وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

آخرین مطالب مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق) به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



جمشید شاه / داستان عامیانه آذربایجان / علیرضا ذیحق

درخواست حذف اطلاعات
  [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maral65.blogsky.com/1395/12/30/post-262/جمشید-شاه-داستان-عامیانه-آذربایجان-علیرضا-ذیحق




کتاب " قصه های ذیحق"در بازار کتاب

درخواست حذف اطلاعات
کتاب " قصه های ذیحق"در بازار کتابداستانهای کوتاه علیرضا ذیحق که از 18 سالگی اش شروع می شود و در سال 95 قریب به چهل سال خلاقیت ادبی وی را شامل می شود توسط "نشر شعر سپید" منتشر شد و در بازار کتاب خوش درخشید . نثر و سبک خاص وی در قصه نویسی ، بدیع و منحصر به فرد است و وسواس خاصی در گزینش ِ ماندگار آنها در این مجموعه داشته طوری که با مضامین متفاوت ، 94 داستان را زیور این کتاب کرده است .این مجموعه داستان ، تنها میراث چهل ساله ی خلاقیت وی نمی باشد و چندین رمان چاپ شده و ناشده دارد که از میان آنها رمان های " عروس نخجوان " و " اعلان عشق در باکو " چاپ شده و با اقبال عمومی مواج ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maral65.blogsky.com/1395/12/29/post-261/کتاب-قصه-های-ذیحق-در-بازار-کتاب




یادگار و گلابتون / داستان عامیانه آذربایجان / علیرضا ذیحق

درخواست حذف اطلاعات
   علیرضا ذیحق / داستان عامیانه آذربایجانیادگار و گلابتون روزگاری در گوشه ای از هندوستان ، سرزمین کوچکی بود که حاکم اش پادشاهی به اسم بهرام بود واز بس از درد بی اولادی گریه کرده بود چشمانش چون دوکاسه ی پرخون شده بود . سپهر کج رفتار ، تخت عزت شاهی را در چشمانش خاکِ ذلّتی ساخته بود و با دلی پرخون و پردرد ، از اوّل ِ خاکِ پریزاد تا آ. خاکِ بنی جان بدبختی مثل خود را نمی شناخت. پیری و کهولت نیز بر او غلبه کرده و روز به روز ناتوان تر می شد . روزی پادشاه .ان اش احمد . و صمد . را به حضور طلبید و گفت : " در این دنیای فانی ، دل به فردا نمی توان بست و دیر و زود ستاره... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maral65.blogsky.com/1395/12/29/post-260/یادگار-و-گلابتون-داستان-عامیانه-آذربایجان-علیرضا-ذیحق