وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

من نویسی

آخرین مطالب من نویسی به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم

درخواست حذف اطلاعات
باید اعتراف کنم ترسیدم خیلی. سالی که گذشت و سال جدید، هر دوشون توأم با فشار و استرس بالایی بودن و هستن. اینکه تا الان تونستم دو سوم مسیر رو  به لطف خدا پیش برم، جای شکر داره.  دعا می کنم خدا لطفش همچنان شامل حالم باشه... فلسفه بودنم رو بهتر از قبل بفهمم و بنده باشم براش. شما هم برای آرامش قلب و ذهنم دعا کنید... لطفا. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mannevisi.persianblog.ir/post/298




اومدم که بمونم...

درخواست حذف اطلاعات
سلام. دوباره هوای اینجا به سرم زد و اومدم. نه برای اینکه حرف خاصی داشته باشم برای گفتن... فقط و فقط برای حس خوبی که اینجا بهم میده... خیلی وقتا که محل کارم هستم دوست دارم بیام و بنویسم... اما چون اغلب تایم استراحتم رو تو .خونه میگذرونم و اونجا هم نت ندارم عملا کاری از پیش نمیبرم و نتیجه اش میشه این همه دوری از اتاق مجازی خودم. اتاق دنیای حقیقی من در این لحظه دربست در اختیار نوه های قد نیم قد خانواده اس و من با تمام وجود دارم سعی میکنم حس آرامشی رو که برای نوشتن لازم دارم در خودم ایجاد کنم و بابت پیدا . همین حس گمشده، یه تِرَک دلچسب از احسان رو گوش میکنم... کمی ت... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mannevisi.persianblog.ir/post/286




تیتر امشب

درخواست حذف اطلاعات
+_ خدای خوب... من اگه امروز این مدلی ضایع نمی شدم چی میشد؟ واقعا لازم بود؟ + جلوی عابر بانک بودم که موقشنگ زنگ زد و گفت تو خیابون (جلوی ایستگاه اتوبوس) منتظرمه که مسیر خونه رو با هم بریم. بعد از دوره دبیرستان دیگه مسیر هر روزه مشترکی نداشتیم. تا این اوا. که موقشنگ هم به جمع .ن شاغل تهران سیتی اضافه شد و حالا موقع برگشت به خونه، از یه جایی به بعد هم مسیریم. هر دو تامون خیلی خسته ایم... گاهی اون بیشتر و من کمتر و گاهی برع.. امروز نوبت من بود... دوست ندارم خسته به نظر برسم، اما تلاش آدما همیشه هم جواب نمیده و وقتی یکی مثل موقشنگ که به اندازه خودم رو من شناخت داره، می... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mannevisi.persianblog.ir/post/287




وای که امروز دلم را چه شد ...

درخواست حذف اطلاعات
انقدر بدم میاد از این وسواسم تو نوشتن ... هر وقت میام راحت و بی حاشیه بنویسم، هزار تا اما و اگر میاد تو ذهنم.  خواستم بنویسم چرا انقدر راحت ته دل یه آدم رو خالی میکنن بعضیا... این بعضیا که میگم آدمهای کم اهمیت دور و اطراف نیستن که حرفاشون رو از این گوش بشنوم و از گوش دیگه در کنم... سخت میشه گاهی شنیدن و هضم . شنیده ها.  فعلا که کر و کور شدم تو مسیری که دارم طی میکنم... حتی گاهی فکر میکنم تو بعضی مسائل، خودم رو تو کما فرو بردم تا ذهنم رو دچارشون نکنم. اما قلبم رو نمیتونم متوقف کنم از تپیدن... نمیتونم نذارم که نسوزه...  نمیتونم... نمیشه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mannevisi.persianblog.ir/post/289




(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات
همیشه سعی . به خودم بقبولونم که روزهای بارونی رو دوست دارم. ولی الان باید اعتراف کنم از همون بچگی از روزهای بارونی متنفر بودم... بخصوص امروز که ترافیک مز.فی رو ایجاد کرد و من از سرویس اداره جا موندم...  از ماشینهای تک سرنشینی که همدست بارون شدن و ترافیک رو به اوج خودش رسوندن هم شاکی ام. تهران جای موندن نیست... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mannevisi.persianblog.ir/post/291




لحظه ای که دلم نوشتن خواست...

درخواست حذف اطلاعات
+ انقدر این روزا سرم شلوغ بوده و امتحان پشت امتحان ... که اگه دو روز پشت سر هم که برمیگردم خونه، بشینم و تلوزیون تماشا کنم، ح. پوچی بهم دست میده... هی دنبال اینم که سرم یه جور درست و درمونی گرم باشه... نه این مدلی.  + این بند نوشته شد... ولی به دلیل همون وسواس کذایی، پاک نمودیمش...) + یکی از همکارا یه مدت رفته تو یه فاز ناشناخته ای... معلوم نیست چه حالیه... یه وقت لَه ماست... یه وقت علیه ما. هرچند حدس میزنم این حالش گره خورده با مشکل خانوادگی که از صمیم قلبم آرزو میکنم مشکلش رفع بشه... + احترام به بزرگتر مهمتره یا دلجویی از کودک... البته شاید این شکل طرح مساله درست نباشه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mannevisi.persianblog.ir/post/292




مرا ببخش که اینقدر بی مبالاتم...

درخواست حذف اطلاعات
امروز حوالی ظهر بود که گوشیم زنگ خورد...  از وقتی میرم سر کار جدید، تقریبا هفت هشت ماهی میشه که اسطوره علمی عزیزم رو ندیدم و حتی یه تماس هم باهاش نگرفتم که لااقل بگم تلفنی حالش رو پرسیدم... البته نه از روی بی معرفتی که خدا شاهده هر روز یادش میکنم و هر جا صحبتش باشه از ارادتی که بهش دارم میگم... ولی سرم واقعا شلوغ بود این چند ماه... تایمی که از ۹ صبح تا ۷ بعد از ظهر داشتم و مناسب بود برای تماس، همش سر کار بودم و نمیشد تو موقعیت مناسبی صحبت کنم. تقریبا هر روز قصد داشتم به اسطوره زنگ بزنم و همه اینا رو توضیح بدم که نذاره به حساب بی معرفتی و ... .ولی نشد که نشد... تا ای... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mannevisi.persianblog.ir/post/293




(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات
مکالمه خواهرزاده ۵ ساله من با مامانش: +مامان، من امروز قلبم ش.ته. +چرا عزیزم؟ کی قلبت رو ش.ده؟  + داشتیم میومدیم خونه مامان جون، تو صندلی عقب که خو.د بودم، ماشین هی بالا پایین شد، واسه همین این قلب من ش.ته.. می دونم.   عاششششششقتم من. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mannevisi.persianblog.ir/post/294




امتحان نوشت

درخواست حذف اطلاعات
به قول مه سو جان، من باز رفتم تااااااااا... یه وقتایی مثل این هفته انقدر سرم شلوغ میشه که حتی فرصت نمیکنم خودمو تو آینه ببینم. امتحانات ما هم که تمومی نداره... امتحان یه هفته، دو هفته ... به اندازه کل ایام تحصیلم تو این چند ماه امتحان دادم... دهانت آباد امتحان.. امروز امتحان داشتم، فردا هم دارم. دلم خوش بود پنج شنبه و . ای که گذشت رو میرم یه گوشه دنجی واسه خودم ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mannevisi.persianblog.ir/post/295




. های درونی خود را جدی بگیرید...

درخواست حذف اطلاعات
امروز موشکافانه . های درونی خودم رو چک می.، دیدم مدتهاست دارم این جمله رو با خودم تکرار میکنم: تو حق نداری خسته بشی...   پ.ن: احساسم میگه اگه خدا پشتم نبود، تا الان وا داده بودم ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mannevisi.persianblog.ir/post/296




(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات
یادمه یه روز اینجا نوشتم چشم به راه چهارشنبه هام....  الان که فکرش رو میکنم میبینم خیلی وقته چهارشنبه ها برام یکی از معمولی ترین روزای زندگیمه ... بدون اینکه حس خاصی داشته باشم نسبت به این روز یا هیجانی در من ایجاد کنه...  همه چیز برمیگرده به روال عادی ...  +در حال حاضر چشم انتظار اردیبهشتم که بعدش همه چیز به روال عادی بر میگرده ...  +چالش ها هیچ وقت تمومی ندارن . ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mannevisi.persianblog.ir/post/297