وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

مصطفاشیسم

آخرین مطالب مصطفاشیسم به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



چشمم به آیینه است

درخواست حذف اطلاعات
خدایا نکند تو هم مانند اینانی؟ خدایا من سخت میترسم. این جملات از سر عجز است.همیشه گمان می. به هم چنین وضعی دچار نخواهم شد چون تصور می. تو را باور دارم و این کافی است. اما این دقیقا برای چه چیزی کافی است؟... خدایا من سخت میترسم. گمان میکنم بیش از اندازه نمیفهمم. خدایا آیا این جملات به حساب ناراحتی و عقده ای موقتی است؟ من اینگونه گمان نمیکنم.... همیشه فکر می. این جمله از کجا آمده ام آمده ام بهر چه بود یا از سر شکم سیری است و یا چشم دل پر بودن اما آیا از سر عقده و دلتنگی هم میتواند باشد؟ شاید... خدایا میشود مثل بچه ها با تو حرف بزنم؟ این بنده جاهل هوای عرفان به سرش ن ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/01/03/چشمم-به-آیینه-است




همیشه در یاد

درخواست حذف اطلاعات
گفت : هارا گازا مع کاست و از لا و حاد لا و جا نون نه را  و دال ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/01/03/همیشه-در-یاد




سیل در مسیل

درخواست حذف اطلاعات
" ماه پشت ابر مانده است ؛ و خورشید پشت کوه ؛ آسمان ابری است...  سرنوشت تکاپوی رود س. است ؛ و فرجام سیل .وشان مسیل ؛ و عاقبت باران تبخیر... ماه به دور زمین میچرخد و زمین به دور خورشید و او به دور او ؛ آسمان ابری است و زمین آرام و چشم ه ها .وشان ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/01/02/سیل-در-مسیل




بنده دیجور

درخواست حذف اطلاعات
نمیدانم. گاهی در زندگی انسان زمانهایی پررنگ میشوند؛ عمیق میشوند؛ انسان هر چه جلوتر هم برود باز غرقه آن لحظات است ، در تاب و تب آن دقایق عمیقا جان میسوزد و جان میگیرد؛ ما به راستی اسیر گذشته خویشیم گر چه آینده از پس افق آسمان پرواز و پ. را به ما نشان دهد... اتفاقاتی هستند که تعلیق داستان ما هستند و ما را در فهم خود عاجز و و در احتمالات معلق میکنند... گاهی اتفاقاتی هستند لحظاتی هستند حالاتی هستند آدم هایی هستند که نقش ویژه و اساسی در پیرنگ رمان زندگی مان دارند..... باز حرف توی حرف که الکلام یجرالکلام... نمیدانم ولی انگار ما نمیتوانیم از بعضی چیزها فرار کنیم ؛ ک... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/01/01/بنده-دیجور




چه جالب دیگه چی؟ ( مثلا من اوکی ام 4)

درخواست حذف اطلاعات
"" آنکه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد ، بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد"" بله اینطوریاس؛ اون.ی که پیش تو شروع میکنه به جیک جیک . درباره اکبر و اصغر ، صغری و کبری، دوح. داره: یا خودش آدم نیست و شعور نداره ؛ یا تو رو آدم و باشعور نمیدونه ؛ صراحت و صداقت و رفاقت و خودمونی بودن نیست بشینی پای حرفش کلیات مختصات منشقات متعلقات خصوصیات کیفیات حالات یه نفر دیگه رو آنالیز کنیا؛ حالا اینکه نمره و false و true هم ضمیمه اش کنی بزنی تنگش که واویلا و قس علیهذا... یه جا لااقل غیر مسایل زیر شکمی آقا و خانوم بودنمون رو اثبات کنیم خوبه به مولا... کم کم نمیزنی تو دهنش ، پیشونی و لپ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/01/02/چه-جالب-دیگه-چی-مثلا-من-اوکی-ام-4




بنده دیجور

درخواست حذف اطلاعات
نمیدانم. گاهی در زندگی انسان زمانهایی پررنگ میشوند؛ عمیق میشوند؛ انسان هر چه جلوتر هم برود باز غرقه آن لحظات است ، در تاب و تب آن دقایق عمیقا جان میسوزد و جان میگیرد؛ ما به راستی اسیر گذشته خویشیم گر چه آینده از پس افق آسمان پرواز و پ. را به ما نشان دهد... اتفاقاتی هستند که تعلیق داستان ما هستند و ما را در فهم خود عاجز و و در احتمالات معلق میکنند... گاهی اتفاقاتی هستند لحظاتی هستند حالاتی هستند آدم هایی هستند که نقش ویژه و اساسی در پیرنگ رمان زندگی مان دارند..... باز حرف توی حرف که الکلام یجرالکلام... نمیدانم ولی انگار ما نمیتوانیم از بعضی چیزها فرار کنیم ؛ ک... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/01/01/بنده-دیجور




* جان و رنج

درخواست حذف اطلاعات
"" رنج تن دور از تو ای تو راحت جانهای ما چشم بد دور از تو ای تو دیده بینای ما/ صحت تو صحت جان و جهان است ای قمر صحت جسم تو بادا ای قمرسیمای ما / عافیت بادا تنت را ای تن تو جان صفت کم مبادا سایه لطف تو از بالای ما/ گلشن رخسار تو سرسبز بادا تا ابد کان چراگاه دل است و سبزه و صحرای ما/ *رنج تو بر جان ما بادا مبادا بر تنت* تا بود آن رنج همچون عقل جان آرای ما /  جناب مولانا اما : گوهر مخزن اسرار همان است که بود... ل. چشم گهربار همان است که بود... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/01/01/جان-و-رنج




یک روز بخصوص

درخواست حذف اطلاعات
..."" دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما ، چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما        ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون ، روی سوی خانه خمار دارد پیر ما ""...    چه باید کرد ؟ تقدیر چیست و تدبیر چه باید باشد ؟ ما چه هستیم و ما چه داریم و ما چه می نماییم؟ ..."" حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند ، محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند       ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید ، هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند ""...   ی.ال گذشت بی آنکه ما بگذرانیمش ، خودش چرخید و چرخید تا بدین نقطه رسید... حال ماییم و ی.ال آب رفته بر سرمان ؛ یک من امروزی و یک من دیروزی ؛ حال میتوان گفت آنقدری ع... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1395/12/29/یک-روز-بخصوص




حروف مقتوله

درخواست حذف اطلاعات
به تیر یا غم گرم کش دار دام سم تا میم شادم نزن گیوتین رم . ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1395/12/30/حروف-مقتوله




در وصف بهار

درخواست حذف اطلاعات
    "" در وصف بهار هر چه گوییم کم است       از قول سه تار هر چه گوییم کم است/      از سرخی سیب شاخه همسایه       از طعم انار هر چه گوییم کم است/      از حال پرندگان در آغوش افق      از کوچ قطار هر چه گوییم کم است/      از لحظه آشکاری راز مگو       از مرده دار هر چه گوییم کم است/     از ساده ترین نگاه عاشق بودن     از چشم نگار هر چه گوییم کم است/     از ح. عاقلی نیاید چیزی     آن باده بیار ، هر چه گوییم کم است /....  ( از خودم ، چیزی است که مدتها پیش گفتم و ادامه دار است... هیچی به یادم آمد..)    ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1395/12/28/در-وصف-بهار




حروف مشکله

درخواست حذف اطلاعات
بارا آآآ یا ای آآآ فا توت ااا با نزدیک نیست؟ ااا ما یا دال درد کاف هاف . راف دالم شین به جر ااا نا سین بدون نون رم . ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1395/12/28/حروف-مشکله




آقام نعمتی

درخواست حذف اطلاعات
داشت موهای پشت سر پیرمرد را به آهستگی میچید؛ گمان میکنم تلاشش بیفایده بود چون عملا خیلی جای مانور روی کله پیرمرد وجود نداشت؛ پیرمرد اما همچنان سرش را به پایین کج میکرد تا بیضاء کله اش هویداتر شود ( سعی من در سر به زیری بی گمان بیفایده است ، تا تو بوی بادها را میفرستی با نسیم) ++ آقانعمتی میشناختی پدر حاج اکبرآقا رو؟ پدرشون حاج میرزا ابوالقاسم رو میشناختی؟ میگن قبل انقلاب فوت کرد میرزا  ( با کمی تعلل نگاهی معنادار به ع. . کنار آیینه میکند )... توی حرف پیرمرد میپرد: ×× حاجی اون متدینای قبل انقلاب بودند. زمان شاه... پیرمرد با یه اوووم نسبتا کوتاه سر و تهش رو ه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1395/12/26/آقام-نعمتی




قصه شوقی

درخواست حذف اطلاعات
... "" اتت روائح رند الحمی و زاد غرامی ، فدای خاک در دوست باد جان گرامی ""...  ( بوهای خوش از جانب اقامتگاه معشوق آمد و عشق و شیفتگی من زیاد شد ) ..."" کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی ، بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی""... ( داستان شوقم را نوشتم در حالیکه چشمانم گریان شد ) ..."" بیا که در دل خسته توان درآید باز ، بیا که در تن مرده روان درآید باز ""... هی خیال باطل . . . ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1395/12/27/قصه-شوقی




کودکانه دیوار ما یه موش داره

درخواست حذف اطلاعات
این لیوان پلاستیکیا قوطیا هرچیا اون قدیما سوراخ میکردیما نخ میکردیما وصل میکردیما  از توش با هم حرف میزدیما ذوق میکردیما... چی بود قضیه اش؟...الان اونطرف .ی داره صدامو میشنوه؟... گوشامون رو دیواره که موش بیاد حرف بزنه/ تو دیوار یه بچه موش یه کم میخواد حرف بزنه / گوش موشا قوی ه لازم که نیست داد بزنی/ هوا سرده  بال نزن کی رو داری باد میزنی؟/ گر گرفتی میدونم در این هجوم بی .ی / اما فکر نکن به آسمون دیگه نمیرسی /امتحان کن یه دفعه شاید صداتو بشنوه / آقا موشه بشنوه درد و دلتو یه دفعه / شایدم به حرف بیاد دیوار روبروی تو / گریه کن آ. یکی میاد به جستجوی تو / پشت دیوار سکوت ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1395/12/27/کودکانه-دیوار-ما-یه-موش-داره




شکرخواب بامداد

درخواست حذف اطلاعات
برای من در چند ح. و زمان انسانها موجوداتی دوست داشتنی و بامزه میشوند؛ اول آن هنگام که تازه از خواب برخاسته اند، هنوز چشمانشان نیمه باز است و خیره سری نمیکند، زبانشان هنوز چون جوجه ای آوازخوان به تکلم نیامده که دشنام و پوچی و هرزگی کند، فکرشان خالی از هر دغدغه تهی و اضطراب استخوان سوز است و قلب هایشان به آرامی صدای جوشش چشمه شمارش میکند... هنوز . ای از لطافت و پاکی رویا به روح دارند و معصومانه گی خاصی به چهره....گاهی شده که از خواب برخاسته ام و  چیزی به ذهنم خطور کرده؛ مصرعی بیتی جمله ای نغز که نمیدانم از کدامین سو مرا نشانه رفته است ....دومین ح. بعضی لحظات سک... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1395/12/24/شکرخواب-بامداد




رفت که رفت

درخواست حذف اطلاعات
... در راه دیو و دد همه گفتند سالهاست ، آن شیخ بی چراغ از این جاده رفته است... (بیتی از غزلی ، ایشالا از خود .م) ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1395/12/25/رفت-که-رفت




پادشاه یا ملکه؟ مساله این است...

درخواست حذف اطلاعات
..."" ای گل به یمن آنکه تویی پادشاه حسن ، با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور""... ..."" ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز ، کز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو ""... جناب حافظ خدا رحمتش کنه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1395/12/26/پادشاه-یا-ملکه-مساله-این-است




کودکانه یادم نرفته

درخواست حذف اطلاعات
..."  هوا گرفته ، بلاگرفته ، دلم گرفته ، گیرم گرفته ؛    یادم نرفته ، از یادم نرفته       تو دشت و صحرا ، کنار کوها ، با شور و غوغا ، با پیر و برنا ؛ یادم نرفته ، از یادم نرفته      ای دل غافل ، ای دل عاقل ، ای دل کامل ، ای دل شاغل ؛ یادم نرفته ، از یادم نرفته       گل عزیزم ، گل تمیزم ، ببین چه تیزم ، به جست و خیزم ؛ یادم نرفته ، از یادم نرفته       چشمه و رودم ، آتش و دودم ، بود و نبودم ، همه وجودم ؛ یادم نرفته ، از یادم نرفته       مثل یه عاشق ، تو این دقایق ، زدم به دریا ، مثل یه قایق ؛ یادم نرفته ، از یادم نرفته       ابر سپیدم ، سنبل و بیدم ، به قلب برکه ، ما... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1395/12/26/کودکانه-یادم-نرفته




معشوق بین المللی

درخواست حذف اطلاعات
""... غیرتم کشت که معشوق جهانی لیکن ، روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد... "" هاهاهاها امان از دست این حافظ شکر سخن شیرین گفتار ... لامصب خوبم غیرتی میشه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1395/12/26/معشوق-بین-المللی




آقام نعمتی

درخواست حذف اطلاعات
داشت موهای پشت سر پیرمرد را به آهستگی میچید؛ گمان میکنم تلاشش بیفایده بود چون عملا خیلی جای مانور روی کله پیرمرد وجود نداشت؛ پیرمرد اما همچنان سرش را به پایین کج میکرد تا بیضاء کله اش هویداتر شود ( سعی من در سر به زیری بی گمان بیفایده است ، تا تو بوی بادها را میفرستی با نسیم) ++ آقا نعیمی میشناختی پدر حاج اکبرآقا رو؟ پدرشون حاج میرزا ابوالقاسم رو میشناختی؟ میگن قبل انقلاب فوت کرد میرزا  ( با کمی تعلل نگاهی معنادار به ع. . کنار آیینه میکند )... توی حرف پیرمرد میپرد: ×× حاجی اون متدینای قبل انقلاب بودند. زمان شاه... پیرمرد با یه اوووم نسبتا کوتاه سر و تهش رو ه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1395/12/26/آقام-نعمتی