وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

تکرار زندگی های من

آخرین مطالب تکرار زندگی های من به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



خنده

درخواست حذف اطلاعات
رمز خوشبختی ما خندیدن به هرچیزی، به هر بهانه ای و باهم خندیدن به تمام مواردی که افراد معمولی معمولی می پندارند!همسر خوش اخلاق من به همه چی میخنده و من بسیار طولانی میخندم! یعنی حداقل 2 دقیقه بیشتر از خنده افراد معمولی!!!مهم اینه که باهم راحت باشید، راحت نیازها و خواسته ها و ناراحتی ها، نگرانی ها و دغدغه ها رو درمیون بذارید. پنهون کاری نداشته باشید و به هم توجه کنید و سعی کنید کوتاه بیاید...چطور ممکنه .ی از .ی دلخور بشه در این ح.؟مهم اینه که از تمام لحظه ها برای لبخند، برای خنده، برای خوشحالی، برای محبت، برای بغل . هم استفاده کنیم....مهم اینه که باهم match بشید... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1396/01/01/post-163/خنده




زندگی با او

درخواست حذف اطلاعات
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد . رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/12/27/post-161/زندگی-با-او




سال نو

درخواست حذف اطلاعات
سال جدید شد!بعد کلی بحث همسری .ب اومد و کادوی من و مامان رو داد (اولین کادوی روز زن....) و شب رو موند و صبح کمی .ید و حاضر شدیم برای تحویل...بعدشم خانواده همسری اومدن و مامانش یه سبزی پلو با ماهی فوق العاده خوشمزه آوردن و کمی ع. و ....بعد اینکه رفتم ناهار خوردیم و ........اینکه حس خوب داشته باشی نشونه خوبیه! مامانم اینو میگه! گفت شروع خوب نشانه ادامه خوبه انشاله!مامان خیلی نگران خوشحالی من بود و من نمیدونستم! حالا من انتقال نمیدم چقدرررررر با همسری خوبیم. نمیتونم انتقال بدم! دوست دارم همه اتفاقات بینمون رو بشینم با جزئیات به مامان بگم که حیف نمیشه!خدا رو همیشه شک ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/12/30/post-162/سال-نو




شروع جدید

درخواست حذف اطلاعات
یه صفحه از زندگی من ورق خورد...حالا دیگه رسما، قانونا، شرعا همسر هم شدیم! حالا دیگه تمام بهانه های من برای اینکه "هنوز عقد نشده" باطل شدند...حالا لبخندش که دارم به اسمت تو شناسنامه ام فکر میکنم معنا پیدا میکنه...حالا دیگه میدونم انشاله همیشه یکی هست که روش حساب کنم...حالا یه بخشی از زندگیم مسیر خودش رو پیدا کرد و از سردرگمی رها شدم...خدا رو هزار مرتبه شکر همه چی عالی پیش رفت، آرایشگاهم، آتلیه، محضر، شام، و بعد شام دوردور و بوق! و بعدش وقتی من بخاطر اینکه دسته گلم رو بردم بیرون دستم یخ زد دستم رو گرفت گرم کنه گفتم خودم جلوی بخاری گرم میکنم گفت اگه قرار بود خو ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/12/19/post-158/شروع-جدید




حس تفاوت؟

درخواست حذف اطلاعات
تو این یک هفته خیلی اتفاقات سریع و تند تند افتادند! درست برع. قبل عقد که به نظر میرسید همه چی ح. اسلو موشن گرفتن!انقدر سرمون شلوغ شد یه هووو! 4 شنبه راحت بودم تا بعد شام که رفتیم خونه یکی از اقوام و همسری هم اومد. و بعدشم 5 شنبه شام دعوت بود خونه ما و بعد شام با خواهری و شوهر خواهر 4 تایی رفتیم بیرون و کلی خندیدیم.. صبح مامان با خواهری اینا رفت کرج :|و من . شام مهمونی خونه همسری اینا دعوت بودم! دختر . ها و پسر. هاش که عقد نبودن دعوت بودن و من! کمی زدن .یدن من پا نشدم اصلااااااااااااا! کاش بدونن من بلدم ب.م و چون جلو نامحرم نمی.م پا نشدم! وگرنه حرفه ای بلدم و عالی هست ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/12/25/post-159/حس-تفاوت؟




شروع جدید

درخواست حذف اطلاعات
یه صفحه از زندگی من ورق خورد...حالا دیگه رسما، قانونا، شرعا همسر هم شدیم! حالا دیگه تمام بهانه های من برای اینکه "هنوز عقد نشده" باطل شدند...حالا لبخندش که دارم به اسمت تو شناسنامه ام فکر میکنم معنا پیدا میکنه...حالا دیگه میدونم انشاله همیشه یکی هست که روش حساب کنم...حالا یه بخشی از زندگیم مسیر خودش رو پیدا کرد و از سردرگمی رها شدم...خدا رو هزار مرتبه شکر همه چی عالی پیش رفت، آرایشگاهم، آتلیه، محضر، شام، و بعد شام دوردور و بوق! و بعدش وقتی من بخاطر اینکه دسته گلم رو بردم بیرون دستم یخ زد دستم رو گرفت گرم کنه گفتم خودم جلوی بخاری گرم میکنم گفت اگه قرار بود خو ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/12/19/post-158/شروع-جدید




عقد شما از آنچه که در آینه میبینید به شما نزدیک تر است!

درخواست حذف اطلاعات
2 روز کامل فرصت دارم به تمام کارهام برسم! کار زیادی هم نمونده اما اصلاااااا نمیخام برای خود روز عقد کاری غیر از دوش-آرایشگاه-آتلیه-محضر،  انجام بدم! هیچیییییییی!امروز آتلیه رو انتخاب کردیم و وقت گرفتیم! اصلا فکر نمیکردیم 2 ساعت ونیم تمام وقتمون رو گرفت! اکثرا خوب بودن و قیمتها خیلی نزدیک! اینکه نمونه کار رو به همسر-تو-بی نشون نمیدادن بد بود! خیلی حرفه ای میتونست نظر بده و انتخاب راحتتر بود! اما خب منم سعی . دقیق شم و در نهایت جایی که نزدیک خونه مون و آرایشگاهم بود و کارش عالی بود انتخاب شد! و اینکه گفت فایل ع. ها رو میدم به خودتون یعنی میتونیم بعدا با قیمت ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/12/14/post-157/عقد-شما-از-آنچه-که-در-آینه-میبینید-به-شما-نزدیک-تر-است-




جو سنگین

درخواست حذف اطلاعات
به قول بیتی، دیروز جو انرژیایی سنگین بود و کلا روز خوبی نبود!از صبح اینور اونور بودیم ودنبال محضر خوب!شب دوست صمیمیم قاطی کرده بود شدیییییییییید و باز میدونم نشسته فکر و خیال کرده!کاش واقعا به این نوشته های پشت بی آرتی ها توجه کنیم و بتونیم تو زندگیهامون اجراش کنیم: باطن زندگی خود را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه نکنید!خیلی حرف هست توش!الآن من نوعی میام اینجا دلخوشی هام رو مینویسم!اما نمینویسم .ب انقدررررررر گریه . چشام مثل 2تا بادکنک گنده پف داره و موندم امروز وقتی همسرتوبی من روببینه چی فکر میکنه با خودش!!نمینویسم از دردهام! شاید گاهی بنویسم اما نه ه ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/11/20/post-146/جو-سنگین




.یدهاا!

درخواست حذف اطلاعات
دیروز رفتیم کت شلوارش رو .یدیم!!! دیگه رسماا داماد شد :))))و من دیروز باز بیشتر از پریروز و روزهای قبلش فهمیدم که چقدررررررر خوش اخلاق و مهربون و سازگاره!!!ماشالا هزار ماشالا :))فقط باید یه چی رو آویز گوشم کنم: هرچی میخای بگی راحت بگو و زود بگو، لفتش نده و کشش نده!!!بعد .ید کت شلوارش تو راه که من رو میرسوند . برای کلاس خصوصی هام، مشغول شوخی و خنده بودیم که آهنگ ماشین رسید به "غلط ." وقتی خواننده خوند: تیپش جوریه که نمیتونم ببرمش پیش ننه ام! بعد که گفت عجب غلطی . من خندیدم و از ته دلم گفتم عجب غلطی .!! گفت تو چرا؟! گفتم پس چی؟فقط تو غلط کردی؟(باید بگم که .بش میگفت دوس... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/11/21/post-148/خریدهاا-




پستی بلندی های راه

درخواست حذف اطلاعات
چند روزی هست اعصاب معصاب قاطی پاطیه! دیروز بیتی گفت که طبیعیه و تو مراسم همه اختلافات پیش میاد و نظرات مختلف و شاید چیزهایی باشه که دوست نداشته باشی و....راستش من از نزدیک فقط عقد خواهرم بودم که معجزه بود که هیچی مطرح نبود! همه چی اوکی بود و هیچ تنشی هم ایجاد نشد! اما بیتی میگفت عقدای دوستاش رو دیده و همه یه جوری استرس و ناراحتی داشتن تو برنامه!حالا خدا رو شکررررر من با خود همسر-تو-بی مشکلی نداریم که! گیر . بین خواسته های بابای خودم و مامان اوشون!!و حالا همه این تنش ها میگذرن و میرن و خنده ها می مونن و خاطره ها و بعدا قراره بخندیم میدونم!!!اما در راستای احساس... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/11/22/post-149/پستی-بلندی-های-راه




نهایتا تعیین محضر

درخواست حذف اطلاعات
بالا.ه یه محضر خوب پیدا شد!!!والا  2 روز قبل از ظهر دنبال محضر خوب بودیم پیدا نمیشد!!!!امروز بعد تعیین محضر دسته جمعی من رو رسوندن کلاسم، بازم دعوتم . خونه شون چون نزدیک خونه شون بود کلاسم! و به علت رد های پی در پی اینبار نه نگفتم!و امروز بی حجاب نشستم!! فقط چون بولیزم آستین کوتاه بود یکی از پیرهن های همسر-تو-بی رو پوشیدم که چقدرم بهم میومد!!! :)))و لحظه ورودم به آشپزخونه مامانش به خواهر همسر-توبی گفت عروسم مانکنه هاا :) واااو!!کلی گفتیم و خندیدیم و ناهار و بعدشم رفتیم کمی تو کامپیوترش شو دیدیم با همسر-تو-بی و برگشتم خونه....فردا میریم آزمایش!میگفت منتظره آزمای... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/11/24/post-150/نهایتا-تعیین-محضر




....

درخواست حذف اطلاعات
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد . رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/11/25/post-151/-




. و بقیه!

درخواست حذف اطلاعات
حاات سرماخوردگی و گلو درد داشتم! تا اینکه 2 شنبه رفتیم آزمایش، اونجام سرددددد و من رسما مریض شدم.  اما اونجا هم فک کنم تنها زوجی بودیم که انقدر خندیدم که میگفت میان تست سلامت روان هم میگیرن ازمون!! زکام شدم شدیییییییید!اما با این حال رفتم براش پاوربانک .یدم! و فرداش هم بردم گذاشتن تو جعبه و تزئین .، چندتا هم جاشمعی و شمع .یدم...چندتا داشتم اما کم بودن. میخواستیم شام بریم بیرون که دا تصمیم این شد که بیاد خونه مون...ساعت 9 رسید و یه چایی و بعدش شام خوردیم با مامان و بابا، بعدش رفتم شمع ها رو روشن . و به بابا اشاره . که بگه بریم اتاق من! چراغ اتاق رو روشن ن. و میخن... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/11/30/post-152/ولنتاین-و-بقیه-




پستی یا بلندی!

درخواست حذف اطلاعات
جالبه! دوره های قبل پ هم تغییر .! اصلا حواسم نبود که نزدیکه، و تنها چیزی که میدونستم این بود که میخام دوست صمیمی رو بخاطر پیغام دادنش بزنم و اینکه وقتی خواهری گفت دختر. ام یه حرفی رو زده موشک شدم!بعد امروز فهمیدم که آهااا! باز این هورمونها ریختن تو بدن من و سیستم داره آنرمال کار میکنه! رفتیم مانتو ببینیم با مامان، و بعد با همسر-تو-بی بریم ب.یم، که اجازه گرفتم ازش و بدون حضورش .یدیم چون یکی دست گذاشته بود روش و اگه سریع تصمیم نمیگرفتم و صبر می. همسر-تو-بی از کلاس دربیاد و بیاد مغازه، تنها گزینه خوبم در جلوی چشمانم .یده میشد!!++یه مورد دیگه هم اضافه شد! بیخیالی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/11/30/post-153/پستی-یا-بلندی-




امروز من

درخواست حذف اطلاعات
امروز دلتنگ بودم! شایدم الآن شدیدا دلتنگ شدم!کلا مرحله روزهای قبل پ و حساسیت های بیش از حد... روزی که کلی خوب بود و خدا رو شکر...تو ذهن من و . به تاریخ عقد...دلهره ها تازه دارن شروع میشن...امروز انگشتر .یدیم! یکی برای همسر-تو-بی،  بعد که من نتونستم انتخاب کنم رفتیم خونه شون ناهار بعد با مامانش و مامانم عصری رفتیم، .یدیم برام،  در حقیقت برای مهمونی و اینا، چون حلقه م رو .یده بودم. همراش مادر-شوهر-تو-بی گوشواره ها و مدال و زنجیرش رو هم .یدن که ست شه! گفتن کادوی عقدته دیگه.من امروز در فضاهای عجیب غریبی قرار گرفتم! و هنوزم هستم! گاهی من میرم تو حباب انکار! حب. که باعث ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/12/02/post-154/امروز-من




ما ها!

درخواست حذف اطلاعات
به قول یکی از دوستانی که وبلاگش رو میخونم بعضی دخترا آبروی همه دخترا رو میبرن! کامنت این دوستمون هم که بی شوهریه دقیقا از همین دخترایی شروع شد که چسبیدن به بعضیا و اونها فاز گرفتن که چی! اصلا از همون موقع ها بود که حرف و حدیثهای ازدواج و اینا شروع شد!از من با تجربه که همیشه من افراد رو ترک . و رکورد دارم که اشخاصی بودن که 7-8 ساااال دنبالم بودن، به دخترای دیگه نصیحت:هیچوقت ارزش خودت رو بخاطر یه پسر پایین نیار و همیشهههه مستقل باش.همیشه بدونید کی ارزش این رو داره که حتی باهاش حرف بزنید! اگه سطحش از شما پایین تر بود حتی یه جواب ساده هم ندید! هفته بعد عقدمه! ب ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/12/10/post-155/ما-ها-




زمان

درخواست حذف اطلاعات
حدودا 25 روز پیش بود که من به همسر-تو-بی گفتم یه ماه مونده! و اصلااا فکر نمی. اینقدر سریع بگذره! اصلااااا! زمان خیلی مسئله پیچیده ایه!5 شنبه هفته پیش که خواهرم اومد از کرج، . ش من و همسر-تو-بی قرار بود بریم سینما، هفت ماهگی رو ببینیم! خواهرم گفت من عصر . تنها بمونم؟و وقتی من به همسر-تو-بی گفتم گفت که ماشین رو نتونسته ببره کارواش بس که کارواش شلوغ بوده و خج. میکشه! و اصلاح هم نکرده قبل . ! هرچی گفتم بابا خواهرم از خودمونه و خب قبلا چندین بار دی.! میگفت اون موقع خواهرزن من نبودن!!!!!!!2تایی رفتیم! (خواهرم هم با دوستش رفتن بیرون) بد نبود .ش! بعدش هی میخواست بریم شام اما... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tekrareman.blogsky.com/1395/12/11/post-156/زمان