وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

من،آنچنان که منم!

آخرین مطالب من،آنچنان که منم! به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



خوابِ من زهرِ فراقِ تو بنوشید و بِمُرد...*

درخواست حذف اطلاعات
اینو خودم خوب میدونم که وقتى نوشتنم اینجا زیاد میشه، یعنى باید حرف بزنم اما نمیزنم. حرف بزنم، نه که بنویسم. نمیگم .ى نیست، شاید اگه به یکى بگم، قبول کنه که پاى حرفام بشینه. ولى میدونى... نمیتونم با .ى صحبت کنم. میخوام اونکه میخوام بیاد و بپرسه و بشنوه!  همه ى روزم یه طرف، این ١٢ شب به بعد تا وقتى که خوابم ببره هم یه طرف. یعنى هرکارى میکنم تا این چشماى گیج، خواب بره اما نمیره. پ.ن: چقد امشب یاد رفیقم افتادم. * مولانا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1396/01/01/خواب-من-زهر-فراق-تو-بنوشید-و-بمرد




هشتگ عید نیمده و داستاناش

درخواست حذف اطلاعات
هنوز عید نشده اما ما چند روزه مهمون داریم، دلم میخواست چنتا چیز بگم... خب قطعا توى هر خانواده اى این چیزا وجودش حتمى نیست و ممکنه همه اینجورى نباشن، اما خب... امروز که دقت . دیدم، وقت ما همش صرف غذا درست .، غذا خوردن و پذیرایى میشه!! یعنى هیچ تایمى نمیمونه که همه ى آدماى توى خونه بشینن دور هم و صحبت کنن، یا تلویزیون ببینن، یا... یا بچه هاى جوون تر با هم برن بیرون، سینما، دور زدن، گشتن... درسته هم سن و سال خودم توى فامیل خیلى خیلى کم هست و همونا معمولا نمیان اما خب دیگه... و امان از واى فاى و سَر همه که توى گوشیه :| راستش رو بگم اینجورى اصن خوب نیست. شاید واسه این... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/29/هشتگ-عید-نیمده-و-داستاناش




٥٣١٠

درخواست حذف اطلاعات
از صبح تا حالا فقط در حال دراز کش بودم و تقریبا هیچ کارى ن.. (البته به جز اون دو صفحه درسى که به زور خوندم و وسط کار ولش .) از کتابى که خوندم هم هیچى نفهمیدم. کلى برنامه داشتم که بشینم درسام رو بخونم توى این تعطیلات اما هیچى پشت میز نگه م نمیداره. وقتى میشینم به خوندن، همش ذهنم میپره... خودم میدونم که اینجورى هیچ فایده اى نداره و اگه همون لحظه ازم بپرسن که راجب چى دارى میخونى، هنگ میکنم. سخته اعتراف به این که حالم خوب نیست. سخته فراموش . وحشتى که .ب لمس . و سخته بیان .ش. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/25/٤٧١٢منطاقتعيوبندارم




٩٠٣٢

درخواست حذف اطلاعات
دلخورى رو باید گفت تا حل بشه، وگرنه روى هم تلنبار میشه و بعدش دیگه سخت میشه واسش راه حلى پیدا کرد... و اینم باید در نظر گرفت .ى که میخواد دلخورى برطرف بشه، دنبال بهونه نیست واسه رفتن، اگه دنبال بهونه بود که اینقد خودشو به در و دیوار نمیزد که... ول میکرد و میرفت. میخواد بمونه که دنبال راه حل میگرده... :) ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/28/٩٠٣٢دلخوربودمازش




٥٣١٠

درخواست حذف اطلاعات
از صبح تا حالا فقط در حال دراز کش بودم و تقریبا هیچ کارى ن.. (البته به جز اون دو صفحه درسى که به زور خوندم و وسط کار ولش .) از کتابى که خوندم هم هیچى نفهمیدم. کلى برنامه داشتم که بشینم درسام رو بخونم توى این تعطیلات اما هیچى پشت میز نگه م نمیداره. وقتى میشینم به خوندن، همش ذهنم میپره و اون تصویر میاد جلو چشمم. خودم میدونم که اینجورى هیچى یاد نمیگیرم و اگه همون لحظه ازم بپرسن که راجب چى دارى میخونى، هنگ میکنم. سخته اعتراف به این که حالم خوب نیست. سخته فراموش . وحشتى که .ب لمس . و سخته بیان .ش. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/25/٤٧١٢منطاقتعيوبندارم




٤٧١٠

درخواست حذف اطلاعات
خسته از رانندگى و راه رفتن بسیار خو.ده روى تخت و خیره به دیوار خسته از شلوغى سر شار از تهى شهر در جستجوى سوال هاى پر تکرار پ.ن: شعر شد؟! پ.ن: چشمام از فرط خستگى باز نمیمونه اما کامل هم بسته نمیشه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/23/٤٧١٠خوابممياد




اصن کى خواست عادى باشه؟ من! واسه زندگیم...

درخواست حذف اطلاعات
یادمه وقتایى که کوچیکتر بودم، وقتایى که مهمون میومد خونمون همیشه معذب بودم و فکر می. که باید صبر کنم اون شخص بره تا بعد من برگردم به روال عادى زندگیم... چون توى شهرى زندگى میکنیم که هیچ فامیلى نداریم،طبیعتا هر.ى میومد، حداقل ٤،٥ روز رو میموند. منم این ٤،٥ روز مثل یه روح سرگردون بودم. نه میتونستم درس بخونم، نه بازى کنم، نه اگه یه وقت دلم چیزى میخواست یا غذایى رو دوست نداشتم به زبون بیارم. انگار من مهمون بودم... الان فکر کنم یک سالى میشه که اینجوریم... روح سرگردون. نمیدونم کِى قراره عادت کنم و برگردم به روال عادى زندگیم. نمیدونم چرا هنوز منتظرم مهمون نیمده... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/20/٢٤٦٨عنواننداردآقا




داستان این هفته: یک روز در .

درخواست حذف اطلاعات
یعنى با سوژه ترین . امروز کلاس داشتم. قطعا این بشر در نوع خودش بى نظیره... اصن تا حالا . اینجورى ندیده بودم اولا که کلاس ساعت ٨ رو ٩ تشریف آوردن! بعد دیدیم که یه حجم بزرگى وارد کلاس شد که پشت اون . بود!!!! یعنى میخوام بگم که در حدى بود که ما هر لحظه منتظر بودیم اون دکمه ى وسطى پیراهن از یارانش جدا بشه و بیاد سمت ما... بیچاره اون که ردیف اول نشسته بود.. بیشتر نقش . یار رو ایفا میکرد، کتاب افتاد اون از روى زمین بلندش کرد، اون رفت ماژیک آورد، خودش تخته ى کلاس رو پاک کرد... یعنى بنده خدا همش در رفت و آمد بود و یه دقیقه با آرامش ننشست. بعد نمیدونم این درس کلا اینقد مس.ه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/18/داستان-این-هفته-یک-روز-در-دانشگاه




٨٤٢٦

درخواست حذف اطلاعات
آدما در مقابل .ى که دوسش دارن، از مورچه هم بى آزار تر میشن. دیدین اینایى رو که همیشه سر ناسازگارى دارن و نمیشه بهشون گفت بالا چشمت ابروئه.. یا این آقایونى که سیبیلاشونو هر شب با روغن چرب میکنن... اینا همه یکى رو دارن که فقط کافیه یه اخم کنن تا دنیا رو بهم بریزن واسه باز .ش...! یعنى میخوام بگم همه یکى رو دارن که بزرگ ترین استثناء زندگیشونه. همون که حتى وقتى ناراحتشون میکنه، به جاى اینکه از دستش ناراحت بشن، از دست خودشون ناراحت میشن. (حالا شاید همه نداشتن باشن..اما خب..) بیاین با این آدما، آدمایى که دوسمون دارن، مهربون تر باشیم :) ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/16/٨٤٢٦مهربونباش




اینستاگرامِ بیچاره...

درخواست حذف اطلاعات
در یک حرکت خودجوش و ناگهانى، زدم اینستاگرام رو دى اکتیو .! .ب یعنى. خب قطعا حوصله م سر میره، خوب بود دیگه. در عوضش میخوام یکم بیشتر به کارام برسم. البته با وجود کمتر از ٢٠٠تا فالوئینگ خیلى هم سرم شلوغ نبود اما خب گاهى وقتا که زورم به هیجا نمیرسه، میزنم اونو دى اکتیو میکنم. اینستاگرام بیچاره... یه چیز دیگه ام هست... نمیدونم چرا شروع نمیکنم به خوندن براى ارشد.. انگار از شروعش میترسم و از یه طرفى هم نگرانیه اینو دارم که وقت کم بیارم. البته ارشد سال ٩٧ میتونم شرکت کنم اما از الان واسش استرس دارم. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/17/اینستاگرام-بیچاره




٥٢٩٣

درخواست حذف اطلاعات
اونجا هست که چراغارو خاموش میکنى، درو چک میکنى، میرى توى اتاقت و در رو میبندى، بعد روى تخت دراز میکشى، سکوت محض... صداى هیچى نمیاد حتى نفس کشیدن خودت.. من اونجام. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/10/21/٥٢٩٣٧٣بل




٣٤٦٧

درخواست حذف اطلاعات
 من براى او که خواست اما نتوانست، دعا میکنم... #سید_على_صالحى :(: ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/10/22/نم٣٤٦٧




قرار بود، اما نشد.

درخواست حذف اطلاعات
قرار بود امتحانام امروز تمام بشه، اما نشد! به دلیل فوت جان سوز "الف-ه" دوتا از امتحانام کنسل شد و افتاد واسه 5,6 بهمن :| خب در یک کلمه، افتضاحه! طولانى شدنش خسته کننده میشه، اونم دوتا امتحان سخت که دلم میخواست تموم بشه و راحت بشم. بگذریم فعلا چاره اى نیست... هرچى باشه باز از انتقال تعطیلات تابستون به زمستون مدارس و رفتن به مدرسه اونم توى تابستون بهتره... خدارو شکر که از ما گذشت این چیزا. چنتا پ.ن بى ربط...: پ.ن١: همه .ده میگیرن به .ایى که میرن، هیشکى نمیگه چرا رفتن.... پ.ن٢: بچه هاى بزرگتر، خیلى توى نوع رفتار پدر و مادر با بچه هاى بعدى اثر دارن، هم اثر خوب...هم اث ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/10/29/قرار-بود،-اما-نشد




با هیچ کَسَم میل سخن نیست... جز او!

درخواست حذف اطلاعات
هر شب جاى تو، دلتنگى رو بغل میگیرم و میخوابم... دست میکشه روى موهام.. تو چشمام نگاه میکنه و واسم شعر میخونه... ساعت ١٢ که میشه، عینکش رو از روى چشماش بر میدارم، کتاب رو از دستش میگیرم و میزارم روى میز، چراغ رو خاموش میکنم و توى تاریکى بهش خیره میشم... به اون دوتا تیله ى خوش رنگ که توى تاریکى میدرخشه... . . . هر روز صبح، دوتا فنجون چاى میریزم... واسه خودم و خودش.. صبحانه رو دوتایى میخوریم، بدون تو... بعد میزارمش توى دلم، لباسامو میپوشم و میرم..  تو نیستى اما دلتنگیت همیشه و هرجا با منه... ------------------------------------------ خستگی را آغوشِ تو در می‌کند وقتی نیستی عج.اً چا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/11/12/با-هیچ-کسم-میل-سخن-نیست-جز-او




یه چیز خوب بگو

درخواست حذف اطلاعات
شنیدن صداش آرزوم بود... محال بود سیر بشم ازش.. خودش حواسش نبود اما همیشه بیشتر حرفاش رو باید دوبار واسم میگفت، چون من نمیشنیدم! یعنى میشنیدم اما اینقد غرق تُن صداش بودم، متوجه نمیشدم چى میگه.. گاهى شبا واسم شعر میخوند، بُعد مسافت زیاد بود، واسم میفرستاد...هر کدوم رو چند بار گوش میدادم. شعراش یادم نیست اما ح. صداش، چرا..کاملا... خیلى کم زنگ میزدم، به جز وقتایى که دلتنگى دیگه اجازه نمیداد. میدونستم صداش رو که بشنوم، دیگه نمیتونم قطع کنم.. اگرم به اجبار قطع می.، بعدش توى دلم تیر میکشید.  الانم تیر میکشه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/11/13/یه-چیز-خوب-بگو




١٦٩٥

درخواست حذف اطلاعات
خب نمیشه دیگه! نمیشه که همش آدم بخواد به آینده امیدوار باشه... وقتى به هر درى زدم و نشد، وقتى خوردم تو در و باز پاشدم و بازم خوردم تو در، وقتى هر فکر و ایده اى که دارم تو کمتر از ٢٤ ساعت به فنا میره... چیکار کنم؟ میشینم یه گوشه و میگم... هیچى، هیچى نمیگم. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/11/14/١٣٦٨با




٤٨٦٣

درخواست حذف اطلاعات
وقتایى که به خودم امید فردا رو میدم، میگم نکنه فردا نباشم...؟ نمیگم نباید امیدوار بود و واسه آینده برنامه نداشت.. اما میدونى، بعضى چیزا رو باید همین الان انجام داد، اینکه بزاریشون واسه بعدا، فایده نداره دیگه. میدونى چى میگم؟ :(: ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/11/17/٤٨٦٣ما




اندر احوالات ما...

درخواست حذف اطلاعات
یه وقتاییم هست که اینقد توى روزمرگى غرق میشى که حتى وقت و حوصله نمیکنى که بیاى بنویسى یا به زبون بیارى.. وقتایى که همه چى رو میسپارى دست زمان تا بگذره و بیاد اون تایمى که باید بیاد، اون که یه عمره منتظرشى. گاهى نا امیدى هست، که قید همه چیز رو میزنى و بیخیال میشى.. گاهى امیدوارى، که مجبورت میکنه همه تلاشت رو .ى و خب حسابى قوه ى تخیل ت رو فعال میکنه! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/05/اندر-احوالات-ما




اگه تو باشى، . ها چه رنگى میشه؟

درخواست حذف اطلاعات
داشتم فکر می. . هاى با تو چه شکلیه؟ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/06/اگه-تو-باشى،-جمعه-ها-چه-رنگى-میشه




٨٥٤٣

درخواست حذف اطلاعات
نمیدونم چرا همش دمه عید یه حس خیلى مض.ف دارم! چند ساله... هر سال هم بدتر از سال قبلش. نمیدونم، درک نمیکنم چرا باید نوروز رو جشن بگیریم... یه سال جدید اومد، خب اوکى، بعدش؟! ترجیح میدم بخوابم و حدود ٢سال دیگه یکى بیاد بیدارم کنه، بلکه از این دوران آشفته ى اعصاب خورد کن، رد شده باشم. البته تضمینى هم نیست که بعدش خوب باشه.. اما خب میگن آدمى به امید زنده ست.. البته بعضى هم به آرزو! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/15/٨٥٤٣بيخيال