وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

تسنیمی از جنت یار

آخرین مطالب تسنیمی از جنت یار به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



شب نوشت ۴

درخواست حذف اطلاعات
  نیمه شب نوشت این وبلاگ تنها : خدایا !سلاماگر بالا را نگاه می کنم برای این است که فقط تو را ببینماگر پایین را نگاه نمی کنم از وقاحت نیست ،چون از خودم خسته ام و قابل دیدن نیستم من جزئی از ریزه خواران تو و مخلوقی کوچک از مخلوقات بسیار توام ...بالا را نگاه می کنم چون تو هستی .پایین را نگاه نمی کنم چون من نیستم ...لطفا پیدایم کن ، فکر کنم طوری خودم را گم کرده ام که ، بدست خودم پیدا نشوم.ممنون ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/31




شب نوشت۳

درخواست حذف اطلاعات
شب نوشت ۳: حیرت گذشته ام کم بود امروز حیرتم دو صد چندان شد ...چه دنیای عجیبیه ! نمی فهمم رسم مردمو ...هر .ی روزی مقدری داره ..حسادت چرا ؟! خدای ما بخشنده و بزرگه. ، ما چه بنده هایی هستیم !چرا بددلی ؟! چرا اینقدر کوچکیم و حقیر !!! بازی دنیا خیلی هم پیچیده نیست وقتی ،بایستی و از دور نگاش کنی شرم آوره .برای چی می دویم ؟! همیشه تو راه . از شیشه اتوبوس به نمایشگاه ماشین نگاه می کنم خندم میگیرهانسان برای دنیا یا دنیا برای انسان ؟!ماشین و ابزار و وسیله برای هدف عالی یا بالع. ؟! قبرستان ماشینهای پارک کرده و اینطرف مخصوصا توبرف وبارون انسانهای پیاده !! مگه همه نمیخواهیم بر ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/30




...

درخواست حذف اطلاعات
  این پست به قلم «ثابت» بااجازه نسیم ...   _-------_--------_---------_-----------_---------- وقتی بچه بودم تصور و باور و فهم ابدی بودن آ.ت برام محال و حداقل دشوار بود ... حالا که بزرگ شدم تصور و فهم گذرا و موقت بودن دنیا برام دشوار شده ! واقعا نمیدونم چرا! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/28




بامداد نوشت۲

درخواست حذف اطلاعات
  من نمی دونم چرا ؟! من اصلا تو اومدنم به این دنیا شک دارم هنوز که این همه سال دنیا بودم انگار نبودم به رسم مردم دنیا عادت نمی کنم بهم میگن واقع گرا باش !!! من این واقعیت که بی نام آرمانه، بینام و عطر. زمانه نمیخوام اگه با عشق مدینه سبز . زمان و خانه باغ سبز خدا روزگار پر رنج بگذرونم بهتره از واقعیت تلخ شکاف طبقاتی ، حقوق نجومیه. نه ! عادت نمی کنم به دنیا ... اگر خودمم بد باشم نقد می کنم و به رسم دنیا زندگی نمی کنم اصلا بلد نیستم مثل همه زندگی کنم شاید واسه اینه که از همه عقب موندیم گرچه ظاهرا عقب بمونیم ولی این عقب موندگی از جلو زدگی این دنیازده ها بهتره ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/29




شب نوشت۱/۱

درخواست حذف اطلاعات
دیگه روز نوشت نمیشه گفت شد شب نوشت  چه میشه کردسرماخوردگی حالی برا آدم نمیداره!  چیز تازه که بخوام بگم اینکه چیز جدیدی نیست ظاهرا اما بسته به اینکه کی نگاش کنه و چطوری میشه  همیشه جدید باشه ... دنیازدگی که۹۹% همه گرفتارش شدن واویلاست اینکه واقعا خیلی گفته شده اما ما چطوری شنیدیمش  شنیدن مرحله او له مرحله بعدی اینه ببینیم خودمون  مبتلاش هستیم یا نه ؟!  ازفهمیدنش فرار نکنیم بایستیم درستش کنیم واقعا چرا .ی دل به هتل نمی بنده ؟!  یا به مترو و قطار ؟!  چرا همش آدم منتظره اتوبوس یا قطار به یه جایی برسه  هیچ . خوشش نمیاد بیشتر از زمان منطقی تو راه بمونه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/27




شبیه باغستان

درخواست حذف اطلاعات
شبیه تک درخت نداشته کویر  و شاید شبیه باغستانهای سوخته دلم !  شبیه سوز دلم که وقتی نجوا می کند بی درنگ بیشه زار آتش می گیرد .. شبیه زخمهای عیان دلم گشته ام ..  شبیه قلب خودم !  ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/26




روزنوشت۱،سال نو

درخواست حذف اطلاعات
  سال تازه شد همین چند ساعت پیش .. خواستم روز نوشت امروز و قبل عید بنویسم اما ترجیح دادم بمونه واسه این ور ، خواستم بشینم سال قدیم رو کمی بیشتر ببینم و بدرقش کنم . دل پری داشت درست نبود اون طور بره.   حالا من بهش گفتم چرا دلت از من پره ؟ من که صاحب حقوق نجومی نیستم ، ویلای فلان جا و ماشین وارداتی و سفر های آنچنانی ... رفت با کوله باری از کرده های تک تک ما .. دیگه رفت و نمیشه کاری کرد .. اگه پروندمون به کل بخواد جمع شه و امر برسه که دیگه نباشیم چی ؟! حقیقت اینه خودمونو فریب میدیم به گمونمون مرگ از ما فاصله داره اما چیزی و .ی نزدیکتر از مرگ  برای بش ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/25




روزنوشت۲۹

درخواست حذف اطلاعات
روز نوشت جالب امروز اینکه ، من دیروز که بارونو ملاقات . سرما خورده بود دیگه منم از اون سرما خوردم اونم دم دمای عید ... ...دیروز رفتم بیرون کتاب امانتیارو برگردونم که به گردنم چیزی نباشه برگشتنی خیابونا شلوغ بود پیاده از فلکه مدرس برگشتم یه خنکی جالبی هم تو هوا بود که صورتم قشنگ یخ زد ... ماحصل اون پیاده برگشتن این میشهالبته ناگفته نماند این تا.ی تلفنی کهاشتراکشو داریم وحشتناک نا منظم شدهمیگه ده دقیقه ای می فرستم بعد می بینی نیم ساعت بعد می فرسته .. حالا تصمیم دارم از اونجا ماشین نگیرم ...اما اینم لطفی داره برا خودش ...همیشه که نمیشه یکنواخت بود ..اما خ.ش گلوم ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/24




روزنوشت۲۷

درخواست حذف اطلاعات
روز نوشت ۲۷:  فکر کنم تنها سالیه که دلم نخواد برگرده و دلم نخواد که دوباره مرورش کنم . شا.ار حقوقهای نجومی ، جشن حافظ که نمایش بی حج. تلخ به اصطلاح هنرمندا ... جشنواره فجری که روح فجر نداره بنام فجر به کام .. وای که چقدر سر . غصه انقلابو خوردیم  دلم آرمانشهر مهدوی میخواد .. دلم هوای تازه شدن داره اما نه تازه شدنی که مردم براش عجله دادن ، تازه شدن برای  خوب زندگی . برای اینکه تو سال جدید بی مهدی علیه السلام نفس نکشیم دلم عطر نفس های یوسف فاطمه سلام الله علیها رو میخواد ..  دلم بهارستان میخواد ...                             ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/22




روزنوشت۲۶

درخواست حذف اطلاعات
اسمش روز نوشته شد عصر نوشت ..هههه عصرم باشه روزه دیگه !!! دارم فکر می کنم هر روزی واسه خودش چه چیزایی داره که ما نمی بینیم! انصاف نیست با لحظات حیاتمون این طور معامله کنیم ؟! البته لحظاتی هست سخت می گذره .. بقول حافظ اون  موقع ها از من طمع صبر و دل و هوش مدار اگه درست نوشته باشم .. به هر تقدیر امروز دیدم بعضیها چقدر خوب می فهمن با اینکه شاید هر کی نگاهشون کنه یه چیز دیگه ملتفت بشه ! اما مگه آدم کی درست فهمیده این دومیش باشه ؟! من بوی دل خوبو می فهمم .. اینجوری نبودم ها اینجوری شدم !! روزای آ. سال . پرونده سال ۹۵ داره بسته میشه ..آی حقوق نجومی بگیرها! پرونده هات ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/21




روزنوشت۲۵

درخواست حذف اطلاعات
  از امروز که تا انتهای سالی که ، توش نفس می کشیم چیزی نمونده ، می خوام اگه بشه و بتونم روز نوشت بنویسم که خب البته این همش دست من نیست البته اونی هم که دست منه باز دست من نیست .. خب امروز میشه به عبارتی ۲۵ . سال ۹۵ بیچاره رو کهنش کردیم داره میره اما کلی شاکیه حقم داره ... چه گلی به سرش زدیم تورم،بیکاری، ... همش قرار بود تو همین نودو پنج کمم نه حذف بشه  تدبیر !!! دیگه امسالم دیگه داره میره ما سر کار نرفتیم !!! اما یه چیز برا من عوض نمیشه ،  اونم اینکه سر بیکاری و ..ایمانمو نبازم ... آرمانهامو از دست ندم ..  عشق به فرهنگ .ی رو با چیزی عوض نکنم  تا حالا شم همی ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/20




ثابت

درخواست حذف اطلاعات
  بسم الله الرحمن الرحیم   الهی ... از آن روز که خواندم هر که از یادت اعراض کرد انذار به عذابش داده ای ... در تکاپویم مدام یادت کنم ... که یادم کنی...           « این وبلاگ هدیه ای به عزیزترین گل نرگسی که بوییدم » ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/2




غمزاده

درخواست حذف اطلاعات
      غمزده نه غمزاده.. دل من غمزاده است و غم میزبان آوارگی من ... تنها زاده غم ، من. ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/7




گلستان معنا

درخواست حذف اطلاعات
  من سهراب نیستم و نبوده ام  خاطرات من برای من و خاطرات سهراب برای سهراب است.   اما او نوشت از قانون گل سرخ ، از قایقی خواهم ساخت ...   اما من از باغی خواهم گفت که .ی یارای درک لطافتش را ندارد.   مهم نیست که چه باغی است این  که این چنین درباره اش می شنوی ..  این عادت ماست اگر .ی گفت چیزی ، جایی زیباست  دلمان پی آنجا می رود ... زنهار! آن دیده ای که زیبایی آن مکان را دیده زیباتر است. هزاران دیده، آن باغ آرزوها و رویاهای ما را دید . اما آنچه من دیدم .ی ندید ، سهراب هم ندید!   چشمی در کودکی باز شد به باغی از طبیعت محبت خدا و قلب ضبط کرد و عقل کاوید ....   من در ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/8




چهره زیبای صبح

درخواست حذف اطلاعات
  سحر فاتح شب یا کاشف شب ! کاشف دردهای نگفته شب و زخمهای نادیده شب!   چه .ی می داند ثانیه های رسیدن به  صبح چگونه گذشته است؟!!!   همه وقتی قیام می کنند چهره زیبای صبح می بینند. اما از وداع این دو .ی خبر ندارد..   .ی از گفت و شنود این دو خبر ندارد کاش گوشی داشتم و صحبتهای شاخه های  فرو افتاده مجنون با بنفشه را می فهمیدم...   و نجوای گرم بلبل با گل سرخ. ... و طلوع سپیده با شب .             ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/9




غریب

درخواست حذف اطلاعات
  باید اهل جایی باشی تا اهلیت داشته باشی در آن جا حاضر شوی ... باید اهل دنیا باشی تا اهلیت حضور در زمان و مکان زمینی پیدا کنی. اما من و دلم اهل زمین نیستیم ! من و دلم و تو و باران !!! ما خواهیم رفت به جایی که از آن آمده ایم ما متعلقیم به دیار ملکوت ، نور ، محبت  جایی که بوی نور می دهد. جایی که برای دل ش.تن جایی ندارد ! برای شرارت زمانی ندارد! لا زمان و لا مکانی که حیرت می کنی از زیبایی حسنش . غریبیم اینجا و غریب ل. باید به کاشانه انس خود برگردد! و برگشت یعنی معاد! و معاد یعنی رجعت تمام منی که  خدا داده و منی که خدا داده یعنی من چیزی ندارم از خود. پس این ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/10




شناسنامه ایران

درخواست حذف اطلاعات
  9:۳4 دقیقه 12 بهمن... ولی روح این روز .  در هر روز و هر ثانیه جاری است. پدر به مام وطن بازگشت و مشروعیت داد. ایران صاحب شناسنامه شد ! یک شناسنامه برای ایران کافی است! شناسنامه ایران . است که ، به ایران و ایرانی به همه ما فرزندان محبتش مشروعیت داد. روح الله به اذن  حضرت ولیعصر  عجل الله تعالی فرجه الشریف روحی الهی به کالبد بی جان وطن دمید . روزی باشکوه که نام مان سند خورد. پدر دار شد ایران ... . آمد خوش آمد... اللهم عجل لولیک الفرج ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/11




غریب دیار عشق

درخواست حذف اطلاعات
تنهای ام را فریاد خواهم کرد  من پر از حجم نکفته های بی نام و نشانم  که جزمن .ی نام و نشانشان را نخواهد دانست  پر از حجم ندیدنها  من .ن هماره غربتم   من غریب دیار عشقم  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/14




حیات عالی

درخواست حذف اطلاعات
    حیات با تو معنا می یابد که ، روح حیات و جاودانگی هستی. متصل به خدا و اشرف مخلوقاتی و آدم دستور سجده بر خاک پای تو را داشت که تو در بالاترین مراتب عبودبت بودی و توحیدت ناب بود . ما فروماندگان عالم سفلی را چه به درک نام تو .  تمام وجود من مرداب نشین این حوالی تعظیم به ساحت ملکوتی توست حضرت مادر … تمام وجود من مسکین تمنای نگاهی از جانب عزیز شماست .. رجاء به دستگیریتان دارم و از خود گله دارم داد مرا از من بستانید. به خودم ظلم کرده ام و همنفس و همجوار مردابهای رذایل شدم … حیاتی عالی می خواهم از دستهای محبت شما ..   #تولیدی_دست_نوشت   تسنیم نوشت،  بغ ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/15




دعای صبر

درخواست حذف اطلاعات
من فکر بعد رفتنت هستم ! تو بودی جواب سلام پدر را نمی دادند فردا که بروی ، با خیل دشمنان کوچه و بازار چه کند پدر ؟ خانه نشین خواهد شد و به جای خالی یگانه م.عش بعد خدا نگاه خواهد کرد ، مرجع مشکلات و دردهای همین مردم ناسپاس خواهد شد ... این مردم تنها خواسته . را پشت در و دیوار ش.تند ... یاس خدا پشت دری که ، . سه مرتبه در روز سلامش می گفت و مردم مقابل این خانه و اهلش تعظیم می .د ... که خدا دستور احترام و محبتشان را داده بود که ، صراط اعظم خدا در این خانه بود که ، غدیر حکم .ت و ولایت و سروریش را آیه « بلغ ما انزل الیک » داده بود ، که همه امضاء کرده بودند ، که همه حد... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tasnimiazjanateyar.persianblog.ir/post/17