وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

قصه های .ک بهاری

آخرین مطالب قصه های .ک بهاری به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



وصله پینه های دل ِ یک عدد ماهی

درخواست حذف اطلاعات
. . قسمت اول  باید بروم آرایشگاه! . . زنگ در که به صدا در میاید گردالی های گرم روی گونه ام را پاک می کنم ، نگاهی به آینه می اندازم  نه، ریمل هنوز به قوت خود باقیست  مثل اینکه اینبار مرد فروشنده راست میگفت  -خانوم هرچقدرم عطسه کنی و اشکت بیاد این زیر چشتو سیاه نمی کنه ، با ضمانت ببر خی. تخت صدای پایش می آید می رسد و باز بدون گل است  با خودم میگویم تاریخ تا به حال خواستگار بی گل ندیده  مینشینند  می گویند  میشنوم  صدایم می کنند  بروید صحبت کنید  به کنج امن من خوش اومدی  با خودم می گویم   صندلی را برایش می کشم جلو و به رسم مهمان نوازی خودم روی عسلی کو ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/27/وصله-پینه-های-دل-یک-عدد-ماهی




وصله پینه های دلِ یک عدد ماهی (٢)

درخواست حذف اطلاعات
وصله پینه های دلِ یک عدد ماهی  . . قسمت دوم  خواب . خانوم رومیزی دارین ؟ از این رانر ها ؟ - اینارو نگاه کنین ، همینا که روش شکوفه های گیلاس داره  دورشم طرح آجر سه سانته دیوار حیاط قدیمیتونو زدن رنگ زمینشم آبیه آبیه ، رنگ فیروزه  حالا این یکی رو ببینین  رنگ خورشیدِ وقت طلوع  گلاشم ارغوانیه ، از اونا که بهار که میشه آدم دلش پر میکشه براشون راستی چه رنگی میخواستین شما؟ . ماهی ، کجایی ؟ بدو هواپیما پریدا هنوز کارت پروازم نگرفتی  . خانوم همون صورتیه رو بدین ، همونی که  آسمونش نیلیه .  - فیروزه ایه؟ ... چشم الان  . اون روسریه رم بدین ، همون طرح سنیتیه ک... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/27/وصله-پینه-های-دل-یک-عدد-ماهی-٢




وصله پینه های دل ِ یک عدد ماهی

درخواست حذف اطلاعات
. . قسمت اول  باید بروم آرایشگاه! . . زنگ در که به صدا در میاید گردالی های گرم روی گونه ام را پاک می کنم ، نگاهی به آینه می اندازم  نه، ریمل هنوز به قوت خود باقیست  مثل اینکه اینبار مرد فروشنده راست میگفت  -خانوم هرچقدرم عطسه کنی و اشکت بیاد این زیر چشتو سیاه نمی کنه ، با ضمانت ببر خی. تخت صدای پایش می آید می رسد و باز بدون گل است  با خودم میگویم تاریخ تا به حال خواستگار بی گل ندیده  مینشینند  می گویند  میشنوم  صدایم می کنند  بروید صحبت کنید  به کنج امن من خوش اومدی  با خودم می گویم   صندلی را برایش می کشم جلو و به رسم مهمان نوازی خودم روی عسلی کو ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/27/وصله-پینه-های-دل-یک-عدد-ماهی




مارا همه شب نمی برد خواب

درخواست حذف اطلاعات
کیه که میگه .ا الکی . میشن ؟ هرکی هس بگه تعارف نکنه  . . تا خودم با همین چشمای پف کرده بیدار مونده بیام بزنم پودرش کنم  . . والا  امتحان دارم  دعام کنین ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/26/مارا-همه-شب-نمی-برد-خواب




آن کیست که سرگشته نبوده؟

درخواست حذف اطلاعات
روزهایم میگذرد چونان زنی آبستن در بند خواب و تخت و رخت  چونان سربازی دور افتاده از وطن  چونان تنه ی خشکیده ی درخت کوچکِ گذرِ آلبالو برمی خیزم هر صبح  صحبت را چاشنی صبحانه می کنم  اغلب بیرون میزنم و میروم و بازمیگردم  گاهی اگر شود  اما نه از سر برنامه ، فقط از سر تنهایی و بی حوصلگی و البته تنبلی  قیلوله ای دارم شاید یک ساعته ، یا کمی بیشتر و بعد باز صحبت  راستی چقدر حراف شده ذهن شلوغ کارم ... شاید درس شاید چند صفحه کتاب  تا شامگاه  گویی منتظر تولد حسی هستم ، نوری  و یا در انتظار پایان چیزی دیگر ؛ تاریکی انگار که باید جوانه بزند  آنچه سالهاست در... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/20/آن-کیست-که-سرگشته-نمانده




امیدوارم ...

درخواست حذف اطلاعات
خودمو میبینم که صبح به زور چشماشو باز می کنه  خودمو میبینم که از زیر پتو بخاطر اینکه خواب چ. بپره تلگرامشو چک می کنه ... در حالی که خیلی وقته منتظر .ی نیست  خودمو میبینم که بلند شده یه لیوان آبو با چند قطره آبلیمو سر می کشه و خودشو کش و قوس میده بعدش داره یه لیوان چایی میریزه که با یه شکلات یا .ما یا شیرینی بخوره همزمان به مامان میگه من اگه جات بودم هیچ وقت انقد زود بیدار نمی شدم ... در حالی که میدونه که بیدار خواهد شد خودمو میبینم که بی حوصله لباس انتخاب می کنه  وقتی داره از در خونه بیرون میاد باز زیر لب آیة الکرسی می خونه و مونده معلق که کجا بره  کتابخونه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/25/امیدوارم




کجایی؟

درخواست حذف اطلاعات
خسته از رنگ های نقاشی  می شود آسمان من باشی؟ . . دلم می خواهدت  . . دلم می خواهدش  . . پ ن : هیچ.  جز آنکه دل به خدا س. است  رسم دوست داشتن نمی داند... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/20/کجایی




آن کیست که سرگشته نمانده ؟

درخواست حذف اطلاعات
روزهایم میگذرد چونان زنی آبستن در بند خواب و تخت و رخت  چونان سربازی دور افتاده از وطن  چونان تنه ی خشکیده ی درخت کوچکِ گذرِ آلبالو برمی خیزم هر صبح  صحبت را چاشنی صبحانه می کنم  اغلب بیرون میزنم و میروم و بازمیگردم  گاهی اگر شود  اما نه از سر برنامه ، فقط از سر تنهایی و بی حوصلگی و البته تنبلی  قیلوله ای دارم شاید یک ساعته ، یا کمی بیشتر و بعد باز صحبت  راستی چقدر حراف شده ذهن شلوغ کارم ... شاید درس شاید چند صفحه کتاب  تا شامگاه  گویی منتظر تولد حسی هستم ، نوری  و یا در انتظار پایان چیزی دیگر ؛ تاریکی انگار که باید جوانه بزند  آنچه سالهاست در... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/20/آن-کیست-که-سرگشته-نمانده




دستور آمده است

درخواست حذف اطلاعات
. . عزیزدل  ، مثبت بنویس  . . چشم  . . بی بلا ماهی جانم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/20/دستور-آمده-است




یادم نرود که

درخواست حذف اطلاعات
امروز ده رجبه  ولادت حضرت علی اضغر شش ماهه  ولادت .مون . جواد (ع )  نذر می کنم هر سال این موقع بریم اعتکاف   میشه ؟ میشه باب الحوائجم باشین  میشه ؟ مثل امروز که تنهام نزاشتین ؟ میشه حواستون باشه بهم ؟ . گفتند جواد است سر راه نشستیم  در جمع گدایان خبری بهتر از این نیست . او که در شش ماهگی باب الحوائج میشود  . ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/19/یادم-نرود-که




تا به کجا کشد مرا مستی بی امان تو

درخواست حذف اطلاعات
خوب بودن یعنی چه ؟ آن هم وقتی که قرار بوده بروی بنشینی سر کلاس ادبیات کوفتی سه واحدی که .ش با بی حرمتی تمام دانشجویان را حیفه نان صدا می زند ؟ اما تو الان نشسته ای گوشه ی کتابخانه تا دو کلام درس بچپانی تو کله ات تا برای آزمون آماده شوی ؟ اما هی بلند میشوی و می نشینی ، به پرحرفان و پر مدعایان سال پایینی که در کتابخانه هر و کر می کنند چشم غره می روی و دماغت را بخاطر حساسیت بهاره بالا میکشی ! خوب بودن یعنی چه وقتی به مادرت میگویی در راه کلاسی اما در کتابخانه پشت میزی  وقتی حوصله ی کلاس چهارساعته ی بعدی را هم نداری اما خودت را مجبور می کنی که گوش دهی ؟ خوب بودن... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/19/تا-به-کجا-کشد-مرا-مستی-بی-امان-تو




قصه ها و نغمه ها 95

درخواست حذف اطلاعات
پارسال با توجه به حجم اتفاقات و کارا و مشکلا و البته تنبلی خودم کتابام کم بوده  ١. پاییز فصل آ. سال است  نسیم مرعشی ، نشر چشمه  داستان از سه نظر ، معضلات اجتماعی و دل مشغولیای دخترای امروز ، کار ازدواج موفقیت مهاجرت ج. و ... ٢. درک یک پایان  جولین بارنز ترجمه حسن کامشاد  فوق العاده بود... ٣. من پیش از تو  جوجو مویز ترجمه مریم مفتاحی  قصه گونه ، به نظرم معمولی بود  ٤. با هم بودن  آنا .الدا ترجمه خجسته کیهان  روون و شیرین بعضی جاها دیالوگاه یه کم پراکنده  ٥. جنگل نروژی  هاروکی موراکامی ترجمه م عمرانی  تحولات ذهنی رو خیلی خوب بیان کرده مثل همیشه اما کمی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/18/قصه-ها-و-نغمه-ها-95




به حق همین ماه به حق همین بارون

درخواست حذف اطلاعات
. . امروز از صبح با گروهی از دخترا سرکار بودیم  یکیشون تعریف می کرد که دختر. و پسرخالش با هم بعد سه سال عقد ازدواج . ، با هم نساختن و جدا شدن و حالا پسر . جان دوباره ازدواج کرده دو ساله و بسیار خوشبختو و راضیه در حالی که دختر. در خونه مونده و همچنان معتقده که هیچ. نمی تونست با شوهر سابقش زندگی کنه چون اون دیوانست  هجومی از نظرات پیش میاد طبیعتا  حداقل تو مغز من  - ایراد از هر دو بوده  از دختره بیشتر که نساخته صبر نکرده و را.ار به .ج نداده  - پسره تازه روش زنداری رو یاد گرفته و مواظبم هست که زندگی دومش متلاطم نشه  - این دو تا با هم ترکیب خوبی نداشتند و هر کدوم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/18/به-حق-همین-ماه-به-حق-همین-بارون




او منتظر بود ، منتظر تو !

درخواست حذف اطلاعات
یک  نمی دانم چه مرگمان شده که نوشتنمان نمی آید... دو حس می کنم که دوره ی وبلاگ نویسی و وبگردی با وجود اینستاگرام و تویینر و مشابهٌ یه جورایی تموم شده اما من اینجا رو دوست دارم و با جون و دل می نویسم توش ... سه . شش صبح بیدار باش داریم پرانتز را باز کنید گریه ی حضار لطفا پرانتز را ببندید  چهار  شما را به شعری از . شریعتی دعوت می کنم و لا غیر    نمی دانم پس از  مرگم چه خواهد شد   نمی خواهم بدانم کوزه گر  از خاک اندامم                                                   چه خواهد ساخت .         ولی بسیار مشتاقم             که از  خاک گلویم سوتکی سازد    ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/18/او-منتظر-بود-،-منتظر-تو




تا باد چنین بادا

درخواست حذف اطلاعات
سلاااام عیدتون مبارک  حال ، احوال ؟ اوضاع به سامانه ؟ روزا انقدر تند گذشت که وقت آپدیت نداشتم اصلا  انشالله ما فردا عازم سفریم  همچنان محتاج دعا  سلامت باشین رهگذرای من❤️ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/03/تا-باد-چندن-بادا




حرمت اعتبار خودت را در میدان مقایسه از بین نبر ، از .ی که اصل کاریه و مهربون ترین بخواه

درخواست حذف اطلاعات
سلام به رهگذرای خوشگل  بخاطر یه سری مسائل بر خلاف میلم تا مدتی که معلوم نیست ( حداقل شش ماه ) اینستاگرامم رو دی اکتیو .  حالا من موندم و ذهن پر از کلمه و تنها پنجرم رو به شما  فکر کنم یه ماه از اومدنم به این محیط میگذره اما دل بستم بهش دوستم در شرف ازدواجه  نامزدش الحمدلله خوبه هواشو داره نازشو میکشه و همدیگرو دوست دارن  دست خودم نبود و امروز یاد بعضی چیزا می افتادم  چقدر سختی کشیدم  چقدر سختی و چقدر سختی  دست خودم نبود و همش دوباره فکر . که حقم این نبوده  این همه غم این همه اشک  اما خوب چه میشه کرد  الحمدلله به مواظبتایی که خدا ازم کرد و الحمدلله ب ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/15/حرمت-اعتبار-خودت-را-در-میدان-مقایسه-از-بین-نبر-،-از-کسی-که-اصل-کاریه-و-مهربون-ترین-بخواه




به تلخیه زهر به شوریه اشک به گرمیه خون

درخواست حذف اطلاعات
اولین بار که می خواست منو ببره بیرون به صورت رسمی زنگ زد گفت دوستم از ایتالیا اومده بیا با هم بریم بیرون ببریمش درکه  منم خیلی کار داشتم اما گفتم باشه  ساعت شش رسیدم خونه و شیش و ربع حاضر بودم که زنگ درو زد  رفتیم و دوستشو از هتل برداشتیمو راه افتادیم  یه مقدار صحبت و اینا تا رسیدیم ، رفت تو پارکینگ و مسئول پارکینگ گفت پنج هزار تومن هزینشه  قبول نکرد ، منو دوستشو تو سرما پیاده کرد و گفت میره جلوتر ماشینو میزاره میاد من و اون مرده هم صحبت کردیم از زنش که زمین شناسی میخوند از بچه ی تازه دنیا اومدش و از درس من  خلاصه اومد و رفتیم رستوران غذا خوردیم و شب ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/16/به-تلخیه-زهر-به-شوریه-اشک-به-گرمیه-خون




پیش به سوی بهترین ها

درخواست حذف اطلاعات
این قسمت  چهارده فروردین چگونه گذشت یک از خواب که بلند شدم یه صبحانه نوتلایی با تست نوش جان .  دو کمی از خستگی ها در شد خانه سامان یافت و چند صفحه نادر ابراهیمی نوش جان .  سه نتیجه آزمون اومد و با دوستم صحبت . و نتیجش عالی شده بود پس یه شیرینی افتادیم چهار همون لحظه تصمیم بر آن شد که بریم زیر بارون و کافه لانجین  پنج با یه راه خلوت و نم نم بارون خیلی تر گل ورگل زدیم بیرون  شش اول .زاده و آرامش خوشگل خودم و یا جابرالمن.رین بعدشم کافه و بلک فارست خوشمزه هفت راه برگشت خلوت ، اتاق خوشگل و نسیم بهاری  هشت برنامه ریزی برای شش ماهه ی بسیار پرکاری که از فردا اس... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/14/پیش-به-سوی-بهترین-ها




لیلة الرغائب

درخواست حذف اطلاعات
آرزو  آرزو در لغت یعنی 1 - خواهش ، کام . 2 - امید، چشمداشت . 3 - شوق ، اشتیاق . امشب که کنج اتاقم نشستمو هوای بهاری آروم آروم داره میشینه تو وجودم شب آرزوهاس  شب لیةالرغائب و اول ماه رجب  شکلاتای روی میز بهم چشمک می زنن ، مامان و بابا سرجاشون راحت خو.دن تا خستگیه سفر دلچسبمون در بره  فردا تعطیله و هنوز بوی کباب تابه ایه مامان با پنیر کرفت خوشمزه تو خونه پیچیده ... من چی بخوام از خدا به جز حفظ همین قاب ؟ همین لحظه ؟  ازش میخوام به بهترین ح. ها ببرتم جلو  و تنهام نزاره ، بی یار و همدل نزاره میخوام مواظبم باشه و ارامش دلم  .ماس دعا  الهی که به آرزو هاتون برسی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/11/لیله-الرغایب




سیزدتون به در

درخواست حذف اطلاعات
دارم به پارسال همین موقعم فکر میکنم  به دغدغه هام ، به نگرانیام و حرص خوردنام و به استرس ها و آرزوهام  و البته به حال الانم ، به خنده های امروزم و به فکر و خیال این آ. هفته  درسته که از طوفان پارسال هنوز اثرایی مونده  هنوز خیلی از شبا خواب بد میبینم ، هنوز سریع اشکم میاد و بی قرار و نگرانم تو بعضی از لحظه ها  اما می خوام بگم بهتون که الان خوبم و می خندم  می خوام بگم که خیلی از نگرانیای پارسالم الان مس.ه به نظر میان  می خوام بگم که یه بار دیگه طوری شدم که میتونم با تمام وجودم از خدا چیزی بخوام  و میخوام بگم که همه چیزه دنیا گذراس  پس همین الان نگاه کنین ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://myrunnylife.blog.ir/1396/01/13/سیزدتون-به-در