وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

هیچ . تنهاییم را حس نکرد

آخرین مطالب هیچ . تنهاییم را حس نکرد به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



116-شاید فکر کنید من دیوونه ام!

درخواست حذف اطلاعات
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد . رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/18/post-141/115-شاید-فکر-کنید-من-دیوونه-ام-




118-اولتیماتوم نهایی

درخواست حذف اطلاعات
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد . رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/20/post-143/118-اولتیماتوم-نهایی




119-

درخواست حذف اطلاعات
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد . رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/21/post-144/119-




120-دوران عقد1

درخواست حذف اطلاعات
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد . رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/21/post-146/




121-دوران عقد2

درخواست حذف اطلاعات
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد . رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/21/post-147/121-دوران-عقد2




122-دوران عقد3

درخواست حذف اطلاعات
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد . رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/21/post-148/123-دوران-عقد3




123-دوران عقد4

درخواست حذف اطلاعات
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد . رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/21/post-149/123-دوران-عقد4




125-دوران عقد 5

درخواست حذف اطلاعات
 ماجرای فهمیدن اینکه مامانم گوشیمو داده به پسر. ام  بعد از عروسیم بود و من با مادرم قهر ....مادرم همون روز جلوی کاف پاشد اومد خونمون و میگفت حلالم کن.واقعا از دستش عصبانی بودم...دستشو محکم گرفتم کشیدم تو اتاق و گفتم چرا دست از سر زندگی من برنمیداری؟ اون روزا که تو زندگی من سرک میکشیدی و همه رو هم خبردار میکردی بس نبود؟پیامای کاف رو خوندی و فهمیدی چی میکشیدم، چه کار برام کردی؟غیر از اینکه بیشتر زخم میزدی و بیشتر آبرومو همه جا بردی و بیشتر زندگیمو به هم میریختی؟الان جلوی کاف اومدی اینجا که کاف هم بفهمه چه غلطی کردی تا دیگه همین یه ذره آبرو هم داری بره؟ از ز... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/26/post-152/دوران-عقد-5




124-یه مدت نمینویسم

درخواست حذف اطلاعات
1. شغل دوم کاف فعلا غیر از خون دل خوردن و ضرر برامون چیزی نداشته2. از ندونم کاریا، حماقت، عجول بودن و تصمیمای مس.ه و ناگهانی کاف اعصابم به شدت خورده3. مادرم دم به دقیقه میگه خانواده کاف حق دارند باهاش قطع رابطه .د...این یکیو راست میگه...رفتاراش حرفاش کاراش و بی چشم و رویی هاش کلافه کننده است4. کم آوردم زیاااادددد...دلم میخواد یه شب بخوابم و دیگه بیدار نشم5. قبلا گفتم دردهای بارداری هم شیرینه...اعتراف میکنم از یه جایی به بعد نه تنها اصلا شیرین نیست بلکه روح و روانتو به هم میریزه6. واقعا هیچ . تنهاییم را حس نکرد7.شما حول و حوش صدنفری که روزی دوبار اینجا رو میخونید ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/22/post-150/124-یه-مدت-نمینویسم




121-دوران عقد2

درخواست حذف اطلاعات
ادامه یا مثلا یکی دیگه زنگ میزد که فردای روز عقد، دامادش بر ای دخترش یه دسته گل بزرگ آورده ولی دخترش دسته گلو  جلوی شوهرش انداخته توی دسشویی...من کاری ندارم که اون زن چقدر راست میگفت ولی این حرفو در راستای اینکه مامانم گفته بود کاف ذوقی نسبت به من نداره و من بال بال میزنم براش گفته بود...مامان منم حرص میخورد چرا تو با کاف از این کارا نمیکنی. بهش میگفتم در شان من این بی احترامی ها نیست(شما که غریبه نیستید، کاف در قبال هدیه های من این کارو میکرد و میکنه ولی من کوچکترین هدیه هاشو روی چشمم میذارم حتی یه شاخه گل ب.ه صدتا ع. ازش میگیرم و میذارم پروفایلم)یکی دیگش... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/21/post-147/121-دوران-عقد2




122-دوران عقد3

درخواست حذف اطلاعات
ادامه .از همه بدتر را.ارای مس.ه ای بود که بقیه میدادند...مثلا بهش میگفتن به کاف بی احترامی کن...یادمه یه عید با کاف قهر بودم و پنجم عید کاف اومد اشتی کنه...کلی از فامیل خونه ما بودند...مادربزرگم درو باز کرد و کاف اومد توو...مامانم جلوی دیگران جواب سلامشو نداد و پرید به من که کی اینو راه داده؟...واییی آب شدم رفتم توی زمین...چه اصراری بود همه بفهمن ما با هم قهریم؟اما مادرم لبخند پیروزمندانه ای میزد که تونسته دومادشو تحقیر کنه و بگه بله ما هم یه همچین چیزایی توی خودمون داریم...به کیا؟به فامیلی که الان معلوم نیس کدوم گوری هستند...کاف اومد مظلومانه نشست ولی مادرم دس... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/21/post-148/123-دوران-عقد3




123-دوران عقد4

درخواست حذف اطلاعات
طولانی ترین قهرم با کاف بیست روز دوام آورد که نرفتم منت کشی و خودش اومد...اونم بخاطر اینکه با مادرم هم قهر . رفتم خونه .م...وگرنه حرفا و سرکوفتای مادرم باعث میشد کم بیارم و خودم برم به کاف .ماس کنم که بیا آشتی...رفتم خونه .م و زن.م یه سری حرفایی زد که آتیشم زد...بدترینش این بود که من . به خیال اینکه مادرم بلد نیس پیامای گوشی رو بخونه و بخاطر شک ن. کاف گوشیمو بی رمز کرده بودم...اون وقت مادرم شبها که کپه مرگمو میذاشتم گوشی را میداد به زن.م که پیاماشو برام بخون...نمیدونید چه حالی پیدا . وقتی زن.م اینو گفت...یه آن همه پیامای کاف که نگهشون داشته بودم برای روز مبا. که به عن ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/21/post-149/123-دوران-عقد4




124-یه مدت نمینویسم

درخواست حذف اطلاعات
1. شغل دوم کاف فعلا غیر از خون دل خوردن و ضرر برامون چیزی نداشته2. از ندونم کاریا، حماقت، عجول بودن و تصمیمای مس.ه و ناگهانی کاف اعصابم به شدت خورده3. مادرم دم به دقیقه میگه خانواده کاف حق دارند باهاش قطع رابطه .د...این یکیو راست میگه...رفتاراش حرفاش کاراش و بی چشم و رویی هاش کلافه کننده است4. کم آوردم زیاااادددد...دلم میخواد یه شب بخوابم و دیگه بیدار نشم5. قبلا گفتم دردهای بارداری هم شیرینه...اعتراف میکنم از یه جایی به بعد نه تنها اصلا شیرین نیست بلکه روح و روانتو به هم میریزه6. فعلا خداحافظ...بابت همه تلخی ها و چرت و پرتایی که مینویسم از همه عذر میخوام ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/22/post-150/124-یه-مدت-نمینویسم




120-دوران عقد1

درخواست حذف اطلاعات
خدا دوران عقد منو نصیب گرگ بیابون نکنه...یعنی دقیقا مصداق بارز نه راه پس دارم نه راه پیش من بودم...از یه طرف کاف و دیوونه بازیاش و بی تفاوت بودن خانوادش از یه طرف مادر بی فکرم...کاف که مریض بود و حرجی بهش نبود خانوادش هم که ذاتا آدمای بی خیالی بودند و براشون زنده و مرده کاف فرقی نمیکرد چه برسه به ازدواج و طلاقش...مادرم هم بجای درک شرایط من همه جا آبرومو میبرد...یادمه اوایل جلسات خاستگاریم زن.م ازم پرسید دوستش داری؟گفتم الان که اولشه هیچ حسی ندارم ولی بدم هم نیومده...زن. حرف منو به مادرم منتقل کرده بود و مادرم میدونید چی گفته بود؟گفته بود غلط کرد.پسره خیلی راغ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/21/post-146/




119-

درخواست حذف اطلاعات
کاف شغل دومشو پیدا کرد...باورتون نمیشه مردم و زنده شدم که این کار مهیا بشه...خدا کنه ولش نکنه و تا ا.ش برهالبته از شما چه پنهون،من بخاطر پولش نیس که اینقدر اصرار دارم کاف بره سر کار...فقط دلم میخواد بره بیرون از خونه و کمتر توی دست و پای من باشه و کمتر گیر بده...همش بهش میگفتم از سر کار میای برو یه باشگاهی جایی با دوستات بگرد ولی مگه از جاش ت. میخورد...تازه بجای ساعت 4،ساعت 3 از سر کارش جیم میزد که بیاد خونه و بشه آینه دق من.هی تا من برسم خونه بزنگه بگه کی میرسی؟این چه کاریه که اجازه نداری ده دقیقه زودتر بیای خونه!بعد هم که میرسیدم خونه چرا غذا اینجوریه چرا ظرفا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/21/post-144/119-




114-دخترا اعتماد به نفس داشته باشید

درخواست حذف اطلاعات
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد . رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/17/post-139/113




115-کفره ولی میگم...

درخواست حذف اطلاعات
خدا؟؟؟!!!!اصلا بهتر بود نبودی...اصلا بهتر بود خودتو به ما معرفی نکنی...اگر تو و پیغمبرا و .هات نبودید الان زندگی ما خیلی بهتر بود...یه بار با یه دوست ژاپنی لاییک چت می..بهش گفتم وقتی بدبختی و بیچارگی میاد سراغت دلت نمیخواد یکی باشه که بهش تکیه کنی و مشکلتو حل کنه؟گفت الان تو که خدا را داری یعنی هیچ مشکلی نداری؟یا مشکلاتتو زود حل میکنه؟گفت من خ. ندارم که موقع مشکلاتم ازش کمک بخوام ولی دوستایی دارم که اگر بفهمن مشکلی دارم دست به هر کاری میزنن تا مشکلم برطرف بشه.اگر نتونن مشکلمو حل کنن برام دل میسوزونن و با بی رحمی نمیگن حقت این بوده ولی خدای شما موقع سختی میگه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/17/post-140/114-کفره-ولی-میگم-




116-شاید فکر کنید من دیوونه ام!

درخواست حذف اطلاعات
شایدم درست فکر کنید!پست قبلیو وقتی نوشتم که کاف رفته بود محله اش و  رفته بود خونه مادربزرگش...مادربزرگش گفته بود روباه عقد کرده...هاهاها...من که هیچی کاف رو هم آدم حساب نکرده بودند چه برسه به من...فقط نمیدونم چرا عقد؟مگه خانمهای مطلقه هم باید دوران عقد و بعد عروسی داشته باشن؟من فکر  می. یه راست بره سر خونه و زندگیش...خب از اینکه نبودم ناراحت نشدم ولی از ابنکه اون ازدواج کنه و آب خوش از گلوش پایین بره وحشت داشتم!آخه یکی نیس به من بگه دختر دیوونه برو فکر خودت باش چه کار بدبختی و خوشبختی دیگران داری؟مگه جای تو رو تنگ کرده؟اصلا الان شاید نوبت توئه داری تقاص پس ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/18/post-141/115-شاید-فکر-کنید-من-دیوونه-ام-




118-اولتیماتوم نهایی

درخواست حذف اطلاعات
دیروز تخت و کمد گل دخترمو آوردند و من و کاف و مادرم رفتیم که تو اتاق نه متری کوچولوش بچینیم...کاف که سرماییه فکر و ذکرش این بود که اتاق بچه بخاری داشته باشه و به فن و این چیزا اعتقاد نداره.ولی من میخواستم با هر کلکی هست نذارم بخاری جایی داشته باشه...اما موفق نشدم چون کاف مخالف بود و مادرم هم هی میگفت نه اونجور که تو میگی زشته و نظر موافق کاف میداد...مثلا میخواست برای دامادش خودشیرینی کنه...آی لجم میگیره که اصلا موقعیت شناس خوبی نیس....خلاصه اتاق به زشت ترین شکل ممکن چیده شد و تازه بعد از چیدن، کاف و مامان خانم متوجه شدند چه اتاق ا. و.ی شده اما دیگه نمیشد کاریش ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/20/post-143/118-اولتیماتوم-نهایی




109- این وقت کله سحری از شدت حال بدم از خواب بیدار شدم که ...

درخواست حذف اطلاعات
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد . رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://h-loser.blogsky.com/1396/01/12/post-133/109-وقتی-حرف-راست-می-زنید-فقط-انسان-هایی-از-دستتان-عصبانی-می-شوند-که-تمام-زندگیشان-بر-دروغ-استوار-است