وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

اینجا، پشتِ کوه های بلند

آخرین مطالب اینجا، پشتِ کوه های بلند به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



خودم . که لعنت بر خودم باد....

درخواست حذف اطلاعات
یه تِرَک داشت خدا بیامرز پاشایی. باهاش خیلی خاطره داشتم. رفتم تو ملوباتِ تلگرامم زدم . بشه. الان لود شد و پلی هست. مغزم درد می گیره وقتی این موزیک رو می شنوم. این روزها اما عادت . به اذیت .ِ خودم. من انقدر باید با خودم و خاطراتم کلنجار برم که یا بتونم یا نتونم. باید انقدر اشک بریزم و فاک به این زندگی بفرستم که یا بلند شم یا بمیرم. باید انقد خودم رو اذیت کنم که عادی شه. باشد بتونم موزیک هایی که حالم رو دگرگون میکنه گوش بدم و بهم بریزم و توی خودم آتیش بگیرم و عادت کنم به شنیدش. من باید بلد شم نبودنش رو. باید یاد بگیرم زندگی کنم. نباید توهم بزنم که الان یعنی مریضه؟.... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/04/02/خودم-کردم-که-لعنت-بر-خودم-باد




چیکار کنم باهاتون؟

درخواست حذف اطلاعات
داداش هام با هم شوخی میکنن و سین فکر میکنه دارن دعوا میکنن و جیغ میکشه. من و مامان هرچقدر داد میکشیم که نکنید دیوانه ها گوش نمیدن. فکر کنم دیگه خونه ی بابام هم نتونم بیام با داشتنِ ایچنین برادرانی.... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/04/02/چیکار-کنم-باهاتون




حق میدم بهت

درخواست حذف اطلاعات
با صاد صحبت نمی کنیم. صاد گفت از کارات خسته شدم ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/04/02/حق-میدم-بهت




برو به جهنم لعنتی

درخواست حذف اطلاعات
این چه حسیه که اومده سراغم؟ دور شن از نزدیک ترین هام. غرق شدن توی خودم و دنیایی که ساختم... فرار از برخورد با آدم ها.  من که این نبودم... حالم غیر قابل تحمله. من نمی بخشمت.... می تونستی انقدر آروم بری که نشم اینی که هستم. می تونستی با خاطره ای خوش بری، نه تنش و پریشونی. من هیچوقت نمی بخشمت، چون هرگز نمیشم اونی که بودم. من از خودم شرمنده ام. مدام می پرسم چرا؟ ارزشش رو داشت؟ نداشت. نداشتی.... بخدا ارزشش رو نداشتی که لحظاتی که می تونست خاطره ای خوش باشه به درد و رنج تبدیل .. من مدیون آدم های زیادی ام. فقط بخاطر تو.  تو اما مدیون .ی جز خودت نیستی....این تفاوت بزرگِ شرای?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/31/ازت-متنفرم




give me a chance sin

درخواست حذف اطلاعات
یک ساعت پیش، پیشونیِ سین خورد به میز تلویزیون.  من این روزها بلد نیستم خونسردیم رو حفظ کنم و مامانِ معقولی باشم. انقدر جیغ کشیدم که سین دردش رو فراموش کرد و همینطور هاج و واج زُل زد به من. خیلی غمگینم از اینکه نتونستم خودم رو کنترل کنم. روانم به حدی سایش داشته که تحمل کوچکترین اتفاقی رو به خصوص در رابطه با سین ندارم و  ناخواسته وسریع واکنش نشون میدم.  سینِ عزیزم... ببخش که مامانی مثل من داری. مامان  داره سعی می کنه خودش رو پالایش کنه و گذشته ی مریض و اشتباهیش رو بریزه تو سیفونِ تو. و فقط برای تو باشه. احتیاج دارم که بهم زمان بدی.... یکم تحمل کن تا خوب شم پس?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/31/give-me-a-chance




مرگ

درخواست حذف اطلاعات
آدم ها می میرن. اینو همه می دونن اما یادشون میره. یادم رفته بود آدم ها می میرن. دیروز . بابای صاد فوت کرد. بعد رفتم ختم و نگاه .... نگاه ..... نگاه ..... منم می میرم. نمی دونم کِی؟ کجا؟ چجوری؟... اما خب اینکه می میرم قطعیه. مردن ترسناکه. اصلا هرچیزِ ناشناخته ای ترسناکه. اگه الان بمیرم، چیکار . تو زندگیم؟ من اشتباه زیاد .. اشتباه زندگی .. بهترین سال های عمرم رو تباه .. و حالا یه بیست و سه ساله ی پیر و افسرده و منزوی ام که دیگه شاد نیست.  اگه الان بمیرم خیلی کارها ن.. خیلی فرصت هارو از دست دادم. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/04/01/مرگ




چرا سین؟

درخواست حذف اطلاعات
وقتی سین شیر میخورد، ازش پرسیدم چرا چشمات انقدر قشنگن؟ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/30/چرا-سین




پاک . صورت مسئله

درخواست حذف اطلاعات
کوئیز آف کینگز برای فکر ن. به خودم خیلی راه حل خوبیه. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/30/پاک-کردن-صورت-مسیله




تنها

درخواست حذف اطلاعات
قبول نکرد اما. نمیدونم اونم دوسم نداره؟. هفت روز باید تنها می بودم. هفت تا کار دارم که انجامشون بدم. .ب که چشمام پره پر بود، صورتمو گرفتم بیرون از ماشین، باد اشکهامو با خودش برد. سرم داد زد.گفت گریه نکنم. گفت گریه ام مثل پتک میخوره تو سرش.گفتم خب. مثل . ی  معصومی با چشم های سرخ و دماغِ صورتی که از بزرگترش، معلمش یا حتی مرد همسایه ترسیده باشه. دلم میخواست به همه، همه و همه باج بدم اما .ی باهام کاری نداشته باشه. چند لحظه فقط برای خودم باشم. گوشیمو کوبید رو داشبورد، گفت باز شروع کردی مگه نه؟. گفتم چیو؟. چیزی نگفت. گاز داد و گاز داد و گاز داد.نترسیدم. نگفتم گاز ند... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/29/تنها




چرا؟

درخواست حذف اطلاعات
چی شد که انقدر ضعیف شدم؟ دقیقا از کِی بود که دیگه شب ها خوابم نبرد؟ چرا انقدر تو دود خفه میشم این روزا؟ کی میخوام آدم شم من؟ قصدشو دارم اصلا؟ یعنی میشه یه سریارو کشت و از فکرشون راحت شد؟ این چه حس و حالیه که دستشو انداخته ..ه ام رو فشار میده؟ چرا برنمیداره دستشو؟ چرا صد بار ده صفحه ی اولِ پائولو رو خوندم و بستم و باز برداشتم از اول؟ چرا؟ چرا هیچ. نیست بهش بگم چی شده و دارم به چی فکر میکنم؟ ها؟ چرا نیست؟ چرا پسرِ چشم گرد من راه رفتن یاد می گیره و من مامانِ مهربونی نمیشم که از ته دل ذوق کنم؟ ذوقم کجا رفت خب؟ چرا . به زندگیم من آخه؟ چرا بدو بدو میام اینجا ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/30/چی-میگم-من




خالی

درخواست حذف اطلاعات
بهش گفتم هفت روز تنهام بذار اگه دوستم داری.... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/29/خالی




رمزش آی دی یه تلگرامته

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/28/رمزش آی دی یه تلگرامته




جانِ عزیزتون مزاحمِ زندگیِ دیگران نشید

درخواست حذف اطلاعات
من و سین به قصدِ کشت میریم .. طوری که وقتی بیرون میایم از شدت خواب آلودگی نمیذاره لباس هاش رو تنش کنم یا موهاش رو خشک کنم، چشم بسته می می خواد و شرایطی که بتونه بخوابه. منم چشم هام یه طورِ بدی  سنگین میشه. اما خب مرضِ نخو.دن مگه اجازه میده بخوابم؟.  خیلی کم پیش میاد صاد ظهر رو بیاد خونه. امروز اومد و سین خیلی از دیدنش خوشحال بود، واسش تازگی داشت پدرش رو ظهر توی خونه ببینه. یکم که از اومدنش گذشته بود مامانش زنگ زد که بره خونه ی وان، چون وان کمرش گرفته و نمیتونه بیاد پایین. شوهرش هم خونه نیست. به صاد گفتم اگه الان بری سین گریه می کنه و کلافه میشه به حدی که نمیت?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/23/هی-ایز-غلام-در-خونه




تفریحِ سالم

درخواست حذف اطلاعات
موهامو میدم مامانم تا اون دونه ی آ.شو می بافه. بعد انتهاش نازک و دُمِ موشی میشه.  وقتی کتاب میخونم.  با گوشی کلنجار میرم  یا هروفت تو فکرم.  گاهی هم  تو دستشویی...  میگیرم دستمو می پیچمش دور انگشتم.  دیگه همین دیگه.... برم نفرِ هفتم رو برم بخونم تا یخ نکرده، هاروکی منتظره ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/22/تفریح-سالم




حالم بد شد از خودم

درخواست حذف اطلاعات
اینکه برم هی زل بزنم به اینبا.ِ خالی خیلی مس.ه اس دیگه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/22/حالم-بد-شد-از-خودم




هی ایز غلامِ درِ خونه

درخواست حذف اطلاعات
من و سین به قصدِ کشد میریم .. طوری که وقتی بیرون میایم از شدت خواب آلودگی نمیذاره لباس هاش رو تنش کنم یا موهاشو خشک کنم، چش؟ بسته می می می خواد و شرایطی که بتونه بخوابه. منم چشم هام یه طورِ سنگینِ بدی میشه. اما خب مرضِ نخو.دن مگه اجازه میده بخوابم؟.  صاد هیچوقت ظهر خونه نمیاد. امروز اومد و سین خیلی خوشحال بود. یکم که از اومدنش گذشته بود مامانش زنگ زد که بره خونه ی وان، چون وان کمرش گرفته و نمیتونه بیاد پایین. شوهرش هم خونه نیست. به صاد گفتم اگه الان بری سین گریه می کنه و کلافه میشه،چون تازه اومدی و هنوز باهاش بازی نکرده که از دیدنت سیر شه. بری الان نمی تونم آ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/23/هی-ایز-غلام-در-خونه




۱۰۳

درخواست حذف اطلاعات
فکر کنم سین به گوجه فرنگی حساسیت داره. از وقتی گوجه فرنگیِ خام خورده دل پیچه و اسهال داره.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/22/103..




گرندپا

درخواست حذف اطلاعات
مامان و بابای بابام افطار خونه ی بابام هستن. بابابزرگم با هشتاد سال سن روزه می گیره. دلم واسش سوخت. هرچقد بهش میگن نگیره قبول نمی کنه. بابابزرگم رکه، آدمو ضایع می کنه تو جمع. اشتباهاتت رو تو سرت می زنه و خیلی پیله می کنه رو یه چیز. در کل از این پیرمرد، مهربون دوست داشتنی های تو . ها نیست اما خب میشه دوسشم داشت.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/22/گرندپا




تفریحِ سالم

درخواست حذف اطلاعات
موهامو میدم مامانم تا اون دونه ی آ.شو می بافه. بعد انتهاش نازک و دُمِ موشی میشه.  وقتی کتاب میخونم. یا با گوشی کلنجار میرم یا هروفت تو فکرم. گاهی تو دستشویی... میگیرم دستمو میپیچمش دور انگشتم.  نفرِ هفتم رو برم بخونم تا یخ نکرده.... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/22/تفریح-سالم




پَرت

درخواست حذف اطلاعات
خب... سال های زیادی به بط. گذشت.. آدم ها خوب به هم گند می زنند. خواسته یا ناخواسته. تعداد سال ها زیاد شد و ریشه دواند و قوی شد. کندن سخت است. رفتن. قفسه ی . ی آدم خیلی درد میگیرد. گلویش باد میکند.عشق وجود ندارد که اگر داشت یکی برای آن یکی می گذشت. که نگذشت. سال ها زیاد شدند و ریشه دواندند. روزها به بط. گذشت و گذشت و گذشت.... عشق وجود ندارد اما خب آدم است دیگر، عادت میکند.بعد که عادت کند و تمام شود، بدنش مور مور می شود و سلول هایش درد می گیرد. بعد خطوط زیادی توی ذهنش ثبت می شود، خطاب به سال هایی که گذشت و همان که توی تمام سال هایش حضوری دور و پررنگ یا شاید نزدیک و کم رن... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/21/پرت