وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

روز نو شتـــــــــــــــ

آخرین مطالب روز نو شتـــــــــــــــ به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



144 : اعضاب ندارم

درخواست حذف اطلاعات
امشب بابا حالش خیلی بد بود خیلی خیلی الان خو.ده.تو خواب ا.یژن خونش کم میشه نفس نمیتونه بکشه رییَش حساسه و... باید بره تست خواب بده دستگاه بگیره.حالا هی ما میگیم  هی هیچی.میترسم میترسم بخوابم تموم شه همه چی.لعنت به این وضعیت.گوشم درد میکنه نگرانم واسه همین نمیتونم کلدا. بخورم تا خوابم نگیره .از این وضع متنفرم.مگه چند نفرو تو زندگیم دارم. وقتی نباشن این آدما ، هیچ جایگزینی نمیاد جاشون.من میمونمو من.حالا هی میخوای به این چیزا فکر نکنی .نمیشه نمیشه. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/144/144-اعضاب-ندارم




145 : گُل

درخواست حذف اطلاعات
.ب خوابم برد ولی ساعت شیش بیدار شدمم بابا که خدارو شکر خوب بود .ساعت 8 با بچه ها قرار گذاشته بودیم بریم بازار گل محلاتی .با ساجده سهیلا و زهرا و مهسا و الهام :) مهسا اومد مترو گلبرگ دنبالم رفتیم الهامو سوار کردیم بعدشم تا بریمو اینا کلا خیلی خندیدیم و خیلی خوش گذشت.خیلی وقت بود نرفته بودم .آ.ین بار که رفته بودم، باغ گلهای اصفهان بود که ریَم داغون شد واسه گردای گلو اینا.اونم سه سال پیش. واسه همین دیگه مامان هر وقت میره خودش میره به من نمیگه تو خونم نمیشه گل نگه داریم مدت طولانی :) یعنی هرچی واقعا شانسه من دارم ! البته میگم قرار نبود گل ب.م اما یه عالمه شد وااا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/145/145-گل




144 : اعضاب ندارم

درخواست حذف اطلاعات
امشب بابا حالش خیلی بد بود خیلی خیلی الان خو.ده.تو خواب ا.یژن خونش کم میشه نفس نمیتونه بکشه ریش حساسه و... باید بره تست خواب بده دستگاه بگیره.حالا هی ما میگیم  هی هیچی.میترسم میترسم بخوابم تموم شه همه چی.لعنت به این وضعیت.گوشم درد میکنه نگرانم واسه همین نمیتونم کلدا. بخورم تا خوابم نگیره .از این وضع متنفرم.مگه چند نفرو تو زندگیم دارم. وقتی نباشن این آدما ، هیچ جایگزینی نمیاد جاشون.من میمونمو من.حالا هی میخوای به این چیزا فکر نکن .نمیشه نمیشه. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/144/144-اعضاب-ندارم




143 : چهار رساله / فدروس

درخواست حذف اطلاعات
کاش منم استعداد داشته باشم.یعنی بفهمم یه ذره اندازه یه دونه برنج استعداد دارما عمرا ولش کنم ولی خب از اونجایی که حرف نمیزنم فکر نکنم هیچوقت معلوم بشه اصلا کی میفهمه تو این کله ی من چی میگذره؟نهایت یک نفر .اونم به خاطر حرف زدن من نیست واسه نبوغ خودشه تازه بازم فکر نکنم همه چیو بدونه :((( چیزی که درست میگذره ؟اشتباه میگذره ؟ اگه اشتباست کی میتونه بگه اینی که فکر میکنی چرته اصلا اینقدر آدم مطمیینی باشه وو من بش اعتماد داشته باشم ک قبولش کنم نه هر .ی.واسه پروژه عیدم نشستم نوشتم یعنی همچنان تغییرش میدم فیلسوف نیستم یه روزه ردیفش کنم که اینام الان خوندم است ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/143/143-چهار-رساله-فدروس




142 : معا.!

درخواست حذف اطلاعات
بیتا چند روز پیش بهم میگفت احساس میکنم وبتو که میخونم دارم با یه آدم تازه روبرو میشم.احساس میکنم نمیشناسمت.یعنی از درونت هیچ خبری ندارم. میگم چه وحشتناک نه؟. من مامانمم از درونم خبر نداره.میگه خوبه آیا؟ مگم نه.میشناستما ولی از یه چیزاییم خبر نداره .میگه حرف نمیزنی که آخه لعنتی. میگم این چیزا به زبون نمیاد هیچ وقت منم که کلا حرف زدن مشکل دارم تو بیرون ریختن. اگه حرف بزنی ممکنه فکر کنن دیوانه ای.میگه وااااا . چه احساسی بت دست میده حالا.میگم تو چه احساسی به منه رفیق ناشناختت داری :) میخنده میگه رفیق ناشناخته!میگم در مورد چی چه حسی دارم؟ میگه  عجیب ترسناکه.ای... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/142/142-معاشرت




140 : ببار ای بارون ببــــــــــار...

درخواست حذف اطلاعات
بــــبار ای بــــارون ببــــــار‎ با دلُم گریه کن، خون ببار‎   در شبای تیـــره چون زلــــف یــــار‎ بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون‎   دلا خــــون شو خـــون ببـــار‎ بر کوه و دشت و هامون ببار   ببـــــار ای ابــــر بهــــــار‎ با دلُم به هوای زلف یار‎ داد و بیداد از این روزگـار‎ ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون... متاسفانه مرورگر شما، ق.لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ.ین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/140/140-ببار-ای-بارون-ببار




141 : کله سحر

درخواست حذف اطلاعات
خب فکر کنم خوابم داره تنظیم میشه از ساعت 4 بیدارم. چند روز پیش گلوم درد گرفت خیلی شدید نبود و بدون این که دارویی بخورم خودش محو شد حالا فکر کنم زده به گوشم. و تقریبا نمیشنومو گوشم تیر میکشه و خیلی خیلی درد میکنه. این گوش کذایی .باید بررم . این عفونت .ا و درداش نزنه کرمون کنه.مامان چند روزه میگه بریم یه . گوش دیگه یعنی یکیو شنیده طرف  شنواییشو از دست داده عمل کرده .ه براش خوب شده -___- یعنی تنها .ی بوده طرفو درمان کرده حالا از اون اصرار از من انکار نمیدونه همه چیو که نمیدونه.یه عفونت این همه داستان داریم باش..ب دوباره تا صبح بیدار بودم بعد تا 5 خو.دم بعد رفتیمم عید... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/141/141-کله-سحر




140 : ببار ای بارون ببـــــــــــار...

درخواست حذف اطلاعات
    بــــبار ای بــــارون ببــــــار‎   با دلُم گریه کن، خون ببار‎       در شبای تیـــره چون زلــــف یــــار‎ بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون‎ ‎ دلا خــــون شو خـــون ببـــار‎ بر کوه و دشت و هامون ببار‎...           متاسفانه مرورگر شما، ق.لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ.ین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="autostart" value="false">   ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/140/140-ببار-ای-بارون-ببار




138 : مرگ سلولی شاید هم قتل

درخواست حذف اطلاعات
احساس میکنم چند تا سلول دیگه داره میمیره! میترسم بخوابم.میترسم وقتی بیدار میشم متوجه مُردن و نبودنشون بشم! همچنان بیدار چرت نویسی کله سحری ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/138/138-مرگ-سلولی-شاید-هم-قتل




139 : فدروس

درخواست حذف اطلاعات
چهار رساله افلاطون / محمود صناعی / نشر هرمس ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/139/139-فدروس




137 : .

درخواست حذف اطلاعات
. .ت . متروک . چون کوچه های کهنه ، غم انگیز . .شه های تنبل بیمار . خمیازه های موذی کشدار . بی انتظار . تسلیم خانه خالی خانه دلگیر خانه در بسته بر هجوم جوانی خانه تاریکی و تصور خورشید خانه تنهایی و تفأل و تردید خانه . ، کتاب ، گنجه ، تصاویر آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت زندگی من چو جویبار غریبی در دل این . های .ت متروک در دل این خانه های خالی دلگیر آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت  فروغ فرخزاد ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/137/137-جمعه




135 : منون!

درخواست حذف اطلاعات
خب .ب جویای تاریخ که شدم فهمیدم امروز میشه پنجشنبه سوم فروردین. با یه چشم بهم زدن و خب دیدم از اون کارایی که باید تو این مدت انجام بدم خیلی کمش انجام شده این شد که گفتم مائده بهتره خودتو جمع کنیو تنبلیو بزاری کنار هنوز هیچکارتو نکردی دیگه زیادی داره بهت خوش میگذره .در طی همین صحبت کتاب 4 رساله رو که فقط 8 صفحه ازشو خونده بودم بعد دیدم نمیفهمم گفتم یه وقتی که ذهنم ارومتر شد و تمرکز بیشتری بود دست بگیرم رو ورداشتمو شروع .. به هر حال وقتی . گفته بخونیمش مثل یه جور تکلیفه و خب من اصلا دلم نمیخواد که چیزیو پشت گوش بندازم دیگه.به اندازه کافی خیلی چیزارو از دست داد... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/135/135-منون




136 : تصحیح

درخواست حذف اطلاعات
آقا من یه چیزیو اشتباه . تو پست قبل الان که دارم رساله فدروس رو میخونم فهمیدم به جای ارسطو نوشتم سقراط! افلاطون شاگرد سقراط بوده.بعد ارسطو شاگرد افلاطون. همینجا اعلام میکنم اینارو قاطی . عذر میخوام . ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/136/136-تصحیح




135 : منون!

درخواست حذف اطلاعات
خب .ب جویای تاریخ که شدم فهمیدم امروز میشه پنجشنبه سوم فروردین. با یه چشم بهم زدن و خب دیدم از اون کارایی که باید تو این مدت انجام بدم خیلی کمش انجام شده این شد که گفتم مائده بهتره خودتو جمع کنیو تنبلیو بزاری کنار هنوز هیچکارتو نکردی دیگه زیادی داره بهت خوش میگذره .در طی همین صحبت کتاب 4 رساله رو که فقط 8 صفحه ازشو خونده بودم بعد دیدم نمیفهمم گفتم یه وقتی که ذهنم ارومتر شد و تمرکز بیشتری بود دست بگیرم رو ورداشتمو شروع .. به هر حال وقتی . گفته بخونیمش مثل یه جور تکلیفه و خب من اصلا دلم نمیخواد که چیزیو پشت گوش بندازم دیگه.به اندازه کافی خیلی چیزارو از دست داد... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/135/135-منون




134 : مهتاب

درخواست حذف اطلاعات
می تراود مهتاب،می درخشد شبتاب.نیست یکدم شکند خواب به چشم . و لیکغم این .ه ی چند،خواب در چشم ترم می شکند. نگران با من .ه سحرصبح می خواهد از منکز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر،در جگر لیکن خاری،از ره این سفرم می شکند. نازک آرای تن ساق گلی، که به جانش کِشتم،و به جان دادمش آب،ای دریغا ! به برم می شکند. دست ها می سایم،تا دری بگشایم.بر عبث می پایم،که به در. آید،در و دیوار بهم ریخته شانبرسرم می شکند. می تراود مهتابمی درخشد شبتاب.مانده پای آبله از راه دراز،بردم د.ده مردی تنها،کوله بارش بردوشدست او بر در، می گوید با خود:غم این .ه ی چندخواب ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/134/134-مهتاب




132 : نـَدامـَت

درخواست حذف اطلاعات
همه چیز از خیلی وقت پیش شاید بارها گفته شده بود اما من، من نادان تر از این حرفا بودم که بخوام بفهمم.میدونی واقعا اینو که دیدم حس . میخوام بمیرم در جا.از همون موقع اگه میفهمیدم الان پشیمون نبودم .حالا هیچوقت نمیشه به عقب برگشت.دیگه نمیتونم برگردمو دوباره تجربه کنم.تو این سه ماه مونده چجوری میشه جبران کرد همه چیزو.خب فکر مکنم حقمه، حقمه جایی که هستم .حقمه هنوز گیرم. حقمه جایگاهم با بچه هایی که بهترن یکی نباشه .حالا که دارم میخونم نوشته هارو هرچند کامل نی و بدرد .م نمیخورن اینا ولی خودم میفهمم چقدر بیتوجه بودم چه چیزایی که گفته شد  و من بی توجه با حماقت مح... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/132/132-ندامت




133 : i will not stand alone / where are you / keyhan kalhor

درخواست حذف اطلاعات
متاسفانه مرورگر شما، ق.لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ.ین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="autostart" value="false"> ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/133/133-I-Will-Not-Stand-Alone-Where-Are-you-Keyhan-Kalhor




132 : نـَدامـَت

درخواست حذف اطلاعات
همه چیز از خیلی وقت پیش شاید بارها گفته شده بود اما من، من نادان تر از این حرفا بودم که بخوام بفهمم.میدونی واقعا اینو که دیدم حس . میخوام بمیرم در جا.از همون موقع اگه میفهمیدم الان پشیمون نبودم .حالا هیچوقت نمیشه به عقب برگشت.دیگه نمیتونم برگردمو دوباره تجربه کنم.تو این سه ماه مونده چجوری میشه جبران کرد همه چیزو.خب فکر مکنم حقمه، حقمه جایی که هستم .حقمه هنوز گیرم. حقمه جایگاهم با بچه هایی که بهترن یکی نباشه .حالا که دارم میخونم نوشته هارو هرچند کامل نی و بدرد .م نمیخورن اینا ولی خودم میفهمم چقدر بیتوجه بودم چه چیزایی که گفته شد  و من بی توجه با حماقت مح... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/132/132-ندامت




130 : آهای خبردار!

درخواست حذف اطلاعات
      متاسفانه مرورگر شما، ق.لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ.ین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="autostart" value="false">   آهای غمی که مثل یه بختک رو .‌ی من شده‌ای آوار از گلوی من  دستاتو وردار دستاتو وردار ...   حسین منزوی سفره هفت سین از اون پشت داره چراغ میزنه :))) ۹۶/۰۱/۰۱ رو دارین؟  4 سال دیگه میشه 1400 نمیدونم چرا یه حس غریبی بش دارم.یعنی 4 سال دیگه این موقع من کجام؟ کجای زندگیم؟ راستی م... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/130/130-آهای-خبردار




131 : بیداری

درخواست حذف اطلاعات
شب بیداری هایمان همچنان پا برجاست.  خوابم نمیبره :( یادم نمیاد آ.ین باری که با چراغ خاموش به خواب رفتم کی بود.حتی یادم نمیاد از کی با چراغ روشن میخوابم و چون و چرای دقیقش را هم.فکر میکنم از بچگی بود اون موقع ها مها به کوچکترین نوری حساس بود (هنوزم هست) و من به تاریکی.همیشه اصرار داشتم حداقل چراغ بالکنو روشن بزاریم اما موفق نمیشدم بیشتر مواقع سر این قضیه با هم دعوا داشتیم اما من زورم نمیرسید.عجیبه که دوتا خواهر نقاط اشتراکشون اینقدر کم باشه؟ما تقریبا توی هیچی شبیه همیم .نه ظاهر نه خصوصیات اخلاقی نه عادتها نه هیچی فقط از پدر و مادر مشترکیم.البته این به ا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maedeh-drad.blog.ir/post/131/131-بیداری