وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

دشت جنون

آخرین مطالب دشت جنون به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



آوازی نیست

درخواست حذف اطلاعات
12:00 شنبه     کنار سکوت تو،  چنان پاورچین راه می روم،  که حتی خودم هم،  بودن خویش را باور ندارم.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2262




سهم

درخواست حذف اطلاعات
12:45 بامدادشنبه     همان گوشه ی تاریک ماه،  همان نقطه ی خاموشِ سرد،  همیشه با چشمان .تم به آنجا نگاه می کنم.  گمانم این است  که روح عصیانگر پرنده ای تبعید آن حوالی پرسه می زند.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2260




سال بی ترانه

درخواست حذف اطلاعات
8:30 شنبه     ص. نشنیدم، جز بی ص.؛  سکوت   همیشه بهتر به گوش می رسد.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2261




ترانه ی سکوت

درخواست حذف اطلاعات
1:25 بامداد .     ستاره ی کوچک  از دور  روی ماهِ دوردست را  می بوسید.  ماهِ مستِ مغرور  را ؛  زیر سایه ی نقره ای اش   .ی    افتادن شعله ی خاموش را    نمی دید.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2258




بیداری

درخواست حذف اطلاعات
9:00 .     سپیده دم   خیال آبی لبخند تو بود  درست همرنگ آواز گنجشک ها.  همین  برای لمس لحظه ها کافی است.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2259




تماشای درد

درخواست حذف اطلاعات
18:45 پنجشنبه     دستان یکدیگر را  که از دست می دهیم،  سقوط قلبمان ناگزیر است.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2257




مثل خاطره ای دور

درخواست حذف اطلاعات
13:00 چهارشنبه   آنجا، ویران بود... سرم را به عقب برمی گردانم و با جسارت، به آنچه پشت سرم هست، نگاه می کنم. همه چیز را از یاد برده ام.  رد سفید مرگ، در هر گوشه ی بستر تاریک به چشم می خورد. زمان متروک، از هم پاشیده است.  دست در خویش فرو بردم و "من" را از درونم به بیرون کشیدم. نبردی سخت در کار است. هر چند، از آغاز هم پیدا بود که کدام باید بمیرد. همانگونه که ایزد مهر، به کشتن، فرمان داده شده بود. آ.، بنا بود که از جسم خون آلود آن معصوم، جهانی بروید. و در "من" جهانی .ه بود. مرگ اتفاق می افتد. پیکرش را همراه با زمان متروک، به تاریخ می سپارم. دیگر هیچ نبود جز تصویر .ج مرگ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2255




جنون خاطره

درخواست حذف اطلاعات
17:30 پنجشنبه     هنوز تابستان از راه نرسیده،  منتظر فصل سردم.  زمستان ها همیشه گرم ترند.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2256




یاد

درخواست حذف اطلاعات
12:30 بامداد پنجشنبه     صدای . ی باران،  نگاهم را می پوشاند.  ردای خیس فراموشی.       ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2232




مثل خاطره ای دور

درخواست حذف اطلاعات
13:00 چهارشنبه   آنجا، ویران بود... سرم را به عقب برمی گردانم و با جسارت، به آنچه پشت سرم هست، نگاه می کنم. همه چیز را از یاد برده ام.  رد سفید مرگ، در هر گوشه ی بستر تاریک به چشم می خورد. زمان متروک، از هم پاشیده است.  دست در خویش فرو بردم و "من" را از درونم به بیرون کشیدم. نبردی سخت در کار است. هر چند، از آغاز هم پیدا بود که کدام باید بمیرد. همانگونه که ایزد مهر، به کشتن، فرمان داده شده بود. آ.، بنا بود که از جسم خون آلود آن معصوم، جهانی بروید. و در "من" جهانی .ه بود. مرگ اتفاق می افتد. پیکرش را همراه با زمان متروک، به تاریخ می سپارم. دیگر هیچ نبود جز تصویر .ج مرگ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2255




حادثه ی کهنه

درخواست حذف اطلاعات
1:00 بامداد چهارشنبه     آینه ش.ته بود.  چشم هایم تَرَک خوردند.      ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2226




کودتا

درخواست حذف اطلاعات
11:20 چهارشنبه     دست شستن بیهوده است!  وقتی دل می شورد!     ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2235




زیر درختان بید مجنون

درخواست حذف اطلاعات
19:45 دوشنبه     غربت  گریه های کودکی است  که سرزمین مادری اش را می خواهد.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2254




دور بود

درخواست حذف اطلاعات
9:00 شنبه     هر صفحه ی این تاریخ نمناک را که ورق می زنم، یک گوشه اش، لبخند تو چسبیده است. چنان عمیق که قلبم را از جا می کَنَد و می برد. به دوردست ها. آنجا که در چنگ ابرها، هیچ چیز پیدا نیست. دیگر قلبی نمانده است...شاید کهنگی، رنگ تازه تری باشد. من نام نمی خواهم. حتی صورت هم. به حادثه می .شیدم. سقوط می کنم بی آنکه سیبی در دامنم افتاده باشد.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2250




قاعده این است

درخواست حذف اطلاعات
1:00 بامداد دوشنبه     قواعد از آنچه که به نظر می آیند، بسیار سخت گیرانه ترند. همان قواعدی که مصرانه سعی دارند بگویند .وما  دو دو تا  چهار تا نمی شود.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2253




اغماء

درخواست حذف اطلاعات
  14:00 شنبه         در دوردست ها بودم. مه گرفته. در گرگ و میش آسمان غمزده. نمی دانستم شب است یا روز. اما پیدا نبودم. نمی ترسیدم. درد نداشتم. اصلا هیچ چیز را حس نمی .. بی چهره، بی قلب، از چه باید ترسید؟! گمشدن، همیشه تعبیر دگرگونه ای است از غریبگی. و حتی ش.تن. چون محتمل، سقوط اتفاق خواهد افتاد. عجیب است، که هر بار گم می شوم، به طرز وفادارانه ای ، در دام واژه ها می افتم.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2252




شعله ها

درخواست حذف اطلاعات
12:00 شنبه     در جستجوی تصویری بودم که دوباره در آینه پیدا شدی. بازگشتم... و روی رد پای لحظه ها قدم زدم. حتی اگر زمستان هم  باشد، باز هم می سوزانند.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2251




دور بود

درخواست حذف اطلاعات
9:00 شنبه     هر صفحه ی این تاریخ نمناک را که ورق می زنم، یک گوشه اش، لبخند تو چسبیده است. چنان عمیق که قبلم را از جا می کَنَد و می برد. به دوردست ها. آنجا که در چنگ ابرها، هیچ چیز پیدا نیست. دیگر قلبی نمانده است...شاید کهنگی، رنگ تازه تری باشد. من نام نمی خواهم. حتی صورت هم. به حادثه می .شیدم. سقوط می کنم بی آنکه سیبی در دامنم افتاده باشد.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2250




بی صدا

درخواست حذف اطلاعات
2:30 بامداد .     وقتی بیداری شبیخون می زند،  در اعماق تاریکی،  رویاها .یدن آغاز می کنند.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2249




فانوس

درخواست حذف اطلاعات
12:30 بامداد شنبه     من  هرگز از تاریکی شب نهراسیده ام.  دروغ می گفتم، تا تو چشم هایت را بازکنی.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salhayesepid.persianblog.ir/post/2230