وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

* گـــل نرگس *

آخرین مطالب * گـــل نرگس * به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



خدایا ... رحمی کن !

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم  نشسته بودم روی تخت و هی بستنی را تا . های لوزالمعده ام  می . داخل و با تماس دادنش به دیواره های لوله ی گوارشم می کشیدمش بیرون و عشقی می . با طعم شکلاتی اش که صدای . . های برادرم که کنارم روی تخت خوابش برده بود ، توجه آسکاریس وجودیم را به خود جلب کرد ! کرم است دیگر آرام و قرار ندارد فلذا بر آن شدیم تا همان بستنی لیسی خیس را در دهان بازش . در حالیکه خواب است ! گرچه عقل هشدار می داد عاقبت یا کبود می شوی یا ع. برگردان روی دیوار اما لذت آزار برادر کوچکتر طعم دیگری داشت که قابل چشم پوشی نبود و به پرت شدن از بالای برج میلاد نیز می ارزید حتی :|‌ !آ?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2261/خدايا ... رحمي کن !/




پیش .ی بی پیش .ی !

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم   امتحانات نهایی امسال با وجود تاثیر بی سابقه ی بیست و پنج درصدی اش در کنکور سراسری ، شیرین ترین و دل چسب ترین امتحانات پایان ترمی بود که در تمام طول عمر این چندین ساله ی تحصبل ، تجربه کرده بودم ... هیچ گاه حتی به زعم و گمانم بر نمی خورد که می شود تا این حد امتحاناتی را شاد برگزار کرد و خوش گذراند و فکر خود بود و نشاط داشت و نشاط داشت و نشاط داشت ...همیشه پایان ترم هایم سیاه ترین شب و روز هایم بود ، شب و روز های قرین با اضطراب و در خوش بینانه ترین و خوب ترین ح. خواب دو ساعته ی بعد از هر چهل و هشت ساعت بیداری و جان دادن پای کتاب هایی که دیگ?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2260/پيش دانشگاهي بي پيش دانشگاهي !/




.ماس دعا

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم  در غربتت همین بس که هرچه آمدم بنویسم نشد ... !___+ عیدتون مبارک ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2259/التماس دعا/




عجز

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم  هر.ی , یه چیزی رو داره تو سینش پنهان می کنه شاید یه راز , شاید یه حرف یا ...نمیدونم این هشتاد و شش نفری که تو آ.ین بار چک .م , تو بازدید هام دیدم کین یا چین ؟! واقعین یا نه اختلالات سرور بوده ؟! آشنان یا غریبه ؟! نمیدونم اما فقط این رو میدونم که گاهی اونقدری داره چیزی تو سینت بهت فشار میاره که ...آدم های تنها راهی ندارند جز سکوت تا اینکه برسند به جایی که مثل یک بمب با اشاره ی هر فرد منفجر بشن ...کانتکت های تلگرامم رو مرور . , .ی نبود که بتونم باهاش حرف بزنم ... تنهایی گاهی خیلی به آدم فشار میاره ... تو یه دو راهی سخت گیر افتادمخیلی سخت ...خیلی خیل?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2258/عجز/




میخوام هنوزم همونقدر دوستت داشته باشم

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم ... برای آدما درکش سخته ،خیلی سخته ...اینکه تو یهو وسط قه قهه هات ، اشک روی گونه هات میچکه یا اینکه چند ثانیه بعد از یه بگو بخند طولانی میری یه گوشه و میری تو لک خودت ...درکش سخته و از اون جهت که نمی فهمننش اسمشو میزارن جنون ... !یه ذره که سوادشون بالاتر بره ! اسمش میشه دو قطبی ؛یه اختلال ..افسردگی - شی. ...میدونی ؟! اونقدری یکنواختی این زندگی خا.تری رنگ رو تو گوش همدیگه خوندیم که باورمون شده ، احساسات روی هیچ کدوم از مدار های زندگی روباتی امروز نمی تونه بشینه و ما فقط آهن . هایی هستیم که نیاز داریم به روغن هر روز زانو هامون تا راحت حرکت کنن ! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2256/ميخوام هنوزم همونقدر دوستت داشته باشم/




بی رحمانه

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم  زندگی همیشه یه صحنه ی زور آزمایی بوده ... بین تو و زندگی ...تویی که همیشه مغلوب و کتک خورده ای و هر سال یک شماره به شمارش تماشاچیایی اضافه میشه که منتظرن دیگه بلند نشی ...زندگی همیشه یه صحنه ی زور آزمایی بوده که بی اختیار خودت رو به یکباره وسطش دیدی و آدمای دور و برت رو تماشاچی ...حتی اگه دهنشون نام تو رو فریاد بزنه اما تهش ، دستشون میاد و ضربه ی زندگی رو محکم تر روی تنت کبود میکنه ... زندگی همیشه یه صحنه ی زور آزمایی بوده ...بی رحمانه ...بدون انصراف ...صحنه ای که همه ایستادند تا زمین خوردنت رو به تماشا بشینن ...صحنه ای که دهنت مزه ی خون گرفت... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2257/بي رحمانه/




افتاده به جانم

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم  افتاده به جانم ... افتاده به جانم درست مثل بغض سنگینی که مدت هاست بر دوشم سنگینی می کند و به هر سو کوله پشتی ام شده ...کوله پشتی ام استاندارد نیست ... وزنش زیاد است ... بقدر تمام این سال ها در جانش ریخته و ریخته و ریخته و حالا ، آنقدری سنگین شده که نمی شود بلندش کرد ... باید کشید ... باید کشید ...باید  او را کشید ...باید از او کشید ...باید درست مثل وزنه ای آویخته به پا روی زمین رد همراهی اش را نظاره کرد ،باید میل وصلش به زمین را درست در لب پرتگاه زمین ، به تنهایی با جانی نحیف ، روی دست های آویزان به تنها شاخه ی امید ، رو به بالا کشید ... افتاده به... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2254/افتاده به جانم/




میل شدید و عجیب

درخواست حذف اطلاعات
هو الرحمن اصلا می دانی چیست ؟!تمام زن هاذاتا خیاط آفریده شده اند ...اصلا از همان روز که خدا روحش را به جان زن دوخت ؛ فطرتشان قرین شد با یک جور .نگی خاص ...  آن ها خوب بلدند تا شادی هاشان را وصله پینه کنند ،غم هاشان را بشکافند ،اشک ها را درز بگیرند و الگو بکشند بر پارچه ی زندگی ...آن ها خوب می دانند تا چطور متر را دست بگیرند که لبخندشان قواره ی تن روز شود و چطور اشک هاشان برازنده ی تن سیاه شب تنهایی شود ...آن ها ... حالا همیک جور میل عجیبی افتاده به جانم ..شدید ...عمیق ...یک میل عجیب ساده ی پیچیده ...یک میل دلتنگ ٍ کوک زدن ...بر پارچه ای سفید ...نه به سفیدی زندگی ...اما سفی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2255/ميل شديد و عجيب/




خیلی گرم

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم  نه معدن خوانده ام ،و نه از معدن چیزی می دانم ... تنها دانسته ام از معدن منتهی می شود به چند کلمه ی تایپی کتاب زمین شناسی سال سوم دبیرستانم ....که معدن گرم است ...معدن خیلی گرم است ...من فقط می دانم که معدن گرم است ...آنقدر گرم که کانی های سخت و سنگی ، در آنجا دگرگون می شوند ... رنگ عوض می کنند ، خمیر می شوند و بعد ؛ مر مر می آیند بیرون ...آنقدر گرم که دل سنگ را هم آب می کنند ... خیلی گرم ...آنقدر گرم که حتی تو در گرمای آغوشش گم می شوی ...معدن گرم است ...خیلی گرم ...ـــ#س_شیرین_فرد#ایرانم_تسلیت ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2253/خيلي گرم/




جنون تنهایی و دلتنگی

درخواست حذف اطلاعات
هوالرحمن الرحیم  ده ، نه ، هشت ، هفت ، شش ، پنج ، چهار ، سه ، دو و فوت ...می شمردم ،خودم می شمردم ...به یک که رسید ، آرزو . در مقابل شمع هایی که درست به تعداد تمام دلتنگی های بی شمارم ، اشک می ریختند و فوت ... اشک هایم آرام آرام جاری شدند ...کیک را می ب. ..چشم هایم تار بود ... اما نگاهشان روی دوشم سنگینی می کرد ... مردم به تنهایی ام خیره شده بودند ...به گمانشان دیوانه ای آمده بود و خودش برای خودش شعر می خواند و می شمرد و آرزو می کرد و فوت می کرد و کیک می خورد ... تقویم مقابلم بود ،درست امروز ، باز شده بود ...نه تولدی ، نه عیدی ، نه جشنی و نه ..خ.ر قرمز را برداشتم ...کنار دوشنبه ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2249/جنون تنهايي و دلتنگي/




عجیب شدم :|

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم طبق روال غالب پنج شنبه ها , اتوبوس دم در منتظر بود تا بریم باشگاه ...شاید کل طول مسیرمون تا اونجا پنج دقیقه هم نمی شد ... کتابم دستم بود تا از وقتم بهترین استفاده رو .م و تو همین پنج دقیقه هم یه چیزایی بخونم  ...وقتی به باشگاه رسیدیم ساعت دور و بر هشت و نیم بود , چراغ های سالن تازه تازه داشتند روشن می شدن , بنا بود تا مثل همیشه لباس هامونو عوض کنیم و بیایم گرم کنیمرفتم تا لباسم رو عوض کنم ...دیگه فقط یادمه که مسئولمون داشت صدام می کرد : ساجده , ساجده ! بلند شو ساعت دوئه می خوایم بریم :|  ____+ بعدشم بابام اومد دنبالمو یادمه بیدار شدم ناهار خور... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2250/عجيب شدم :|/




خوش آمدی ، گلی جان .. !

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم   توت فرنگی ، در میان انواع گونه های مختلف گیاهی ، یکجور دیگر در دلم دلبری می کرد ... همان روی سرخ و سایبان پهن برگ برای عجیب دلنشین بود ... . توت فرنگی را دوست داشتم ، مخصوصا از همان وقتی که در زیست گیاهی فهمیدم که توت فرنگی هرجا قامت خم کند و پشتش به خاک بگیرد ، درست از همانجا ریشه می دواند ، گل می دهد ، سبز می شود و می روید و می روید و می روید ... عجیب احساس . می . با او ... او هم پشتش به خاک می کشید ، او هم زخم می خورد ، زمین می خورد ، قامتش می ش.ت درست مثل من ... اما او هرکجا که زانوانش تاب ایستادن نداشتند ، دوباره ریشه می داد ، بیشتر می شد ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2251/خوش آمدي ، گلي جان .. !/




ترس عمیق

درخواست حذف اطلاعات
هوالرحمن الرحیم  - بیست و نه ِ شیش ؟!!!متعجب بود ، صدایش از تعجب بلند شده بود و تقریبا تمام آزمایشگاه چشم دوخته بودند به لبان من ... - بله ؛ آزاد حساب کنید ...- تخصصیه ، خیلی تفاوتش میشه ها ... !- مهم نیست ...- به نظرتون دیر نیومدید ؟!چشم دوخته بود به " اورژانسی " بالای برگه ... و من چشم دوخته بودم به خاطراتی که همه شان در دهان . می گفتند ، باید سریعتر جواباشو برام بیاری ! از آزمایشگاه ترسی نداشتم ، از آزمایش دادن هم ... نه درد برایم مهم بود و نه هیچ چیز هیچ چیز هیچ چیز دیگر ... فقط یک چیز برایم دردش ترسناک بود و آن درد تنهایی بود ... از بیست و نه شش هزار و سیصد و نود و پنج ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2252/ترس عميق/




اپی فیز

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم اصلا می دانی چیست ؟!اپی فیز ، اتاقک دلتنگی هاست ...درست شنیدی ، جای همان گوشه کنار های هیپوفیز ، اتاق کوچکی است که چنان معماری منحر به فردی دارد و چنان جا دار است که می تواند غم سال های سال را در زیر همان قامت عدس مانندش ، پنهان کند ... نقشه ی خانه هم قابل تامل است ... این همه عرصه ی کم و عیان ... عیان را ز چشم هایت بپرس ... !نقشه ای با معماری لحظه لحظه ی دل گرفتگی ها چنان نقشه می کشد که آشپزخانه ای به وسعت یک دل داشته باشد و هی غم .د کند و غم سرخ کند و غم طبخ کند و تو چشم هایت بسوزد از این همه زخم مانده به انگشتان کار کرده ات ... می دانی چیست ؟! هن... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2248/اپي فيز/




ساده و معمولی

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم  دختری ساده بودم ، ساده و معمولی ... از همان بچه مثبت های ردیف جلو نشینی که همیشه نفر اول دستشان بالا بود و در کلاس پای ثابت مباحثه هایی بودند که دیگر دبیر می گفت باقی پاسخ سوال هایت ان شاءالله . ، از همان هایی که بی خیال پاسخ سوال هایشان نمی شدند و تاب صبر تا . را نداشتند ... از همان بچه های رو اعص. که شش صبح در مدرسه بودند و تمام تکالیفشان را انجام داده و تست اضافه زده و آماده ی آماده ای که به حساب انجام دوستی اصلا نمی دادند تا از رویشان بنویسی ! درست از همان دختر ها بودم ... از همان هایی که از سال اول دبیرستان ضریب درس های مختلف را گوشه ی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2245/ساده و معمولي/




طاق نصرتم ...

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم  یقین دارم به عرش ؛طاقی قد علم کرده استکه بر آستانش ، پل صراطی گره حاجت بسته و بهشتی لولو و مرجان ز جان او می گیرد ...فلک بر گرد او می گردد و زمین به خاک پای او می نشیند وخورشید ، سو سویی ز چلچراغ اوست ... عشق می جوشد ز نفسش ...درست در راستای شمال شرق ... باب الجواد ... ! ـــ+ ممنون آقا جان ، که با اومدنت منت سر ما زمینیا گذاشتی ..+ عیدتون مبارک+ صلواتی جهت تعجیل در فرج و خشنودی آقا صاحب ا.مانمون عنایت می کنید ؟ #س_شیرین_فرد ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2246/طاق نصرتم .../




بازدم

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم  علم هم اثبات کرده استکه بازدم ،کمی بخار آب به همراه دارد ...بخاری که می آید آرام آرامز نفستو می نشیند درست بر گونه های سردم ...میعان می شود با گرمی نفس تو و سردی من اشک پشت اشک ...و باز ، دم و باز ، دم ... !  #س_شیرین_فرد ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2247/بازدم/




تازه تر ها ...

درخواست حذف اطلاعات
هوالرحمن الرحیم   تازه آتل دستم را باز کرده ام ... آ. می دانی چیست ؟! جدید تر ها وقتی عصبی ، مضطرب ، نگران یا هیجان زده و ... می شوم دستم شروع می کند به مردن ! بله ؛ درست شنیدی ، مردن ... نه از آن مردن های راحت ها ... نه ! شروع می کند به جان کندن ... چنانی درد می کشد و چنانی درد می کشم که گویی همین حالا .ی دارد با اره ای کند ذره ذره استخوانش را می برد و تکه تکه می کند و .د خاکشیر تا آن را جدا کند از رفیق چندین و چند ساله اش ! تازه آتل دستم را باز کرده ام آ. هیچ تاثیری جز ثابت نگه داشتن و کلافه . من نداشت ، دست من کارش را ادامه می داد ... جدیدتر ها ورم هم می کند ... مثل یک بادکنکی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2244/تازه تر ها .../




سال نویتان ، سال آرزو ها

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم  روز های پایان سال است و داریم یک سال دیگر را هم بسته بندی می کنیم تا بگذاریم در انبار عمرمان . کارمند ها بی وقفه در تلاشند و حتی ثانیه ای برای استراحت دست نمی کشند فقط گاهی شیفت اشک را خنده برمی دارد و کشیک نگرانی را ترس ... ! حتی بیست و هشتم اسفند را هم نمی روند بنشینند کنار خانه شان سبزه ، سبز کنند یا در تلاطم بازار ها دنبال تکمیل .ید عیدشان باشند ...  خوب ، بد ، تلخ ، شیرین ، شاد ، غمگین ، دردناک و ... هرچه بوده الان در دسته ی پرونده های آرشیو نود و پنچ مانده و دارد می رود تا به اتاق بایگانی برسد و همانجا خاک بخورد تا روزی خاطره ای بی مه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2243/سال نويتان ، سال آرزو ها/




م ا د ر

درخواست حذف اطلاعات
هوالرحمن   خودمان را هنوز که هنوز است پیدا نکرده ایم ، اصلا احساس نمی کردیم که گم شده باشیم ، شروع تمام این حرف ها ، اصلا شروع تمام جان ها همه اش از یک قطره ی اشک بود ...قطره اشکی که بر گونه ی آرام جانی چکید و ماند به یادگار ، اشک شوق ...سرخط تمام حرف هایم یک قطره اشک بود و بس ...یک قطره ای که تا پایین گونه آمد و از آن بس با. گرفت قطره قطره بر هر بهانه ای ...شروع تمام حرف هایم همان اشک روز اولی است که ز دریایی چکید به شوق دریاچه ای که پرستو ها برش جا خوش کرده بودند ...به شوق یک کشف ، یک کشف عظیم ...کشف دریاچه ای که ز رود جریان یافته ز تو جان گرفته بود و حالا داشتند لاله... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rosesorati.ParsiBlog.com/Posts/2242/م ا د ر/