وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

تکرار زندگی های من

آخرین مطالب تکرار زندگی های من به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



نمیتوانستم و حالا نمیخواهم بنویسم!

درخواست حذف اطلاعات
تو پروسه اسباب کشی خیلیییییی مشکلات پیش اومد، از کش اومدن اسباب کشی تا گره خوردن کارها.تو این مدت همسری خیلی گفت بیام کمک اما چون میدونستم مامان و بابا از اومدنش و دیدن خونه شلوغ ناراحت میشن نگفتم بیاد و هربار که میگفتم همسری گفت بیام بابا میگفت بگو خیلی ممنون ایشالا تموم شه بعد! و این شد که همسری 2 ماه کامل خونه ما نیومد!2 بار وقتی من رو میرسوند خونه کتاب برداشت! گفتم چرا برمیداری میگفت شاید رفتم جایی خوندم! بعدها فهمیدم به مامانش اینا میگفته خونه ماست و میرفته مینشسته پارک!!!!!!!!! قضیه از این قراره که همون بحث همیشگی اینکه بابای من دوست نداره دامادش زیا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/05/04/post-196/نمیتوانستم-و-حالا-نمیخواهم-بنویسم-




تفاوت، به روت بیارن...

درخواست حذف اطلاعات
جزو بدترین حس های دنیاست که همسرت یه نکته ای رو در مورد پدر و مادرت به روت بیارن که حتی نتونی دفاع کنی و بگی اینطور نیست!چرا! دقیقا همینطوره، بخصوص در مورد پدرم!خیلی بده...بده که یه نفر بیاد و حس کنی بیشتر از پدرت برات اهمیت قائله و در همین مدت کوتاه میفهمه که پدرت راحتی خودش رو بخاطر دخترش به خطر نمیندازه و بیشتر به فکر خودشه!آره همینطوره اما باید مستقیم غیر مستقیم بگی بهم؟حتی اینکه میگی همه خانواده ها مثل هم نمیشن هم من رو آروم نکرد. نمیکنه! چون داره نمکی روز زخم همیشگی و ابدی من میپاشه.این 2روزه سر این قضیه به قدری گریه . و به قدری دلم پره که بعید میدونم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/04/19/post-195/تفاوت،-به-روت-بیارن-




شهر دیگه

درخواست حذف اطلاعات
همیشه دلم خواسته زندگی تو .ا، و حتی اگه ممکن باشه کشور های دیگه رو تجربه کنم. گاهی سفر کافی نیست، باید لااقل یکی دو سالی باشی تا نکات مثبت و منفی جاهای مختلف رو بی..همسری هم همراهه در این خواسته ،خوشبختانه. و یادمه اولین باری که با قبل عقد با مامان و بابا رفتیم خونه شون باباش گفت اگه خواستن برن شهر دیگه، مثلا تهران....ب مهمون بودیم، یکی از رستوران های عالی شهر مهمون پسر. همسر. مشغول خوردن غذای بسیااار خوشمزه بودیم که همسری گفت: یعنی ما بریم شهر دیگه از این نعمتها محروم میشییییم؟ :))) اما من تنهایی رو اتفاق ناگواری نمیدونم! شاید چون تجربه ش نکرده ام! غربت!!+ه?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/04/07/post-194/شهر-دیگه




عید ما

درخواست حذف اطلاعات
گاهی باید یه کشکمش بین زن و شوهر به اوووووج برسه تا تموم بشه، وقتی به اوج نمیرسه هی کش میاد هی کش میاد و رو اعصاب 2 نفره. . اوج کشمکش ما بود که از اوا. اردیبهشت استارت خورده بود! همون روز و همون کشمکش باعث شد که بفهمم من گاهی واقعا فراموش میکنم که همسرم چقدر دوستم داره و چقدر رفتار من میتونه آزارش بده، گاهی واقعا به حس همسرم شک میکنم و این واقعا بده! فهمیدم که همسرم از طرف من به تایید نیاز داره و تمام کاری که من تو این 2 ماهه انجام داده بودم(تو این یه مورد خاص) زیر سوال بردن قضاوت ها، تحلیل ها و نظرات همسرم بوده! درسته خودم خیلییییییییی در عذاب بودم، اما همسری... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/04/05/post-193/عید-ما




فعالیت

درخواست حذف اطلاعات
چند روزی هست که اوضاع کاری خوبه، از 4 شنبه شروع . به تصحیح writing های شاگردم که متاسفانه هنوز خیلیییی راه داره تا تافل، خیلی ضعیفه متاسفانه عجله هم داره! تند تند تصحیح . کامنت دادم و ای میل . بعد دیدم 2 تا هم فرستاده!5 شنبه صبح همسری من رو رسوند . که ناظر بودم! خیلی عجیب چون 5 شنبه ها . تعطیله ندیده بودم امتحان باشه! متاسفانه دوستان من بودن وانتظار داشتن که تقلب کنن و من چیزی نگم! بعدش رفتم از یکی از دوستان گروه .ید از اروپا شلوارک لی خیلی کوتاه h&m رو گرفتم و عااالیییه! تا خونه خودمون پیاده روی .! یه ساعت طول کشید.بعد اومدم کمی خو.دم چون شب 2 ونیم خو.ده بودیم با همسر.?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/20/post-191/فعالیت




دوستان

درخواست حذف اطلاعات
از قدیم الایام یکی از تصویرای قشنگ توی ذهنم این بود که با همسرم و دوستان، "متاهلی" بریم بیرون!و این اتفاق افتاد. با دوست همسر وهمسرشون رفتیم بیرون افطاری و بعدش پارک و میوه و اینا کلی خوش گذشت!یادمه قبل ازدواج که برای صحبت با همسر میرفتیم بیرون یه بار رفتیم صبحونه و شبش من گفته بودم سوالات اساسی میپرسم! سوالم این بود که اگه با .ی صمیمی باشی و من با خانومش جور نباشم و بگم نمیخوام در ارتباط باشیم چیکار میکنی؟خیلیییی راحت گفت معلومه باهاش ارتباطم رو خیلی کم میکنم در حدی که ارتباط خانوادگی نباشه! و خیلی ساده شونه هاش رو بالا انداخت و گفت این مساله مهمی نیس?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/26/post-192/دوستان




فعالیت

درخواست حذف اطلاعات
چند روزی هست که اوضاع کاری خوبه، از 4 شنبه شروع . به تصحیح writing های شاگردم که متاسفانه هنوز خیلیییی راه داره تا تافل، خیلی ضعیفه متاسفانه عجله هم داره! تند تند تصحیح . کامنت دادم و ای میل . بعد دیدم 2 تا هم فرستاده!5 شنبه صبح همسری من رو رسوند . که ناظر بودم! خیلی عجیب چون 5 شنبه ها . تعطیله ندیده بودم امتحان باشه! متاسفانه دوستان من بودن وانتظار داشتن که تقلب کنن و من چیزی نگم! بعدش رفتم از یکی از دوستان گروه .ید از اروپا شلوارک لی خیلی کوتاه h&m رو گرفتم و عااالیییه! تا خونه خودمون پیاده روی .! یه ساعت طول کشید.بعد اومدم کمی خو.دم چون شب 2 ونیم خو.ده بودیم با همسر.?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/20/post-191/فعالیت




من و دروغ گویی

درخواست حذف اطلاعات
مشکل اصلی و همیشگی من و همسرم اینه که اوشون میگه بیا خونه ما صبح باهم بریم کلاس و من هربار میگم نه! یعنی به ندرت پیش اومده مثل بچه آدم بگم چشم! هربار یه ا. داشته ام! حتی اون شب هم ازش پرسیدم بعد عقد چیزی هست ازش ناراحت باشی گفت آره اذیتم میکنی! دیر به دیر میای، زود زور میری!امروز هم طبق معمول گفت شب بعد افطار بیا، صبح باهم بریم وعده هم محسوب نمیشه! گفتم پس سحری چی؟گفت مگه روزه میگیری؟!!!!!و شروع کرد که چندتا کلاس داریم و خسته میشی و تو گفته بودی باشه روزه نمیگیرم روزای کلاس و از این حرفها!واقعیت امر اینه که من وسط روزه گیری ها استراحت میکنم، . هم گفته بهتره به ?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/19/post-190/من-و-دروغ-گویی




نصیحت های مادر

درخواست حذف اطلاعات
ببین به چه وضعی دچار شده ام که مامان میگه:یه چی بگم بهت، وقتی آدم حوصله کاری داره عرض یکی 2 ساعت تمومش میکنه، اما وقتی حوصله نداره 5-6 ساعت طول میکشه طبیعیه، اما این نباید بشه بهونه برای اینکه کار رو تعطیل کنی!من:البته مامان تکرار کرد که تنبلیم بخاطر حوادث اخیر بوده: .. فصل بهار، ازدواج، عمل جراحی، پشت سر گذاشتن آزمون جامع سخت و پر استرس...یه چندتا کانال همسرانه عضو شده ام و تاثیراتشون تو زندگی من با همسرم معجزه آمیز بوده!! از هفته پیش تا الآن همش عالی بوده و حس منم خوب.در شرف اسباب کشی میخوایم همسری و خانواده ش رو دعوت کنیم و خوبه حالم.همسر من بهترین همسر دن... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/18/post-189/نصیحت-های-مادر




گذشته ها

درخواست حذف اطلاعات
پست های سال 94 و اوایل 95 رو خوندم و خیلییییییی تعجب . وقتی دیدم یه وقتایی بخاطر درس و کارام صبح ساعت 4 بیدار میشده ام!!!! و مطلب برای کلاس آماده می.! چقدر تنبل شده ام در این مدت کوتاه!اصلا  انگار انگیزه هیچ کاری ندارم و تبدیل شدم به .ی که تو ذهنش برنامه های خیلی خوشگلی داره اما در عمل متاسفانه وقتش رو به بط. میگذرونه!هرچی هم اینجا مینویسم که انرژی بگیرم هنوز به مرحله عملی نرسیده! دیروز با دوستم کلی صحبت کردیم و بعد اینکه گفتم مقاله ام ا.پت شده گفت که سعی کنم تا آ. رمضون این یکی مقاله رو هم به یه جاهایی برسونم! امیدوارم بتونم. کاش ادیت بود، اما متاسفانه بایداز 0 ب... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/16/post-188/گذشته-ها




من خج.ی، کمرو

درخواست حذف اطلاعات
همه شاگردام از این گفته من که بسیار خج.ی هستم شوکه میشن! تموم اون .ایی که من رو به طور محدود میشناسن اصلا باورشون نمیشه که من یک ورژن بسیااار خج.ی، کم رو و معذب هم دارم! که عموما در برابر بزرگتر ها، افرادی که نمیشناسم و افراد خاصی که خود به خوداز اول باهاشون معذبم، اینگونه هستم!یک نسخه کم رو بودن من وقتیه که میخوام پولی رو که حقمه بگیرم! اولین بار وقتی بود که آموزشگاهی که اولین ترم بود تدریس می. حقوق یه کلاس رو دادن حقوق یه کلاس دیگه یادشون رفت! مامان و بابا گفتن برو بگو،من چندین جلسه چیزی نگفتم بعد که هیچ خبری از پول من نبود مجبور شدم رفتم و با هزار خج. و 10 ?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/15/post-187/من-خجالتی،-کمرو




آدم بشو

درخواست حذف اطلاعات
امسال انقدر درگیر اوایل دوره نامزدی بودیم که من فراموش . تصمیم سال نو بگیرم! (البته همسری یه تصمیم بامزه گرفت که دستش به دیوار نخوره!! ماجرا داره!)حالا تصمیم رو گرفته ام و بااید بهش عمل کنم! اونم اینه که هیچ کاری رو برای روز آ. نگه ندارم! مثلا فردا امتحان فاینال هست و من برای 2 تا کلاس باید سوال طرح کنم! و کل 5 روز گذشته این رو میدونستم اما باز هم نگه داشتم برای امروز! تاثیر: وقتی اجبار به کاری هست من حوصله کاریم میپره! نمیدونم چرا اما از ابتدای بدو تولد همینطور بودم! برای همین حتی موقعی که بچه مدرسه ای بودیم تمام تلاشم این بود که کارهام مشق هام و درس هام رو زو... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/11/post-185/آدم-بشو




تلپاتی

درخواست حذف اطلاعات
نامه ا.پتنث مقاله ام اومد بالا.ه! خوشحالیم.حالا باید بشینم رو اون یکی مقاله ام کار کنم.و بفرستمش کنفرانس. و بعدشم چاپ و .......بعد اینکه یه چیزی رو متوجه شدم، با اینکه من خیلی وقتها شعار میدم که از مسیر باید لذت برد اما تو همه مسائل زندگی اینطور نمیشه بود!مثلا چند روزی تو فرانسه خوندن تنبلی . وحس و حالش نبود. اما وقتی به هدف فکر میکنم انرژی میگیرم! یعنی در واقع مسیر خیلیییییی هم لذت بخش نیست! لااقل وقتی انفرادی میخونی! گاهی باید خیلی روی هدف  انتهای مسیر تمرکز کرد تا انرژی گرفت و اینجوری مسیر رو لذت بخش کرد.2 روز پیش همسری بودم وباز هم دلش نمیخواست بیام خونه!_i... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/13/post-186/تلپاتی




آدم بشو

درخواست حذف اطلاعات
امسال انقدر درگیر اوایل دوره نامزدی بودیم که من فراموش . تصمیم سال نو بگیرم! (البته همسری یه تصمیم بامزه گرفت که دستش به دیوار نخوره!! ماجرا داره!)حالا تصمیم رو گرفته ام و بااید بهش عمل کنم! اونم اینه که هیچ کاری رو برای روز آ. نگه ندارم! مثلا فردا امتحان فاینال هست و من برای 2 تا کلاس باید سوال طرح کنم! و کل 5 روز گذشته این رو میدونستم اما باز هم نگه داشتم برای امروز! تاثیر: وقتی اجبار به کاری هست من حوصله کاریم میپره! نمیدونم چرا اما از ابتدای بدو تولد همینطور بودم! برای همین حتی موقعی که بچه مدرسه ای بودیم تمام تلاشم این بود که کارهام مشق هام و درس هام رو زو... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/11/post-185/آدم-بشو




من و انتظارات یا من و واقعیت؟

درخواست حذف اطلاعات
نمیدونم چرا چند وقتیه که با همسر دچار ن.یتی شدم. منی که همیشههه شاد بودم باهاش و میخندیدم الآن غیر از روزهایی که باهم هستیم یا خونه اونا یا خونه ما من ناراحتم! نمیدونم توقعاتم رفته بالا یا همسری توجهش به من کم شده.چند روزی بود که دیگه شبها با خودخوری میخو.دم، تو خواب هم همش با همسر درگیر بودم ... روش محبت .ش عوض شده، بیشتر عملی میخواد نشون بده، با پول .ج .، با چایی ریختن، با بستنی .یدن و با به فکر من بودن. اما من روش قبلی رو بیشتر دوست داشتم! روش مستقیم گفتن و دستم رو بیشتر گرفتن و شبها گل و بوسه بیشتر فرستادن تو تلگرام رو!خیلی با خودم کلنجار میرم اما واقعیت ای... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/09/post-183/من-و-انتظارات-یا-من-و-واقعیت؟




بازگشت به خویشتن

درخواست حذف اطلاعات
خب همسرجان خیلی زود به خود واقعیشون برگشتن و از غار اومدن بیرون.البته رفتار منم خیلی حساب شده بود و جوری که شاد بودم اما تحویلش نمیگرفتم! شب هم راحت شب بخیر گفتم و خو.دم صبح دیدم بعد فوتبال پرسپولیس اس داده دلم برات تنگ شده :( بعدکلاس هم اس داد خسته نباشی و .........خلاصه یکمی هم مود من تاثیر گذاره رو دید من نسبت به رفتارهاش! و خوشحالم که وقتی میخوابم و پا میشم کلا دیدم عوض میشه و میبینم زیادی حساس بودم! (دیروز خواب بعد از ظهر حالم رو جا آورد)صبح رفتم آزمایش و بعدشم کلاس خصوصی، بعدشم رفتم ریمل .یدم با 2 تا لاک . افطار هم مهمونیم .برای تولد خواهرزاده همسر میخوام ?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/10/post-184/بازگشت-به-خویشتن




من و انتظارات یا من و واقعیت؟

درخواست حذف اطلاعات
نمیدونم چرا چند وقتیه که با همسر دچار ن.یتی شدم. منی که همیشههه شاد بودم باهاش و میخندیدم الآن غیر از روزهایی که باهم هستیم یا خونه اونا یا خونه ما من ناراحتم! نمیدونم توقعاتم رفته بالا یا همسری توجهش به من کم شده.چند روزی بود که دیگه شبها با خودخوری میخو.دم، تو خواب هم همش با همسر درگیر بودم ... روش محبت .ش عوض شده، بیشتر عملی میخواد نشون بده، با پول .ج .، با چایی ریختن، با بستنی .یدن و با به فکر من بودن. اما من روش قبلی رو بیشتر دوست داشتم! روش مستقیم گفتن و دستم رو بیشتر گرفتن و شبها گل و بوسه بیشتر فرستادن تو تلگرام رو!خیلی با خودم کلنجار میرم اما واقعیت ای... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/09/post-183/من-و-انتظارات-یا-من-و-واقعیت؟




فشارهای اجتماعی

درخواست حذف اطلاعات
یه  چیزی کشف . در مورد خودم! باز خود پنداریم گل کرد! فهمیدم که مشکل من اینه که نمیخوام بزرگ (تر!) شم!!!!!! نمیخوام دچار محدودیت های آدم بزرگ ها شم! این ن.یتی های من که از چند وقت قبل عمل جراحیم شروع شده بود و هر از چند گاهی عود میکنه از همین دسته ست! نمیخوام زیر بار محدودیت های اجتماعی له شم!من نمیخوام چون . .م و چون متاهلم و یا چون 27 سالمه نتونم یه لباسهایی رو که دوست دارم بپوشم! دوست ندارم از یه چیزی خوشم میاد دوستم بخنده بگه اون مناسب سن شما نیست! بارها شده از کوله پشتی های رنگی پنگی خوشم اومده و 2 تا از دوستام گفتن این مال بچه دبیرستانی هاستو یا اینکه چندین بار ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/07/post-182/فشارهای-اجتماعی




ح. قبلی

درخواست حذف اطلاعات
-از ح. حساس به ح. بی خیال و شاد خودم برگشته ام!-مامان نیست و مشغول آشپزی میشم و میدونم باز مامان قراره بیاد بگه تابستون یکم کار یاد بگیر تو تا حالا چیزی نپختی!!!!!!!-بعلههه! 5 شنبه ناهار خونه همسری+عصری من ومادر شوهری رفتیم بیرون .ید، البته window shopping و من بسیار زیرکانه برای هیچی ابراز علاقه ن. چون میدونستم بگم این خوشگله مادرهمسر میپره تو مغازه می.ه، هرچی میگفت گفتم ایییییییییی! آ.شم که از یه مدال سنگی خوشم اومد هی گفت بریم ب.یم گفتم نهههه! گفت بعدا با همسر بیا حتما! کلی پیاده روی کردیم و کلی مغازه باحال که نمیشناختم یادم دادن، خیلی خوش گذشت. خیلی دوست دارم مادر... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/06/post-181/حالت-قبلی




من جدید

درخواست حذف اطلاعات
خب من جدید با پشت سر گذاشتن آزمون جامع وارد میدان می شود!کلاس 1 شنبه رو کنسل کرده بودم برای 3 شنبه. 2 شنبه که آزمون عالی بود بعدشم 3 شنبه رفتم کلاس و عصری همسری اس داد که بیاد شام بریم بیرون. سریع دوش گرفتم و خونه رو جارو و مرتب . و اس دادم که شب بیایم خونه ما هیچی نگفت و بعد کلاسش که زنگ زد گفت ببینیم چی میشه اما من به بابا اس دادم که چای ونون و خامه ب.ه بریا صبحونه و جواب بابا: باشه کلک!! یعنی فهمید که همسری میاد! آهان یادم رفت بگم که مامان پیش خواهر اینا کرجه!رفتیم شام و کلی خنده و .ید و برگشتیم خونه ما . خوندیم و خو.دیم و بعد از ماهها استرس با خیال راحت 9 بیدار شد... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/03/03/post-180/من-جدید