وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

مینیس

آخرین مطالب مینیس به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



:: پیش از ظهر

درخواست حذف اطلاعات
خو.ده‌ام. حال بلند شدن از جایم را ندارم. درون گوشم احساس مورمور می‌کنم. گوشم را می‌خارانم. زاویه بالش را کمی تغییر می‌دهم و با سر ضربه کوچکی به بالش می‌زنم و آن را در بغل می‌گیرم و چشمانم را می‌بندم. دوباره احساس قلقلک می‌کنم. مینا نکن. بذار این یه روز تعطیل رو بخو.م. صدای خنده‌اش بلند می‌شود. دوباره گوشم مورمور می‌شود. پا می‌شما. باز صدای خنده موذیانه‌اش را می‌شنوم و چندلحظه بعد مورمور شدن گوش... انگار تنت می‌خاره. خودت خواستیا. برمی‌گردم و می‌بینم که مویی لوله شده در دستش است. . قلّاکه هم که هنوز توی دستته. همین‌طور که دارد می‌خندد دمر می‌ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/116




چرا حالمون خوش نیست؟

درخواست حذف اطلاعات
همه چیز از حرف امید نعمتی (خواننده گروه پ.) توی برنامه دورهمی شروع شد. وقتی که گفت آهن. قدیمی هنوزم تازگی دارند در حالی که آهنگ پنج‌سال پیش خودش جذ.تی براش نداره. اینکه قدیمیا خیلی تکلیفشون با خودشون مشخص بوده. خیلی حالشون با خودشون خوب بوده. همین حرف من رو به فکر فرو برد که واقعاً چرا حالمون این‌قدر بده. نتیجهٔ این خ.وی و کنار هم گذاشتن دانسته‌های پیشین و خوندن یه سری مقالات شده این موارد:    تناقض انتخاب  موضوعی تحت عنوان «تناقض انتخاب» توی روانشناسی وجود داره که میگه وقتی تعداد گزینه‌های روی میز زیاد بشه از یه طرف احتمال اینکه شما مورد مدنظرتون ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/117




wrecking ball

درخواست حذف اطلاعات
گاهی به خاطر ضربه‌هایی که دیده‌ایم چنان دیوار قطوری به دور خود می‌کشیم که اگر .ی بخواهد به ما نزدیک شود اول مجبور است آن دیوار را .اب کند. خب ت.یب دیوار هم که سلام و صلوات برنمی‌دارد و مسلماً نیازمند ضربه دیگری‌ست اما نه از ضربه‌های نوع اول. این یکی برای ویران . ما نیامده، بلکه به قصد ش.تن چینی کلفت تنهاییمان دارد خودش را به آب و آتش می‌زند. خیلی از ماها این افراد را هم در همان دسته .‌های م.ب گروه اول قرار می‌دهیم، بی‌آنکه بدانیم برای باز. منفذی به سویمان از چه آب و آتش‌هایی که نگذشته‌اند. تمیز دادن این دو گروه از هم کار مشکلی‌ست؛ قبول. اما به احترا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/118




ما کجا و این سیم‌های آ. کجا...

درخواست حذف اطلاعات
برادرم از سرکار نرسیده سوئیچ را برمیدارد که برود. خیلی گرفته است. می‌گویم کجا؟ می‌گوید ختم همسر یکی از همکاران و می‌رود. درون ذهنم یک جستجویی می‌کنم از همکاران متاهلش. تقریبا همه جوان هستند. اولین احتمالم این است که توی سفرهای نوروزی تصادف کرده‌اند. اعصابم .د می‌شود که چرا باید .ی به خاطر تصادف ماشین از دنیا برود.برادرم برمی‌گردد. می‌پرسم کدام همکارت بود؟ وقتی می‌گوید آقای میم بوده، چشمانم گرد می‌شود. آدم مظلومی‌ست. یاد دو پسر شش و سه ساله‌اش می‌افتم که تابستان پیش با هم رفتیم است.. من به پسر بزرگ‌ترش شنا یاد می‌دادم. می‌پرسم چه شده؟ می‌گوید ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/114




لیتیوم (یک سیم مانده به آ.)

درخواست حذف اطلاعات
شارژر لپتاپم دو سالی می‌شود که .اب است. از آن مشکلاتی بود که با خم . و پیچاندن سیم حل می‌شد. ولی حس. اذیتم می‌کرد. گاهی وسط تایپ‌. مطلبی ناگهان خاموش می‌شد و باید همه آن را از سر می‌نوشتم. یکی-دوبار هم ویندوزم را به فنا داده. ولی تمام این دوسال را دست به عصا با او کنار آمدم. هم از ترس بدتر شدن و هم تنبلی و یا هر چیز دیگری کلاً بی‌خیال باز. و تعمیرش شده بودم. داستان قورباغه آرام‌پز را که می‌دانید. چیزی شبیه آن بودم. چون این مشکل کم‌کم بزرگ‌تر شده بود اصلا متوجه‌اش نشدم. تا همین امروز که کلا قطع شد و دیگر با هیچ ادا و اطواری هم وصل نشد. به مرحله «مرگ یک‌بار... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/113




ما کجا و این سیم‌های آ. کجا...

درخواست حذف اطلاعات
برادرم از سرکار نرسیده سوئیچ را برمیدارد که برود. خیلی گرفته است. می‌گویم کجا؟ می‌گوید ختم همسر یکی از همکاران و می‌رود. درون ذهنم یک جستجویی می‌کنم از همکاران متاهلش. تقریبا همه جوان هستند. اولین احتمالم این است که توی سفرهای نوروزی تصادف کرده‌اند. اعصابم .د می‌شود که چرا باید .ی به خاطر تصادف ماشین از دنیا برود.برادرم برمی‌گردد. می‌پرسم کدام همکارت بود؟ وقتی می‌گوید آقای میم بوده، چشمانم گرد می‌شود. آدم مظلومی‌ست. یاد دو پسر شش و سه ساله‌اش می‌افتم که تابستان پیش با هم رفتیم است.. من به پسر بزرگ‌ترش شنا یاد می‌دادم. می‌پرسم چه شده؟ می‌گوید ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/114




لیتیوم

درخواست حذف اطلاعات
شارژر لپتاپم دو سالی می‌شود که .اب است. از آن مشکلاتی بود که با خم . و پیچاندن سیم حل می‌شد. ولی حس. اذیتم می‌کرد. گاهی وسط تایپ‌. مطلبی ناگهان خاموش می‌شد و باید همه آن را از سر می‌نوشتم. یکی-دوبار هم ویندوزم را به فنا داده. ولی تمام این دوسال را دست به عصا با او کنار آمدم. هم از ترس بدتر شدن و هم تنبلی و یا هر چیز دیگری کلاً بی‌خیال باز. و تعمیرش شده بودم. داستان قورباغه آرام‌پز را که می‌دانید. چیزی شبیه آن بودم. چون این مشکل کم‌کم بزرگ‌تر شده بود اصلا متوجه‌اش نشدم. تا همین امروز که کلا قطع شد و دیگر با هیچ ادا و اطواری هم وصل نشد. به مرحله «مرگ یک‌بار... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/113




دنیای این روزای ما...

درخواست حذف اطلاعات
دنیای این روزای من / هم‌قد تن‌پوشم شده / انقدر دورم از تو که / دنیا فراموشم شده (داریوش اقبالی) مرز تو و چشمات / روزی که پیدا شه / این مرز می‌تونه / مرز جهان باشه (مهدی یراحی) نگو از توو چشمام چیزی نمی‌خونی / تو که لحظه لحظه حالم رو می‌دونی / اگه این بهارم برنگردی خونه / دیگه چیزی از من یادت نمی‌مونه (مهدی یراحی) چی از این بهتر که زخمم می‌زنی / این یعنی هر لحظه توو تن منی / شب خودت زخمامو می‌بندی برام / صب خودت دوباره خنجر می‌زنی (رضا یزدانی) چشمای خیستُ / رو بغض من ببند / من گریه می‌کنم / حالا برام بخند (مهدی یغمایی) هوایی رو که تو نفس می‌کشی / دارم راه می‌ر... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/110




دیانتی که سـیـاستش عین دیـاثـت است

درخواست حذف اطلاعات
می‌دونید فرق روشنفکر با چریک چیه؟ اگر طرف گفتگوی روشنفکر یه زر مفت بزنه، اون مجبوره با کمال احترام باهاش بحث کنه حتی اگه خودش مورد توهین واقع بشه. اما چریک مجبور به رعایت این روش ریاکارانه نیست و خیلی شیک و راحت می‌تونه برگرده و به اون فرد بگه: گه نخور... ترجیح میدم مثل یه چریک بمیرم تا اینکه مثل یه روشنفکر زندگی کنم. می‌خوام برگردم به دوره نوجوانیم. وقتایی که موهامو از ته می‌زدم یا کتونی رو با شلوار پارچه‌ای می‌پوشیدم و پیرهنم رو می‌زدم توی شلوار تا به خودم ثابت کنم حرف دیگران هیچ اهمیتی برام نداره. لعنت به قراردادهای اجتماعی. لعنت به مقبولیت اجت... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/111




هرم‌مزلو؟ خودمون تقوای‌الهی‌مذگان داریم

درخواست حذف اطلاعات
داشتم وبلاگی رو می‌خوندم و ایشون همین‌طور دُرافشانی می‌.د که از هر ده مرد فقط یکیشون غیرت داره. با این حرف یاد چند چیز افتادم که پیدا . ارتباطشون باهم دست خودتون رو می‌بوسه: تسویه حساب تهمینه میلانی که تنها نقش مثبت مرد رو در .، همسرش بازی می‌کنه. به عبارت دیگه همه مردا سر و ته یه کر.، غیر از آقاشون... .یدن مناره و بعد کندن چاله با قاشق چای‌خوری. مصداق بارزش هم انقـلاب خودمون و همین بهارعربی اطرافمون.  هرم مزلویی که از طبقه سومش شروع میشه و مثل مرتاضای هندی توی هوا معلقه. طبقه اول نیازهای زیستی شامل وایفای، خوراک، غریزه . و مسکن تامین نیست. طبقه دوم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/109




دنیای این روزای ما...

درخواست حذف اطلاعات
دنیای این روزای من / هم‌قد تن‌پوشم شده / انقدر دورم از تو که / دنیا فراموشم شده (داریوش اقبالی) مرز تو و چشمات / روزی که پیدا شه / این مرز می‌تونه / مرز جهان باشه (مهدی یراحی) نگو از توو چشمام چیزی نمی‌خونی / تو که لحظه لحظه حالم رو می‌دونی / اگه این بهارم برنگردی خونه / دیگه چیزی از من یادت نمی‌مونه (مهدی یراحی) چی از این بهتر که زخمم می‌زنی / این یعنی هر لحظه توو تن منی / شب خودت زخمامو می‌بندی برام / صب خودت دوباره خنجر می‌زنی (رضا یزدانی) چشمای خیستُ / رو بغض من ببند / من گریه می‌کنم / حالا برام بخند (مهدی یغمایی) هوایی رو که تو نفس می‌کشی / دارم راه می‌ر... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/110




:: متروی کنعان

درخواست حذف اطلاعات
در ایستگاه مترو منتظر نشسته بودیم و فرهاد داشت برای خودش با دهان آهنگ من‌درآوردی خودش را می‌زد: «باباب باباب بابا... باباب باباب بابا...» کلاه کاموایی مامان‌بافتش را درآورده بود و سعی می‌کرد با ضرب و زور موهایش را مرتب کند. همین‌طور به حرکت‌های ک.نه، معصومانه و بی‌قیدش زل زده بودم که صدای نزدیک شدن مترو را شنیدم. پوشه آزمایشات را از روی صندلی کنار دستم برداشتم و بلند شدم. پاشو بابایی. داره میاد. خیلی شلوغه. بغلم کن. باشه. بپر بغلم. مردم سوار .شون می‌شن، .ت تو رو بغل می‌کنه. خنده‌ای کرد و پرید بغلم. درِ یکی از واگن‌ها جلوی ما توقف کرد. ایستادیم ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/107




سازم را خداوند با بهار کوک کرده

درخواست حذف اطلاعات
خداوند داشت به فرشته زمین دستور می‌داد: "بگویید زمین دور بع. را هم به دور خورشید شروع کند." که نگاهش به کارتابل کارهای اول فروردین می‌افتد. یک کاغذ برچسبی آبی‌رنگ را از لبه کارتابل می‌کند و به فرشته‌ای که دارد در را پشت‌سرش می‌بندد با بشکن اشاره می‌کند که بیاید داخل: "این را هم سر راهت بده به فرشته تولد. فک کنم دارد به فرشتگان گیاهان کمک می‌کند. اگر آنجا نبود یک سری هم به بخش بارندگی بزن." فرشته چَشمی می‌گوید و کاغذ را بدون نگاه . درون جیبش می‌گذارد و از اتاق خارج می‌شود. در بخش گیاهان به فرشته تولد که می‌رسد کاغذ تاشده را از جیبش در آورده و به او م... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/101




:: متروی کنعان

درخواست حذف اطلاعات
در ایستگاه مترو منتظر نشسته بودیم و فرهاد داشت برای خودش با دهان آهنگ من‌درآوردی خودش را می‌زد: «باباب باباب بابا... باباب باباب بابا...» کلاه کاموایی مامان‌بافتش را درآورده بود و سعی می‌کرد با ضرب و زور موهایش را مرتب کند. همین‌طور به حرکت‌های ک.نه، معصومانه و بی‌قیدش زل زده بودم که صدای نزدیک شدن مترو را شنیدم. پوشه آزمایشات را از روی صندلی کنار دستم برداشتم و بلند شدم. پاشو بابایی. داره میاد. خیلی شلوغه. بغلم کن. باشه. بپر بغلم. مردم سوار .شون می‌شن، .ت تو رو بغل می‌کنه. خنده‌ای کرد و پرید بغلم. درِ یکی از واگن‌ها جلوی ما توقف کرد. ایستادیم ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/107




تلاش در وقت اضافه ( +365 )

درخواست حذف اطلاعات
سال 95 هنوز تموم نشده. توی این ساعات باقی مونده یه کاری . که اون همه تلخی تهش یه کم شیرین بشه. هر کاری که بشه توی این چند ساعت انجام داد. منتظر سال بعد نباشیم. سعی کنیم اول همین سال رو خوب تموم کنیم. باید این چند ساعت وقت اضافه رو مثل تیم پرسپولیس فکر کنیم و تا آ.ش تلاشمون رو .. نه استقلالی که 10 دقیقه آ. رو جزو بازی نمی‌دونه... (احساساتی نشید. من خودم استقلالیم) من کتاب «از دل گریخته‌ها» مسعود بهنود رو که تا نصفش رو خوندم و ادامه‌اش مدت‌هاست که باقی مونده رو تصمیم دارم تا آ. امسال تموم کنم. شما چیکار می‌کنید این چند ساعت رو تا خوب تموم بشه؟ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/106




«this pain is just too real»

درخواست حذف اطلاعات
هیچ‌گاه دوست نداشتم این گونه به چسناله بیافتم. اما انگار مجبورم یک چیزهایی را در همین سال لعنتی جا بگذارم. با امید به اینکه دیگر در مغزم وول نخورند و دنبالم نکنند.  به ش.ت عشقی .شیده بودم اما همیشه می‌پنداشتم اگر ش.تی هم در کار باشد همچون داستان لیلی و مجنون هر دو طرف در فراق هم خواهند ماند و هر دو برای هم گریه خواهند کرد و بحثشان بر سر این خواهد بود که کدامشان دیگری را بیش‌تر دوست دارد. یا مثل شیرین و فرهاد حداقل برای هم احترام قائل باشند و با کمال احترام بگویند که به . دیگری علاقه دارند. اما این چنین مس.ه و سرسری کنار گذاشته شدن را کدام احمقی می‌توانست... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/104




سازم را خداوند با بهار کوک کرده

درخواست حذف اطلاعات
خداوند داشت به فرشته زمین دستور می‌داد: "بگویید زمین دور بع. را هم به دور خورشید شروع کند." که نگاهش به کارتابل کارهای اول فروردین می‌افتد. یک کاغذ برچسبی آبی‌رنگ را از لبه کارتابل می‌کند و به فرشته‌ای که دارد در را پشت‌سرش می‌بندد با بشکن اشاره می‌کند که بیاید داخل: "این را هم سر راهت بده به فرشته تولد. فک کنم دارد به فرشتگان گیاهان کمک می‌کند. اگر آنجا نبود یک سری هم به بخش بارندگی بزن." فرشته چَشمی می‌گوید و کاغذ را بدون نگاه . درون جیبش می‌گذارد و از اتاق خارج می‌شود. در بخش گیاهان به فرشته تولد که می‌رسد کاغذ تاشده را از جیبش در آورده و به او م... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/101




سازم را خداوند با بهار کوک کرده

درخواست حذف اطلاعات
خداوند داشت به فرشته زمین دستور می‌داد: "بگویید زمین دور بع. را هم به دور خورشید شروع کند." که نگاهش به کارتابل کارهای اول فروردین می‌افتد. یک کاغذ برچسبی آبی‌رنگ را از لبه کارتابل می‌کند و به فرشته‌ای که دارد در را پشت‌سرش می‌بندد با بشگن اشاره می‌کند که بیاید داخل: "این را هم سر راهت بده به فرشته تولد. فک کنم دارد به فرشتگان گیاهان کمک می‌کند. اگر آنجا نبود یک سری هم به بخش بارندگی بزن." فرشته چَشمی می‌گوید و کاغذ را بدون نگاه . درون جیبش می‌گذارد و از اتاق خارج می‌شود. در بخش گیاهان به فرشته تولد که می‌رسد کاغذ تاشده را از جیبش در آورده و به او م... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/101




100 نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

درخواست حذف اطلاعات
بعضی از شخصیتا فاکتورهای مشترکی با تو دارند و با تقریب زیادی می‌تونی بگی که شبیه هم‌ هستید. رفیقم معتقده که من خیلی خوش‌شانسم که با همچین شخصیتایی توی زندگیم آشنا میشم. اما این شباهت گاهی منو خیلی می‌ترسونه. اولین باری که این ترس رو تجربه . وقتی بود که متوجه شباهت زیادم با بنجامین، . قلعه حیوانات، شدم. همون‌قدر خنثی، همون‌قدر مطیع و سر به زیر. دومین بار وقتی بود که همین حس شباهت رو البته با غلظت خیلی بیش‌تر نسبت به مارتین دین «جز از کل» پیدا .. انگار میان‌سالگی خودم رو داشتم با وضوح کامل میدیدم و از اینکه ممکنه رابطه من و همسر و بچه‌ام شبیه رابطه ما ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/100




100 نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

درخواست حذف اطلاعات
بعضی از شخصیتا فاکتورهای مشترکی با تو دارند و با تقریب زیادی می‌تونی بگی که شبیه هم‌ هستید. رفیقم معتقده که من خیلی خوش‌شانسم که با همچین شخصیتایی توی زندگیم آشنا میشم. اما این شباهت گاهی منو خیلی می‌ترسونه. اولین باری که این ترس رو تجربه . وقتی بود که متوجه شباهت زیادم با بنجامین، . قلعه حیوانات، شدم. همون‌قدر خنثی، همون‌قدر مطیع و سر به زیر. دومین بار وقتی بود که همین حس شباهت رو البته با غلظت خیلی بیش‌تر نسبت به مارتین دین «جز از کل» پیدا .. انگار میان‌سالگی خودم رو داشتم با وضوح کامل میدیدم و از اینکه ممکنه رابطه من و همسر و بچه‌ام شبیه رابطه ما ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mini2.blog.ir/post/100