وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

ماجان

آخرین مطالب ماجان به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

درخواست حذف اطلاعات
متاسفانه مرورگر شما، ق.لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ.ین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="autostart" value="false"> ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/03/25




کالیگولا

درخواست حذف اطلاعات
مردم گمان می‌کنند که اگر .ی رنج می‌برد برای این است که مثلا معشوقش یک روزه مرده است. و حال آنکه رنج حقیقی او جدی‌تر از این است: رنج می‌برد چون می‌بیند که غصه هم دوام ندارد. حتی درد بی‌معنی است. «آلبر کامو» ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/03/23




ای یگانه‌ترین یار

درخواست حذف اطلاعات
نگاه کن که در اینجا چگونه جان آن .ی که با کلام سخن گفت  و با نگاه نواخت  و با نوازش از رمیدن آرمید  به تیره‌های توهم  مصلوب گشته است. و جای پنج شاخه‌ی انگشت‌های تو  که مثل پنج حرف حقیقت بودند، چگونه روی گونه او مانده ست. سکوت چیست چیست چیست ای یگانه‌ترین یار ؟  سکوت چیست به جز حرف‌های ناگفته «فروغ فرخزاد» ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/03/22




لیست دموع عینی هذا لنا العلامه

درخواست حذف اطلاعات
خیلی قبل‌تر ها مدام می‌شنیدم گریه خیلی بده ، لوسه، نشونه ضعفه و از این قبیل‌ حرف‌ها. بعدها یاد گرفتم از قضاوت آدم‌ها، از اظهار نظرهایشان، از خط قرمز‌ و چارچوب‌هایشان نترسم. سعی . چیزی را به زور به خودم تحمیل نکنم. اجازه بدهم «من» رها باشد. درنتیجه احساسات مختلفم به مراتب راه بیان پیدا .د، یاد گرفتند سانسور نشوند، خفه نشوند. میدان بهشان دادم تا بتازند و آزاد باشند. این شد که جایی که باید بخندم بی‌محابا قهقهه زدم و جایی که باید گریه کنم بی‌پروا و شرم اشک ریختم. غلیان احساسات آدمی همیشه به یک شکل سرریز نمی‌شود، گاهی آدم شعر می‌خواند، گاهی می‌نویس?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/03/15




کالیگولا

درخواست حذف اطلاعات
وای کائسونیا من می‌دانستم که نومیدی هست، اما نمی‌دانستم یعنی چه. من هم مثل همه خیال می‌. که نومیدی بیماری روح است. اما نه، بدن زجر می‌کشد. پوست تنم، .‌ام، دست و پایم درد می‌کند. سرم خالی است و دلم به هم می‌خورد. و از همه بدتر این طعمی‌ است که در دهنم است. نه خون است، نه مرگ و نه تب، اما همه اینها با هم‌. کافی است که زبانم را تکان بدهم تا دنیا سیاه بشود و از همه موجودات نفرت کنم. چه سخت است، چه تلخ است انسان بودن! «آلبر کامو» ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/03/21




رویای شامگاه

درخواست حذف اطلاعات
پیوست به پست قبل؛ خواب دیدم میانه یک روز گرم تابستان آمده‌ای کلینیک. من نگران و پریشانْ حال، کنار درِ اتاق درمان ایستاده‌ام؛ در قامت یک عاشق اما به ظاهر یک درمانگر و نظاره کارِ همکارم روی دست تو بودم. چرا آن لحظه من درمانگر تو نبودم را نمی‌دانم. ایستاده بودم از دور با خنجری درون قلبم تمرین‌های دستت، چین‌های نشسته بر پیشانی‌ات از شدت درد، صبوری و سکوتت برابر درد را تماشا می‌. و دلم از غصه میخواست هزار . شود. احساس آن لحظه‌ام را کاملا به خاطر دارم، لب‌های برچیده‌ام از حمل بغض سنگین، طاقت کم‌ام از تماشای درد کشیدنت، نگاه‌های پر حسرت و .هابم، سکوتم ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/03/12




لیست دموع عینی هذا لنا العلامه

درخواست حذف اطلاعات
خیلی قبل‌تر ها مدام می‌شنیدم گریه خیلی بده ، لوسه، نشونه ضعفه و از این قیبل‌ حرف‌ها. بعدها یاد گرفتم از قضاوت آدم‌ها، از اظهار نظرهایشان، از خط قرمز‌ و چارچوب‌هایشان نترسم. سعی . چیزی را به زور به خودم تحمیل نکنم. اجازه بدهم «من» رها باشد. درنتیجه احساسات مختلفم به مراتب راه بیان پیدا .د، یاد گرفتند سانسور نشوند، خفه نشوند. میدان بهشان دادم تا بتازند و آزاد باشند. این شد که جایی که باید بخندم بی‌محابا قهقهه زدم و جایی که باید گریه کنم بی‌پروا و شرم اشک ریختم. غلیان احساسات آدمی همیشه به یک شکل سرریز نمی‌شود، گاهی آدم شعر می‌خواند، گاهی می‌نویس?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/03/15




رویای شامگاه

درخواست حذف اطلاعات
پیوست به پست قبل؛ خواب دیدم میانه یک روز گرم تابستان آمده‌ای کلینیک. من نگران و پریشانْ حال، کنار درِ اتاق درمان ایستاده‌ام؛ در قامت یک عاشق اما به ظاهر یک درمانگر و نظاره کارِ همکارم روی دست تو بودم. چرا آن لحظه من درمانگر تو نبودم را نمی‌دانم. ایستاده بودم از دور با خنجری درون قلبم تمرین‌های دستت، چین‌های نشسته بر پیشانی‌ات از شدت درد، صبوری و سکوتت برابر درد را تماشا می‌. و دلم از غصه میخواست هزار . شود. احساس آن لحظه‌ام را کاملا به خاطر دارم، لب‌های برچیده‌ام از حمل بغض سنگین، طاقت کم‌ام از تماشای درد کشیدنت، نگاه‌های پر حسرت و .هابم، سکوتم ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/03/12




نون نوشتن

درخواست حذف اطلاعات
یک لحظه فکر . نکند زندگی این‌قدرها که من بهش اهمیت می‌دهم، اهمیت نداشته باشد! و جوابم این بود چه فرقی می‌کند طرح این سوال؟ چون وقتی یک آدم دچار خلق و خوی خودش می‌شود حدّ و ارزش و اهمیت‌ها هم در ذهن و در نظر او، حدود ویژه‌ای دارند که تاثیرات‌شان روی عواطفش امری نیست که به اراده‌ی او باشد. «محمود .ت‌آبادی» ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/03/06




نون نوشتن

درخواست حذف اطلاعات
با چه زبانی می‌توانستم بگویم که چه‌ام است؛ مگر انسان می‌تواند حالات خود را با کلمات بیان کند؟ اما همدلی و همزبانی حسن بزرگی است. تو برای همدل خود لازم نیست همه چیز را بگویی تا او اندکی از تو را بفهمد؛ بلکه کافی است اندکی بر زبان بیاوری تا او همه‌ی تو را دریابد. «محمود .ت آبادی» ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/03/05-2




کار از فغانم می‌رود

درخواست حذف اطلاعات
اون پنج ثانیه‌ عزیز رو اون پنج ثانیه‌ لعنتی رو هزار بار پلی .؛ صدات صدات صدات ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/03/05




نون نوشتن

درخواست حذف اطلاعات
ای سرزمین! کدام فرزندها، در کدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند؛ با چشمان باور خود خواهند دید؟ ای مادر ما، ایران! جان زخمی تو در کدام روز هفته .یام خواهد پذیرفت؟ چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد؛ ای ما نثار عافیت تو! محمود .ت‌آبادی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/03/03




آواره تر بادا ..

درخواست حذف اطلاعات
دل من . گشت از غم نه زان گونه که به گردد و گر جانان بدین شادست یا رب . تر بادا |.خسرو دهلوی| متاسفانه مرورگر شما، ق.لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ.ین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="autostart" value="false"> امان .. دادِ بیدادم ای یارم ای یارم ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/02/22




کاش نور می‌شدیم

درخواست حذف اطلاعات
خواب خواب خواب او غنوده است روی ماسه های گرم زیر نور تند آفتاب از میان پلکهای نیمه باز خسته دل نگاه می‌کند جویبار گیسوان خیس من روی .‌اش روان شده بوی بومی تنش در تنم وزان شده. خسته دل نگاه می‌کنم؛ آسمان به روی صورتش خمیده است دست او میان ماسه های داغ با ش.ته دانه هایی از صدف یک خط سپید بی‌نشان کشیده است دوست دارمش.. مثل دانه‌ای که نور را مثل مزرعه‌ای که باد را مثل زورقی که موج را دوست دارمش... از میان پلک‌های نیمه باز خسته دل نگاه می‌کنم؛ کاش با همین سکوت و با همین صفا در میان بازوان من خاک می‌شدی با همین سکوت و با همین صفا در میان بازوا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/02/14




.ده جنایت‌های .شوهری

درخواست حذف اطلاعات
آدم نمی‌تونه قسمتش رو عوض کنه. تو هم قسمت منی. جسم‌هامون هرگز به هم تعلق نخواهند داشت ولی روحمون مال همدیگه‌ است. تو در اعماق وجود من جا داری، من در اعماق وجود تو جا دارم، هر دومون اسیریم. حتا وقتی جسما مرد من نیستی، در خاطرات و رویاها و آرزوها مرد منی. این‌جوری منو به خودت وابسته کردی. ممکنه بتونیم از هم جدا بشیم ولی دیگه نمی‌تونیم همدیگه رو ترک کنیم. تمام این روزهایی که نبودی، باز هم تمام فکر و ذکرم پیش تو بود، شریک غم و غصه‌ام بودی. عشق به یک مرد معنیش چیه؟ اینکه علی‌رغم خودش، علی‌رغم خودت و‌ علی‌رغم همه چیز و همه . دوست داشته باشی. یعنی عشقت به .ی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/02/16-2




.ده جنایت‌های .شوهری

درخواست حذف اطلاعات
یک مغز ندارم. دو تا دارم. یکی متجدد و مدرن، اون یکی سنتی و عقب مونده. اون مدرنه به .ت احترام میذاره، از گذشت و بزرگواریش سرمسته، با ظرافت از خودش شعور و درک نشون میده. اما اون یکی می‌خواد که فقط مال من باشی، حاضر نیست تو رو با .ی شریک شه، با اولین زنگ تلفن ناآشنا از جا میپره، با یک صورت‌حساب رستوران نامعلوم هزار جور فکر و خیال میکنه، با کوچکترین تغییر عطری تو هم میره، وقتی دوباره ورزش رو از سر میگیری یا لباس نو می.ی نگران میشه، شب‌ها وقتی تو خو. لبخندت براش مشکوکه، از فکر اینکه یک زن دیگه ببوسدت، که .ی بازوشو دور گردنت بندازه، که پاهای .ی زیر بدنت باز شه حا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/02/16-3




ای آرامش گم شده

درخواست حذف اطلاعات
دوری بین . دوری باغ و تماشاست دوری بین . دوری ماهی و دریاست ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/02/20




.ده جنایت‌های .شوهری

درخواست حذف اطلاعات
+ خیلی دوستت داشتم ژیل، خیلی. - یک جوری حرف میزنی انگار داری می‌گی «خیلی زجر کشیدم ژیل، خیلی زجر کشیدم» + شایدم. وقتی عاشقم زجر می‌کشم. جور دیگری بلد نیستم عاشق باشم. | اریک امانوئل اشمیت | ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/02/16




کاش نور می‌شدیم

درخواست حذف اطلاعات
خواب خواب خواب او غنوده است روی ماسه های گرم زیر نور تند آفتاب از میان پلکهای نیمه باز خسته دل نگاه می‌کند جویبار گیسوان خیس من روی .‌اش روان شده بوی بومی تنش در تنم وزان شده. خسته دل نگاه می‌کنم؛ آسمان به روی صورتش خمیده است دست او میان ماسه های داغ با ش.ته دانه هایی از صدف یک خط سپید بی‌نشان کشیده است دوست دارمش.. مثل دانه‌ای که نور را مثل مزرعه‌ای که باد را مثل زورقی که موج را دوست دارمش... از میان پلک‌های نیمه باز خسته دل نگاه می‌کنم؛ کاش با همین سکوت و با همین صفا در میان بازوان من خاک می‌شدی با همین سکوت و با همین صفا در میان بازوا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/02/14




صدام کن

درخواست حذف اطلاعات
به تصویرت نگاه می‌کنم. به تو فکر می‌کنم. سعی می‌کنم صدات رو توی ذهنم مجسم کنم. شبیه خو.. انگار واقعی نیستی. گریه‌م میگیره. خیلی دوری. خیلی دور موندم ازت. انگار که هیچوقت نبودی. انگار که واقعی نبودی. مدام تکرار میکنم؛ صدام کن. صدام کن.. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maajan.blog.ir/1396/02/02