وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

من،آنچنان که منم!

آخرین مطالب من،آنچنان که منم! به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



خواب، خواب نمیاره

درخواست حذف اطلاعات
خواب بد موقع؛ نتیجه ش میشه اینکه الان بیدارم.( ٢روز بود که خوابم تنظیم شده بود) سرم به طور وحشتناکى درد میکرد وگرنه من آدمى نیستم که بد موقع بخوابم. بیشتر مواقع طرفدار خواب نیستم و بیدارى رو ترجیح میدم، اما امشب کلافه م و واقعا دلم میخواد بخوابم. به قول صابر ابر: کاش میشد خواب سفارش بدیم و بگیم خواب چى ببینیم، بعد که پستچى واسمون میاره و میخوایم حساب کنیم، میگه حساب شده! کى حساب کرده؟ خدا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1396/01/25/خواب،-خواب-نمیاره




زل زده به سقف اتاق

درخواست حذف اطلاعات
خیلى وقت پیش یه نفر براى یکى از پُست هاى وبم کامنت گذاشته بود: " سعى کن کارى کنى که بعد شب ها، زل زده به سقف نخواى تا صبح به زندگیت فکر کنى..." امشب اتفاقى دوباره این کامنت رو دیدم...  نمیدونم دقیقا چند مدته که شبا دارم به سقف اتاقم زل میزنم و تا نزدیکاى صبح بیدارم و به زندگیم فکر میکنم... . سعى .... اما نمیدونى...  ( آخه چرا نمیتونم حرفمو بزنم؟ یا حتى بنویسم؟) ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1396/01/20/زل-زده-به-سقف-اتاق




(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات
(اینقد نوشتم و پاک . که خسته شدم) ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1396/01/19/بدون-عنوان




گاهى سکوت فریاد میباره

درخواست حذف اطلاعات
چیزى که خیلى این روزا ذهنم رو مشغول کرده، آیندمه! قبلا هم راجبش فکر می. و برنامه داشتم. طبق همون هدف هم قدمام رو برداشتم. تنها چیزى که فرق کرده اینه که نباید کوچکترین اشتباهى کنم. اینو فهمیدم که اگه هر اتفاقى افتاد خودم تنهایى باید از پسش بر بیام و .ى نیست کمکم کنه. بدون هیچ گونه پشتیبانى و نیروى کمکى. قبلا هم این چیزا رو میدونستم... اما... یه چیزایى فرق کرده. توى این یه ساله، جورى زندگیم ورق خورده که به طور وحشتناکى توى شُک هستم. در حدى که اگه فردا صبح بیدار بشم و بگن بدترین اتفاق دنیا واسه من افتاده، تعجب نمیکنم و میگم: ااا، زودتر از اینا منتظرش بودم! خب ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1396/01/12/گاهى-سکوت-فریاد-میباره




آرزو ها

درخواست حذف اطلاعات
شب آرزوها کِى بود؟ .ب یا پریشب؟ حالا که گذشت اما وقتى بهش فکر . دیدم من که آرزویى نداشتم چه برسه به آرزوها.. پس خیلى هم فرقى نمیکنه کِى بوده. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1396/01/11/آرزو-ها




٤٦٣٨

درخواست حذف اطلاعات
یه حرفایى هست که نمیشه به .ى گفت. یا جایى نوشت. مثل یه کتاب که مجوز نداره. مثل یه پست که هیچ وقت انتشار داده نمیشه. حرفایى که همیشه ى همیشه توى گلوت میمونه. نه که نخواى بگى... بعضى حرفا مثل تیر آ. میمونه، میترسى از سرنوشتش. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1396/01/08/٤٦٣٨ساكت




٣٧١٥

درخواست حذف اطلاعات
بعضى از روزاى زندگى، یه اتفاقاتى میوفته و بعد از اون هرکارى بخواى کنى، نمیتونى. شاید اون موقع ست که زندگیت تموم میشه و تو فقط زنده اى. بعضى اتفاقا شبیه . میمونه، مثل . revanant اول فکر میکنى که همش جلوه هاى ویژه ست... اما بعد متوجه میشى که نه، همش واقعى بوده! نمیشه، هرجور حساب کنى میبینى نمیشه.. پ.ن: سردردهاى لعنتى ؛| ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1396/01/04/٣٧١٥سردردلعنتى




حرف بزنین..

درخواست حذف اطلاعات
یه چیزى رو هم فهمیدم، یعنى میدونستم اما الان کاملا مطمئنم... اینکه وقتى یه دعوا، یه بحث، یه دلخورى ساده هست..  بین دوتا دوست، دوتا همکار، خواهر برادرى، یه زوج و... باید دو نفر با هم بشینن و حرف بزنن و حلش کنن، همون روز... نباید فکر کرد که گذشت زمان باعث فراموشى میشه، به چشم دیدم که نمیشه. وقتى اون مشکل از ریشه حل نشه، ٥سال بعد، ١٠سال بعد، ٢٠سال بعد، توى یه دعواى دیگه، اون زخم سر باز میکنه و دعوا توى دعوا میشه! باور کنین..  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1396/01/04/حرف-بزنین




خوابِ من زهرِ فراقِ تو بنوشید و بِمُرد...*

درخواست حذف اطلاعات
اینو خودم خوب میدونم که وقتى نوشتنم اینجا زیاد میشه، یعنى باید حرف بزنم اما نمیزنم. حرف بزنم، نه که بنویسم. نمیگم .ى نیست، شاید اگه به یکى بگم، قبول کنه که پاى حرفام بشینه. ولى میدونى... نمیتونم با .ى صحبت کنم. میخوام اونکه میخوام بیاد و بپرسه و بشنوه!  همه ى روزم یه طرف، این ١٢ شب به بعد تا وقتى که خوابم ببره هم یه طرف. یعنى هرکارى میکنم تا این چشماى گیج، خواب بره اما نمیره. پ.ن: چقد امشب یاد رفیقم افتادم. * مولانا ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1396/01/01/خواب-من-زهر-فراق-تو-بنوشید-و-بمرد




هشتگ عید نیمده و داستاناش

درخواست حذف اطلاعات
هنوز عید نشده اما ما چند روزه مهمون داریم، دلم میخواست چنتا چیز بگم... خب قطعا توى هر خانواده اى این چیزا وجودش حتمى نیست و ممکنه همه اینجورى نباشن، اما خب... امروز که دقت . دیدم، وقت ما همش صرف غذا درست .، غذا خوردن و پذیرایى میشه!! یعنى هیچ تایمى نمیمونه که همه ى آدماى توى خونه بشینن دور هم و صحبت کنن، یا تلویزیون ببینن، یا... یا بچه هاى جوون تر با هم برن بیرون، سینما، دور زدن، گشتن... درسته هم سن و سال خودم توى فامیل خیلى خیلى کم هست و همونا معمولا نمیان اما خب دیگه... و امان از واى فاى و سَر همه که توى گوشیه :| راستش رو بگم اینجورى اصن خوب نیست. شاید واسه این... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/29/هشتگ-عید-نیمده-و-داستاناش




٥٣١٠

درخواست حذف اطلاعات
از صبح تا حالا فقط در حال دراز کش بودم و تقریبا هیچ کارى ن.. (البته به جز اون دو صفحه درسى که به زور خوندم و وسط کار ولش .) از کتابى که خوندم هم هیچى نفهمیدم. کلى برنامه داشتم که بشینم درسام رو بخونم توى این تعطیلات اما هیچى پشت میز نگه م نمیداره. وقتى میشینم به خوندن، همش ذهنم میپره... خودم میدونم که اینجورى هیچ فایده اى نداره و اگه همون لحظه ازم بپرسن که راجب چى دارى میخونى، هنگ میکنم. سخته اعتراف به این که حالم خوب نیست. سخته فراموش . وحشتى که .ب لمس . و سخته بیان .ش. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/25/٤٧١٢منطاقتعيوبندارم




٩٠٣٢

درخواست حذف اطلاعات
دلخورى رو باید گفت تا حل بشه، وگرنه روى هم تلنبار میشه و بعدش دیگه سخت میشه واسش راه حلى پیدا کرد... و اینم باید در نظر گرفت .ى که میخواد دلخورى برطرف بشه، دنبال بهونه نیست واسه رفتن، اگه دنبال بهونه بود که اینقد خودشو به در و دیوار نمیزد که... ول میکرد و میرفت. میخواد بمونه که دنبال راه حل میگرده... :) ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/28/٩٠٣٢دلخوربودمازش




٥٣١٠

درخواست حذف اطلاعات
از صبح تا حالا فقط در حال دراز کش بودم و تقریبا هیچ کارى ن.. (البته به جز اون دو صفحه درسى که به زور خوندم و وسط کار ولش .) از کتابى که خوندم هم هیچى نفهمیدم. کلى برنامه داشتم که بشینم درسام رو بخونم توى این تعطیلات اما هیچى پشت میز نگه م نمیداره. وقتى میشینم به خوندن، همش ذهنم میپره و اون تصویر میاد جلو چشمم. خودم میدونم که اینجورى هیچى یاد نمیگیرم و اگه همون لحظه ازم بپرسن که راجب چى دارى میخونى، هنگ میکنم. سخته اعتراف به این که حالم خوب نیست. سخته فراموش . وحشتى که .ب لمس . و سخته بیان .ش. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/25/٤٧١٢منطاقتعيوبندارم




٤٧١٠

درخواست حذف اطلاعات
خسته از رانندگى و راه رفتن بسیار خو.ده روى تخت و خیره به دیوار خسته از شلوغى سر شار از تهى شهر در جستجوى سوال هاى پر تکرار پ.ن: شعر شد؟! پ.ن: چشمام از فرط خستگى باز نمیمونه اما کامل هم بسته نمیشه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/23/٤٧١٠خوابممياد




اصن کى خواست عادى باشه؟ من! واسه زندگیم...

درخواست حذف اطلاعات
یادمه وقتایى که کوچیکتر بودم، وقتایى که مهمون میومد خونمون همیشه معذب بودم و فکر می. که باید صبر کنم اون شخص بره تا بعد من برگردم به روال عادى زندگیم... چون توى شهرى زندگى میکنیم که هیچ فامیلى نداریم،طبیعتا هر.ى میومد، حداقل ٤،٥ روز رو میموند. منم این ٤،٥ روز مثل یه روح سرگردون بودم. نه میتونستم درس بخونم، نه بازى کنم، نه اگه یه وقت دلم چیزى میخواست یا غذایى رو دوست نداشتم به زبون بیارم. انگار من مهمون بودم... الان فکر کنم یک سالى میشه که اینجوریم... روح سرگردون. نمیدونم کِى قراره عادت کنم و برگردم به روال عادى زندگیم. نمیدونم چرا هنوز منتظرم مهمون نیمده... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/20/٢٤٦٨عنواننداردآقا




داستان این هفته: یک روز در .

درخواست حذف اطلاعات
یعنى با سوژه ترین . امروز کلاس داشتم. قطعا این بشر در نوع خودش بى نظیره... اصن تا حالا . اینجورى ندیده بودم اولا که کلاس ساعت ٨ رو ٩ تشریف آوردن! بعد دیدیم که یه حجم بزرگى وارد کلاس شد که پشت اون . بود!!!! یعنى میخوام بگم که در حدى بود که ما هر لحظه منتظر بودیم اون دکمه ى وسطى پیراهن از یارانش جدا بشه و بیاد سمت ما... بیچاره اون که ردیف اول نشسته بود.. بیشتر نقش . یار رو ایفا میکرد، کتاب افتاد اون از روى زمین بلندش کرد، اون رفت ماژیک آورد، خودش تخته ى کلاس رو پاک کرد... یعنى بنده خدا همش در رفت و آمد بود و یه دقیقه با آرامش ننشست. بعد نمیدونم این درس کلا اینقد مس.ه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/18/داستان-این-هفته-یک-روز-در-دانشگاه




٨٤٢٦

درخواست حذف اطلاعات
آدما در مقابل .ى که دوسش دارن، از مورچه هم بى آزار تر میشن. دیدین اینایى رو که همیشه سر ناسازگارى دارن و نمیشه بهشون گفت بالا چشمت ابروئه.. یا این آقایونى که سیبیلاشونو هر شب با روغن چرب میکنن... اینا همه یکى رو دارن که فقط کافیه یه اخم کنن تا دنیا رو بهم بریزن واسه باز .ش...! یعنى میخوام بگم همه یکى رو دارن که بزرگ ترین استثناء زندگیشونه. همون که حتى وقتى ناراحتشون میکنه، به جاى اینکه از دستش ناراحت بشن، از دست خودشون ناراحت میشن. (حالا شاید همه نداشتن باشن..اما خب..) بیاین با این آدما، آدمایى که دوسمون دارن، مهربون تر باشیم :) ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/16/٨٤٢٦مهربونباش




اینستاگرامِ بیچاره...

درخواست حذف اطلاعات
در یک حرکت خودجوش و ناگهانى، زدم اینستاگرام رو دى اکتیو .! .ب یعنى. خب قطعا حوصله م سر میره، خوب بود دیگه. در عوضش میخوام یکم بیشتر به کارام برسم. البته با وجود کمتر از ٢٠٠تا فالوئینگ خیلى هم سرم شلوغ نبود اما خب گاهى وقتا که زورم به هیجا نمیرسه، میزنم اونو دى اکتیو میکنم. اینستاگرام بیچاره... یه چیز دیگه ام هست... نمیدونم چرا شروع نمیکنم به خوندن براى ارشد.. انگار از شروعش میترسم و از یه طرفى هم نگرانیه اینو دارم که وقت کم بیارم. البته ارشد سال ٩٧ میتونم شرکت کنم اما از الان واسش استرس دارم. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/12/17/اینستاگرام-بیچاره




٥٢٩٣

درخواست حذف اطلاعات
اونجا هست که چراغارو خاموش میکنى، درو چک میکنى، میرى توى اتاقت و در رو میبندى، بعد روى تخت دراز میکشى، سکوت محض... صداى هیچى نمیاد حتى نفس کشیدن خودت.. من اونجام. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/10/21/٥٢٩٣٧٣بل




٣٤٦٧

درخواست حذف اطلاعات
 من براى او که خواست اما نتوانست، دعا میکنم... #سید_على_صالحى :(: ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://modi-mood.blog.ir/1395/10/22/نم٣٤٦٧