وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

روزگاری ...

آخرین مطالب روزگاری ... به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



خیلی با کلاسه پدر سوخته!!!

درخواست حذف اطلاعات
هاها... یه دوستی دارم که در توصیف یه نفر گفت: " خیلی باکلاسه پدرسوخته!"  و من عاشق این توصیف شدم... خیلی به نظر عاشقونه و قشنگ میاد... هاها... بعد توی ذهنم اومد که خیلی بامزه است و بنویسمش توی وبلاگم...  در ضمن امروز یه خواب خیلی خنده دارم دیده بودم که کلی باعث خنده ام شد ... برای یه دوستی که همون توی خوابم بود تعریف . و از خنده روده بر شدیم... از توی کمد خونه مون رفته بودم خونه اش!!! هاها... خیلی خواب بامزه و خنده داری بود ... من کلا قدرت تخیلم بالاست و برای همین خوابهای فوق العاده تخیلی و خنده دار میبینم...  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/646




از تو گریزی نیست...

درخواست حذف اطلاعات
فکر و ذهن ادمیزاد خیلی عجیبه... مدام به هر سویی میره... هی فکرهای مختلف, خاطرات مختلف, حرفهای مختلف... نمی دونم چرا اینقدر از زندگی خالی شدم ... نمی دونم چرا هیچی از دنیا نمی خوام ...  خوش به حال اونایی که پر از شور زندگیند... خوش به حال اونایی که غرق شدند توی خوشی های دنیا... روزه داری باعث شده حال هیچ کاری نداشته باشم حتی نوشتن ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/644




چهارشنبه ای که گذشت ...

درخواست حذف اطلاعات
امروز چهارشنبه 17 .داد 96 بود . قبل از ظهر متوجه شدیم که تهران حملات تروریستی اتفاق افتاده ... خیلی نگران کننده و سخت بود ... تند تند خبرهای مختلف می رسید ... چند نفر کشته شدند و کلی هم زخمی ... امیدوارم دیگه چنین اتفاقاتی رو توی ایران نبینیم ... برای افطار خونه ی مامان اینا دعوت بودیم . تولد دختر خواهرم هم بود ... دختر خواهر کوچیکه ام ... همون خواهرم که طلاق گرفته ... تصمیم گرفتم دختر خواهرم رو سو.رایز کنم و براش تولد بگیرم خونه ی مامان  اینا ... به مامان و خواهر بزرگه ام گفتم که من کیک تولد می .م میام و شماها هم هدیه هاتون رو آماده کنید ... بعد از افطار کیک رو آوردیم ... د... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/643




من اصفهانی ام !

درخواست حذف اطلاعات
امروز 15 .داد ، یک دوشنبه ی تعطیل ماه رمضان ساعت نه و نیم صبح از خواب بیدار شدم ... همه ی اهل خانه روزه هستند و در خواب ناز ... اومدم سراغ لب تاب و نت تا روزم رو سپری کنم ... یه مطلبی را درباره اش سرچ . و رفتم توی یه وبلاگ قدیمی توی بلاگ اسکای ... اون پستی که سرچ کرده بودم رو خوندم ... خیلی برام جالب بود ... مدتهای زیادی بود که هیچ وبلاگ یا هیچ نوشته ای اونقدر جذبم نکرده بود که بخوام هی توی وبلاگش بچرخم و پستهاش رو بخونم ... وبلاگ مال یه آقای هم سن و سال خودم بود ، وبلاگ تقریبا یادداشتهای 9 سال را داشت ... یعنی از سال 87 شروع به نوشتن کرده بود تا همین .داد 96 ... قلم خوبی داشت ...... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/640




مودیلیانی/ژان ایبوترن

درخواست حذف اطلاعات
.ب . مودیلیانی (2004) به کارگردانی میک دیویس رو دیدم ... نقاشی دیوانه و شوریده و شیدا و عاشق ... معشوقه ی 19 ساله اش ژان اول . تعریف قشنگی از عشق واقعی میگه ... با اون چشمهای نافذش که دل مودیلیانی رو میبره ... همون دیدار اول مودیلیانی محو چشمهاش میشه ... بعد بارها و بارها پرتره اش رو می کشه ولی چشمهاش رو نمی کشه ... میگه هر وقت عمق روحت رو حس . بعد چشمهات رو می کشم ... عمق روح هر.ی توی چشمهاشه ... ادم عمق روح همه رو درک نمی کنه ... فقط عشق باعث میشه بتونی عمق روح و چشمهای .ی رو بفهمی ... همه ی هنرمندا دیوونه و دوست داشتنی اند ... ده سال پیش اصلا درک درستی از هنر و هنرمند نداشتم ..... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/637




تکرار روزها و شب ها ...

درخواست حذف اطلاعات
امروز دخترم روزه ی کامل گرفت . خداراشکر حالش خوب بود . تا نزدیکای ظهر خواب بود ولی بعدازظهر دیگه خوابش نمی اومد . گرسنه و تشنه شده بود ولی تحمل کرد . خوبه که ادم این تحمل . ، صبر . ، اراده داشتن را در روزه داری تمرین کنه ... دلتنگم ... خیلی هم دلتنگ و بیتابم ... ولی تحمل می کنم ... امشب سوپ پختم ، با خاکشیر و تخم شربتی و عسل و گلاب ، شربت درست . . آب جوش و .ما و نان و پنیر روی میز گذاشتم برای افطار ... آب هندونه گرفتم تا همه مون یه لیوان آب هندونه هم بخوریم . ژله ی موهیتو هم درست . . نمی دونم چرا اینجوری شدم که دیگه زیاد دست و دلم به نوشتن نمیره ... دیگه زیاد نمی تونم احسا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/632




دلم تنگته ...

درخواست حذف اطلاعات
دلم می خواد بغلت کنم... توی گوشت بگم: دوستت دارم... خیلی دوستت دارم... عاشقتم... میمیرم برات... و تو بخند ... بخند و بخند و بخند ... دلم تنگ شده برای صدای خنده هات... دلم تنگ شده برای نگاهت... دلم تنگ شده برای گرمی دستهات... دلم تنگ شده برای اغوش مهربونت...  خیلی خیلی زیاد دلم تنگ شده... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/630




همین !

درخواست حذف اطلاعات
الان ا.شب . و به عبارتی بامداد شنبه 6 .داد و اول ماه رمضان است ...  تولدشه  ... دلتنگشم ... کار خاصی نمی تونم .م ... تبریک گفتم ... اگه بشه فردا بهش زنگ بزنم ... حالم خوب نبوده ... ولی همین ا.شبیه ایستادم غذا پختم برای سحر ... دخترم می خواد سحر بلند بشه روزه بگیره ... پسرم امتحان داره ...  همین ! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/631




وقت کم است و اعمال بسیار ...

درخواست حذف اطلاعات
سلام خوبین ؟  من این روزا به شدت وقت کم میارم ... همش بدو بدو ... همش کار هست ... بعدشم شبا دیگه خیلی خسته ام و باید برم زود غش کنم ... اینه که خیلی وقت کم دارم برای نوشتن ...  چه خبرا ؟ خوبین ؟ خوشین ؟ هاها ... دوستان گلم اگه اینجا رو می خونید لطفا هرازگاهی هم یه کامنتی مرحمت بفرمایید تا بنده بدونم خونده میشم (: دلتنگم و دیدار تو درمان من است ... هاها ...  الان حدود ساعت ده صبح می باشد . پسرم رفته امتحان بده و بیاد . بنده هم می خوام غذا بپزم ، هم نخودفرنگی که .یدم رو دونه کنم ، هم داستانم رو بنویسم ، هم هزار تا کارهای دیگه ... اینه که بدوم به یه کارایی برسم که حالا زودی ظ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/627




روزمره

درخواست حذف اطلاعات
خیلی وقت کم میارم . وقت مناسب پیدا نمی کنم برای نوشتن . ماه رمضان عزیز داره میاد . امروز پنج شنبه 4 .داد توی خونه بودم در حال درس دادن علوم به پسرم ، گوشت تمیز . و بسته . و در فریزر گذاشتن ، آبگوشت پختن .  همسرم از صبح اول وقت رفته مامانش را ببره بیمارستان و آندوسکوپی و این حرفها . مادربزرگ که به رحمت خدا رفته این مادرشوهرم هنوز داره گریه زاری می کنه و اعصابش به هم ریخته . اعصاب به هم ریخته ، معده و بقیه ی بدن رو هم ریخته به هم . کلا هم به خودشون نمی رسند . وقتی خیلی اوضاع بد شد زنگ می زنند به یه دونه پسر که بیا ببرمون . و بیمارستان . صبح تا ظهر زیر سرم بوده مادرشوه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/629




من و زندگی ...

درخواست حذف اطلاعات
این یه پست رو هم بنویسم و ناله کنم و برم برسم به زندگیم ! دخترکم چند روزه تعطیل شده و دیگه مدرسه بی مدرسه ... پسرم هم چند روزه تعطیل شده که مثلا درس بخونند و از فردا که دوم .داده تا بیست .داد برند امتحان بدن ... ولی از درس خوندن خبری نیست و فقط بازیگوشی و حرص دادن من ... نکته بدتر از همه اینه که دیگه وقت فراقت و آرامشی برام نمونه که بخوام بنویسم ... تازه پسرم روی لب تاب بازی کامپیوتری فوتبال داره و می خواد شبانه روز بشینه سر لب تاب بازی کنه ... اینه که کلا سهم من گم مشه ... بعدشم من به اهالی خونه نگفتم که دارم داستان می نویسم ! ولی حالا دیگه مجبورم بگم که آقاجون منم ی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/624




آزمون کن که نه کمتر ز می انگورم ...

درخواست حذف اطلاعات
این غزل های ناب حضرت مولانا آدم رو به شگفتی میاره ... اصلا معلوم نیست توی چه عوالمی سیر می کرده ... توی یه کانالی توی تلگرام هر باری یک بیت از شعرهای مولانا را میذاره ، و من هربار به شگفتی درمیام که این واقعا شعر مولاناست ؟؟؟ و بعد میرم سرچ می کنم و کل غزل رو می خونم و مست میشم ...دلم می خواد یه . اهل دلی بود و می نشست این شعرهای مولانا را برام توضیح و تفسیر می کرد ... هرچند خودم هم اگه با توجه و دقت و حال خوش بشینم چند بار بخونم کم کم عمقش رو می فهمم ... ولی خب دریای معرفته این غزلهای از سر شور و مستی ... دنیایی از عشق ...  دل چه خورده‌ست عجب دوش که من مخمورم یا نم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/625




آرامش ...

درخواست حذف اطلاعات
همه ی ما آدمهای زیادی رو می شناسیم ، هر کدوم از ظن خود یارمون میشن ، ولی خیلی زودم تا تقی به توقی بخوره ازمون دور میشن ... دلم می خواد یه مدت از همه ی آدمها دور باشم و سرم به کار خودم باشه ...  بهترین کاری که دوست دارم خوندن و نوشتنه ...  دلم سکوت و آرامش می خواد و فکر . و خوندن و نوشتن ... انشالله این یکی دوماه و ماه رمضون کمک کنه که سر به جیب مراقبت فرو ببرم و در درون خودم به صلح و آرامش برسم .  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/622




تنهای خسته ...

درخواست حذف اطلاعات
دلم عشق و ارامش می خواد ...دلم حرفهای عاشقونه می خواد ... دلم نگاههای پر از عشق می خواد ...  دلم می خواد سرم رو بذارم روی زانوت و برام حرف بزنی ... چشمهام رو ببندم و غرق بشم توی دریای صدات ...  خسته ام ... خسته ام از حرفها و گوشه ها و کنایه ها ...خسته ام از نامهربونی ها ... خسته ام از دوری تو ...  گاهی وقتی چشمهام رو می بندم تو رو گم می کنم ... میگم تو کجایی؟؟؟ من که هزار ساله ندیدمت ... من که هزار ساله باهات ننشستم یه پیتزا بخورم ... تو که خیلی دوری ... پس چرا فکر می کنم . ؟؟؟ چرا فکر می کنم همیشه کنارمی ؟! چرا فکر می کنم می تونم برات درد و دل کنم و توی بغلت گریه کنم ؟؟؟ چرا فکر ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/621




انتخابات!!!

درخواست حذف اطلاعات
وای این فضای انتخاباتی داره دیوونه مون می کنه...خل شدیم... توی همه گروهها دعوا شده... توی تلگرام یا همه دارند لفت میدن یا متلک بار هم می کنند ... یا حکومت نظامی بر قرار .د که .ی حق نداره حرف . بزنه!  خدا رحم کنه و عاقبت به خیر بشیم...  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/620




مرا ببوس ...

درخواست حذف اطلاعات
این چند روز خیلی مشغله داشتم ... اصلا وقت ن. بیام درست و حس. بنویسم . الانم ا. شبه و بازم اونقدر خسته ام که نمی تونم درست بنویسم... این چند روز از بس عالم و آدم بحث . .د حالم داره به هم می خوره ... دو سه تا از دوستها و هم دوره ای های فعالیتهای . امسال جزو لیست اصلاح طلبها هستند برای شورای شهر تهران ... یکیشون 12 سال پیش توی اصفهان ک.دا شد و رای نیاورد ... حالا بعد از چند سال و کلی درس خوندن و فعالیت . . به جایی رسیده که تهران جزو لیست اصلاح طلبها باشه ... خدا کنه اگه رای اوردند واقعا دلشون برای مردم بسوزه و یه کاری .ند  و فقط دنبال منافع خودشون نباشند . دلم خواسته بیام ادا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/617




دلبرا جان جان جان جان ...

درخواست حذف اطلاعات
ای جان که ادم چقدر جیگرش حال میاد وقتی صداش رو می شنوه ... روحم تازه شد ...  کاش واقعا می شد همیشه آدم در کنار .انی باشه که دوسشون داره و حالشو خوب می کنند ... کاش می شد مثل این گروههای تلگرامی که مردم می زنند و چند تا دوست صمیمی و هم فکر و .انی که دوست دارند رو دور خودشون جمع می کنند ، توی زندگی واقعی هم بری چند تا آدم باحال که دوسشون داری و از حرف زدن و وقت گذروندن باهاشون لذت می بری را دور خودت جمع کنی ... بهترین بهترین بهترین من ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/616




اندوه عاشقانه

درخواست حذف اطلاعات
یه حس لطیف و قشنگی هست که من اسمش رو گذاشتم اندوه عاشقانه ... اینکه دلت تنگ بشه ، ببینی که نداریش و هیچوقتم نمی تونی داشته باشیش ، اینکه یه جوری حس کنی نزدیک ترین ادم بهت بوده ، اینکه یه غم غریبی دلت رو فشار بده ، یه جوری هم خوشحال باشی هم ناراحت ، هم عاشق باشی هم فارغ ، یه حس رهایی عاشقانه ی غم انگیز ... یه جور ناب قشنگیه این احساس ... هم توی چشمت اشک جمع میشه هم لبخند می زنی ، هم داری لذت می بری ، هم غمگینی ...  این یه حس عمیق عاشقانه است ... خیلی لطیف و ناب و زیبا ... اونقدر شفاف و صاف و دل انگیز که آدم گریه اش میگیره ...  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/614




وقتی برای نوشتن ...

درخواست حذف اطلاعات
چند روزه وقت ن. چیزی بنویسم . روز دوشنبه مادربزرگ همسرم به رحمت خدا رفت . . مراسم خا.پاری بود . فرداش هم مراسم ختم . اینه که چند روزه دستمون بند این مراسم و اینا بوده ... کلا هم که همش در هر شرایطی من باید حرص بخورم ... کلی از دست فامیل شوهر و رفتارهاشون حرص خوردم.  چند روزه دلم برای خودم و آرامش خودم تنگ شده ، دلم برای نوشتن تنگ شده ، دلم برای حال و هواهای عاشقانه ام تنگ شده ... صبح خواب عشقم رو می دیدم ... همون وقت که چشمم رو باز . و یادم بود که خوابشو می دیدم ، مطمئن بودم که به یادم بوده و بهم فکر می کرده که خوابش رو دیدم ،  مطمئن بودم وقتی به تلگرام یا . سر بزنم حتم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/613




چطوری گذشت ؟

درخواست حذف اطلاعات
دلتنگم ... قاطی ام ... نمی دونم چه مرگمه ...  کلی وقته نشستم اینجا که چیزی بنویسم ولی نمی دونم چی بنویسم و چطور ... وبلاگهای قدیمیم رو مرور می کنم ... ایمیلهام رو مرور می کنم ... می خوام ببینم چه غلطی . توی این 7-8 سال اخیر ... می خوام ببینم دهه ی سی زندگیم رو چطوری گذروندم ... هنوزم دلتنگش میشم ... هنوزم بهش فکر می کنم ... ولی فایده ای نداره ... باید همینجوری تحمل کنم تا روز ا. عمرم ... خسته ام .... خوابم میاد ... برم بخوابم تا ببینم چی میشه دنیا ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mastaneh76.persianblog.ir/post/609