وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

سجوم

آخرین مطالب سجوم به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



به خانه بر می گردیم

درخواست حذف اطلاعات
. ظهر را در مزار شاه نعمت الله ولى خواندم امروز. همه چیز این خانه صاف و ساده است. مثل صاحبش. حتى مقرنس ها هم کم حاشیه اند. در بقعه اصلى که دراویش ذکر مى گیرند تمثالى قدیمى از شاه نعمت الله است. همراهم میگفت چشمان ع. جادویى ست، از هر طرف بایستى انگار تو را مستقیم نگاه مى کند. رفتم پشت ایوان ها. بعد کنار کتیبه ها. راست میگفت. همه جا تو را نگاه مى کرد، با چشم هاى جادویى. حالا که رسیده ام تهران خیال مى کنم هنوز دارد مرا نگاه مى کند.... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1396/02/29




راحت باش

درخواست حذف اطلاعات
نزار قبانى راست مى گوید انگار که "هر چیزى را مى توان پنهان کرد. به جز رد پاى زنى که در درونمان قدم مى زند." ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1396/02/20




عاشقانه های .

درخواست حذف اطلاعات
خداوندا! تو خود شاهدی آن‌چه از ناحیه‌ی ما صورت گرفت، نه رقابتی برای تصاحب قدرت، و نه تلاشی برای فزونی ثروت بود؛ بلکه می‌خواهیم نشانه‌های دین تو را آشکار و اصلاح را در سرزمین‌های تو برقرار سازیم تا بندگان مظلوم تو ایمن گردند و حدود الهی ب.ا شود. سعید جلیلی... بیانیه ی خداحافظی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1396/01/28




از این سکوت اجباری

درخواست حذف اطلاعات
از مولای ابدی مان . المومنین علی علیه السلام است که:  فِی صِفَةِ الْمُؤْمِنِ الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ أَوْسَعُ شَیْ‏ءٍ صَدْراً وَ أَذَلُّ شَیْ‏ءٍ نَفْساً یَکْرَهُ الرِّفْعَةَ وَ یَشْنَأُ السُّمْعَةَ طَوِیلٌ غَمُّهُ بَعِیدٌ هَمُّهُ کَثِیرٌ صَمْتُهُ مَشْغُولٌ وَقْتُهُ شَکُورٌ صَبُورٌ مَغْمُورٌ بِفِکْرَتِهِ ضَنِینٌ بِخَلَّتِهِ سَهْلُ الْخَلِیقَةِ لَیِّنُ الْعَرِیکَةِ نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ وَ هُوَ أَذَلُّ مِنَ الْعَبْدِ .و آن حضرت در وصف مؤمن فرمود: شادى مؤمن در چهره‏اش، و اندوهش در دل اوست. ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1396/02/03




به خانه بر مى گردیم

درخواست حذف اطلاعات
لحظات خصوصى ام در تهران دگرگون شده. غروب شهر غافلگیر کننده و دلگیر است. انگار .ى ناخودآگاه در یک چشم به هم زدن خاطرات آدم هاى خاصى را از ذهنت عبور مى دهد و ناگهان خورشید در بحبوحه ى خا.ترى آس مان با عطوفتى خونین غرق در کرانه ها مى شود. درست شبیه یادها و اسم ها. همین است که غروب ها را تحمل ندارم اینجا..حکایت سحرها متفاوت ست. خورشید با آرامشى مؤمنانه بالا مى آید. انگار نه انگار که بالاى سر تهران است. گاهى حس مى کنم این همه وقار و متانت زاییده تهجد آدم هاى نازنین شهر است. {دیروز که س.ج از من دلگیر بود آرام و قرار نداشتم. عقل مى گفت تو منطق داشتى. تو سپر بلاى هیجان ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1396/02/12




بالای ابرها (۳)

درخواست حذف اطلاعات
سلامتی هواپیماربایی که قبل از اینکه خواسته اش را مطرح کند هواپیما را به کوه نمی کوبد ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1395/10/05




بالای ابرها (۴)

درخواست حذف اطلاعات
حال هواپیماربایی رو دارمکه با موفقیت هواپیما و مسافرانش رو .یده اما خواسته ای نداره.. غرض دیدار مسافران بوده و بس. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1395/10/06-1




بالای ابرها (۵)

درخواست حذف اطلاعات
سلامتی آس مونی که چاله هاش از زمینش بیشتره ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1395/10/06-2




من سرهنگ نیستم.. دلتنگم

درخواست حذف اطلاعات
درختى که به فصل سرما هم مقاوم بودو شاخه هاش از کران تا کران سترگ و تناور بودبه فصل حادثه اما از ساقه خشکید.. پ.ن: .ب مدام هاشمى را در خواب میدیدم که زیر لب پیوسته شعرى مى خواند.. و از من مى خواست که آن را جایى بنویسم.. چند بارى شعر را روى تکه کاغذى نوشتم انگار.. اما صبح خبرى از آنها نبود.. . . لعنت به خواب ها که کم دامنه و پر هذیان اند.. درست مثل زنده گى ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1395/10/22




بیا که جان مرا نیست بی تو برگ ِ حیات ..

درخواست حذف اطلاعات
کنار پله های اضطراری زیر شیروانی، اتاق کوچکی است در دپارتمان . کمبریج که به سختی دو سجاده ی کوچک در آن جا می شود. نیم ساعتی تقریبا طول می کشد که با بخاری دستی کوچک کل اتاق گرم شود. ضربه های غربت از سرمای هوا سنگین تر است. مدت ها تنها در تاریکی و غربت زیر شیروانی . می خواندم. تا اینکه مصطفی را برای اولین بار دیدم. مصطفی جوانی تر و تمیز اهل روستایی نزدیک استانبول بود که با کُت و شلوار می آمد دانشکده. سجاده اش مرتب بود. یک ربع تمام وضو می گرفت. با دقت و وسواس خاصی. بار اول که دید من سجاده می اندازم و روی مُهر . می خوانم کنجکاو شد. فلسفه ی مُهر را برایش توضیح دادم. خ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1395/11/01




بالای ابرها (۶)

درخواست حذف اطلاعات
سلامتی مقصد که مسافراش رو  سلامتی سفر که آب و هواش رو و سلامتی دلتنگی که پیغام های نیمه شبانه ش رو توجیه می کنه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1395/11/09




به خانه بر می گردیم

درخواست حذف اطلاعات
قرارى کرده ام با مى فروشان که روز غم به جز ساغر نگیرم . . ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1395/11/26




حالا همه می دانند

درخواست حذف اطلاعات
هیچ دل نمی شود بست به برگشتی که رفتن اش بی هیچ دلیلی بوده.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1395/12/07




خار مغیلان نویسی (٢٩)

درخواست حذف اطلاعات
بعد یک عمر قناعت دگر آموخته ام عشق گنجى است که افزونى اش از انفاق است.. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1395/12/17




من سرهنگ نیستم، دلتنگم

درخواست حذف اطلاعات
زنده باد عشق هاى ناتمام. زنده باد فکر . به تو به وقت ترانه هاى گاه و بیگاه. زنده باد عذرخواهى در پارک پر ازدحام. زنده باد باران هاى بى وقت آ. سال... و بعد. بى خبر انتقام. دلتنگ بر سر مزار. اشک درختان کاج. صبح . این بار بى شما. عشق هاى نرسیده بر زمین افتاده کال. تابستان بى تاب ستان. ش.تن پمپ آب. پارک در میدان خواب. خواب در میدان پارک. تئاتر شهر این بار بى شما. عینک آفتابى دیگر نمى خواهید آقا؟ لبخند مدام. روسرى پیچیده در کلاف. باد در فصل مصاف. حرفت را بیا بگو صاف. دو رنگ ست لب هاى شما آیا؟ دو لب مى بُرَد شمشیر شما آقا؟ برنامه ى .ب تصویر شما بود آیا؟ فردا به برنامه ى ما مى... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sojoom.blog.ir/1395/12/21