می گم :وای چه لاله های قشنگی، اون وقت مردم ، بچه ها، نمی کنن اینارو؟گفت :عزیزم گویا خیلی وقته از دهاتت بیرون نیومدی ، چون خیلی وقته فقط باش ع. می گیرن،،، ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/27/post-314/قابل-توجه-اونایی-که-عقیده-دارن-این-مردم-عوض-نمی-شن




بدون شرح

درخواست حذف اطلاعات
دانشجو آمد و عذرخواهی که نتوانسته جلسه امروز را بیاید، عصبانی گفتم که اولین بار است او را می بینم، بدین معنی که تا به حال نیامده است، با حیرت گفت که فلانی است ، دانشجوی که از اولین جلسه بهمن ماه حاضر بوده استآنچنان آن دختر زیبا  ، بیمار و لاغر شده بود که نشناخته بودمش علت را پرسیدم گفت که در حال طلاق گرفتن است و بعد تلوتلو خورد اما نیفتاد ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/30/post-315/بدون-شرح




چرا دو تا پارک به اسم طالقانی تو یک شهر هست اصلا؟

درخواست حذف اطلاعات
خب مگه خانه هنرمندان  نزدیک خیابون طالقانی نیست؟ و مگه خانه هنرمندان خودش تو یه پارک نیست؟پس می شه به همون پارک گفت پارک طالقانی دیگه نه؟یکی اینارو برای رها توضیح بده خیلی  حیرتزده است از اینکه در پارک طالقانی با من قرار داشته و من رفتم خانه هنرمندان ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/02/01/post-316/چرا-دو-تا-پارک-به-اسم-طالقانی-تو-یک-شهر-هست-اصلا؟




حالا هی یاد قیافه خشمگینش اش می افتم، هی خنده ام می گیره

درخواست حذف اطلاعات
دارم برای بیتا ماجرای لاغری دانشجو به خاطر طلاق را تعریف می کنم، وسط حرف من با عصبانیت می گه : اینا چرا  لاغر می شن؟ من خودم امسال سه تا ش.ت عشقی خوردم ، هر کدوم دو کیلو به بالا و پایین و شکمم اضافه .! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/02/04/post-317/حالا-هی-یاد-قیافه-خشمگینش-اش-می-افتم،-هی-خنده-ام-می-گیره




پیدا کنید همدیگر را

درخواست حذف اطلاعات
پیرمرد راننده سواری می گفت : نه اینکه فکر کنی آدم خوبا کم شدن ها،  نه، کم نشدن ،آدم خوبا همه چیشون تنهایی، تنها غذا می خوردن، تنها کار می کنن، تنها بیرون می رن، برا همین نمی بینیمشون ، فکر می کنیم کم شدن ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/02/05/post-318/پیدا-کنید-همدیگر-را




خنده ای بدون من

درخواست حذف اطلاعات
امروز ع. دوستی قدیمی را دیدم که چند سالی است با کدورت از هم جدا شدیم، من ناخواسته باعث شدم که او در ماجرایی شخصی آسیب ببیند.بعد از آن تلاش من برای رفع سوتفاهم فایده ای نداشت و دوست در سکوتی طولانی فرو رفت.امروز با دیدن ع. خندانش، غمی عمیق مثل خنجر در قلبم فرو رفتاینکه دیگر او را نخواهم دید ، اینکه زندگی خواهم کرد بدون حضور او در  شادی ها و غمهایماینکه زمان زیادی ندارم برای بدون دوست سر .فقدان لحظه های شادی که با او داشتم و دیگر نخواهم داشت و اینکه سرانجام همه می میریم  تنها و بدون دیگری و فرصت اندک است برای دیده شدن در چشم دیگری ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/02/07/post-319/خنده-ای-بدون-من




حالا پس فردا مٌردم ،اننویسین ب آ.ین پست گیس طلا قبل از مرگ، راضی نیستم ،گفته باشم

درخواست حذف اطلاعات
بهار که می شود عجولتر می شوم برای زندگی، احساس اینکه فرصت کمی برای لذت بردن از زندگی دارم بیشتر می شود و هر عصری که بدون طبیعت و دوست  و چیزهای خوشمزه بسر شود، غمگینم می کنددر بهار  با مرگ زمستان  و بیدار شدن زمین، من به مرگِ   خودم  بیشتر می .شم، گمان نمی کنم که عمر طولانی داشته باشم احتمالا در یکی از این جاده ها خواهم رفت و نه قطعا در بیمارستان اما حتی اگر همین بهار بمیرم، می دانم که حیف ن. زندگی ام رابسیار اشتباه .، فرصت سوزی های فراوان، ترسهای که ش.تشان ندادم، تصمیم های غلط اما با این همه معتقدم که  خوب از پس خودم و مشکلات برآمدم و بابت آن بقیه چیزها ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/02/10/post-320/حالا-پس-فردا-مردم-،اینو-ننویسین-به-عنوان-آخرین-پست-گیس-طلا-قبل-از-مرگ،-راضی-نیستم-گفته-باشم




و اینها ملک عذابند که خداوند قرار داده است برای دوستان دودره باز

درخواست حذف اطلاعات
رها منو پیچوند  رفته سفر، حالا زنگ زده با عذاب وجدان  و ابراز ندامت و اینا می گم :بی خیال بابا حالا خوش گذشت؟ می گه : اره ولی یه خانمی بود تا سه  صبح  درباره خونه و ماشین و .ید هاش حرف زد  و نذاشت بخو.م، بعد تا صبح با صندل ترق ترقی  راه رفت نذاشت بخو.م ، بعد ساعت شش بیدارمون کرد  که من گشنمه و نذاشت بخو.م آیا لازم است درباره نوع و شکل و اندازه نیش من در  هنگام شنیدن این جملات توضیح بدم؟ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/25/post-313/و-اینها-ملک-عذابند-که-خداوند-قرار-داده-است-برای-دوستان-دودره-باز




نشد دیگه

درخواست حذف اطلاعات
دوقل متفکر به . گفته:  حالا من نمی دونم تعطیلات تابستونی برم شمال یا تهران یا اتریش. بهش گفته:  اگه بری اتریش که زبان خارجی باید بلد باشیگفته : نه، مگه شمال که رفتیم  زبان  خارجی لازم شد؟ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/21/post-311/نشد-دیگه




خدایا این دوستامو از ما نگیر

درخواست حذف اطلاعات
بیتا تو تلگرام احوالم را پرسید و منم چسناله . براش گفت : بذا یک کاری کنم احساس خوشبختی کنی !بعد بدبیاری های تعطیلات عیدش را برام تعریف کرد که مجموعه ای بود از تصادف  های جاده ای و بیماری های عجیب و غریب  و  گم . مدارک  و .د شدن گوشی عزیز و حتی . معلق شدن وسط آشپزخانه  که یک ورش به غا رفت کلاو  واقعا بعدش من شاد و شنگول رفتم . و آرایش  . و غذا درست .  و با بابایی خوردم و حالا با دمنوش گل سرخ نشستم رو صندلی و فکر می کنم چقدر من حالم خوبه ها ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/22/post-312/خدایا-این-دوستامو-از-ما-نگیر




تضاد دنیاها

درخواست حذف اطلاعات
بعد از اینکه همسایه اون م. را آورد که ع.ش را در اینستاگرام گذاشتم، حالا دغدغه ام این بود که داخل او همه ظرف چی بذارم  وقتی می خوام پسشون بدم، در بین انواع پیشنهادات دوستان،  یکی خیلی منو خندوند: یک قطعه شعر از گارسیا لورکا بنویس رو کاغذ بذار تو قابلمه!  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/17/post-310/تضاد-دنیاها




دستت درد نکنه بااین بچه بزرگ .ت

درخواست حذف اطلاعات
می گفت پیرمرد قبل از مرگ وصیت کرده پسرها بیش از یکبار در شالیزار برنج نکارند، پسرها دوباره و سه باره چنین می کنند و هر بار چنان سمی می زنند که حتی قورباغه ها و لاک پشت ها هم می  میرند... نتیجه گیری اخلاقی اینکه : به جای وصیت در تربیت فرزندان دقت کنید! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/15/post-309/دستت-درد-نکنه-بااین-بچه-بزرگ-کردنت




والا

درخواست حذف اطلاعات
در حین بازی دوقلوها با یکدیگر، جینگول یکیشون درد می گیره، حالا فریاد .ن  و شاکی اصرار داره که جینگولش ش.ته و باید گچ بگیرن( احتمالا به دلیل گچ گرفتگی دست مادرک) حالا از اون اصرار و از بقیه انکار که نه بابا سالمه نش.ته، اونم گریه که : نه  دیگه ت. نمی خوره و ش.تهسرانجام وقتی  که  داداشش این سوالو مطرح می کنه که : حالا اگه گچش بگیرن تو چطوری جیش می کنی؟ سر در گریبان تعمق فرو برده و بی خیال ماجرا می شه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/12/post-308/والا




طنازی به کامنت گذاران من بازگشته

درخواست حذف اطلاعات
تو اینستا گرام ع. از لاله های زرد گذاشتم و نوشتم که به قرعان مجید اینا پارسال قرمز بودنکامنت گذاشته:  به گریگوری مندل  و نخود فرنگی هایش هم قسم بخورید ما باور می کنیمتبصره:برای درک طنز جمله اش لازمه بگم مندل پدر علم ژنتیک بود؟ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/05/post-307/طنازی-به-کامنت-گذاران-من-بازگشته




چقدر زمان بیشتری داشتیم

درخواست حذف اطلاعات
بین کتابهای ارسالی از ال.اندر دوما هم کتاب بود، نمی دانم پدر یا پسراما اگر هم سن و سال من باشید بیاد می آورید سالهایی را که کتابهای چند جلدی و قطوری  در ارتباط با تاریخ فرانسه دست به دست در شهر می چرخید: غرش طوفان، بعد از طوفان ، قبل از طوفان، ژوزف بالسامو ...که فکر کنم همه را ذبیح اله منصوری ترجمه کرده بودمنهم در نوجوانی همه آنها را خواندم اما بیاد دارم که  این کتابها هواداران خاصی هم داشت: .ن خانه دار!خیلی دوست دارم .ی( منظورم یک متخصص)   فضای روانی آن سالها، وضعیت بازار کتاب و ...را تحلیل کند که علت این اقبال چه بود؟و الان .ن خانه دار ما چه می خوانند؟ اصلا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/04/post-306/چقدر-زمان-بیشتری-داشتیم




لذت کتاب خوانی در یک روز بارانی

درخواست حذف اطلاعات
بین این کتابهای ارسالی دوستان ، کت. بود با نام محلول هفت درصدی  درباره  ماجراهای شرلوک هلمز. کتاب از چند جهت برایم جالب بود: یکی اینکه  . یا سریالی از این ماجرا ندیده بودم،  دوم اینکه نویسنده اش خالق شرلوک هلمز نبود ، سوم موریارتی آن خیلی متفاوت بود با   آنچه  می شناختیم و آ. از همه و جذابتر از همه اینکه  پای زیگموند فروید هم به داستان باز شده بود و رابطه این دو  موجود هوشمند با یکدیگر و گفتگوهایشان خیلی خوب در آمده بودحالا دارم کت. از اگاتا کریستی می خونم که این هم برایم داستانش آشنا نیستتصویر تلخ یک نقاشدر سریال پوارو با آن بازی حیرت انگیز، جایی به ه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/04/post-305/لذت-کتاب-خوانی-در-یک-روز-بارانی




می خواهم غر بزنم

درخواست حذف اطلاعات
هنوز هوا روشن نشده بود که از خو. بد بیدار شدم، در همان زیرکرسی  با تبلت داستان عشق یک پیرمرد و پیرزن در اسایشگاه را خواندم و در پایان رمانتیکش کلی گریه .، دوباره خو.دم و ساعت ده با سردرد شدید بیدار شدم، مادرک هنوز خواب بود و بابایی خودش صبحانه اش را خورده بود و رفته بود تا دوباره در باغچه کار کندهوا ابری و دلگیر بود، تا.ی خبر . و رفتم بازار روستا برای کمد که میله اش ش.ته بود میله آهنی .یدم و برس نقاشی برای دیوارهایی که لوله بخاری رنگش را .اب کرده بود.دو سه تا مصالح فروشی رفتم به دنبال آجر قرمز برای چیدن دورباغچه اما تخمش را ملخ خورده بود و من از این دورباغچه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/03/post-304/می-خواهم-غر-بزنم




و دیوار خودش را به خواب زد...

درخواست حذف اطلاعات
مادرک بهتر است و این دست ش.تگی تنها حسنی که داشت اینکه   جن از تنش رفت بیرون ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/02/post-303/و-دیوار-خودش-را-به-خواب-زد-




آخه پدر من، سریال آنلاین نگاه می کردی؟ خب می گفتی تلویزیون برات روشن کنم

درخواست حذف اطلاعات
آن زمان که گوشی هوشمند برای بابایتان .یدید و  آموزشش دادید، باید فکر اینجایش را می کردید که در مدت سه روز، حجم اینترنت ی.اله شما تمام شود ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1395/12/30/post-301/آخه-پدر-من،-سریال-آنلاین-نگاه-می-کردی؟-خب-می-گفتی-تلویزیون-برات-روشن-کنم




خلاصه سالی که ن.ت از بهارش پیداست.

درخواست حذف اطلاعات
اعصاب ندارممادرک  از وقتی آمده جن رفته زیر پوستش و مدام متلک بار بابایی می کند و فضا را متشنج می کند و من مدام در تلاش برای آرام . شرایط هستمدوقلوها آمدند و شیطنت هایشان اختلاف مامان و بابا را تشدید کرده  این  وسط  چند ساعت قبل از سال تحویل  مادرک خورد زمین و علاوه بر آش و لاش شدن صورتش، دستش هم ش.تو تمام صبح عید به دوا و درمان و ش.ته بندی گذشت دوان دوان برای ماهی و سبزی پلو ناهار .ید . و مجبور شدم صحنه کوبیده شدن سر ماهی ها و شکافته شدن شکمشان در حالی که زنده بودند را بارها و بارها تا نوبتم شود تماشا کنم و گمان می کنم که ماهی خودم نیز حتی وقتی  داشتم شکمش ر ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://gistela.blogsky.com/1396/01/01/post-302/خلاصه-سالی-که-نکوست-از-بهارش-پیداست-