وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

تولد دوباره من

آخرین مطالب تولد دوباره من به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



دو نیمه ی گمشده ...

درخواست حذف اطلاعات
تو آشنای نهان و حقایقم هستیتو منطبق به تمام سلایقم هستی میان این همه آدم فقط تو تنهاییکه بر اساس نیاز و علایقم هستی دلیل هستی من را اگر نمی دانیخودت همان گل سرخ شقایقم هستی اگر مقایسه گردد وجود من با تونتیجه این که تو کامل مطابقم هستی خیال روز و شب من همیشه ی.ان استتو در میان زمان و دقایقم هستی همیشه عاشقت هستم اگرچه می دانمکه صد برابر این حس تو عاشقم هستی" مسعود غلامی "*** توی این چند سالی که من با آقای""" آشنا شدم...با اینکه ایشونو از نزدیک ندیدم و حتی اصلا باهاشون حرف نزدم ولی میتونم بگم که تا حدودی اخلاق و روحیات ایشونو میشناسم...البته نه خیلی دقیق...ول... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/04/05/post-422/دو-نیمه-ی-گمشده-




آمده ام به رَصَدِ حلولِ ماهِ رویِ تو ...

درخواست حذف اطلاعات
خدایا  تو ماه رمضان را از جمله آن وظائف ممتازو فرائض مخصوص قرار داده ‏اى:همان ماه رمضان که آن رااز همه ماهها اختصاص بخشیده‏ اى،و از همه زمانها و روزگارها برگزیده ‏اى،و بر همه اوقات سال برترى داده‏ اى،به سبب قرآن و نورى که در آن فرو فرستاده‏ اىو به سبب آنکه ایمان را در آن ماه مضاعف ساخته ‏اى،و روزه را در آن ماه واجب کرده ‏اى،و بپا خاستن براى عبادت را در آن ترغیب فرموده‏ اى،و شب قدر را در آن تجلیل نموده‏ اى:آن شب قدر را که خود از هزار ماه بهتر است.ما را به سبب آن بر سایر امتها تفضیل داده‏ اى،و به فضیلت آن بجاى اهل ملتها برگزیده ‏اىاز این رو روزش را بف... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/04/04/post-421/آمده-ام-به-رَصَدِ-حلولِ-ماهِ-رویِ-تو-




روزهای خاطره انگیز ...

درخواست حذف اطلاعات
پیش از اون که چشم هامو باز کنم خورشید طلوع کرده بود ...پیش از اون که نفس بکشم هوا منو در آغوش گرفته بود ...پیش از اون که تشنه بشم رود ها جاری شده بودن و پیش از اون که گرسنه بشم طعم های مختلف همه جا یافت می شد ...دنیا آماده شده بود پیش از اون که به دنیا بیام ...و آیا من سپاس گذار بودم ؟؟!!" سوره نساء آیه 147" [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/04/01/post-420/روزهای-خاطره-انگیز-




نامه ای برای او ...

درخواست حذف اطلاعات
سلام آقای . خوب و مهربونمح.ون خوبه ؟نگران شدم...مواظب خودتون باشین... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/29/post-418/نامه-ای-برای-او-




دیدار ما هرچند دورادور، زیباست ...

درخواست حذف اطلاعات
دیدار ما هرچند دورادور، زیباست !دیگر پذیرفته م که ماه از دور زیباستهرچند موسایت نخواهم شد ولی بازاز تو چه پنهان ! دردو دل با طور زیباستدنیا همیشه دل به خواه ما نبوده ؛باور . بعضی گره ها کور زیباستبس کن عزیزم طاقت باران ندارماین چشم ها ... این چشم ها مغرور زیباست !هرچند شب با نور سرد ماه،جور استاما شب چشمان تو ناجور زیباستوقتی که دریا تنگ ماهی های خسته ستمُردن میان تارو پود تور زیباستوقتی که غم هایم غم ِعشق تو باشداز مهد چشمانم اگر تا گور ...زیباست ! " رویا باقری " ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/30/post-419/دیدار-ما-هرچند-دورادور،-زیباست-




حضورت اتفاقی نیست ...

درخواست حذف اطلاعات
انسان های هم . همدیگر را پیدا می کنند... حتی از فاصله های دور... از انتهای افق‌های دور و نزدیک... انگار جایی نوشته بود که اینها باید در یک مدار باشند... یک روزی ... یک جایی است که باید با هم ، برخورد کنند... آنوقت... میشوند همدم، میشوند دوست، میشوند رفیق... اصلا میشوند هم شکل... مهرشان آکنده از همه ... حرفهایشان میشود آرامش... خنده شان، کلامشان می نشیند روی طاقچه دلتان... نباشند دلتنگشان میشوی... هی همدیگر را مرور می کنند... از هم خاطره می سازند... مدام گوش بزنگ کلمات و ایده ها هستند... و یادمان باشد... حضور هیچ. اتفاقی نیست!!!!زن را توان دوستی نیست او ع?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/28/post-417/حضورت-اتفاقی-نیست-




آرزوی من ...

درخواست حذف اطلاعات
کاش دفترخاطراتم چراغ جادو بود تاهروقت ازسردلتنگی به رویش دست می کشیدم تو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدی … ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/25/post-415/آرزوی-من-




شعر ن. ...

درخواست حذف اطلاعات
تویی که ناب ترین فصل هر کت.شروع وسوسه انگیز شعر ن. من آن سکوت ش.ته در آسمان توامو تو درآمد دنیا و آفت. چقدر هجمه ی تشویش بی تو بودن هاتویی که نقطه ی پایان اضطر. برای زندگی ی بی جواب و تکراریبه موقع آمدی و بهترین جو. روان در اوج خیالم چو رود می مانیهمیشه جاری و مانا در عمق خو. نفس پس از گذرت از حساب می افتدو تو دلیل نفس های بی حس. رها مکن غزلم را همیشه با من باشکه ختم خاطره انگیزه شعر ن." آسیه رضایی " [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/26/post-416/شعر-ناب-منی-




سهم من از عشق ...

درخواست حذف اطلاعات
انکحتُ... عشق را و تمام بهار را   !زوّجتُ... سیب را و درخت انار را ! متّعتُ... خوشه‌خوشه رطب‌های تازه راگیلاس‌های آتشی آب‌دار را ! هذا موکّلی...: غزلم دف گرفت، گفت:تو هم گرفته‌ای به وک. سه‌تار را ! یک جلد... آیه ‌آیة قرآن! تو سوره‌ای!چشمت «قیامت» است! بخوان «انفطار» را ! یک آینه... به گردن من هست... دست توست،دستی که پاک می‌کند از آن غبار را یک جفت شمع‌دان...؟! نه عزیزم! دو چشم توستکه بردریده . شب‌های تار را ! مهریّه تو چشمه و باران و رودساربر من بریز . آبشار را ! ده شرطِ ضمنِ... ده؟! ... نه! بگویید صد! ... هزار!با بوسه مُهر می‌کنم آن صدهزار را ! لیلی تویی که قسمت من ه?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/22/post-413/سهم-من-از-عشق-




آشنای بهترینم ...

درخواست حذف اطلاعات
ازم پرسید: تا حالا عاشق شدی؟گفتم: آرهگفت: چند بار؟گفتم: یک بارگفت: پس میدونی عشق اولهیچوقت از یاد نمیره؟گفتم: آره مطمئنمگفت: چه جوری باهاش آشنا شدی؟گفتم: از بچگی باهاش بزرگ شدم؛تا چشم باز .تا الان اونو میشناسم...گفت: باهاش در ارتباطی؟گفتم: آره همیشه باهمیمبغض . که گفت بهش میرسی؟!!اشکم سرازیر شد گفتم آره...گفت: منم عاشقمخیلی میخوامش زیباستولی بهش نرسیدمگفت: خوش بحال عشقتچقد خوشبخته کهتو رو دارهو اینقدر عاشقشی !گفتم: من خوشبخترمکه اون عاشقمه!گفت: حالا کی هست اسمش چیه؟خوشگله؟گفتم مطمئنم از عشق تو خوشگلتره ؟؟..اسمش رحمان، رحیم ،حمید ،و ...اسماش زیادن ولی من ?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/20/post-412/آشنای-بهترینم-




رویایم بی نهایت است ...

درخواست حذف اطلاعات
گوش بسپار به نجوای پرنده های مهاجر ...صدای پرنده هایی که از دور دست می آید و انگار تا هزار سال دیگر هم ، تکراری نمی شود ...همان که شب ها روی سجاده ای از گلهای نیلوفر ، نام تو را . می کنند ...از تو چیزی می خواهند که رویایشان شود ...رویایشان دور نیست . دیر نیست . همین .ست ...در نسیم جریان دارد و در باران می وزد ...گوش بسپار به آوای غریبی که گلهای مرداب مدام تکرار می کنند ...صدای خنک باد در لابه لای نیزار های عاشق که مسحور ازعطری از سرزمین های ناشناخته اند ... می دانم  این آرامش و سکوت دشت ، به حرمت نام زیبای توست ...پس تکرار می کنم نامت را ...تو نیز همراهم کن با نسیمی که قرا?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/18/post-411/رویایم-بی-نهایت-است-




باید .ی باشد ...

درخواست حذف اطلاعات
دوستت دارم چو بوی تازه ی نان به وقت افطار دوستت دارم چو عطر تند پدربزرگ به وقت . دوستت دارم چو یاس های ترمه ی بی بی چو شب بو های باغچه ی حیاط چو گلبرگ سرخ میان کتاب دوستت دارم و هر بار بجای گفتنش؛ بو میکشم تمام عطرهای جهان را که از تن ات بارها جا گذاشته ای" حمید جدیدی " [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/16/post-410/باید-کسی-باشد-




عشقِ مجازی

درخواست حذف اطلاعات
.ه در چشم تو نازیست که من می دانم نگهت دفتر رازیست که من می دانم   قصه ایی را که به من طره کوتاه تو گفت رشته عمر درازیست که من می دانم   بی نیازانه به ما می گذرد دوست ، ولی . اش بحر نیازیست که من می دانم   گرچه در پای تو خاموش فتادست ای شمع سایه را سوز و گدازیست که من می دانم   یک حقیقت به جهان هست که عشقش خوانند آن هم ای دوست مجازیست که من می دانم   " غلامرضا  طریقی "*** کی گفته که عشق مجازی خوب نیست...اتفاقا خیلی هم خوبه... [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/14/post-409/عشقِ-مجازی




حسرتی عجیب دارم ...

درخواست حذف اطلاعات
مثل .ی که اجازه ی اکرانبه او نمی دهندحسرتی عجیب دارم !کاش میشدمرا ببینی ام ..." شاهد بنی اسدی "*** داشتم ی.ری ع. میدیدم به این ع. برخوردم...دیدم شبیه خودمه...چه قدر عجیبه که تا حالا ما دو تا همدیگه رو ندیدیم...آدمیزاد توی کار خدا میمونه...البته این مدلی هیجانش بیشتره...خدایا در این شبهای قشنگ بهترین ها رو نصیبمون کن... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/12/post-408/حسرتی-عجیب-دارم-




قشنگ ترین حسِ ممکن ...

درخواست حذف اطلاعات
دلتنگی رو باید ساده فهمیدباید با دلتنگی مهربانی کردباید نوازشش کردباید .یددلتنگیقشنگ ترین حسِ ممکن استبرایِ اینکههیچ دلِ مرده ای تنگ نمی شودپس بداندلت زنده استزنده !" عادل دانتیسم "و عشقاگر با حضور همین روزمرگی هاعشق بماند ،عشق است !" احمد شاملو " ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/10/post-406/قشنگ-ترین-حسِ-ممکن-




دلِ من تنها نیست ...

درخواست حذف اطلاعات
و من تازگی ها کشف کرده ام ...روی این کره ی خاکی ؛موجوداتی زندگی میکنند ؛ ناشناخته ...!به نامِ " سخت جانان " ...!!!همان هایی که عاشقند ...و امیدوار ... و زنده ...!!!تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیستمحرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست ..." محمدعلی بهمنی " ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/08/post-405/دلِ-من-تنها-نیست-




ماه عسل ...

درخواست حذف اطلاعات
لبخند تو آورد هلالِ رمضان راآسوده نمود این همه چشمِ نگران را  آموخت به چشمِ تو خدا پلک زدن راتا قلبم از او یاد بگیرد ضربان رااز چشم تو آن آتش و از چشم من این آب.د یکی نقطۀ جوش و میعان را                                 هرچشمِ تو یادآورِ یک نصفِ جهان استدر چشم تو دیدم همۀ نقشِ جهان راکاکل زری! از موی پریشانِ تو در بادبازارِ طلا یاد گرفته نوسان رادر شعر نگنجی چه نیازی است به شاعردریا چه کند حافظۀ قطره چکان را                سر را به فدای قدمت می کنم ای دوستبردارم از این شانه مگر بارِ گران رادر مسجد از او گفتم و دیدم که مؤذّنناگاه از او گفت و رها کرد اذا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/06/post-404/ماه-عسل-




عشقی از جنس بلور

درخواست حذف اطلاعات
در سرم رویاییست که به تو می رسم آ.... یک روز... روزی از جنس بهار و بهاری که نه از جنس زمین بلکه از جنس بهشت چه بهشتی که تو با من باشی ! در سرم رویاییست چشم بر راه نشینم شب و روز روی آن نیمکتی کز تمام فصلش به بهاران راه است می رسی ! می دانم ! می رسی با گل یاسی در دست و کت. از شعر شعرهایی همه عشق عشقی از جنس بلور می نشینیم به لطف دستها پل بسته چشم ها خیره به هم فاصله ...هیچ ...اصلا" !!! روبرو باغ خیال پشت بر هر چه محال حرفهامان همه مهر مهرهامان جاوید ... به تفأل ، به طرب می خوانیم آن دلاویزترین شعر جهان را من  و  تو می رسی ! می دانم !" مریم اکبری " [ادامه مطلب ر... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/04/post-403/




فکـر میکنی مـردا دلبری بلد نیستن؟

درخواست حذف اطلاعات
تو فک کردی فقط زن ها دلبری بلدندنــه جانم...بعضی مـردادرست وقتی دارند آستینِ پیراهنِ چهارخانه اشونُ تا میزنن و زیر لب آهنگ میخــونن و ابروهاشون تویِ هم گره خـورده، میشن دلبـر ترین آدمِ روی زمین، یطوری که ضعف میکنی براشـون اصلا...یا یکـی از همان وقت هایی که کنترلِ تلوزیونُ با مظلومیت سمتت می گیرن و قراره از فوتبال دیدن دل .ن...اصلا راه نداره، باید مُـــرد برایِ نگاهش، خودِش، شیطنتی که وول میخـوره تویِ مظلومیتش...فکـر میکنی مـردا دلبری بلد نیستن؟شده کلافگیِ یکی از این موجوداتِ دیوانه رو وقتی دارن ظرف می شورن و پیشبند بسته و نمیدونن جایِ این بشقاب و اون ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/03/02/post-402/




حس. کلافه م...

درخواست حذف اطلاعات
امروز چه قدر دلتنگم...دیگه کلافه شدم...خدایا پس کی این دوران تموم میشه...دیگه خیلی طولانی شده... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrebirth.blogsky.com/1396/02/31/post-399/حسابی-کلافه-م-