وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

مصطفاشیسم

آخرین مطالب مصطفاشیسم به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



او کیست؟

درخواست حذف اطلاعات
و با صدای آرام و لحنی ملایم از من پرسید: او کیست؟گفتم، .ی بی نشانه و معحزه ای پیغمبرگونه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/04/07/او-کیست




به نام خدا

درخواست حذف اطلاعات
غمی در . خانه کرده، بغضی گلویم را میفشرد، میترسم برای همیشه با من باشد... میترسم دیگر نتوانم لبخند بزنم... خدا نکند .ی جای من باشد؛ خدا نکند مثل من باشد؛ خدا نکند .ی مثل من شود؛ شاید این دعای خوبی برای شما باشد... نه میتوانم حرفی بزنم و نه طاقت این همه سکوت را دارم؛ نمیدانم چه کنم... میترسم تا همیشه اینگونه باشم... تا این زمان اینقدر حساس نبوده ام؛ حتی چیزهای خیلی کوچک هم منی که سعی در اندک رهایی و تنفس دارم را دوباره غرق اندوه و مصیبت تفکر میکنند... معاشر خیلی مهم است؛ مصاحبت خیلی بر انسان تاثیر دارد... نمونه کوچکش چند جمله بدگویی ای که امروز از یکی از دوستان نس?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/04/03/به-نام-خدا




سلام

درخواست حذف اطلاعات
تان.نزیکپلعزدن  تادبفطیقعحن......اابفیزامم.ی...سلام ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/04/05/سلام




شبناک

درخواست حذف اطلاعات
چشمانت حقیقتی است انکارنشدنی، خاطره ای فراموش نشدنی... پلک هایم قدرت بسته شدن ندارند، دستهایم بی اختیارند، از آنسو بیا و پشت من طلوع کن و گرمای دستهایت را بر دیدگان تیره شبناکم بگذار... ( او میگوید: من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت / کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم ) ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/30/شبناک




در این خمار .م جرعه ای نمیبخشد...

درخواست حذف اطلاعات
زمانیکه از تو سیریم و بیزار، تو به ما حریصی؛ و وقتی ما به تو مشتاقیم، تو نسبت به ما بی اعتنا و خوددار.... خوب تا کردی با ما و خوب تا کردی کمر ما را دنیا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/04/02/در-این-خمار-کسم-جرعه-ای-نمیبخشد




به نام خدا

درخواست حذف اطلاعات
غمی در . خانه کرده، بغضی گلویم را میفشرد، میترسم برای همیشه با من باشد... میترسم دیگر نتوانم لبخند بزنم... خدا نکند .ی جای من باشد؛ خدا نکند مثل من باشد؛ خدا نکند .ی مثل من شود؛ شاید این دعای خوبی برای شما باشد... نه میتوانم حرفی بزنم و نه طاقت این همه سکوت را دارم؛ نمیدانم چه کنم... میترسم تا همیشه اینگونه باشم... تا این زمان اینقدر حساس نبوده ام؛ حتی چیزهای خیلی کوچک هم منی که سعی در اندک رهایی و تنفس دارم را دوباره غرق اندوه و مصیبت تفکر میکنند... معاشر خیلی مهم است؛ مصاحبت خیلی بر انسان تاثیر دارد... نمونه کوچکش چند جمله ای که امروز از یکی از دوستان نسبت به بن... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/04/03/به-نام-خدا




بدشانس ثانیه ها ( در معیت مستر هویج )

درخواست حذف اطلاعات
تو خونه مون یه ساعت هست که یه ربع جلوست؛ به نوعی ساعت اصلی تو هال ه؛ خیلی وقته، چندساله... اینکه چرا اینطوری هست هم حکمت و فلسفه داره؛ حتی تو عقب و جلو کشیدن ساعت و از کارافتادن و دوباره تنظیمش، احتساب این یه ربع فراموش نمیشه... فلسفه اصلیشم جالبه؛ برمیگرده به قدیم و زمان دانش آموزبودن، به خصوص زمانیکه راهنمایی بودم و صبح ها باید پیاده میرفتم مدرسه...البته کلا راهنمایی و دبیرستان اینطوری بود و حالا پسافلان هم اینگونه است.. خود این راه مدرسه و خونه هم ماجراها داره؛ طریقیاتی است؛ مدرسه مون که حساس بود نسبت حضور به موقع دانش آموز؛ ساعت 7:00 یا هفت و پنج دقیقه ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/24/بدشانس-ثانیه-ها-در-معیت-مستر-هویج




یک نکته از این معنی/خاطر که حزین باشد

درخواست حذف اطلاعات
جام می و خون دل هریک به .ی دادند / در دایره قسمت اوضاع چنین باشد... آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر ... شاید که چو و.نی خیر تو در این باشد ..‌ در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود ... صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد .... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/25/یک-نکته-از-این-معنی-خاطر-که-حزین-باشد




ذُقِ العُق

درخواست حذف اطلاعات
برای اینکه بفهمی باید بچشی؛ راه دیگه ای برای فهمیدنش نیست؛ ذائقه الیقین معادل عین الیقین دراینجا به نوعی مقدم بر علم الیقین میشه؛ هر چی حالا بیان بهت بگن عزیز شورش کردیا، مگه تو کتت میره؛ مگه کک میگزدت جناب کبک؛ نمیفهمی که نمیفهمی؛ خب چیکارت کنن؟ قاعده تساهل و تسامح کارساز نیست؛ باید یه کشیده بخوابونن تو صورتت بهت بگن مردک این آش ه شوربای تو هلیم زقوم ه؛ بابا نمیشه تحملش کرد نمیشه خوردش نمیشه چشیدش؛ آشپزجان یا نپز یا وقتی میپزی به فکر سر سفره رفتن و خوردنش هم‌باش.... فایده نداره که نداره؛ اینجا تلاقی و ملازمت و چه بسا یکی شدن حق الیقین با دومرتبه قبل?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/25/ذق-العق




صبح و شب/در کشاکش تب/مدهوش رطب/مسحور یارب/جانی بر لب

درخواست حذف اطلاعات
فردا، در چنین ساعتی، از من سلامی نخواهی شنید.. مانند امروز که پاسخی از تو نشنیدم... لبیک گوی مشتاقانه احرام خیالی بستم به طواف تو... لالبیک گو نباش... فردا در چنین ساعتی خواب نخواهم بود چون بیدار نمیمانم... بیداری کشیدن یعنی انتظار کشیدن...بارخستگی خواب به دوش کشیدن... و خواب چه آرزوی شیرینی خواهد بود... یارب از ابر هدایت برسان بارانی... کاش کلماتم به حرف می آمد... دیگر بس است مسلمانی و کفران زندگانی... ذهنم کاش به تصویر میکشید صورت دلخواهش از تنفس لحظات را... هر چه گفتیم نشنیدی؛ هر چه گریستیم ندیدی؛ لااقل دستان از تاب و توان افتاده ما را ببین و آبنتات قیچی ارز?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/28/صبح-و-شب-در-کشاکش-تب-مدهوش-رطب-مسحور-یارب-جانی-بر-لب




دلتنگی و نه تنگدلی

درخواست حذف اطلاعات
دلم برای تو کودک دماغو تنگ شده است؛ برای تو که آسوده کلاس را با ادرار خود مفت. مینمودی؛ دلم برای تو که با داستان پردازی .انه ات خالی هایی میبستی که هیچ افسانه به خود ندیده است و منی که هم چنان ساده در باور. یا ن. حرفهایت مردد بودم؛ دلم برای تندخوانی شعرهای اول دبستان، به مسابقه وارونه خوانی متن کتاب، دلم برای تو معلم داستان های قلی دوم دبستان تنگ شده؛ دلم برای تو ای اشتیاق هر هفته فوتبال بازی . و بردن تنگ شده؛ دلم برای دیررسیدن سرویس مدرسه و اندکی تشتک بازی تنگ شده....  دلم برای خنده معلم نغمه خوانی، برای اخم معلم ریاضی که بر سرمان داد میکشید و انواع حماقت ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/29/دلتنگی-و-نه-تنگدلی




جدی جدی/شوخی شوخی

درخواست حذف اطلاعات
هیچ‌چیز در این زندگی جدی نیست؛ در عین حالیکه زندگی با .ی شوخی نداره... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/29/جدی-جدی-شوخی-شوخی




عینای لاینام

درخواست حذف اطلاعات
ایص باگ ربگ ذر یب رساح لر و دالا رسقاصا هم است کابا ره رس ربا ز ار باما نوندمیخواهم بنویسم؛ خیلی. اما پیش از آن نیاز به گوش دادن دارم؛ گوش دادن... آن بزرگ میگفت حقیقت برای همیشه پشت الفاظ پنهان خواهد ماند؛ و ما هر چه بخواهیم با کلمات آشکارتر و پیداترش کنیم نهان تر و پوشیده تر خواهد شد... چه چیز قشنگی خواهد بود.. اما برای ما که سیرتمان اسیر صورت افعال و اقوال مان نامتوازن و بدشکل است، حقیقت دردانه ای است باارزش ولی چه بسا در نگاه نخست نامانوس..و این کام ماست که تلخ است.. گفت پیغمبر که عینای ینام، لاینام القلب عن رب الانام / چشم تو بیدار و دل رفته به خواب، چشم من... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/14/عینای-لاینام




امروز روز

درخواست حذف اطلاعات
نمیدانم بعد از چه مدت بود؛ اینکه لای کتابها بچرخم و مانند عطش زده ای دست به قفسه خاک خورده ای ببرم و میوه ای چاق یا لاغر بچینم و با شوق و ذوق به لبهایم نزدیک کنم و با لذت عطرش را ببویم و با دستانم به دو نیم تقسیم کنم؛ نیمی را به . بگیرم و نیمی را به چشمان عاشق و شیدایم...میخواستم بگویم خیلی وقت بود این چنین نشده بودم؛ وقتی امروز او مرا به پشت قفسه ها برد و خلوت نورانی فرزانگی و شی. را به من نشان داد حقیقتا سر از پا نشناختم؛ ای کاش زودتر می یافتمت، ای کاش زودتر شیفته ات میشدم، ای کاش زودتر جرئت با تو بودن را به رگهای قلبم میپاشیدم... در زیرزمین خانه پدربزرگ که ح... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/21/امروز




بدون عنوان/بدون محتوا/بدون معنا

درخواست حذف اطلاعات
خاک دوعالمی بر سر من.. میخواهی بشنو میخواهی نشنو؛ میخواهی باور . میخواهی باور نکن... اما به دل نگیر... دوش می آمد و رخساره برافروخته بود... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/21/بدون-عنوان-بدون-محتوا-بدون-معنا




و اینکه

درخواست حذف اطلاعات
یاد ماجرایی افتادم که سر تفسیر غزلی از حافظ، در کلاس فارسی عمومی ترم اول پیش آمد؛ دیالوگی که بین من و .طباطیایی درگرفت. اینکه غزل چه بود نمیگویم و اینکه من چه گفتم و . چه گفت که برایم از روز روشنتر است هم نمیگویم؛ نمیگم از این بابت که سوء برداشت و شائبه ای پیش نیاد در ادامه؛ غرضم در اصل تصاویری هستند که همواره میمانند و گاه به گاه مانند حلقه ع. جلوی چشمان ذهن ظاهر میشوند؛ هم چنین اتفاقات و  مکالماتی که باقی میمانند مابقی الدهر و مابقی الانسان بالحقیقه و الاصاله... و اینکه... اظهر من الشمس فی رابعه النهار... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/23/و-اینکه




بدشانس ثانیه ها ( در معیت مستر هویج )

درخواست حذف اطلاعات
تو خونه مون یه ساعت هست که یه ربع جلوست؛ به نوعی ساعت اصلی تو هال ه؛ خیلی وقته، چندساله... اینکه چرا اینطوری هست هم حکمت و فلسفه داره؛ حتی تو عقب و جلو کشیدن ساعت و از کارافتادن و دوباره تنظیمش، احتساب این یه ربع فراموش نمیشه... فلسفه اصلیشم جالبه؛ برمیگرده به قدیم و زمان دانش آموزبودن، به خصوص زمانیکه راهنمایی بودم و صبح ها باید پیاده میرفتم مدرسه...البته کلا راهنمایی و دبیرستان اینطوری بود و حالا پسافلان هم اینگونه است.. خود این راه مدرسه و خونه هم ماجراها داره؛ طریقیاتی است؛ مدرسه مون که حساس بود نسبت حضور به موقع دانش آموز؛ ساعت 7:00 یا هفت و پنج دقیقه ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/24/بدشانس-ثانیه-ها-در-معیت-مستر-هویج




عینای لاینام

درخواست حذف اطلاعات
ایص باگ ربگ ذر یب رساح لر و دالا رسقاصا هم است کابا ره رس ربا ز ار باما نوندمیخواهم بنویسم؛ خیلی. اما پیش از آن نیاز به گوش دادن دارم؛ گوش دادن... آن بزرگ میگفت حقیقت برای همیشه پشت الفاظ پنهان خواهد ماند؛ و ما هر چه بخواهیم با کلمات آشکارتر و پیداترش کنیم نهان تر و پوشیده تر خواهد شد... چه چیز قشنگی خواهد بود.. اما برای ما که سیرتمان اسیر صورت افعال و اقوال مان نامتوازن و بدشکل است، حقیقت دردانه ای است باارزش ولی چه بسا در نگاه نخست نامانوس... گفت پیغمبر که عینای ینام، لاینام القلب عن رب الانام / چشم تو بیدار و دل رفته به خواب، چشم من .ه دلم در فتح باب... و خواب... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/14/عینای-لاینام




حافظ این حال عجب با که توان گفت...

درخواست حذف اطلاعات
که ما ؛ بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم...تمام جان ناقابلم، عرضم، عمرم فدای یک سر تار محبت دوستان... عزت زیاد ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/15/حافظ-این-حال-عجب-با-که-توان-گفت




به من نمی آید امّا دوستت دارم...

درخواست حذف اطلاعات
خدایا من جز تو .ی را ندارم؛ و تو خود شاهدی که من بر این حرف معترفم و معتقد؛ ... سخت است اینکه بگویم کاش میمردم و این روزها را نمیدیدم... شاید .ی نفهمد. خودم هم نمیفهمم. موجود عجیبی ام. اما چه .ی میداند من چه میگویم؟... وقتی دلم با عقلم هماهنگ نیست. مگر این دو با هم هماهنگند؟ مقال ادب و حکمت نیست؛ وقتی با درماندگی ام راههای متصورم را منتهی به ش.ت میبینم؛ از هر طرف که بروم، به حرف هرکدام که گوش بدهم، انگار باخته ام... این درد افسردگی شاید باشد اما بیشتر درد لالمانی است... ای کاش امروز روز آ. باشد... چه .ی حرفهای مرا میخواند و چه .ی حرفهای مرا میفهمد..‌ چه سکوت مرگ آوری ?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mostafashism.blog.ir/1396/03/12/به-من-نمی-آید-اما-دوستت-دارم