وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

حروف

آخرین مطالب حروف به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



دوراهی‌ها

درخواست حذف اطلاعات
بعضی از تصمیم‌ها اونقدر مهم هستند که ممکنه مدتها سردرگم باشی. دو راهی‌هایی که هر دو تو رو به هدفت نزدیک می‌کنند ولی چیزی که انتخاب رو سخت می‌کنه اینه که با انتخابت چقدر به مقصد نزدیک بشی و توی این مسیر از چه چیزهایی هزینه کنی. یکی از دوراهی‌های من انتخاب‌ بین موندن و رفتن هست. موضوعی که چند ساله فکرم رو مشغول کرده و می‌دونم از دست دادن زمان تصمیم رو سخت‌تر می‌کنه. ادامه تحصیل یه هدف کوتاه مدته و برای من پایه‌ی بعضی‌ اه. بلند مدت دیگه‌ای به حساب میاد که کیفیتشون رو نتیجه‌ی انتخاب اول مشخص می‌کنه. به نظرم این شرایط هستند که مرزها رو تعریف می‌کنن?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/03/31/دوراهی-ها




چارلی (گل برای الجرنون) 2

درخواست حذف اطلاعات
پیش از حرف اصلی: کتاب رو امروز تمام .، نمی‌دونم الآن نوشتن درموردش درسته یا نه، از اون کتابایی بود که برای هضمش باید یه پیاده روی داشته باشم، و الآن تازه برگشتم. حرف اصلی: نام کتاب: چارلی (گل برای الجرنون) نویسنده: دانیل کیز مترجم: مهدی قراچه داغی نشر آسیم، تهران، 1390 تعداد صفحات: 230 داستان در مورد یک عقب مانده‌ی ذهنی به اسم چارلی هست که در یک قنادی کار می‌کنه. به یادگیری علاقه داره و دوست داره باهوش بشه، به همین دلیل قبول می‌کنه تحت عمل جراحی قرار بگیره. این عمل پیشتر روی موشی به نام الجرنون انجام شده و باعث شده هوشش افزایش پیدا کنه. بعد از عمل جراح?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/03/28/چارلی-گل-برای-الجرنون-2




چارلی (گل برای الجرنون)

درخواست حذف اطلاعات
بعد از مدت‌ها کت. دستم رسیده که نمی‌تونم کنار بذارمش: چارلی (گل برای الجرنون)، نوشته‌ی دانیل کیز و ترجمه‌ی مهدی قراچه داغی. کتاب در مورد یک عقب افتاده‌ی ذهنی به اسم چارلی هست که بعد از جراحی روی مغزش، به تدریج ضریب هوشیش بالاتر میره و درک بهتری از جهان اطرافش بدست میاره. فکر می‌کنم طبیعی باشه که تا مدتی بعد از خوندن یه کتاب، صدای ذهن با همون شیوه و بیان حرف بزنه، و جالب اینه که با پیشرفت چارلی و رشد ذهنیش، صدای ذهن من هم تغییر می‌کنه. فعلا صفحه‌ی 96 هستم و هنوز کتاب رو تموم ن.، به خاطر همین هنوز نمی‌تونم کامل در موردش بنویسم، اما اونقدر برام جالب بو?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/03/27/چارلی-گل-برای-الجرنون




روزمره 2

درخواست حذف اطلاعات
خیلی وقته سفره رو چیدیم، ولی هنوز هیچ کدوم از مهمونا نیومدن. دیگه کاری نمونده و نشستم ادامه‌ی «مردی در تاریکی» رو می‌خونم. «گتسبی بزرگ» رو هفته‌ی پیش تموم . ولی هنوز ریویوش رو ننوشتم. متوجه شدم منم مثل مژگان دوست ندارم آثار یه نویسنده رو پشت سر هم بخونم. هانیه نشسته و با اپلیکیشن پیانوی گوشیش یه آهنگ از موزارت رو می‌زنه ولی چون هندز فری نزده آهنگ هی قطع می‌شه و لذت شنیدنش رو .اب می‌کنه. این همه نوشته‌ی بی‌معنی شاید به خاطر اینه که دوباره نگران شدم. توی تاریخ 23‌ام تقویمم نوشته‌ام: وقت .. انگار ممکنه یادم بره، اونم وقتی که با فکرش می‌خوابم و بیدار م?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/03/17/روزمره-2




همین قدر ممکن... همین قدر ناممکن

درخواست حذف اطلاعات
دوست داشتنت مانند شنیدن صدای جریان خون در رگ‌هایم است مانند دیدن ستارگان در روز مانند درک لحظات پایان بیداری و آغاز خواب مانند ایمان به ایمان همین قدر ممکن... همین قدر ناممکن. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/03/22/همین-قدر-ممکن-همین-قدر-ناممکن




روزمره 2

درخواست حذف اطلاعات
خیلی وقته سفره رو چیدیم، ولی هنوز هیچ کدوم از مهمونا نیومدن. دیگه کاری نمونده و نشستم ادامه‌ی «مردی در تاریکی» رو می‌خونم. «گتسبی بزرگ» رو هفته‌ی پیش تموم . ولی هنوز ریویوش رو ننوشتم. متوجه شدم منم مثل مژگان دوست ندارم آثار یه نویسنده رو پشت سر هم بخونم. هانی نشسته و با اپلیکیشن پیانوی گوشیش یه آهنگ از موزارت رو می‌زنه ولی چون هندز فری نزده آهنگ هی قطع می‌شه و لذت شنیدنش رو .اب می‌کنه. این همه نوشته‌ی بی‌معنی شاید به خاطر اینه که دوباره نگران شدم. توی تاریخ 23‌ام تقویمم نوشته‌ام: وقت .. انگار ممکنه یادم بره، اونم وقتی که با فکرش می‌خوابم و بیدار می?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/03/17/روزمره-2




روزمره 1

درخواست حذف اطلاعات
یه اشتباهی . . یه سفارش جدید گرفتم، گفتم بچه‌ها انجام میدن دیگه، اما به هرکی میگم وقتش پره. از یه طرف دستم پره، از طرف دیگه هم این کار مونده رو دستم و باید تا پنجشنبه تحویل بدم. اما ته دلم خیلی خوشحالم که بچه‌ها سرشون شلوغه.  با خودم فکر می‌کنم چند نفر از ما پی ترجمه رو به تنش مالید و واقعا اومد پی علاقه‌اش؟ وقتی حساب می‌کنم می‌بینم از بچه‌های کارشناسی احتمالا 5 یا 6 نفر باشیم و از بچه‌های ارشد فقط خودم هستم، البته از ورودی 94 هم یه نفر هست.  دلم می‌خواد بدونم اونا چندجا فرم پر .؟ چندتا موسسه ازشون بیگاری کشیده و چقدر درگیر کارای متفرقه شدن و چند بار ا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/03/08/روزمره-1




ناپیدا - پل استر

درخواست حذف اطلاعات
"ناپیدا"ی پل استر رو هفته‌ی پیش تموم .. این کتاب رو با ترجمه‌ی بسیار خوب خجسته کیهان از نشر افق خوندم. اولین کت. که از این نویسنده خوندم "سه‌گانه‌ی نیویورک" بود که به جرأت می‌تونم بگم برای شروع آثار پل استر اصلا انتخاب خوبی نیست. پارسال "شب پیشگوئی" و "تیمبوکتو" رو خوندم و فایل صوتی "the red notebook" رو هم با خوانش خودش گوش دادم. در کل کم کم دارم با شیوه‌ی نگارشش آشنا می‌شم. فکر کنم بعد از خوندن "مردی در تاریکی" و "سانست پارک" جرأت کنم دوباره اولین کت. که ازش خوندم رو دست بگیرم. ریویوی کتاب رو توی good reads نوشتم. فقط اگه حوصله‌ی خوندنش رو ندارید می‌گم که داس... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/03/06/ناپیدا-پل-استر




ذوالوجهین

درخواست حذف اطلاعات
کتاب قبلی که روش کار می‌. در مورد علوم بلاغی بود و من رو با چند تا اثر قوی بلاغت فارسی آشنا کرد و بعضی از مباحث بلاغت برام تکرار شد. یکی از مباحثی که برام جالب بود «المحتمل للضدین» یا «ذوالوجهین» بود. شاعر با استفاده از این صنعت مدح و هجو رو با هم توی یک بیت به کار می‌بره. این قسمت رو از کتاب حدایق السحر اثر رشید الدین وطواط می‌نویسم: جراب الدّوله در کتاب خویش می‌آرذ کی درزی یک جشم عمرو نام یکی از ظرفاء اهل فضل را کفت که اکر مرا قبای دوزی کی . ندانذ کی قباست یا جبّه من ترا بیتی کویم کی . ندانذ کی مدحست یا هجو عمرو آن قبا را بدوخت مرد ظریف نیز آن بیت بکفت، ش ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/03/02/ذوالوجهین




لیندا انگار فهمیده

درخواست حذف اطلاعات
نشستم و آروم خاک روی بر. باریک لیندا رو با انگشت شستم پاک می‌کنم و سعی می‌کنم بی‌صدا بینیم رو بالا بکشم که .ی متوجه نشه. فکر کنم خود لیندا هم متوجه شده که از سر مهربونی خاکش رو پاک نمی‌کنم، بیشتر دنبال اینم که یه جوری حواسم رو پرت کنم از این موضوع که چطور می‌فهمم چیزای خوب داره تموم می‌شه ولی نمی‌فهمم کی قراره دوباره شروع بشه. این ح. خوبی نیست، مثل حس ششم می‌مونه، حتی اگر قرار نباشه تموم شه انگار به دلت میوفته. ح. خوبی نیست، مخصوصا که در مورد بعضی از اتفاقای بد هیچ خبری از تموم شدن نباشه. لیندا انگار فهمیده که از سر مهربونی بر. ش.ته‌اش رو ناز نمی‌کنم. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/03/05/لیندا-انگار-فهمیده




ذوالوجهین

درخواست حذف اطلاعات
کتاب قبلی که روش کار می‌. در مورد علوم بلاغی بود و من رو با چند تا اثر قوی بلاغت فارسی آشنا کرد و بعضی از مباحث بلاغت برام تکرار شد. یکی از مباحثی که برام جالب بود «المحتمل للضدین» یا «ذوالوجهین» بود. شاعر با استفاده از این صنعت مدح و هجو رو با هم توی یک بیت به کار می‌بره. این قسمت رو از کتاب حدایق السحر اثر رشید الدین وطواط می‌نویسم: جراب الدّوله در کتاب خویش می‌آرذ کی درزی یک جشم عمرو نام یکی از ظرفاء اهل فضل را کفت که اکر مرا قبای دوزی کی . ندانذ کی قباست یا جبّه من ترا بیتی کویم کی . ندانذ کی مدحست یا هجو عمرو آن قبا را بدوخت مرد ظریف نیز آن بیت بکفت، ش ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/03/02/ذوالوجهین




مهرِ خورشید

درخواست حذف اطلاعات
چه اسم زیبایی داره این خورشید ما: مهر، که خودش می‌سوزه و ما رو می‌سازه.  به نظرم به شکل عجیبی نماد رحمت واسعه‌ی خداونده، طوری که هر روز که یه پرتویی رو ازش می‌بینی، می‌تونی از ته دل خدا رو شکر کنی. این ع. یکی از تصاویر زمینه‌ی ایمیلم هستش که تقریبا هر وقت میاد روی صفحه منو مبهوت می‌کنه. فکر می‌کنم خیلی حرف بزرگی باشه اما اگر قرار باشه ستاره‌ام رو خودم انتخاب کنم، انتخابم غیر از خورشید نخواهد بود. دوست دارم در مورد کلمه‌ی مهر بیشتر بنویسم، اما باشه زمانی که کتاب‌ها و مطالب بیشتری در موردش خوانده باشم.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/02/31/مهر-خورشید




آشپزی

درخواست حذف اطلاعات
آنا .الدا توی کتاب بیلی صفحه‌ی 113 (ترجمه‌ی شهرزاد ضیایی؛ انتشارات شمشاد) یه دستور غذایی داده، البته منظورم یه رسپی نیست. گفته: عاشق آشپزی بودم. چون فهمیده بودم که سریع‌ترین راه به قلب یک مرد از طریق شکم‌اش است. خب حالا حساب کنید من که اوج مهارت آشپزیم املت گوجه فرنگیه، که اون رو هم تونستم به زور زیتون و پودر سیر و فلفل سیاه خوشمزه کنم، باید چه را.اری رو پیش بگیرم؟ تازه همون رو هم هفته‌ی پیش طوری پختم که هنوز اشتهام برنگشته.  البته این رو هم اضافه کنم که این مشکل توی خانواده‌ی ما خیلی عجیبه چون هم باباجونم آشپز حاذقی بوده، هم مامان جون خدا بیامرز دستپ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/02/30/آشپزی




sign of affection - paul cardall

درخواست حذف اطلاعات
        متاسفانه مرورگر شما، ق.لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ.ین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="autostart" value="false"> دریافت به نظرم اگر ادبیات در نظریه‌های نسبتا جدید خود به موضوع مرگ مؤلف رسیده‌ است، موسیقی از همان ابتدا با مرگ مؤلف متولد شده است. این اثر هم نیازی به حروف ما ندارد تا مقصود خود را بیان کند، شنونده خود از نوای آن ناگفته‌هایش را می‌شنود. از همان‌هایی است که می‌توان با آ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/02/13/sign-of-affection-Paul-cardall




خیلی روزمره

درخواست حذف اطلاعات
از اوایل اردیبهشت که هوا گرم‌تر شده، صبح به صبح بساطم رو میارم توی بالکن و می‌شینم روبروی این منظره و دست به قلم می‌شم و تقریبا تا شب همین‌جا هستم.  حالا شاید در آینده یه ع. هم از پشت صحنه‌ی نسبتا دنجم بذارم.  در مورد اینکه کم می‌نویسم و فضای نوشته‌هام خیلی شاد نیست - چه اینجا، چه زمانی که اینستا و . بودم و حتی توی دفترچه‌ام - به یه نتیجه‌هایی رسیدم: معمولا وقتایی که حالم خوبه زیاد حرف نمی‌زنم، کلمه‌هام رو برای خودم نگه می‌دارم  و حتی توی دفترچه‌ی خودم هم نمی‌نویسمشون. وقتایی که حالم خوب نیست، حرفای ناخوشایندی می‌زنم، و وقتایی هم که حالم خوب ن... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/02/29/خیلی-روزمره




sign of affection - paul cardall

درخواست حذف اطلاعات
        متاسفانه مرورگر شما، ق.لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ.ین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="autostart" value="false"> دریافت به نظرم اگر ادبیات در نظریه‌های نسبتا جدید خود به موضوع مرگ مؤلف رسیده‌ است، موسیقی از همان ابتدا با مرگ مؤلف متولد شده است. این اثر هم نیازی به حروف ما ندارد تا مقصود خود را بیان کند، شنونده خود از نوای آن ناگفته‌هایش را می‌شنود. از همان‌هایی است که می‌توان با آ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/02/13/sign-of-affection-Paul-cardall




فصل گریه

درخواست حذف اطلاعات
[...] وما بین فصل ال.یف، وفصل الشتاء هنالک فصل أسمیه فصل البکاء [...] نزار قبانی   و میان فصل پاییز، و فصل زمستان فصلی است که آن را فصل گریه می‌نامم   پی نوشت 1: خیلی دلم می‌خواد شعرهای نزار قبانی بدون سانسور منتشر بشه. چند سال پیش سه تا از آثارش رو از بخش عربی نمایشگاه بین المللی گرفتم. نمی‌دونم محرک این نوشته‌ها چی بوده و چه اسمی روش میذارن؟ غریزه، احساس یا عشق؟ ولی من از خوندن شعرهاش و توصیفات نابش واقعا لذت می‌برم.  پی نوشت 2: احتمالا ترجمه‌ی کامل این شعر رو  هفته آینده می‌ذارم. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/01/24/فصل-گریه




چه می‌شه کرد؟

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/02/07/چه-می-شه-کرد




نا-امیدی

درخواست حذف اطلاعات
به این نتیجه رسیدم که بیشتر وقتا امیدواری آدم رو عقب نگه می‌داره. اصلا کی گفته حتما باید همه چیز درست بشه؟ کی گفته هر دعایی باید برآورده بشه؟ اگه قراره حروف این ج. درست چیده بشه، قرار نیست که اسم من رمز ج. دربیاد. گاهی انگیزه­‌ی ناشی از نا امیدی واقعی‌تره. چرا بعضیا می‌گن انسان به امید زنده است؟ نه آقا جان، گاهی انسان فقط زنده است و در عین حال بد هم زندگیش رو نمی‌سازه. پی نوشت نامربوط 1: خیلی بد قول شدم، قرار بود هفته­‌ی پیش قصیده‌ی نزار قبانی رو بذارم، ولی وقتم خیلی پره. شاید آ. هفته‌ی آینده که کلاس زبان تموم شد فرصت کنم ترجمه‌اش کنم. پی نوشت نامربو ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/02/07/نا-امیدی




بی حسی

درخواست حذف اطلاعات
از یه جایی به بعد دیگه احساس بی‌حسی می‌کنی، منظورم بی‌وزنی نیست، اتفاقا هر وزنی سنگین‌تره برات؛ مثل وقتی که پات خواب می‌ره، حسی نداری، اما وزنش سنگین‌تر از قبله. شاید همین احساس هست که تحمل بعضی چیزها رو ساده‌تر می‌کنه، اما خب، همین احساس هم هستش که تحمل بعضی چیزها رو سخت‌تر می‌کنه.  از همین جا به بعد کشیدن زندگی یه جور دیگه می‌شه، رو دوشت سنگینی می‌کنه اما شاید تصاویرش واضح‌تر باشه. اولش فکر می‌کنی فقط روی حس لامسه تأثیر گذاشته، اما بعد از یه مدت می‌فهمی روی بینایی، شنوایی، چشایی و حتی بویایی هم اثر گذاشته. حس ششم که کلا انکار می‌شه. اما مه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://horuf.blog.ir/1396/02/11/بی-حسی