وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

خورشید شیرگیر

آخرین مطالب خورشید شیرگیر به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



عشق هرجا رو کند آن‌جا خوش است

درخواست حذف اطلاعات
آدم باید در سحری دل‌انگیز، چشم‌هایش را رو به آسمانی گله به گله پوشیده با ابرهای سفید مات باز کند و صدای پرنده‌ها را بشنود: فریادهای جیک جیک‌ و طنین قارقار و هزاران ص. که من بلدشان نیستم در این شهر بی‌پرنده. بعد هم به استناد "گفتم این شرط آدمیت نیست/مرغ تسبیح‌گوی و ما خاموش" با نوای طبیعت هم‌صدا شود. آن وقت گرسنگی صدای شکمش را درآورد و آدم برود از درخت انجیر ده قدم آن طرف‌تر، رسیده‌ها را بچیند، برود در آب خنک رودخانه که حالا درخشش کم‌فروغ پرتوهای خورشید طلا-آذینش کرده بشوید تا پاسخ این غریزه باشد. "تفکر عصر طلایی" برای من گاهی پیرامون جوامع دهقان... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://khorshidshirgir.blog.ir/1395/05/21/utopia




لطفا مرا دوست بدارید!

درخواست حذف اطلاعات
«.ی که می خواهد همه را راضی کند، همه را از خود ناراضی می گرداند.» این واقعا جمله ای هست که در زندگی بهش رسیدم. نه در مورد خودم. چون من هیچ وقت در زندگی ام تلاشی برای راضی . هیچ . نکرده ام!!! (حتی خودم!) اما .انی بوده اند که به شدت بهشان نزدیک بوده ام و این عادت بیمارگونه را داشته اند. حداقل نتیجه اش این بوده که "من" ازشان ناراضی شده ام. حق دارم! وقتی با .ی قرار بگذارید و او نفر سومی را با خودش بیاورد برای راضی . او... وقتی پشت سر شما حرف بزنند و با آن ها همراه شود برای راضی .شان... وقتی تعهداتش نسبت به شما را نادیده بگیرد برای پاسخ به تقاضای دیگران...؟ این آدم به مرور ه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://khorshidshirgir.blog.ir/1395/05/24/rezayat




یه هیولا اینجاست ...

درخواست حذف اطلاعات
اخلاق بدی دارم که آ. قصه‌ها را فراموش می‌کنم. شاید هم اخلاق خوبی باشد اما واقعا اعصاب .د کن است که تمام زیر و بم و ماجراهای جزیی و حس داستان را به خاطر دارم اما در نهایت به یاد نمی‌آورم که نتیجه همه این اتفاقات چه شد؟ یکی از داستان‌هایی که مدت‌هاست به صرافت افتاده ام که آ.ش چه بود، "فرانکنشتاین" است. فراکنشتاین درباره موجودی است که پسری در آزمایشگاه خود خلق می‌کند و بعد نمی‌تواند او را کنترل کند. وحشت عجیبی بر داستان حکمفرما می‌شود. (البته خیلی از چیزهایی که از داستان‌ها و .‌ها و وقایع روزمره به خاطر می‌آورم هم تخیلی است و ضمنا عادت به اغراق ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://khorshidshirgir.blog.ir/1395/05/28/hayula




همه روزهای باطل خود را به بط. خوش باش

درخواست حذف اطلاعات
می دانی دوست من! چندین شب بود که خوب نخو.ده بودم. چندین روز بود که خواب آلوده بودم. اما .ب و امروز نه. پس چرا صبح انرژی نداشتم. چرا توی دلم خالی بود؟ انگار یکی مشت انداخته باشد و قلبم را و اعضای شکمم را کنده باشد. جای خالی اش مور مور می شود.انگار که تکیه گاهی نداشته باشم. انگار زی.ایم خالی شده باشد و در حال سقوط باشم...انسان را از رنجی که زیر آسمان می‌کشد چه منفعت است؟نا امید شده ام، ناراحت شده ام، پشیمان شده ام، خسته شده ام اما این ها دلیل نمی شود که پیاده روی هم حالم را خوب نکند. دلیل نمی شود حوصله داستان خواندن هم نداشته باشم. دلیل نمی شود وا بدهم و منفعلانه ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://khorshidshirgir.blog.ir/1395/08/11/batel




روایت x

درخواست حذف اطلاعات
دوست داشت مینو صدایش کنیم و چه چیز بر عجیب بودن یک فرد بیش از این دل. می کند که نامش مینو باشد؟ اصلا یک ح. دست نیافتنی... با آن هجای کشیده آ. و طنین خیال انگیزش...مینو یک روز آمد و از آن مهم تر یک روز رفت و همه ما را در بهت و خیال جا گذاشت. البته نه همه ما را. خیلی ها هیچ وقت بهت زده نمی شوند و در خیال فرو نمی روند. اما مینو که زندگی اش پر از خیال بود ما را گذاشت و رفت. شنیدم ترک تحصیل کرده و مشغول کار شده و ازدواج و این حرف ها که البته می دانید که من نیمی از خاطراتم توهمی است. شاید هم ندانید. اما فرقی نمی کند چون به هرحال نیمی از خاطرات من توهمی است و شاید این هایی که ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://khorshidshirgir.blog.ir/1395/08/14/narrative




گربه خیال پرداز

درخواست حذف اطلاعات
چطور باید زندگی کرد؟ مگر بشر را از این پرسش گریزی هست؟ در هر گامی که بر می داریم و به زمین می گذاریم هزار بار این سوال تکرار می شود و گاهی آنقدر نزدیک و آنقدر سنگین که گویی چهره به چهره مقابلمان ایستاده و دست بر گلویمان می فشرد. هزاران نفر درونمان بی وقفه در حال مبارزه اند و همه صورتک بر رخ زده - آن چنان که باز نمی شناسی شان. که این ندای خالص شخصیت من است که با یاوه گویی دگران به پیکار است یا غریزه پست و بی ارزش غرور که با حقیقت می جنگد؟ * در کودکی همه چیز ساده تر بود. من فکر می . که می دانم چه می خواهم و اگر چه انتخاب بین خواسته ها دشوار می نمود اما حیاتی نبو ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://khorshidshirgir.blog.ir/1395/11/17/dreamerCat




خیال و دیگر هیچ

درخواست حذف اطلاعات
خیال پرداز...خیال پرداز.... آن زمانی که نوشته پیشین را ارسال می .، گمان نمی . که بروم کتاب فروشی، روی عهدم که تا پول به دستم نرسیده و کتاب های قبلا .یداری شده را نخوانده ام، کتاب جدیدی ن.م، پا بگذارم و کتاب "شب‌های روشن" را که مدت هاست (یعنی پس از دیدن .ی به همین نام از فرزاد موتمن) می خواهم یخوانم ب.م، بیایم ی.ره همه اش را لابلای ماجرا تعریف . هم اتاقی ها، بخوانم و با قهرمان خیال پرداز قصه آشنا بشوم. قهرمان خیال پردازی که بی گفت و گو، صورتی از نویسنده اش است. این خیال پردازی حرف ها دارد که باید به آن فکر کرد و از آن نوشت...  #شب‌های روشن اثر داستایفسکی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://khorshidshirgir.blog.ir/1395/11/30/dream




سرنوشت یونانی

درخواست حذف اطلاعات
خداحافظ گاری کوپر را خوانده‌اید؟ خب بخوانید. مخصوصا تا وقتی از بیست سالگی دور نشده‌اید. "سرنوشت یونانی" چیز عجیبی است. من از نزدیک با آن ملاقات داشته‌ام. سرنوشت یونانی "گری.پذیر" است. همان طور که خدابانو آتروپوس. من یک روز سرنوشت یونانی ام را حدس زدم. بعد تصمیم گرفتم برای یک بار هم شده از آن بگریزم. ناگهان دیدم سرنوشت رو به رویم ایستاده.  می دانستم این سرنوشت یونانی است. می دانستم و می خواستم از آن فرار کنم. گفته بودم این بار فریب نمی‌خورم اما... من با میل و رغبت به استقبال سرنوشت یونانی ام رفتم. به پیروی از منطق و در عین حال با آگاهی از اینکه سرنوشت ی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://khorshidshirgir.blog.ir/1395/12/01/oedipus




که فکر هیچ "." چنین گره نگشاد

درخواست حذف اطلاعات
دلم گرفت .! کتاب یعنی چه؟ مقاله در پی یک شعر ناب یعنی چه؟ چقدر کد بزنم این شبیه سازی ها چو از تو هیچ نیاید جواب یعنی چه؟ دو چشم گود رفته خونین یکی به لپتاپ و یکی در انتظار تو،  یعنی که خواب یعنی چه نوشته ای دو سه خط در میان دفتر من که حاصل محاسبه این حساب یعنی چه تمام روز محو دستخط، چه می دانی چو نیست صورت و خط و خضاب یعنی چه بیا دمی بنشین با بهینه سازی ها ببین بدون من این انتخاب یعنی چه .ا!...توفقط واژه های شعرم را ".ا"!...تو ببین این خطاب یعنی چه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://khorshidshirgir.blog.ir/1395/12/05/happyEngDay




انقلاب زمانه؟

درخواست حذف اطلاعات
. و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد گره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکن که فکر هیچ . چنین گره نگشاد ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ از این فسانه هزاران هزار دارد یاد قدح به شرط ادب گیر زان که ترکیبش ز کاسه سر جمشید و بهمن است و قباد که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد ز حسرت لب شیرین هنوز می‌بینم که لاله می‌دمد از خون دیده فرهاد مگر که لاله بدانست بی‌وفایی دهر که تا بزاد و بشد جام می ز کف ننهاد بیا بیا که زمانی ز می .اب شویم مگر رسیم به گنجی در این .اب آباد نمی‌دهند اجازت مر... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://khorshidshirgir.blog.ir/1396/01/01/revolution