وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

رافائل تنها

آخرین مطالب رافائل تنها به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



نصیحت پدر، بهشت روی زمین

درخواست حذف اطلاعات
وقتی کارگری میومد خونه ی ما برای کار، پدرم همپاش کار میکرد. اکثرا باهاشون چای میخورد و حتی ناهار میخورد. همیشه کارگر رو بالا بالا مینشوند. توصیه میکرد مراقب باشید با کارگر درست برخورد کنید، نیاد روزی که به  خودتون غره بشید و از سر بالا با کارگر رفتار کنید. این شخص در اثر چرخش روزگار و دست سرنوشته که شده کارگر و شما شدید کارفرما. دور گردون ممکنه چنان بگرده که طی چشم بر همزدنی جای شما عوض بشه. مراقب باشید دل کارگر رو نشکنید.من از نه سال قبل که توی کارخونه ها مشغول کار شدم ، همیشه سعی . درست کار کنم. تنبیه و تشویق به جای خودش و احترام هم به جای خودش. هیچوقت با ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/03/04/post-541/نصیحت-پدر،-بهشت-روی-زمین




دردسر مرخصی گرفتن

درخواست حذف اطلاعات
یکی از دردسرهای بزرگ در کارخانه های خصوصی، مرخصی گرفتن کادر مدیریتی و کارشناسانه. از اونجایی که در کارخانه ها و شرکت های خصوصی یک نفر کار چند نفر رو انجام میده و جانشین هم نداره، یک روز مرخصی گرفتنش برای کارفرما معادل با تعطیل شدن شرکته. در نتیجه وقتی می خوایم مرخصی بگیریم هزار جور باید و نباید و شاید و غیره توش میاد که حس. آدمو کلافه میکنه. جوری با سیاست آدم رو اذیت میکنند که خودت ناخواسته ترجیح میدی که نری مرخصی. بله. اینم یه جورشه. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/03/03/post-539/دردسر-مرخصی-گرفتن




بدترین حال دنیا

درخواست حذف اطلاعات
بدترین حال دنیا اینه که بعد از یه روز کاریِ سخت، منطقت گل کنه. بشینی حرف های منطقی با بوی دو دو تا چهارتا بهش بزنی ( اون هم در حالی که ته دلت میدونی که اون مقصر نیست و توی این شرایط گرفتار شده) و بعد که صدای گرفته شو بشنوی، یه چیزی توی دلت هری بریزه پایین ولی بی تفاوت تلفن رو قطع کنی  و بعد یهو تمام نفرت دنیا نسبت به خودت بریزه توی قلبت و از خودت و این زندگی و شرایطی که توش گیر افتادی ح. بهم بخوره و هیچ غلطی هم نتونی .ی.بدترین حال دنیا برا وقتیه که دل .ی و که دوستش داری میشکنی. گندت بزنه با این دوست داشتنت و اون منطقت. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/03/02/post-538/بدترین-حال-دنیا




فقیرانه ی لذیذ

درخواست حذف اطلاعات
خوب یادم هست اولین بار کجا دیدمش. خیلی کوچیک بودم. شاید پنج یا شش سالم بود. یک روز غروب با پدر و مادر و برادرم رفتیم خونه ی . بزرگه. اون زمان هم ما و هم . بزرگه و خانواده اش تهران زندگی میکردیم. وضعیت مالی خانواده ی ما بهتر از خانواده ی . بود. ما ماشین داشتیم و درنتیجه خیلی از آ. هفته ها پدر ما رو میبرد منزل . بزرگه. هرچند چندان از باجناقش دل خوشی نداشت. اونروز عصر ما درحالی رسیدیم منزل .  که او در آشپزخانه سرگرم آشپزی بود.خونه ی . یه خونه ی کوچیک بود با حیاطی کوچکتر. طبقه اول آشپزخانه و . و سرویس بهداشتی و یک اتاق خواب بود و طبقه ی بالا، یک مهمانخانه(همون پذیرایی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/03/01/post-537/فقیرانه-ی-لذیذ




. ها

درخواست حذف اطلاعات
پدرم دوتا . ی پیر داشت.دو تا خانم پیر و کوچولو و تر و فرز  با موهای پنبه ای سفید.اولی عزیز جون بود. سفید رو و سپیدمو. قد کوتاه و مهربون. شیرین و دوست داشتنی. درجوونی شوهرش رو از دست داده بود و دو دختر و دو پسرش رو خودش بزرگ کرده بود. شنیدم در زمان کشف حجاب در صف مقدم .ن پیشرو شرکت میکرد و بسیار مد روز بود و ...... من که پیریش رو دیدم  که اون موقع هم بسیار شیک و تر و تمیز بود و خیلی خیلی مهربون و دوست داشتنی. بینی کوچولو و گردی داشت که صورتش رو جذاب تر و مهربون تر نشون میداد.دومی خال جان بود. پیرزنی با موهای خا.تری و اندامی ظریف و قدی نسبتا کوتاه و کمی بداخلاق و کم حوص... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/03/01/post-536/خاله-ها




خواستگار

درخواست حذف اطلاعات
خانم همکار توی این مدت چندتا خواستگار معرفی شده داشته. که به نوبت با اونها قرار گذاشته و صحبت کرده و دست آ. همه رد شدند.مورد اول: آقای . یه رشته فنی، معرف: مدیر کارخونهنتیجه: یک آدم دوشخصیتی، قبلا ازدواج کرده، وابستگی شدید به مادر، بسیار بسیار حساس، زودرنج و کمی عصبی و بسیار سنتی و تا حدودی دروغگو و مرموز. وضع مالی:مناسبمورد دوم: آقای بازاری پولدار ، معرف: دوست زن داداشنتیجه: همه کاره، سنتی و متعصب ، عصبی، بی ادب، حق به جانب، سیگاری و اهل نوشیدنی های ممنوعه، به جای همسر آشپزی میخواهد که خدمتکار حرف گوش کنی هم باشد. صادق، پرخاشگر، قبلا نامزد داشته. وضع مال... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/31/post-535/خواستگار




لبخند بزنید‌.

درخواست حذف اطلاعات
من همیشه اسفند رو دوست داشتم. چون یه شور و شوق و هیجان ویژه ای در اسفند ماه هست که هیچوقت دیگه ی سال نیست. دیروز رو هم خیلی دوست داشتم. اون شوق و خوشحالی در چشمان اکثر مردم قابل رویت بود.تازه فهمیدم این اسفندماه نیست که باعث شادی من میشه. این شور و نشاط و مهربونی آدم هاست که باعث میشه منم خوشحال بشم.دیروز اکثرا شاد بودند. مهربون بودند. لبخند به لب داشتند. این لبخند عجب معجزه ای میکنه. دنیا دنیا خشم و ناراحتی رو در یک لحظه از بین میبره.ای کاش میشد مردم سرزمینم همیشه خوشحال باشند. همیشه لبخند بزنند. همیشه با هم مهربون باشند. به امید اون روز..... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/31/post-534/لبخند-بزنید‌-




عاشقانه

درخواست حذف اطلاعات
یکی از لذت بخش ترین کارهای دنیا اینه که سرت رو بچسبونی به . ی عشقت و صدای تپش قلبش رو گوش بدی. اون هم همینجوری آروم بشینه و موهاتو نوازش کنه. یعنی دلت میخواد دنیا کش بیاد یا نه. اصلا  زمان بایسته و همه چیز همونجا و همون لحظه تموم بشه. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/30/post-533/عاشقانه




کپلک مهربون من

درخواست حذف اطلاعات
صبح زود اومد. ساعت هشت و ربع اینجا بود. با هم رفتیم پای صندوق رای و رای دادیم. اگه گفتین برام چی آورده بود؟ باقلوا لبنانی.یعنی من فدای اون مهربونیش که هفته ی قبل وقتی ع. باقلوا رو تو پیج این*ست*اگرامش دیدم و گفتم بدون من چجوری دلت اومد بخوری؟ این هفته برام یه جعبه .یده بود و با خودش اینهمه راه آورده بود.فردا شب اون روز هم ع. یه ظرف پاستیل رنگی برام فرستاد، گفتم آخه نامرد، نمیگی مردم نصف شب هوس .ن، از کجا پاستیل  گیر بیارن؟ اونوقت امروز یه بسته پاستیل رنگ و وارنگ برام آورده بود.دیروز ظهر که پکر بودم گفت چیزی نمیخوای برات ب.م، گفتم نه. من الان هیچی نمیخوام جز ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/29/post-532/کپلک-مهربون-من




بنویسید

درخواست حذف اطلاعات
یه ایراد بدی دارم. حتی اگه سالها باشه که خواننده ی یه وبلاگ خاص باشم، اگر بعد از مدتی وبلاگش آپ دیت نشه و چیزی ننویسه، اون رو از لیست ذهنم پاک میکنم و دیگه سراغش نمیرم. دوست ندارم هر روز به خونه ی .ی سر بزنم و صاحبخونه، خونه نباشه. متاسفانه این روزها تعداد وبلاگ هایی که بسته شدند یا در خونه شون تار عنکبوت بسته، زیاد شده. اونایی که جزو پیوندها هستید لطفا حداقل هفته ای یک بار بنویسید، آخه اگه قرار باشه ماهی یک بار هم به خونه تون سر نزنید پس چرا آدرستون حفظ بشه، خوب پاک میشه دیگه.عزیزان شما نسبت به اونهایی که به خودتون عادتشون دادید، مسئولید. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/28/post-531/بنویسید




انتخاب

درخواست حذف اطلاعات
دیروز عصر تلفنی با مادر صحبت می..پرسید نظرت در مورد ک.داها چیه. تعجب .. مادر سالهاست در مورد انتخابات صحبتی نمیکنه. نظراتم رو در مورد هر یک از ک.داها به تفصیل براش شرح دادم. با دقت گوش کرد و گفت: پس همه باید بریم و رای بدیم.پرسیدم: شما هم میرید؟ مادر گفت: بله. حتما.( برای مادری که حداقل در بیست سال گذشته هیچوقت پای صندوق های رای نرفته عجیبه. خیلی. ناخودآگاه به یاد گذشته میفتم. شوری که مردم رو فرا گرفت و بعد ، غم و ناامیدی که به دلها نشست. امیدوارم دوباره تکرار نشه، هیچوقت)مادر با تردید میپرسه: تو چطور؟ رای میدی؟( میترسه، من رو میشناسه، میدونه چی توی دلم میگذره ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/28/post-530/انتخاب




صبح بخیر چهارشنبه جان

درخواست حذف اطلاعات
عاشق این صبح های خنکم که یه نسیم خنک از توی آستین هات میدوه روی تنت و باعث میشه آروم و ریز بلرزی.عاشق این صبح های آفت. هستم که وقتی از خواب بیدار میشی میبینی هیچ اثری از سردرد وحشتناک شب قبل وجود نداره.عاشق این صبح ها هستم که وقتی در خونه رو باز میکنی و قدم تو کوچه میگذاری بوی خوش و بهشتیِ پیچ امین ال.ه میپیچه توی بینیت.عاشق این صبح هایی که وقتی گوشیت رو چک میکنی میبینی یه عالمه پیام عشقولانه ای از معشوقت که .ب از خستگی خوابش برده بود و باهات صحبت نکرده بود، برات رسیده.عاشق این صبح ها هستم که با لقمه ی نون و کره پنیر شروع میشه، اما یادت میاره که تا . چیزی باق... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/27/post-529/صبح-بخیر-چهارشنبه-جان




توهمی امیدوارانه

درخواست حذف اطلاعات
با مادر صحبت می.. گفت فلان کَسَک که دخترش با من همسن و هم مدرسه ای بود، حالم را پرسیده. از کارم سوال کرده و شرایط زندگیم.گفته که دختر و دامادش با مدرک فوق لیسانس و حقوق چندرغاز دیگر از دویدن ها و سگ دو زدن ها خسته شده اند و .ی گرفته اند تا کارهای مهاجرتشان را راست و ریست کند تا هرچه زودتر بروند.گفته دخترم خسته شده از بس از هر.ی در محیط کار حرف شنیده و دست آ. هم حقوق درست و حس. دریافت نکرده.مادر اینها رو میگفت و از رفتنشان صحبت میکرد و از شرایط کشوری که اقدام .د برای مهاجرت به آنجا میگفت و به به و چه چه میکرد.گفتم: مادرم، مهاجرت بد نیست. ولی از کجا معلوم که آنجا ه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/26/post-528/توهمی-امیدوارانه




دردسر محیط کار

درخواست حذف اطلاعات
گاهی  به یه شخص ناوارد و نا آگاه سمتی داده میشه تا تصمیم های مهمی بگیره اما همین شخص به علت عدم اطلاعش از شرایط، تصمیماتی میگیره که تمام اطرافیان رو به زحمت و دردسر میندازه.حالا  این وسط دردسر توجیه دیگران رو بگو. توجیه اینکه این آدم چه لطمه ای به سازمان میزنه و توجیه مسائل ساده ای که برای این فرد اصلا قابل درک نیست.خدا به داد ما برسه.خدا به داد من برسه با این وضعیت کار .. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/26/post-527/دردسر-محیط-کار




روزانه

درخواست حذف اطلاعات
سلام. صبح به خیر.هوا خیلی گرم شده و اتاق محل کار من هم خیلی گرمه. دیگه باید کولرهارو راه بندازند. هرچند کولر که روشن بشه ، مشکلات کولری من شروع میشه.(سرما، آبریزش بینی، لرز و استخوون درد).خیلی دلم میخواست این آ. هفته میرفتم تهران .ید مانتو، ولی یادم افتاد که انتخاباته و توی اون شلوغ پلوغی، نمیشه چیزی .ید.موند برای هفته ی بعد.همکلاسی . میاد پیشم. قول دادم براش کیک بپزم. کپلکم هر روز میره دوچرخه سواری. فکر کنم حرف مامان در مورد چاق بودنش بهش برخورده. هرچی که هست این دوچرخه سواری رفتن برای سلامتیش خیلی خوبه و من خوشحالم که هر روز غروبا میره دوچرخه سواری.****دلم ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/26/post-526/روزانه




به یاد بانوی مهربانی

درخواست حذف اطلاعات
دو روز گذشته خیلی سخت گذشت. حتی یک لحظه از فکر روژین  (نویسنده وبلاگ مهربانی شما چه رنگیست) بیرون نمیومدم. اولین بار خبر رو تارا توی یه کامنت دیروز صبح بهم داد. از عصر روز قبل دلم گرفته بود و حال بدی داشتم. بیخودی بغض کرده بودم و گاهی بی دلیل اشک میریختم. دائما به مرگ فکر می.. تا اینکه دیروز تارا بهم خبر داد که روژین، خانم . مهربونم که مهربانیش رنگارنگ بود، از بین ما رفته. اولش توی شوک بودم. اما هرچه بیشتر گذشت احساس . آروم و آروم تر شدم. با یادآوری این موضوع که  روژین جان دیگه درد نمیکشه و به آرامش رسیده حالم بهتر شد. اما هر لحظه بیشتر دلم برای پاشا میسوزه. از... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/25/post-525/به-یاد-بانوی-مهربانی




انتظار‌

درخواست حذف اطلاعات
امروز باید یه کار آماری تو بخش پیشبینی و برنامه ریزی تولید انجام بدم. منتظرم که ایمیلی رو که دیروز از دفتر تهران ارسال شده، مدیر جان برام فوروارد کنه. از دیروز تا همین لحظه من منتظرم. ولی هیچی که هیچی. حالا هی از تهران تماس میگیرن و میگن، پس کو برنامه ریزیت.****سخت ترین چیزی که این روزها باید تحمل کنم، صحبت های انتخاباتی همکاران عزیزه.مخصوصا اینکه همکارت  یه طرفدار دو آتیشه باشه و دائما در مورد این موضوع صحبت کنه و لحظه ای گوشی از دستش نیفته.****دیروز کیف یکی از همکاران رو توی کوچه زدند. دلم خیلی براش سوخت. خودمو که جاش میگذارم احساس میکنم ممکن بود سکته کنم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/25/post-524/انتظار‌




همدل

درخواست حذف اطلاعات
دیروز غمگین بودم. همکلاسی هم اخمو بود. صبح خیلی عصبانی بود. ظهر بی حوصله بود، غروب  اما خسته.عادت . به اینکه همیشه خوب باشه. حداقل با من همیشه خوب باشه.دیروز که غمگین بودم، همکلاسی هم خوب نبود. غمگین تر شدم. این مرتبه یه جور دیگه. شبیه بچه ای که مامانش باهاش قهر کرده و دیگه هیچ چیزی براش مهم نیست جز لبخند دوباره ی مادرش.تا غروب چندبار اشک هام سرازیر شدند. غروب همکلاسی تماس گرفت. از شرکت زده بود بیرون. گفت میرم خونه دوچرخه رو برمیدارم یه گشتی بزنم، بعد باهات تماس میگیرم.فهمیدم یه اتفاقی توی شرکت افتاده که خیلی پکرش کرده. پرسیدم چی شده؟ گفت: ولش کن. هروقت حال... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/25/post-523/همدل




یکشنبه

درخواست حذف اطلاعات
دیروز عصر رفتم خونه ی دخترمهربون. دخترش سه ماهه شده. خیلی وقت بود دلم میخواست یه نوزاد رو توی بغلم بگیرم و صورتش رو بچسبونم به صورتم.دخملی بانمک و شیرین بود. اما خیلی سخت شیر میخورد و خیلی  بد شیر رو هضم میکرد. به نوعی پروتئین که در شیر .داران وجود داره حساسیت داره و نمیتونه شیر مادرش و یا شیر پاستوریزه بخوره. فقط هم یک نوع شیر خشک خاص رو میخوره که خیلی به سختی پیدا میشه.با دیدن بچه و مشکلاتش، یه چیزی رو قطعی فهمیدم. اون هم اینکه من اصلا طاقت استرس های بچه داری رو ندارم.****مدیر اسبق گفته: من از رافائل خبر دارم. همه چیز رو درباره کار و زندگیش میدونم یکی نیست ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/24/post-522/یکشنبه




صبح . ی نیمه ی شعبان.

درخواست حذف اطلاعات
صبح . که باید بخو.، ساعت هفت صبح بیدار بشی و ببینی آسمون تاریکه. بعد چند لحظه نور خیره کننده ی رعد و در پی اون صدای وحشتناک  تندر. به قول قدیمیا " آسمون قلمبه" . پشت سر همه ی اینا صدای ضربه های بارون بر روی برگ درخت های چنار و توت پشت پنجره های خونه و کم کم صدای  ضربه ها روی شیشه ی پنجره اتاق خواب.همه ی اینا منو یاد . ی پدرم انداختند. پیرزنی ریزنقش و مهربون با موهای پنبه ای و صورتی که همیشه برق میزد و لبخندی که یک لحظه از روی لب هاش کنار نمیرفت. تر و فرز. اونقدر سریع قدم برمیداشت که اصلا فکر نمیکردی نزدیک به هشتاد سال عمر داره. شیک و خوشبو. همه صداش می.د عزیز. عزی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://raphaeletanha.blogsky.com/1396/02/22/post-521/صبح-جمعه-ی-نیمه-ی-شعبان-