وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

مهر مهران

آخرین مطالب مهر مهران به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



عید مبارک

درخواست حذف اطلاعات
هر که "افطار" لبش روی لبی دربند است.. "قوت غالب" عسل و شهد و نبات و قند است یکی از "مجتهدین" زود مشخص .د.. مبلغ "فطریه ی" بوسه ز لبها چند است ...عیدتون مبارک باشه فقط پیش تو...بهنام صفاریان ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/عید-مبارک




قوت غالب

درخواست حذف اطلاعات
بابا چرا مُد شده همه پست میذارن بدون ع.؟ :| من دلم میخواد پست بذارم با ع. :| اصن هم خز نیست :| خعلی هم هیجان انگیزه :| دیگه اینجا این طوریه  :| میخواین بخواین نمیخواین هم...بخواین دیگه خب ^_^ ... داشتیم شام میخوردیم، اخبار داشت میگفت فلانی اعلام کرده زکات فطریه واسه هر نفر حدود پنج شش هزار تومنه. البته باز هم بستگی داره قوت غالب چی باشه. بعد دیگه من طبق معمول بعد از قاشق آ. حس ترکیدگی داشتم و نزدیک بود قشنگ منفجر شم :| انقدری که دستامو گرفته بودم به شکم مبارک که در صورت وقوع انتحاری، از پرتاب محتویاتش به در و دیوار و صورت اهل منزل خودداری گردد :| عی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/قوت-غالب




عاقو چی میگن بعضیا؟!

درخواست حذف اطلاعات
کاش همون طور که آدم ها پیج و کانال های خوب، . های خوب و کتاب های خوب رو به هم معرفی میکنن، یه جاهایی یا یه .انی هم باشن که هر چی پیج و سایت بیخود و بی محتوا رو معرفی کنن. یا مثلا پیج هایی که خوندنشون نه تنها چیزی به آدم اضافه نمیکنه، که احتمالا با خوندن مطالبشون کلی هم در معرض لغزش یا چه میدونم تز.ل قرار میگیری. حرف هایی که از دست و زبان .انی برمیاد که فکر میکنن بزرگ شدن...معلوم نیست افکارشون حقیقت وجودشونه یا...فقط ادعاست. یه جورایی انگار فقط بلدن همه چی رو زیر سوال ببرن، توجیه کنن. خب که چی؟ اگه سوالی داری و واقعا میخوای به جواب برسی، خب برو دنبالش، چر... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/عاقو-چی-میگن-بعضیا




مه غلیظ

درخواست حذف اطلاعات
به اندازه ای توی دست ها و پاهام ضعف داشتم که حتی نمی تونستم توی تختم جا به جا بشم چه برسه به اینکه بخوام از تخت بیام پایین یا راه برم حتی! وقتی میخواستم از جایم بلند بشم، انگار واقعا میخواستم کوه رو جابه جا کنم. یعنی انقدر برام سخت بود. سحری میخوردم میخو.دم تا ده یازده صبح. چند ساعتی گیج میزدم دوباره عصر میخو.دم تا افطار. بعد افطار میخو.دم تا نیمه شب و بعد دوباره بیدار میشدم...خلاصه مُردم و زنده شدم این چند روز. دو سه روز آ. فهمیدم چِمه و در جهت بهبودی گامی برداشتم پر انرژی :d سرتونو درد نیارم که خوبم الان خدا رو شکر. گوش شیطون کَر :d مشکل بیشتر روحی بود..... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/مه-غلیظ




من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم

درخواست حذف اطلاعات
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف‌ها می‌کنی ای خاک درت تاج سرم دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس که دراز است ره مقصد و من نوسفرم ای نسیم سحری بندگی من برسان که فراموش مکن وقت دعای سحرم .م آن روز کز این مرحله بربندم بار و از سر کوی تو پرسند رفیقان خبرم حافظا شاید اگر در طلب گوهر وصل دیده دریا کنم از اشک و در او غوطه خورم پایه نظم بلند است و جهان گیر بگو تا کند پادشه بحر دهان پرگهرم ای کاروان...بامداد فلاحتی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/من-که-باشم-که-بر-آن-خاطر-عاطر-گذرم




آرزوهامو برای خاطراتم دوره .

درخواست حذف اطلاعات
نمیدونم چی بنویسم. آدمی به سردرگمی من...نوبره! حدود سه ماه خیلی جدی دنبال کار گشتم ولی به هزار و یک دلیل پیدا ن.. نمیتونم بیش از این براش وقت تلف کنم. احتمالا به استخدام در بیمارستان فکر می کنم. کاری که مطابق با رشته تحصیلی ام هست و حقوق خیلی خوبی هم داره. من احمق نیستم، فقط می خواستم لحظه های زندگی ام، طوری که دوست داشتم سپری بشن. خب...مثل اینکه قرار نیست چنین اتفاقی بیفته. حداقل فعلا. حتی همین استخدام بیمارستان هم، چند ماهی زمان می بره ولی میتونه قطعی باشه. این چند ماه هم سرم گرم بشه به . و کتاب و باشگاه... بدم میاد از شرایطی که حس کنم به هیچ وجه در ک?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/آرزوهامو-برای-خاطراتم-دوره-کردم




مه غلیظ

درخواست حذف اطلاعات
به اندازه ای توی دست ها و پاهام ضعف داشتم که حتی نمی تونستم توی تختم جا به جا بشم چه برسه به اینکه بخوام از تخت بیام پایین یا راه برم حتی! وقتی میخواستم از جایم بلند بشم، انگار واقعا میخواستم کوه رو جابه جا کنم. یعنی انقدر برام سخت بود. سحری میخوردم میخو.دم تا ده یازده صبح. چند ساعتی گیج میزدم دوباره عصر میخو.دم تا افطار. بعد افطار میخو.دم تا نیمه شب و بعد دوباره بیدار میشدم...خلاصه مُردم و زنده شدم این چند روز. دو سه روز آ. فهمیدم چِمه و در جهت بهبودی گامی برداشتم پر انرژی :d سرتونو درد نیارم که خوبم الان خدا رو شکر. گوش شیطون کَر :d مشکل بیشتر روحی بود..... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/مه-غلیظ




امیدوارم از دست نداده باشین :))

درخواست حذف اطلاعات
شب خیلی خوبی بود. خدا میدونه امشب موقع مسابقه چقدر خندیدم :))) "همه اجراها" عالی بود :))) خیلی با نمک بودن :))) صرف نظر از اینکه به کی رای میدین، باید بگم ما قمی ها قبل از اینکه زینب سادات . رو در برنامه ببینیم، این آدمو با کلیپ هاش در نِت میشناختیم و با این قیافه! :))) یعنی تا حالا ندیده بودیمش! :))) یهو به خاطر این مسابقه از خودش رونمایی کرد :))) نمیدونم رای میاره یا نه، ولی خب امیدوارم موفق باشه. ما رو که خیلی میخندونه و دوسش دارم واقعا :)))این که رامبد میگفت ما یه شخصیتی رو از شما میشناسیم به واسطه کلیپ هایی که دیدیم، منظورش همین کلیپ های امپراطور... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/امیدوارم-از-دست-نداده-باشین




آرزوهامو برای خاطراتم دوره .

درخواست حذف اطلاعات
نمیدونم چی بنویسم. آدمی به سردرگمی من...نوبره! حدود سه ماه خیلی جدی دنبال کار گشتم ولی به هزار و یک دلیل پیدا ن.. نمیتونم بیش از این براش وقت تلف کنم. احتمالا به استخدام در بیمارستان فکر می کنم. کاری که مطابق با رشته تحصیلی ام هست و حقوق خیلی خوبی هم داره. من احمق نیستم، فقط می خواستم لحظه های زندگی ام، طوری که دوست داشتم سپری بشن. خب...مثل اینکه قرار نیست چنین اتفاقی بیفته. حداقل فعلا. حتی همین استخدام بیمارستان هم، چند ماهی زمان می بره ولی میتونه قطعی باشه. این چند ماه هم سرم گرم بشه به . و کتاب و باشگاه... بدم میاد از شرایطی که حس کنم به هیچ وجه در ک?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/آرزوهامو-برای-خاطراتم-دوره-کردم




این روزها...

درخواست حذف اطلاعات
امشب بیستو سی یه گزارش پخش میکرد و از حملات تروریستی خنثی شده در تمام طول سال، به ویژه در ماه رمضون سال گذشته میگفت که فقط در اون یه ماه و در تهران، تعدادش، پنجاه تا بوده... خیابان ارم در قم، که منتهی به حرم هست و از خیابان های اصلی شهر محسوب میشه، خیلی وقته که شکلش عوض شده...نه اینکه فضای سبز ایجاد کرده باشند، نه این که زرق و برق پاساژها و بوتیک ها یا برج های تجاری بیشتر شده باشه، نه... خیابان، خیلی وقته که یه طرفه شده و این یعنی عبور نقلیه کمتر. در عوض، یه خیابان تقریبا طولانی رو میبینید که مردم زیادی در اون به سمت حرم یا بازار...در حال پیاده روی و ح... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/من-هم-از-این-فضا-دور-نیستم




مرسی که مراعات میکنین :| آره...

درخواست حذف اطلاعات
i. نمیدانم...این که خوب است یا بد است... که معمولا مخاطب جمله های محبت آمیز من، فقط پدر گرام است! خودم فکر میکنم دو دلیل اساسی دارد: پدرم، فرد شریف و با شعوری است و روزی ده بار کلیپسم را نمی کِشد :| پدرم مرا سرزنش نمی کند و انتخاب های اشتباهم را مدام یاد آوری نمی کند. پدرم به من و افکارم احترام می گذارد :) اصولا پدر جماعت، دسته گل است...شریف است...و من قربانش میروم  :* ii. یعنی خیلی حرفه که هنوزم یه عده ای پیدا میشن، در اوج عصبانیت، یه لحظه مکث میکنن و وقتی میبینن توی خیابون یا کوچه هستن و زن و بچه مردم اطرافشونن، زبونشون به . و ناسزا باز نمیشه. این یعنی ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/مرسی-که-مراعات-میکنین-آره




این روزا دنیا واسه من از خونه مون کوچیکتره...

درخواست حذف اطلاعات
i. یعنی اون جایی فهمیدم شفا لازمم که نصفه شب پا شدم یه کاسه فالوده خوردم. همه خواب بودن. بعد یهو انقدر توی لُپم یخ کرد، که لبامو لوله . و لُپ هامو کشیدم تو!  :d بعدش هم هول شدم :))) مثه...ها، فالوده ی توی قاشق رو فوت می . :))) هیچی دیگه. توی تاریکی یه نیگا به چپ و راست . دیدم هیشکی نی، به خوردنم ادامه دادم :/ ii. خ.ش فکر نمی . جنگ و صلح تا این حد بخواد لشگر و قشون توصیف کنه. معلوم نیس این فرمانده ها و شاهزاده ها با خودشون چند چندن >_< و اینکه خوندنش انقدر طول کشیده هم، دلیلش همینه :( بی تعارف، رمانی که به جنبه های خونوادگی، اجتماعی و روابط بین آدم های معمولی کمتر ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/این-روزا-دنیا-واسه-من-از-خونه-مون-کوچیکتره




. .دادی...بیچاره .داد...

درخواست حذف اطلاعات
مهم نیست... اگر مرا از من گرفتی  و در پیچ و خم خیابانِ دلتنگی رها کردی هنوز... طعمِ شیرین عشق در کامِ احساسم بجا مانده و...  انگورهایی که در چشمانت تاب می خوردند  ٬ در دامن خاطرم افتاده نمی دانی... چه حسی دارد جوانه های نابالغِ دوست داشتنت در وجودم گویی... بهار درآستینِ سکوت پنهان است سهم من از تو... شکوفه ای از یادِ توست که زیرِ پوستِ کویر زبانه می کشد... .داد بیچاره هنوز بهار است، اما نه باران دارد نه شکوفه.... مثل من که هنوز عاشقم اما نه تو را دارم نه نشانت را.... (راحیل_نیکفر) کوچه...علی صباغی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/جمعه-خردادی-بیچاره-خرداد




اطلاع رسانی

درخواست حذف اطلاعات
سرویس اینترنت خونه دچار مشکل شده :( هر زمان که این مشکل برطرف بشه پست میذارم ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/اطلاع-رسانی




عاقاااااا! من ^_^ نِت ^_^ خوشحالی *_*

درخواست حذف اطلاعات
...بالا.ه حدود نیم ساعت پیش، نِت وضعیت مورد قبولی پیدا کرد :| قشنگ پوکیدم این چند وقت از بی نِتی :| i. امتحانات مامانم شروع شده. قبلش و پیش از اینکه ماه رمضون هم شروع بشه، افتادیم به جون خونه و تمیز کاری! عاقا خونه نگو، دسته گل ^_^ بعد کلی لپه و لوبیا خیس کردیم برای چند شب قیمه و قرمه! مرغ ها و سبزی ها رو هم فریز کردیم و کمی سرخ .ی داشتیم. بیشتر به این خاطر هست که امتحان داره و یک عالم درس! و فرصتی نیست برای اینکه تمام وقت پای اجاق بایسته. اون هم با زبون روزه و گرمای بالای چهل درجه این شهر. ii. کتاب خوندنم سرعت بیشتری پیدا کرده و هنوز هم دنبال کارم :) وا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/عاقاااااا-من-نت-خوشحالی




بعله d: با ما شدین هشتاد میلیون d:

درخواست حذف اطلاعات
حدود یازده و نیم دوازده اینا بود. با مامان رفتیم یه مدرسه دخترونه رای بدیم، انقدر شلوغ بود که خدا بدونه. کلی ایستادیم تا نوبتمون شد. بعد ملت هر از گاهی که میومدن میدیدن شلوغه پشمون میشدن برمیگشتن. یه خانومه اومد تا جمعیتو دید، یه هیییین بلندی گفت چشماش چهار تا شد، بعد برگشت. راهشو کشید و رفت. وای من و چند نفر دیگه انقدر خندیدیم :)) اصن بنده خدا کُپ کرده بود. بعدش هم که رفتیم داخل سالن، سریع اسم نامزد رو نوشتم انداختم توی صندوق. برگه شورای شهر هم خالی انداختم :| من چه میدونستم کی به کیه...بعد همین طور که منتظر مامان بودم تا لیست بلند و بالای شورای شهر ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/بعله-D-با-ما-شدین-هشتاد-میلیون-D




حال این روزام دیگه :)) چه میدونم :))

درخواست حذف اطلاعات
i. خواب ندارم که...شبا بیدارم. پای کتاب و تی وی...اگه توی مصاحبه شنبه پذیرفته بشم، فکر کنم اوضاع تغییر میکنه. نمیدونم چی بگم. امیدوارم اونچه که به صلاحمه پیش بیاد. قبلا هم دنبال کار بودم ولی نه با این جدیت...خلاصه که وا. ما دعا کنین لطفا :) ii. یعنی فقط دلم به ماه رمضون خوشه :d خب والا :) بلکه هم یه خورده این وزنم بیاد پایین :| اصولا در خانواده شکموها، کلمه "رژیم" خیلی کلمه خاصیه...میدونی :| همچین عذاب الیمه به واقع t_t اَلبت من قبلا رژیم گرفتم. اونقدرها هم بیگانه نیستم با این واژه :d دو سال پیش ده کیلو کم . دیگه هر چقدر خودمو کشتم که یه وقت برنگردم، یه سه کیلویی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/حال-این-روزام-دیگه-چه-میدونم




در جستجوی بهترین حال

درخواست حذف اطلاعات
i.باری! اندر احوالات بانو سکوت آن که، وی به شدت داغان است. احساس ضعف و پوچی می کند و به هیچ وجه من الوجوه نمی تواند با دیگران بحرفد. وی صبح تا شب به حفظ روحیه ی خود می پردازد و چونان جوانان دیگر هنوز هم فکر می کند می تواند کار پیدا کند. سه روز است که مدام خبرهای بد می شنود در این باره و افکارش "تق ق ق" به دیوار می خورد. با اشک هایش در حرم امن خواهر . غریب، سبک می شود و دیگر هیچ! نام برده از زمانی که از مشهد بازگشته تا کنون، دو کیلو وزن کم کرده. این در حالی است که تمام شکلات ها و شیرینی ها تمام شده اند و فقط به قدّ یک مشت برای مهمانان روز . باقی گذاشته، که می خواهند... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/در-جستجوی-بهترین-حال




رستن از دامت نتوانم...

درخواست حذف اطلاعات
مگر چه ریخته ای در پیاله ی هوشم که عقل و دین شده چون قصه ها فراموشم تو از مساحت پیراهنم بزرگ تری ببین نیامده سر رفته ای از آغوشم چه ریختی سر شب در چراغ الکلی ام که نیمه روشنم از دور و نیمه خاموشم همین خوش است همین حال خواب و بیداری همین بس است که نوشیده ام ... نمی نوشم خدا کند نپرد مستی ام چو شیشه ی می معاشران بفشارید پنبه در گوشم شبیه بار امانت که بار سنگینی است سر تو بار گرانی است مانده بر دوشم (سعید بیابانکی) محبوب زیبا...طاهر قریشی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/رستن-از-دامت-نتوانم




این روزا دنیا واسه من از خونه مون کوچیکتره...

درخواست حذف اطلاعات
i. یعنی اون جایی فهمیدم شفا لازمم که نصفه شب پا شدم یه کاسه فالوده خوردم. همه خواب بودن. بعد یهو انقدر توی لُپم یخ کرد، که لبامو لوله . و لُپ هامو کشیدم تو!  :d بعدش هم هول شدم :))) مثه...ها، فالوده ی توی قاشق رو فوت می . :))) هیچی دیگه. توی تاریکی یه نیگا به چپ و راست . دیدم هیشکی نی، به خوردنم ادامه دادم :/ ii. خ.ش فکر نمی . جنگ و صلح تا این حد بخواد لشگر و قشون توصیف کنه. معلوم نیس این فرمانده ها و شاهزاده ها با خودشون چند چندن >_< و اینکه خوندنش انقدر طول کشیده هم، دلیلش همینه :( بی تعارف، رمانی که به جنبه های خونوادگی، اجتماعی و روابط بین آدم های معمولی کمتر ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mehrsilent.blog.ir/post/این-روزا-دنیا-واسه-من-از-خونه-مون-کوچیکتره