وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

اینجا، پشتِ کوه های بلند

آخرین مطالب اینجا، پشتِ کوه های بلند به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



پسرِ سرماخورده ی من

درخواست حذف اطلاعات
سین گلو درد دارد. صداش خفه شده بچه ی کوچولوی من. دور چشم های گر.ش صورتی شده. پای چشمش هم گود رفته و قیافه اش مظلوم شده است.  توی خواب قربان صدقه اش می روم و دلم برایش قنج می رود. سین عزیزِ من... خوب میشی مامان جان.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/04/ویروس




درد

درخواست حذف اطلاعات
خب.... تو رفتی و داری فراموش می کنی و من در مرامم نیست، مزاحمِ .ی که دارد از یاد می بَرَدَ شوم. حتی اگر تک تک سلول هایم از اعتیادِ به بودنش و .خُماریِ نبودش درد کند. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/04/سلول-درد




شارژ

درخواست حذف اطلاعات
ریکوئست داشتم از اسم و قیافه ای که آشنا بود. سرک کشیدم ببینم چه خبره. اووووووه اینکه ش است. عه ش تویی؟ ش پرستار شده است و کلی چاق تر. غبغب درآورده  و مقعنه اش عقب رفته است. چه کِپشِن های با مسمایی اما ش یادت هست وقتی سال ها بود هم را ندیده بودیم، روزی از روزها مسیج زدی و بعد از سلام و احوالپرسی خیلی خیلی کوتاه، شارژِ ایرنسل خواستی؟. یک کاره. تندی برات فرستادم. بار دیگر خواستی و برات فرستادم. دفعه ی سوم هم خواستی اما می دونی ش جان دیگه اون . رو لولو برد. یاد ش افتادم که آ.ین روز مدرسه چقدر گریه کرد و آب دماغش سرازیر شد. بعد آهنگ بنیامین را خواند و گریه کرد. گفت... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/03/شارژ




حداقلش این هست که شارژ بگیر، در رو نیستم

درخواست حذف اطلاعات
دارم خودم را آماده می کنم که وقتی ش پرسید چه کار میکنی؟ به عنوان شاگرد اول کلاس، .ِ خانه دار را یک طور خاص بیان کنم. ". هستم، خانه دار" این چطور است؟ یا "خانه دار هستم، .". کدوم، هوم؟ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/03/حداقلش-این-هست-که-شارژ-بگیر،-در-رو-نیستم




اما مجبور به موردِ بلاک قرار دادن هستم

درخواست حذف اطلاعات
از موردِ بلاک قرار گرفتن بدم میاد. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/03/اما-مجبور-به-مورد-بلاک-قرار-دادن-هستم




منطبق شد

درخواست حذف اطلاعات
طبقِ نوشته های . خاویر کرمنت ش یک بیشعور اجتماعی است. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/03/منطبق-شد




این ترسِ لعنتی

درخواست حذف اطلاعات
داشتم نگران گربه های ساختمان می شدم که .ب دیدمشان.اما یک اتفاق وحشتناک افتاده. روی پاگردِ طبقه ی دوم استخوان دیدم. و این یعنی گربه ها توی راه پله هم می آیند. چرا هیچ. پیدا نمی شود فکری به حال من .د؟ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/03/این-ترس-لعنتی




دل نوشته

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/03/دل-نوشته




.....

درخواست حذف اطلاعات
سین را به صاد سپردم. یادم افتاد . توی انگلیس چکار کرده. یادم افتاد چون سین را نگران و دودل به صاد سپردم. خانواده هایشان حالم را .اب .د. من از دوریِ یک ساعتیِ سین اینطور دل نگران بودم. خانواده هایشان چطوری اند یعنی؟ آدم ها چرا به جانِ هم می افتند اصلا؟ لعنتی... تعصب... تعصب، این آفتِ آدم کُش یادم افتاد که توی کلیپی که صداش را می شنیدم و هیچوقت نگاهش ن.، شنیده بودم کهبه عربی از پسر بچه ای پرسیدند دوست داری با چی بمیری؟ پسرک .ماسشان کرد که با گلوله. خندیدند.  چه خوش خیال. تو نباید راحت بمیری. صدای گوشی را قطع کرد قیافه اش طوری شد. گفتم چی شد صاد؟  گفت سرمه... س... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/02/.....




شبِ کذایی

درخواست حذف اطلاعات
خسته ام. خسته و کلافه و درب و داغون. سین تا صبح بارها بیدار شده و گریه کرده. حالا علاوه بر تب گلوش هم اذیت می کنه. یک بار هم از خواب پرید و بالا آورد. صاد هم هربار با ما بیدار میشد.انقدر داغون بودم که نمی تونستم از جا بلند شم و سین رو بغل بگیرم، آرومش می کرد و بهم میداد تا کنارم بخوابه. نیم ساعتی میشه که پشتِ خطِ .ِ مطب هستم. دارم به این فکر می کنم که چندنفر .ب رو مثل ما گذروندن، که خط آزاد نمیشه؟ دلم واسه بچه ها می سوزه. کاش بشه مریض نشن اماخب، نمیشه. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/03/شب-کذایی




لانگ تایم اِ گو

درخواست حذف اطلاعات
منتظرش موندم وخبری ازش نشد.بعد با خودم کلنجار رفتم و بلاکش .. البته قبلش هر شیش تا ع. رو شصت بار دیدم. خواسم باز ببینم که او هم بلاک.. سین تب کرده بود و توی تب می سوخت. توی آب گذاشتیم و سرحال شد. با گلاب دست و پاهاش رو شستم. اول یادِ شله زردِ نذری افتادم. دستمالِ آغشته به گلاب رو بوییدم و یاد بچگی هام افتادم. دختری که توی خونه ی قبلی مسئولِ بچه های کوچه بود و از ما بزرگتر بود و اکثرِ  . بازی ها توی حیاطشان برگزار میشد، شرط شرکت در بازی های ماه محرم را.یدن گلاب کوچیک های توی ظرف پلاستیکیِ در قرمز تعیین کرده بود. بعد یادش افتادم که شوهرش رفت عاشق زنِ بیوه ای شد... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/02/لانگ-تایم-ا-گو




....

درخواست حذف اطلاعات
برای سین خَر .یدم. نه قاطر.شاید هم الاغ. نمی دانم اما فکر کنم قاطر. رنگِ آبی و موزیکالی که سیستر سیستر می گوید و احتمالا اشتباهی روی این .ِآبی نصب شده است. .ِ آبی باید بِرادِر بِرادِر بخواند. برای سین چادر هم گرفتم. نع، نه آنی که بپوشند همانی که به پا کنند و داخلش بنشینند و بازی کنند. سین فقط چهار دست و پا  دور چادر خزید و گوشِ قاطر را تست کرد و سراغِ تلویزیون رفت. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/02/....




مامانم همیشه میگه چه شب ها که تب کردی و بالاسرت تا صبح نشستم

درخواست حذف اطلاعات
سین تب داشت. لباس هاش رو درآوردم. پوشکش رو باز .. تب بر دادم و پاشویه .. هیچوقت خوابم نمیاد. .ب اما گیج و هلاکِ لحظه ای هرچند کوتاه برای .ن... صاد با دهانِ باز اما نگران گوشه ای مچاله شده بود. هرچند وقت یک بار بیدار میشد و میگفت میخوای بخواب من بالا سرش بنشینم؟  می گفتم بخواب نمی تونی تو. سین ناله می کرد و داغ بود.  خواستم که بسوزم و او خنک باشد. از ته ته ته دلم خواستم. بعد دوباره چک .. کمی خنک شده بود. ناله هاش کم شد و یک کمی آرام گرفت و خو.د.  تا نزدیک های هفت بیدار بودم.  بیشعوری می خواندم و مرتب چکش می .. اجازه نمی داد از بغلش جُم بخورم. پسرِ لوسِ چشم گرد لپ ه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/02/مامانم-همیشه-میگه-چه-شب-ها-که-تب-کردی-و-بالاسرت-تا-صبح-نشستم




بیشعوری

درخواست حذف اطلاعات
بیشعوری را خواندم. یعنی می خوانم.تا حالا به خواندنش فکر نکرده بودم.فقط روی اینستا دیده بودم که وقتی بازیگرها پست های معنی دار میگذارند و مشخص است که منظورشان با شخص خاصی است، آ.ش کتاب را به فالوئرها توصیه می کنند. که یعنی آن شخص برود بیشعوری بخواند و بیشعوری اش را کنار بگذارد. تا اینجا چیزی برای جذبم نداشت. وسط هاش خوابم گرفت. کم پیش آمده توی روز خو.ده باشم. بلااستثناء هربار که خو.دم مثل دیوانه ها بیدار شدم. یعنی بیدارم .د. فکر کنم انقدر نخو.ده ام .ی به خو.دنم عادت ندارد. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/01/بیشعوری




سی

درخواست حذف اطلاعات
دست هام از مچ. زانوهام. سست و بی جونند ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/01/سی




...

درخواست حذف اطلاعات
داشتم شام میخوردم که توی ذهنم آمد. سیو .. آمد اولی خودش بود. لعنتی.... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/01/...




قرقرقر

درخواست حذف اطلاعات
مُهی تعریف می کرد که نزدیک پارک وی ریختن سرشان و دِ بزن. البته مهی مشغول نوشاندن به طفلِ شیرخوارش بوده و او را به شیردهیش بخشیده اند. بعد تصویر سازی . از مردی که در حال قِر جلوی زنش توی سرو صورتش کوبیده بودند. و دلم برای تصویرم کباب شد. مردِ تصویرم طفلک خیلی مظلوم بود. الهی  مُهی گفت شانس آوردیم پلاکِ مارا نَکَندَند سرمههههه و باز از مردی که وقتِ قر باتوم را توی سرش زده بودند گفت و گریه کرد که خیلی مظلوم بود سرمههههه. از این طرف روی اینستا دو نفر وسط خیابان قر میدادند و سین قر میداد و وقتی قطع میشد می گفت دوباره بذارش که قر بدم. بعد که قرها تمام شد. دیدم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/02/31/قرقرقر




کَنه

درخواست حذف اطلاعات
. چرا دست از سر آدم و اینبا.ِ آدم بر نمی دارد. بابا . من غلط . بعد از صد سال آمدم و دلم شکر خورد و تنگ شد و لایک . تا هزار سالِ بعدش باید روی سوشال باشی و هعی بپرسی آیا فلانی را می شناسی یا نه؟ به تو چه؟ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/02/31/کنه




دندان

درخواست حذف اطلاعات
سین کلافه است. بناگوشش داغِ داغ است و توی خواب ناله می کند.مدام انگشت کوچیکه اش را روی لثه هاش می کشد. کلافه و عصبی است.روی بیلبوردها اسم یکی از این دارو گیاهی ها که درد دندان در آوردن را کم می کند به چشمم خورده چندباری. صب زنگ بزنم مطب ببینم افاقه می کنه؟ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/02/31/دندان




ملاجم

درخواست حذف اطلاعات
تاریک . و لالا... صاد .و پف کرد.بیدارش . که سرش را جا به جا کند. خوابم نبرد. میلیون ها . شمردم و خواب نرفتم. سین ناله می کرد. دندان های بی مرام و خشن و سخت. زودتر بیایید برون بچه هلاک شد لعنتی های الاغ.  راحت نخو.ده بود. لب و لوچه اش و چشم هایش یک طورِ نگران بودند. آه سین چقدر عاشققت هستم. آه مکبث... آه اتلو... آه و زهرمار میلیاردها . شمردم و خواب نیامد. . هم شمردم و نیامد. بستنی یاد شده در پست قبل  را آوردم و حلالش .. خیالم راحت شد. خواستم یک چیزی بذارم ببینم توی لپ تاپ، آمدم خم شوم از پاتخت برش دارم. اوووپسسس. مخم ترکید. سرم گیج رفت.  پیشانیم با سرعت نور به منبت خ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/02/31/ملاجم