وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

نامحرمانه ها

آخرین مطالب نامحرمانه ها به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



چرندیات 012

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله ناخنِ کوچکِ انگشتِ بزرگِ پایِ سومِ سمتِ راستِ پشه (از طرف سرش پاشو بشمرین)،  تأثیرِ جنسِ بندِ کفشِ شناگران بر نانوذراتِ تشکیل دهنده یِ دندانِ آسیابِ دایناسورهایِ ک.شانِ راهِ شیری، عللِ ذوب شدنِ تاریخِ غربِ یونان در مواجهه با روده ی راستِ سلسله جبالِ خلیجِ مکزیک،  سردرگمیِ ناپلئون در برخورد با شخصیتِ دوگانه ی اُسامه بن لادن با شرایط مرزی دو سر کِلَمپ،  تأثیرِ یاخته های عصبیِ نورون های اقیانوسِ اطلسِ مرکزی بر راندمانِ هودِ مَس،  سیاه اندود .ِ تمساح های گیاهخوارِ با خیارشورهای بنفشِ قمرِ هفتمِ سیاره ی زحل، عواملِ مؤثر بر اسپوندیلیت‌... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/04/06




تو را حکایت ما مختصر به گوش آید

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله یا غفّار می‌دانید تفاوت بزرگ چمران با خیلی‌های دیگر چه بود؟ چمران می‌رفت بین مشروب‌خورها، می‌آوردشان جبهه، ازشان شهید می‌ساخت. می‌رفت .، دختری که حجاب نداشت را مسلمان می‌کرد، برایش حجاب می‌گذاشت، با او ازدواج می‌کرد. چون چمران از بالا به آدم‌ها نگاه نمی‌کرد. چون خط‌کشی نمی‌کرد بین آدم‌ها؛ بین تقواها؛ بین حجاب‌ها؛ بین کراوات‌ها؛ بین ریش‌ها... از خودم که چیزی ندارم بگویم. بگذارید از چمران هم بگذریم. برای اولین بار می‌خواهم در این وبلاگ برایتان قصه بگویم. قصه‌ی واقعی از امنیت امروزمان. پروفسور محمود فرزین، . تمامِ .یِ مکانیکِ ?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/04/03




تو را حکایت ما مختصر به گوش آید

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله یا غفّار می‌دانید تفاوت بزرگ چمران با خیلی‌های دیگر چه بود؟ چمران می‌رفت بین مشروب‌خورها، می‌آوردشان جبهه، ازشان شهید می‌ساخت. می‌رفت .، دختری که حجاب نداشت را مسلمان می‌کرد، برایش حجاب می‌گذاشت، با او ازدواج می‌کرد. چون چمران از بالا به آدم‌ها نگاه نمی‌کرد. چون خط‌کشی نمی‌کرد بین آدم‌ها؛ بین تقواها؛ بین حجاب‌ها؛ بین کراوات‌ها؛ بین ریش‌ها... از خودم که چیزی ندارم بگویم. بگذارید از چمران هم بگذریم. برای اولین بار می‌خواهم در این وبلاگ برایتان قصه بگویم. قصه‌ی واقعی از امنیت امروزمان. پروفسور محمود فرزین، . تمامِ .یِ مکانیکِ ?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/04/03




هیهات از این خیال مح. که در سر است...

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم به: .ِ شهیدم، . مصطفی چمران     سلام؛ حال ما خوب است! چه قدر با خودم کلنجار رفتم که چگونه آغاز کنم. آ.ش هم نوشتم: «سلام» اولش شاید این‌گونه باید شروع می‌شد که شرم بر منی که خودم را به شما منتسب می‌کنم. شرم بر منی که شما را . خودم می‌دانم، بی‌آن‌که بدانم شما برگه‌ی شاگردی مرا امضا کرده‌اید یا نه. شرم بر منی که مایه‌ی شرمساری . گران‌قدری چون شما شده‌ام. شرم بر منی که خودم را در میان شاگرد اول‌های شما چپانده‌ام و مدام تجدیدی می‌آورم؛ می‌افتم؛ مشروط می‌شوم. شرم بر من و بر این همه جسارت!   بگذارید کمی از خودمان بگوییم که شده‌ا?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/31




هیهات از این خیال مح. که در سر است...

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم به: .ِ شهیدم، . مصطفی چمران     سلام؛ حال ما خوب است! چه قدر با خودم کلنجار رفتم که چگونه آغاز کنم. آ.ش هم نوشتم: «سلام» اولش شاید این‌گونه باید شروع می‌شد که شرم بر منی که خودم را به شما منتسب می‌کنم. شرم بر منی که شما را . خودم می‌دانم، بی‌آن‌که بدانم شما برگه‌ی شاگردی مرا امضا کرده‌اید یا نه. شرم بر منی که مایه‌ی شرمساری . گران‌قدری چون شما شده‌ام. شرم بر منی که خودم را در میان شاگرد اول‌های شما چپانده‌ام و مدام تجدیدی می‌آورم؛ می‌افتم؛ مشروط می‌شوم. شرم بر من و بر این همه جسارت!   بگذارید کمی از خودمان بگوییم که شده‌ا?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/31




چرندیات 011

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله بچه ها یک کمپین راه انداخته اند که "برای ایران می مانیم، اگر حداقل معیشت را برایمان فراهم کنید." بچه های .ی کمپین راه انداخته اند. بچه های .ای روزانه. یعنی بچه هایی که یک زنی، شوهری، بچه ای، غیرت ملی ای، دغدغه ای، کوفتی، زهرماری، چیزی داشته اند که مانده اند همین جا .ایشان را بگیرند و نرفته اند بیرون از این مرزها. لابد می دانید که .ا گرفتن در ایران در خیلی از رشته ها از دیدگاه معادله ی دو دو تا چارتای ما آدم های دنیازده خیلی کار عاقلانه ای نیست. خلاصه آن که ع. پروفایل هایشان را عوض کرده اند. چه .انی؟ همان هایی که بعضی هایشان زیادی مذهبی هستند و عربد... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/28




چرندیات 011

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله بچه ها یک کمپین راه انداخته اند که "برای ایران می مانیم، اگر حداقل معیشت را برایمان فراهم کنید." بچه های .ی کمپین راه انداخته اند. بچه های .ای روزانه. یعنی بچه هایی که یک زنی، شوهری، بچه ای، غیرت ملی ای، دغدغه ای، کوفتی، زهرماری، چیزی داشته اند که مانده اند همین جا .ایشان را بگیرند و نرفته اند بیرون از این مرزها. لابد می دانید که .ا گرفتن در ایران در خیلی از رشته ها از دیدگاه معادله ی دو دو تا چارتای ما آدم های دنیازده خیلی کار عاقلانه ای نیست. خلاصه آن که ع. پروفایل هایشان را عوض کرده اند. چه .انی؟ همان هایی که بعضی هایشان زیادی مذهبی هستند و عربد... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/28




پدر خاکی و ما بچّه‌ی خاکی توایم...

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله یا علی   او خلیفه است؛ و آن‌ها رعیت او. نشسته است بر منبر. خطبه می‌خواند. شعار می‌دهند. لبخند می‌زند. . می‌دهند. لبخند می‌زند. لعن می‌کنند. لبخند می‌زند. محافظین خلیفه می‌خواهند متعرض یکی از آن‌ها شوند. می‌گوید رهایش کنید. او فقط با من بود. با .ی کاری ندارد. به .ی مربوط نیست. نشسته است بر منبر. از او سؤال می‌کنند؛ سؤالات ‌پیچیده. بی‌درنگ پاسخ می‌دهد. از بین مردم به صورت توهین‌آمیز به او می‌گویند: «خدا بکشد این را؛ چه قدر می‌فهمد!»؛ می‌فهمند که خلیفه‌شان خیلی می‌فهمد. دعا می‌کنند برای مرگ خلیفه‌ی فهمیده‌شان. خلیفه لبخند می‌ز?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/25




دلبر جانان من، برده دل و جان من...

درخواست حذف اطلاعات
یک؛ خیلی وقت بود رنگ خوابگاه را ندیده بودم. خیلی وقت که می‌گویم یعنی خیلی وقت. آدم‌هایی که مرا از نزدیک می‌شناسند، می‌دانند چه می‌گویم. رفتم خوابگاه؛ بلوک دو؛ طبقه‌ی چهارم؛ اتاق چهارصد و سیزده. بچه‌ها اصرار .د برایم فال حافظ بگیرند. حافظ شروع کرد سرِ کارمان بگذارد: دلبر جانان من، برده دل و جان من     برده دل و جان من، دلبر جانان من از لب جانان من، زنده شود جان من    زنده شود جان من، از لب جانان من روضه‌ی رضوان من، خاک سر کوی دوست خاک سر کوی دوست، روضه‌ی رضوان من این دل حیران من، واله و شیدای توست واله وشیدای توست، این دل حیران من یوسف کنع?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/27




پدر خاکی و ما بچّه‌ی خاکی توایم...

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله یا علی   او خلیفه است؛ و آن‌ها رعیت او. نشسته است بر منبر. خطبه می‌خواند. شعار می‌دهند. لبخند می‌زند. . می‌دهند. لبخند می‌زند. لعن می‌کنند. لبخند می‌زند. محافظین خلیفه می‌خواهند متعرض یکی از آن‌ها شوند. می‌گوید رهایش کنید. او فقط با من بود. با .ی کاری ندارد. به .ی مربوط نیست. نشسته است بر منبر. از او سؤال می‌کنند؛ سؤالات ‌پیچیده. بی‌درنگ پاسخ می‌دهد. از بین مردم به صورت توهین‌آمیز به او می‌گویند: «خدا بکشد این را؛ چه قدر می‌فهمد!»؛ می‌فهمند که خلیفه‌شان خیلی می‌فهمد. دعا می‌کنند برای مرگ خلیفه‌ی فهمیده‌شان. خلیفه لبخند می‌ز?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/25




چه دلی داشت خدایا! که به دریا زد و رفت...

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله یا حافظاً لا ینسی   در سال 1983 میلادی در یک تمرین هوایی، برخوردی در آسمان بین جنگنده اف پانزده و جنگنده ای چهار نیروی هوایی رژیم صهیونیستی انجام شد که ای چهار سقوط کرد و خلبانانش ترجیح دادند ایجکت کنند. اما اف پانزده با یک بال لندیگ کرد! با یک بال بر زمین نشست! یعنی تصور کنید که یک هواپیمای جنگنده یک بالش کنده شده باشد و فقط با یک بال بتواند در آسمان مانور دهد، ارتفاع کم کند، لندینگ کند، متوقف شود، خلبان‌ها پیاده شوند، بعد با خیال راحت بروند بایستند زیر هواپیمای یک‌باله و ع. یادگاری بگیرند! تمام این‌هایی که گفتم را می‌توانید گوگل ک... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/22




ما پراکندگان مجموعیم

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله یارقیب این که هر روز خستگی را بیش‌تر حس می‌کنیم، خودش هزار و یک حرف نگفته از عافیت‌طلبی‌مان دارد. این‌که لحظه‌ها را می‌شماریم تا به بعد برسیم، خودش هزار و یک درد نگفته از ناشکری‌هایمان دارد. این‌که سال‌هاست یادمان رفته در "حال" زندگی کنیم و از "حال" لذت ببریم، خودش هزار راه نرفته است و هزار هزار هزار راه کج‌رفته. یک روز تمام "بعداً"هایی که امروز انتظارشان را می‌کشیم، تبدیل به "الان" می‌شوند.  کفر متحرک من دارد به سرعت به . راکدم می رسد. بوی تعفنی از ایمانم مشامم را می آزارد. شنا . را فراموش کرده ام. باید دست و پا بزنم!+ بهار دارد نفس‌?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/23




چرندیات 010

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله پیامِ سامان حکایت از آن دارد که جلسه‌ی دفاع من سه‌شنبه‌ی همین هفته، ساعت ده و ربع صبح در کلاس ۳۱۲۰ دانشکده‌ی .ی مکانیک . علم و صنعت است. علم و صنعت اساساً دانشکده‌ی هوافضا ندارد. با این حال من از علم و صنعت خاطرات خوب دارم. مثل شهید بهشتی که حال‌خوب‌کن است. مثل شریف که خاطره‌سازی‌اش تازه کم کم دارد شروع می‌شود. برخلاف .کبیر و مرحومِ مغفور جنت‌مکان، . سیدمصطفی میرسلیم عزیز؛ ک.دای دوازدهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری. و الحمدلله که متروی تربیت‌مدرس هم راه افتاد. حالا حتی اگر یک روز خدای نکرده قرار شد تربیت‌مدرس هم دفاع کنیم، باکی نیست! ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/21-1




چه دلی داشت خدایا! که به دریا زد و رفت...

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله یا حافظاً لا ینسی   در سال 1983 میلادی در یک تمرین هوایی، برخوردی در آسمان بین جنگنده اف پانزده و جنگنده ای چهار نیروی هوایی رژیم صهیونیستی انجام شد که ای چهار سقوط کرد و خلبانانش ترجیح دادند ایجکت کنند. اما اف پانزده با یک بال لندیگ کرد! با یک بال بر زمین نشست! یعنی تصور کنید که یک هواپیمای جنگنده یک بالش کنده شده باشد و فقط با یک بال بتواند در آسمان مانور دهد، ارتفاع کم کند، لندینگ کند، متوقف شود، خلبان‌ها پیاده شوند، بعد با خیال راحت بروند بایستند زیر هواپیمای یک‌باله و ع. یادگاری بگیرند! تمام این‌هایی که گفتم را می‌توانید گوگل ک... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/22




هر چه گدا کاهل بُوَد آقا کریم است...

درخواست حذف اطلاعات
بسم اللهیا کریمیک:علیرضا یک گروه توی تلگرام ساخته به اسم "هدیه‌ها". داخل این گروه قرار است از خج. هم دربیاییم. هر چه ایراد از هم می‌بینیم را به هم هدیه بدهیم. روز عادی‌اش ما کلی بد و بیراه نثار هم می‌کنیم؛ چه رسد به این‌که بخواهیم تعمّداً پدر همدیگر را دربیاوریم! یکی از ایرادهایی که از من گرفت این بود که چرا سعی می‌کنی انقدر دیگران را با خودت بالا بکشی. مثلاً آهای الف‌سینِ وحشی! حالا مثلاً ایستاده آب خوردن در شب مکروه است که باشد! دیگر چرا وسط خیابان می‌نشینی کف زمین و آب می‌خوری؟ تازه ما هم که دور و برت هستیم مجبور می‌شویم وقتی با تواییم، خودمان ر?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/20




چرندیات 010

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله پیامِ سامان حکایت از آن دارد که جلسه‌ی دفاع من سه‌شنبه‌ی همین هفته، ساعت ده و ربع صبح در کلاس ۳۱۲۰ دانشکده‌ی .ی مکانیک . علم و صنعت است. علم و صنعت اساساً دانشکده‌ی هوافضا ندارد. با این حال من از علم و صنعت خاطرات خوب دارم. مثل شهید بهشتی که حال‌خوب‌کن است. مثل شریف که خاطره‌سازی‌اش تازه کم کم دارد شروع می‌شود. برخلاف .کبیر و مرحومِ مغفور جنت‌مکان، . سیدمصطفی میرسلیم عزیز؛ ک.دای دوازدهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری. و الحمدلله که متروی تربیت‌مدرس هم راه افتاد. حالا حتی اگر یک روز خدای نکرده قرار شد تربیت‌مدرس هم دفاع کنیم، باکی نیست! ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/21




هر چه گدا کاهل بُوَد آقا کریم است...

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله یا کریم یک: علیرضا یک گروه توی تلگرام ساخته به اسم "هدیه‌ها". داخل این گروه قرار است از خج. هم دربیاییم. هر چه ایراد از هم می‌بینیم را به هم هدیه بدهیم. روز عادی‌اش ما کلی بد و بیراه نثار هم می‌کنیم؛ چه رسد به این‌که بخواهیم تعمدّاً پدر همدیگر را دربیاوریم! یکی از ایرادهایی که از من گرفت این بود که چرا سعی می‌کنی انقدر دیگران را با خودت بالا بکشی. مثلاً آهای الف‌سینِ وحشی! حالا مثلاً ایستاده آب خوردن در شب مکروه است که باشد! دیگر چرا وسط خیابان می‌نشینی کف زمین و آب می‌خوری؟ تازه ما هم که دور و برت هستیم مجبور می‌شویم وقتی با تواییم، خودم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/20




نازنینا! مکن آن‌ جور که کافر نکند!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله یا رادَّ ما قد فات یک زمانی اطرافیانی داشتم که می‌گفتند اگر با . وارد جنگ شویم، همه‌شان را به درک واصل می‌کنیم. زن و بچه و پیر و جوان سرمان نمی‌شود. حتی به حیوانات و درخت‌های آن‌جا هم رحم نمی‌کنیم. به خاطر عقاید (به قول خودشان) .ی‌مان رحم نمی‌کنیم. این نگاه را امروز به نحو دیگری دیدم. می‌دانید؟ بین .انی که بستری شده‌اند یک دست‌فروش بود. تصور کنید دیروز یک جوان بیست و دو سه ساله از طبقه‌ی چهارم یک ساختمان، سرش را از پنجره بیرون آورده، اسلحه‌اش را گرفته به سمت دست‌فروشی که در پارکِ مقابلِ بهارستان بساط دارد. بعد هم شلیک کرده است. حالا دست... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/18-2




چرندیات 010

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله خسته بودم و تشنه. ولی بیشتر خسته. چون تشنه بودن را آدم یادش می‌رود. بالا.ه رسیدم خانه. هیچ چیز جای بوسه‌ی مادر را نمی‌گیرد. حتی یک پارچ آب یخ. طبق معمول اتاقم در هنگام نبودنم دست نخورده بود. خوبی‌اش این است که چه یک روز چه یک ماه، اگر نیایم، .ی با اتاق کاری ندارد. بر اساس عادت مألوف آمدم دراز کشیدم روی تخت. داشتم مغزم را ریفرش می‌. که به ذهنم رسید کمی در این شرایط از حافظه‌ام کار بکشم تا در شرایط خستگی و تشنگی قوی شود. مثلاً با قرارِ فردا شب شروع .. یادم نرود فردا شب که محمدصادق کشیک است افطاری ب.یم ببریم بیمارستان دورِهمی که بعداً مجبور نشوم مجر... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/19




نازنینا! مکن آن‌ جور که کافر نکند!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله یا رادَّ ما قد فات یک زمانی اطرافیانی داشتم که می‌گفتند اگر با . وارد جنگ شویم، همه‌شان را به درک واصل می‌کنیم. زن و بچه و پیر و جوان سرمان نمی‌شود. حتی به حیوانات و درخت‌های آن‌جا هم رحم نمی‌کنیم. به خاطر عقاید (به قول خودشان) .ی‌مان رحم نمی‌کنیم. این نگاه را امروز به نحو دیگری دیدم. می‌دانید؟ بین .انی که بستری شده‌اند یک دست‌فروش بود. تصور کنید دیروز یک جوان بیست و دو سه ساله از طبقه‌ی چهارم یک ساختمان، سرش را از پنجره بیرون آورده، اسلحه‌اش را گرفته به سمت دست‌فروشی که در پارکِ مقابلِ بهارستان بساط دارد. بعد هم شلیک کرده است. حالا دست... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://namahramaneha.blog.ir/1396/03/18-2