وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

جوان ایرانی

آخرین مطالب جوان ایرانی به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



نبود خواهر

درخواست حذف اطلاعات
به نام حضرت دوستاین روزها غیر از حسرت های دیگر بزرگ ترین حسرت زندگی ام نداشتن یک خواهر است...خواهر بودنش واجب است واجب...گاهی حرف هایی هست که به هیچ . نمی توان گفت حتی مادر،حتی گفتنش به خدا هم آرامت نمی کند و نیاز داری به یک انسان بگویی و چه .ی بهتر از خواهر...شاید اگر خواهر بود خیلی از درد ها و بغض ها نبود...اگر خواهر بود کمه کم خیلی از این حرف هایی که هر روز در مغزم رژه می روند را به او می گفتم سبک می شدمخواهر اگر بود حتما جاهایی که درمانده میشدم راهنمایی ام میکرد ...خواهر اگر بود حتما جایی دستم را میگرفت و از زمین بلندم میکرد...شاید باورت نشود اما منی که ندارم?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://javans.ParsiBlog.com/Posts/14/نبود خواهر/




این روز ها...

درخواست حذف اطلاعات
به نام حضرت دوست روزها از پی هم می گذرد و من باز هم همچنان از روزگار نالانم،من همچنان غر میزنم،همچنان از زمین و زمان و خدا گله میکنم...این روز ها عادت . سیاهی را ببینم و به کور سوی نوری که از لای سیاهی بیرون آمده توجه نکنم...این روزها به خدا بیش از هر زمانی گلایه میکنم...دردم !دردم این هرج و مرج است،دردم این زندگی بهم ریخته است!! زندگی که هرچه می دوم باز هم چند قدم عقب تر ایستاده ام...این روز ها بیشتر ناشکری را تمرین میکنم تا شکر . را...این روز ها یادم می رود که داشته هایم را بشمارم و اندکی نداشته هایم را از یاد ببرم...این روز ها فراموش میکنم که خدا با من است!! خ. که... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://javans.ParsiBlog.com/Posts/13/اين روز ها.../




و بیست سالگی چه بی سر و صدا تمام شد...

درخواست حذف اطلاعات
به نام حضرت دوست و بیست سالگی چه بی سرو صدا تمام شد...بی سر و صدا تر از آنی که باور کنم!!تمام دوران کودکی منتظر بیست سالگی بودم....هنوز هم دلیل مقدس بودن این عدد را نمی دانم اما فقط این را به یاد دارم که بارها برای رسیدن به آن روز شماری .!!وقتی تولد بیست سالگی فرا رسید با خودم گفتم حتما اتفاقی عجیب یا خاصی در این سن می افتد که اینقدر برایم عزیز است اما حالا که بیست سالگی آرام و بی صدا تمام شد  فهمیدم هیچ خبر خاص و معجزه ای در راه نبود....قبل ها فکر می. بعد از بیست سالگی پیر می شوم ،حتی زمانیکه که بیست ساله شدم!!!گاهی وقتی فکر می. که روز های بیست سالگی بی حاصل میگذر ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://javans.ParsiBlog.com/Posts/12/و بيست سالگي چه بي سر و صدا تمام شد.../




یک روز انتخاباتی....

درخواست حذف اطلاعات
به نام حضرت دوستوقتی یک ساعت و نیم در صف رای منتظر بودم چیز های جالبی دیدم و شنیدمپیرمردی که سعی داشت به پسرجوونی بفهمونه رای دادن به . اشتباهه اما آ.ش اون پسر وادارش کرد به . رای بده:|همون پسر به دوتا از دوستاش 80 تومن پول داد تا حاضر بشن تو انتخابات شرکت کنن و به . رای بدن:||و باز هم همون به پسر به آقای دیگه ای پول داد تا به . رای بده:| خواستم بفروشمش اما اینکارو به دلایلی انجام ندادمبچه های کوچولو بازیگوشی باپدر و مادر اومده بودن و تو حیاط مدرسه با کبوترا بازی می. البته دیوونشون .:)))خنده هایی که این بچه ها به لب ما آوردن با حرفا و حرکاتشون:)))من اولش شروع . به کت... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://javans.ParsiBlog.com/Posts/10/يک روز انتخاباتي..../




ذهنی پریشان

درخواست حذف اطلاعات
به نام خداالان از عذاب وجدان دارم میمیرم ،هم برای رفتارام دلیل دارم هم از یه طرف به خاطر رفتارم ناراحتم...به قول بعضیا اگر کارت درست بوده پس دلیلی برای ناراحتی نیست...آره تااونجایی که فکر میکنم کارم درست بوده اما خب من دوست ندارم .ی از دستم برنجه...نه نه بعضی کارام هم درست نبوده...اصلا در کل از رفتار سو استفاده گرایانه مردم خوشم نمیاد...شاید به قول بعضیا توهم توطئه پیدا .:))))))اما خب از اینا بد دیدم که دید بد دارم خب...از دخ. و فضولی خوشم نمیاد خب...اما اینا دلیل نمیشه من عصبی بشم و تیکه بندازم و زخم زبون بزنم...نه دیگه باید یه تجدید نظری هم تورفتارم .م...انگاری دار... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://javans.ParsiBlog.com/Posts/9/ذهني پريشان/




بعضی ها چطور از زندگی لذت میبرن؟؟؟

درخواست حذف اطلاعات
به نام خداوقتی کمی از اتفاقات و و رفتار بعضی از افردا در زندگیشون با خبر میشم میگم:-اههههههههه اینا چطور اینقدر از زندگی لذت میبرن،اینا چقدر زندگی جذاب و خوبی دارن....حالا وقتی به زندگی خودم دقت میکنم می بینم داشته های با ارزشی دارم،داشته هایی که خیلی ها آرزوی داشتنش رودارن اما با این حال احساس میکنم اصلا از زندگی لذت نمی برم ...احساس میکنم همیشه نگرانم ،نگران آینده ،نگران ش.ته های گذشته،نگران از دست دادن فرصت ها،نگران کم بودن وقت،نگران تموم شدن جوونی،نگران نرسیدن به آرزوهام....انگار قانع نیستم یا از زندگی و خودم خیلی توقع دارم ....اما بدتر از همه ی این ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://javans.ParsiBlog.com/Posts/8/بعضي ها چطور از زندگي لذت ميبرن؟؟؟/