وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

تانگوی چند نفره

آخرین مطالب تانگوی چند نفره به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



تنهایی پر هیاهو

درخواست حذف اطلاعات
احتمال اینکه خودم باشممرز بین خیال و واقعیت شورش عشق من یک انسانممرگتهوعضربه مغزی وصالکوریخوابسفرمجردیسرگیجهاتاق 312سرطانخونمردگیمحسن شریفیانپیتبل و مارک آنتونی سعید شنبه زاده عروسی خودکشی قرص برنجدیاز پام . احمدی کیش دبیرفیق برو سراغ زندگیتذهن____________________________________............... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1396/01/03/post-241/تنهایی-پر-هیاهو




شورش 2

درخواست حذف اطلاعات
مهم اینه که نمیخوام زندگی تکراری و.ل کننده ی پارسال رو ادامه بدم هر چقدر هم قدم ها مُ نا درست بردارم  ودر گیر جنگی فرسایشی بشم میخوام خودمُ آزاد کنم دیگه نمیخوام باقیمونده ی عمرمُ تسلیم و مطیع باشم وقتی به چهل نزدیک می شی و به پشت سرت نگاه میکنی و چیزی نمی بینی هول می شی به خودت میگی دیگه وقتی نمونده  درسته تا چهل سالگی چهار پنج سال دیگه مونده اما مگه عمر چیه مثل برق وباد می گذره تا چشماتُ رو هم بگذاری شدی یه دختر چهل ساله با احساس بی عرضگی   دیروز تونستم بعد جنگ  موقع مذاکره حداقل امتیاز رو بگیرم  و همین امتیاز کوچیک که مسافرت رفتن مجردی اندازه ی کل چیز... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1396/01/01/post-238/شورش-2




ماجرای من وبیشعوری

درخواست حذف اطلاعات
بیشعوری از اون دسته کتابهایی که  به خوندنش وسوسه میشی اما وقتی شروع کردی به خوندن و با بیشعور درونت روبرو شدی  باید خیلی قدرتمند باشی که به خوندن ادامه بدی وپرتش نکنی یه گوشه اتفاقی که برای خودم ، . جان و ثریا افتاد برای بار اول که خوندم وقتی به بیشعور بودن خودم پی بردم بزور به خوندن چند صفحه ادامه دادم و تمام مدت سعی . انکار کنم مدام به خودم  می گفتم چرت وپرت میگه و نهایتش  دیگه به خوندنش ادامه ندادم بعد مدتی که کامل خوندم پذیرفتن بیشعور بودنم برام راحت تر شد طنز توام با جدیت این کتاب میتونه گزینه مناسبی برای مطالعه  تو ایام تعطیلات باشهدر پیشنهاد داد... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1396/01/01/post-239/ماجرای-من-وبیشعوری




من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک( شورش 1)

درخواست حذف اطلاعات
اولین قدم امروز با ش.ت مواجه شد ش.تی مفتضحانه وبدتر از  ش.ت ناپلئون تو نبرد واترلو بااولین قدم آنچنان ناک اوت شدم  که  ترجیح دادم  چمدون ببندم  و راهی بشم اما این اولین قدم بود  یه حمله ناشیانه که با ضد حمله ای حرفه ای مواجه شد عمو مجید من هنوز همون . ای هستم که میخوام دنیای خودمُ خودم بسازم یادته  وقتی می افتادم می گفتی پاشو و من می گفتم عمو خسته شدم دستامُ می گرفتی وزانو های زخمیمُ می ت.دی و می گفتی راه بیافت  همیشه مجبورم می کردی تو اون زمین سنگلاخ کنارت قدم بزنم و من تلو تلو خوران تو سنگ و خار وخاشاک دنب. می اومدم تا بهم برکه ماهی سیاه رو نشون بدی  هیچ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/30/post-237/




شورش 2

درخواست حذف اطلاعات
مهم اینه که نمیخوام زندگی تکراری و.ل کننده ی پارسال رو ادامه بدم هر چقدر هم قدم ها مُ نا درست بردارم  ودر گیر جنگی فرسایشی بشم میخوام خودمُ آزاد کنم دیگه نمیخوام باقیمونده ی عمرمُ تسلیم و مطیع باشم وقتی به چهل نزدیک می شی و به پشت سرت نگاه میکنی و چیزی نمی بینی هول می شی به خودت میگی دیگه وقتی نمونده  درسته تا چهل سالگی چهار پنج سال دیگه مونده اما مگه عمر چیه مثل برق وباد می گذره تا چشماتُ رو هم بگذاری شدی یه دختر چهل ساله با احساس بی عرضگی   دیروز تونستم بعد جنگ  موقع مذاکره حداقل امتیاز رو بگیرم  و همین امتیاز کوچیک که مسافرت رفتن مجردی اندازه ی کل چیز... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1396/01/01/post-238/شورش-2




من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

درخواست حذف اطلاعات
اولین قدم امروز با ش.ت مواجه شد ش.تی مفتضحانه وبدتر از  ش.ت ناپلئون تو نبرد واترلو بااولین قدم آنچنان ناک اوت شدم  که  ترجیح دادم  چمدون ببندم  و راهی بشم اما این اولین قدم بود  یه حمله ناشیانه که با ضد حمله ای حرفه ای مواجه شد عمو مجید من هنوز همون . ای هستم که میخوام دنیای خودمُ خودم بسازم یادته  وقتی می افتادم می گفتی پاشو و من می گفتم عمو خسته شدم دستامُ می گرفتی وزانو های زخمیمُ می ت.دی و می گفتی راه بیافت  همیشه مجبورم می کردی تو اون زمین سنگلاخ کنارت قدم بزنم و من تلو تلو خوران تو سنگ و خار وخاشاک دنب. می اومدم تا بهم برکه ماهی سیاه رو نشون بدی  هیچ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/30/post-237/




دنیای من وعروسکهام 3

درخواست حذف اطلاعات
تو زندگی بعدیم دلم میخواد یکی از عروسکهایی که  درست می کنم  بشم نمیدونم همچین چیزی ممکنه یا نه دلم میخواد وقتی منو می دن به یه بچه بیمار اون لحظه ای که منتظر یه معجزه است شروع به صحبت کنم ، اولش بترسه و منو پرت کنه یه گوشه اما کم کم بیاد طرفم وباهم دوستای خوبی بشیم ، من بشم راز اون نمی دونید داشتن یه راز تخیلی چقدر حال یه بچه رو خوب میکنه من هنوزم یه راز دارم واز نگه داشتنش تو دلم کلی هیجان زده هستم وقتی مامانم رفت پیش خدا اون موقع ها که دلتنگش میشدم  گلبهار  ، عروسکی که مامانم برام دوخته بود بغلم می کرد، میگفت من از طرف مامانت یه پیامی اوردم  مامانت گفت ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/20/post-210/




دنیای من وعروسکهام 3

درخواست حذف اطلاعات
تو زندگی بعدیم دلم میخواد یکی از عروسکهایی که میدوزم بشم نمیدونم همچین چیزی ممکنه یا نه دلم میخواد وقتی منو می دن به یه بچه بیمار اون لحظه ای که منتظر یه معجزه است شروع به صحبت کنم ، اولش بترسه و منو پرت کنه یه گوشه اما کم کم بیاد طرفم وباهم دوستای خوبی بشیم ، من بشم راز اون نمی دونید داشتن یه راز تخیلی چقدر حال یه بچه رو خوب میکنه من هنوزم یه راز دارم واز نگه داشتنش تو دلم کلی هیجان زده هستم وقتی مامانم رفت پیش خدا اون موقع ها که دلتنگش میشدم  گلبهار  ، عروسکی که مامانم برام دوخته بود بغلم می کرد، میگفت من از طرف مامانت یه پیامی اوردم  مامانت گفت به دختر... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/20/post-210/




سیاره حمرا

درخواست حذف اطلاعات
امروز با دخترای گلم رفتیم اردو خیلی خوش گذشتمحل اردو جای خاصی نبود یه پارک توی شهر اما برای بچه های روستایی انگار خود بهشت بود اونقدر ذوق زده بودن وهیجان داشتند که تعجب کرده بودم  روستای محل تدریس من تقریبا نزدیک شهرِ اما انگار این بچه ها تمام عمرشون از محل زندگیشون پاشون رو نگذاشته بودن بیرون  کلی برام شعر عربی خوندن که من معنی هیچ کدوم رو متوجه نمی شدم هر از گاهی کلمه ای رو معنی می . وبر اساس اون شعر هاشون رو ترجمه می . که باعث می شد  از خنده بترکن چون معلوم می شد کلا معنی شعر عوض شدهاز اون همه شعر فقط یه چیز رو متوجه شدم اونم سیاره حمرا ( البته اگه درست... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/17/post-203/




دنیای من وعروسکهام1

درخواست حذف اطلاعات
گاهی که دلم برای مهربانی تنگ میشه به  این عروسک نگاه میکنم ادم اهنی که قلبی به وسعت دریا داره ونگاهی به مهربانی نگاه مادرگاهی که دلم برای آغوش مادرم تنگ میشه به  آغوش این عروسک پناه می برم  راستش این عروسک رو دوختم تا جای خالی بعضی نداشته هام رو پر کنه و انصافا خوب تونسته کارشُ انجام بده بیشتر از هر مخاطب خاص نداشته حرفهای عاشقانه و بیشتر از هر سنگ صبوری غر ولند هامُ شنیده  موقع بستری شدن داوطلبانه همراهم بوده وبیشتر از هر فرزند نداشته ای  حق فرزندی رو بجا آورده  عاشقانه ، مادرانه و دوستانه دوستش دارم ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/15/post-197/




دنیای من وعروسکهام 2

درخواست حذف اطلاعات
وقتی حس مادریم گل میکنه و بچه ای نیست که براش مادری کنم یه عروسک متولد میشه و این بهترین نوع تولد یه موجود دوست داشتنیه امروز میخوام تولد دختر وپسرمُ جشن بگیرم دوختن عروسک رو از مامان زینب خدا بیامرزم یاد گرفتم  وقتی بچه بودم  دوتا چوب رو صلیب وار با نخ محکم می . دورش یه   پارچه تاب میدادم  و ساعتها و حتی روز ها باهاش بازی می . هیچوقت عروسکام سر نداشتن مامانم خیاط بود  یه روز با اضافه پار چه های  مشتری هاش که نمی خواستن برام یه عروسک دوخت  عروسکی که  همه ی زندگیم  شد  عروسکی که سر داشت و اعضای بدنش کامل بود  از اون عروسک یه خاطره محو تو ذ هنم مونده   اونم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/15/post-198/




دنیا من وعروسک هام 1

درخواست حذف اطلاعات
وقتی حس مادریم گل میکنه و بچه ای نیست که براش مادری کنم یه عروسک متولد میشه و این بهترین نوع تولد یه موجود دوست داشتنیه امروز میخوام تولد دختر وپسرمُ جشن بگیرم دوختن عروسک رو از مامان زینب خدا بیامرزم یاد گرفتم  وقتی بچه بودم  دوتا چوب رو صلیب وار با نخ محکم می . دورش یه   پارچه تاب میدادم  و ساعتها و حتی روز ها باهاش بازی می . هیچوقت عروسکام سر نداشتن مامانم خیاط بود  یه روز با اضافه پار چه های  مشتری هاش که نمی خواستن برام یه عروسک دوخت  عروسکی که شد همه ی زندگیم  عروسکی که سر داشت و اعضای بدنش کامل بود  از اون عروسک یه خاطره محو تو ذ هنم مونده   اونم  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/15/post-198/




وضعیت سفید وگهواره ی گربه

درخواست حذف اطلاعات
 از وونه گات سه کتاب  دارم که دوتاش رو خوندم  و در حال خوندن  سومین کتاب هستم  این پستها صرفا جهت اطلاع ومعرفی کتابِ در حد یک خواننده معمولی  پس چیزی که می نویسم فقط احساس من نسبت به اون کتاب گفتم احساس که بدونید دید من نسبت به یک کتاب تا چه حد  غیر حرفه ایست   من فقط عاشق خوندن هستم همین.:))اولین کتاب خداحافظ . که وارکیان بود خیلی وقت پیش خوندم وبعد به دختر . جانمان قرض دادم که  هر وقت رفتم خونه . بهم داده اما جاش گذاشتم والان ی.اله  بدلیل فراموشی های مکرر بنده  همونجا مونده :)) بخاطر همین دقیق یادم نیست که موضوعش چی بود چون یکبار بیشتر نخوندمش  فقط در  این... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/11/post-185/وضعیت-سفید-وگهواره-ی-گربه




شور زندگی

درخواست حذف اطلاعات
 ع. هایی  از دو رو بر شهرمون می گیرم تا بهار کوتاه جنوب  ثبت بشه زیبایی های که شاید خیره کننده نباشه اما بهم حس وحال خوبی میده ع. ها رو می تونید سمت چپ وبلاگم تو دسته ی عکاسخانه ببینید ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/09/post-174/شور-زندگی




بازی نور

درخواست حذف اطلاعات
 این ع. تقدیم به عمو رحیم عزیزم .ی که آبلوموف دوست داشنی رو به من معرفی کرد ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/09/post-176/بازی-نور




من بُزی تو هستم

درخواست حذف اطلاعات
دنبال دلیل خاصی نباشید من عاشق این حیوانات شیطون وبازیگوش هستم وبه زحمت این ع. گرفته شده :) من بزی تو هستم ناز نازی تو هستم ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/09/post-177/من-بُزی-تو-هستم




تانگوی چند نفره

درخواست حذف اطلاعات
رفتیم صحرا جوجه کباب بزنیم ، با همسرم،پسرم.چه کار ها نکردیم که نشان بدهیم ما ، خانواده ایم ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/09/post-178/تانگوی-چند-نفره




بدون شرح

درخواست حذف اطلاعات
 بابا حجی دلم برات تنگ شده خانه ی پدر بزرگ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/09/post-180/بدون-شرح




مترسک

درخواست حذف اطلاعات
مزرعه را .... ملخ ها جویدند و ما برای  کلاغ ها مترسک ساختیم و این بود شروع جه. .... ع. بهار 95 گرفته شده  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/09/post-181/




وضعیت سفید وگهواره ی گربه

درخواست حذف اطلاعات
 از وونه گات سه کتاب  دارم که دوتاش رو خوندم  و در حال خوندن  سومین کتاب هستم  این پستها صرفا جهت اطلاع ومعرفی کتابِ در حد یک خواننده معمولی  پس چیزی که می نویسم فقط احساس من نسبت به اون کتاب گفتم احساس که بدونید دید من نسبت به یک کتاب تا چه حد  غیر حرفه ایست   من فقط عاشق خوندن هستم همین.:))اولین کتاب خداحافظ . که وارکیان بود خیلی وقت پیش خوندم وبعد به دختر . جانمان قرض دادم که  هر وقت رفتم خونه . بهم داده اما جاش گذاشتم والان ی.اله  بدلیل فراموشی های مکرر بنده  همونجا مونده :)) بخاطر همین دقیق یادم نیست که موضوعش چی بود چون یکبار بیشتر نخوندمش  فقط در  این... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tangochandnafare.blogsky.com/1395/12/11/post-185/وضعیت-سفید-وگهواره-ی-گربه