وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

مُنَقَّش

آخرین مطالب مُنَقَّش به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



تازگی‌ها واسه رها شدن از دست خودم، حاضرم تا هر جهنم‌دره‌ای هم برم!

درخواست حذف اطلاعات
دوست داشتم بالا.ه این تصمیم رو بگیرم که تا حرف‌زدن رو یاد نگرفتم ننویسم. من این روزها واقعا کلمه کم میارم. منظورم هیچ‌جوری نمیرسه. هیچ‌جوری... دلم کیبورد می‌خواد. تا سحر کیبورد هم میرسه ان‌شاءالله :دی::: من هروقت یک‌جایی رو، یک‌چیزی رو، یک فردی رو حتی، خوب و درست و حس. و مناسب و اصطلاحاً ایده‌آل تصور کنم، به بدترین شکل ممکن یا حداقل بدترین ظاهرِ بیرونیِ ممکن ظاهر میشه. تصوری که از محلی که امروز عصر رفتم داشتم، چیز خیلی بهتری بود. اما در واقع، در جهنم‌دره‌ای‌ترین مکان ممکن، جایی که جز تعمیرگاه ماشین‌های سنگین و سبک و گالری خودروهای خارجی و کارواش،... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/666




سال تحصیلی ٩۶-١٣٩۵

درخواست حذف اطلاعات
خب بذارید از اونجایی شروع کنم که .ب هی یادم میومد که عه! فردا چهارشنبه‌ست و موعد کارنامه. کارنامه یه استرس خاصی داره. برای ما .خون‌های بدبین! همیشه از اون چیزی که فکر می‌کنیم بهتره، گاهی هم بدتره! تا امسال معدل پایین 20 نداشتم به‌جز هفتم که ماجرا داشت :دی ترم اول خودم رو کنترل . و به بی‌انصافی دبیر زبان چیزی نگفتم. من مستمر 18 نبودم و چیزی نگفتم. خداروشکر که نگفتم :)) مهم نیست. راستش من خودم رو دچار مشکل‌های مس.ه‌ای کرده بودم که نمره در برابرشون پوچ‌ترین مفهوم دنیا بود. استرسش رو داشتما. ولی هیچی اونقدری اهمیت نداشت واسم. الان هم همینطور. کارنامه رو می‌خو... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/665




دروغ

درخواست حذف اطلاعات
یادم نمی‌آید چندبار از «دروغ» استفاده کرده‌ام. یادم نمی‌آید چندبار. چقدر فاجعه‌انگیز است که شمارش ندارم از گناهان. قبل‌ترها شمارش داشتند.  قبح‌ز.، وحشتناک است. در هر زمینه‌ای. عادی که بشود، آدم کشتن هم زشتی ندارد. نمی‌دانم. قبح‌ز. بسیار به‌کار گرفته شده. .انی که به جه. به دنبالش رفته‌اند جای حرف دارند، ولی من که با آگاهی... ظلم است. ظلم.  امروز هم خوب نبود. زشت بود. تاریک. سیاه. ناامید. بد. هر اسمی هم می‌توان نوشت. هر صفتی هم می‌توان گذاشت. فقط مانده‌ام که چرا خودم را زدم به ندیدن، در حالیکه دیدم بودم.  «دیدن» اهمیتی ندارد. اینکه به دروغ نقش .ی را باز... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/665




کنون رود خلق است، دریای جوشان؟

درخواست حذف اطلاعات
1. بیمارستان‌های خصوصی طوری هست که آدم سالم میره اونجا، اصلا با یه سلامتِ ویژه‌تری از اونجا خارج میشه :| رسماً اتاق بستری، امکانات کاملی برای زندگی داشت :| از خونه‌مون خنک‌تر بود حتی. چی بگم! خدا همه‌ی بیماران رو شفا بده. و ان‌شاءالله برای همه‌ی بیماران امکاناتِ متوسط و حداقلی فراهم بشه. وضع عمومی‌ها جداً و رسماً فاجعه‌ی مطلقه :/ مادربزرگ پدری، بیمه دارن البته! وگرنه تا الان باید چیزی حدود پنجاه میلیون! پرداخت می‌شد :|  2. چند روز پیش، وقتی بیدار شدم گفتم کاش دنیای واقعی از دنیای خیالی بهتر می‌بود. خواب خوبی دیده بودم و مزه‌اش زیرزبونم حس می‌شد. دق... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/664




دنیای گفتمان‌ها نبود مگه؟

درخواست حذف اطلاعات
من واقعا از اینکه بعضی‌ها خوشحال شدن و از همون .ب تا همین لحظه واکنش مثبت نشون دادن، متعجبم! آخه اون‌ها دنیاشون خیلی لطیف بود. دنیای گفتمان‌ها بود. دنیای موشک نداشتن بندگان خدا که! خوشحالیشون چی بود این وسط؟ به‌هرحال امیدوارم یک ماه دیگه، چهارماه دیگه، چهارسال دیگه .ی پشت تریبون نگه ما می‌خواستیم از . استفاده کنیم ولی اینا موشک زدن نذاشتن!! راستی، روی موشک‌ها شعار نوشته بودیم یا نه؟ شب بود دیده نمی‌شد!  این حرکت افتخار داره ولی خوشحالی نداره. البته خوبه ها. بالا.ه بعد از سی‌سال یه حرکتی زدیم که در لحظه، همه‌ی رسانه‌هایی که رسماً و علناً «معاند» م... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/664




فرافکنی را تعریف کنید!

درخواست حذف اطلاعات
همه‌اش از همان روز اول فرافکنی بود. از همان مناظرات تا سفرهای استانی. اصلا از همان اواسط دوران یازدهم. موضوعاتش را بروز می‌.د. یک‌بار که نه، صدهابار همه‌ و همه‌ی مشکلات اقتصادی و . را می‌انداختند در گردن .ت قبل! .ت قبل بد بود، باشد! شما قرار بود خوب باشید! این چیزی از وعده‌ی شما کم نمی‌کند. پای شجریان قبل از افطار را وسط مناظره‌ی رسمی باز .د. جز فرافکنی چه بود؟ های مردم! روزهای آ. است ها! بجنبید که از زیر بار این وعده هم شانه خالی نکند. شما مشکلی جز این ندارید دیگر!  اسم دیوارکشی را آورد. بی‌وجدانی از این بالاتر؟ نزدیک یک ماه از انتخابات گذشت. دیگر باید ?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/663




همینه که هست

درخواست حذف اطلاعات
رفته بودم بیرون. با خودم میگفتم حالا اینجوریا هم نیست. حالا همه‌ی روزهای خوبی که به‌خاطر داری خیالات و توهم نیست. ولی هست. خب نیست که. هست دیگه. بی‌خیال.  الان هست انگار. فردا نیست. شاید پس‌فردا باشه و سه سال بعد نباشه. ولی یادم باشه که همش خیال بوده و هست. من هیچ‌وقت روز خوب نداشتم. داشتم؟ نداشتم. کلی نگاه می‌کنم میگم نداشتم.  + ناامیدی بد دردیه. بی‌چارگی بد دردیه. نمی‌دونم. واقعا نمی‌دونم چیکار باید کنم. اصلا چیکار می‌تونم انجام بدم و تموم بشم. برای اولین بار به خودم حق دادم که اینقدر بد شده باشم. دیگه نمی‌خوام باشم. خوب و بد، توفیری نداره. بار اول و... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/662




برای خودم

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/661




همینه که هست

درخواست حذف اطلاعات
رفته بودم بیرون. با خودم میگفتم حالا اینجوریا هم نیست. حالا همه‌ی روزهای خوبی که به‌خاطر داری خیالات و توهم نیست. ولی هست. خب نیست که. هست دیگه. بی‌خیال.  الان هست انگار. فردا نیست. شاید پس‌فردا باشه و سه سال بعد نباشه. ولی یادم باشه که همش خیال بوده و هست. من هیچ‌وقت روز خوب نداشتم. داشتم؟ نداشتم. کلی نگاه می‌کنم میگم نداشتم.  + ناامیدی بد دردیه. بی‌چارگی بد دردیه. نمی‌دونم. واقعا نمی‌دونم چیکار باید کنم. اصلا چیکار می‌تونم انجام بدم و تموم بشم. برای اولین بار به خودم حق دادم که اینقدر بد شده باشم. دیگه نمی‌خوام باشم. خوب و بد، توفیری نداره. بار اول و... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/662




سی‌سی‌یو خیلی بده؟

درخواست حذف اطلاعات
می‌خواستم بیام بنویسم مامانی حالش خوبه. چیزی نبود. . الکی بزرگش کرده بود. فقط فشارش افتاد بود و اینا. که نیست ...  ساعت سه تا پنج پیشش بودیم. بعد چندین سال بعضیا رو دیدم. لامصب طوری شده که واسه رفتار با فک و فامیل هم باید سیاست داشت :| یعنی هر حرکتِ هر.ی برای بقیه یه معنی داره. .ی حتی جلوی تخت زانو هم نزد :دی مامانم سیاست بلد نبود. هی زیرلب تیکه مینداخت. بابا بیخیال :)))  حالش بد نبود. یعنی خوب هم نبود. فشار و ضربانش هی بالا و پایین میشد. تب‌دار شد. هوشیاریش خوب نبود. دلم میسوخت. هم واسه مامانی. هم واسه خودمون. ما پتانسیلِ «خوب بودن» رو داشتیم و نشد. ما فرصتِ «خوب ?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/660




دستتان به دعا رفت بگویید الهی آمین!

درخواست حذف اطلاعات
دیدم برای مادربزرگ مادری نوشته‌ام، برای پدری‌اش ننویسم، بی‌انصافی می‌شود! حال اینکه زمانی بیش‌تر دوستش داشته‌ام!  دعا کنید. وقتی .‌ام زنگ زد که خبر دهد، غذا در گلویم یخ زد، یخ. اصلا دلم نمی‌خواهد تصور کنم .ی که دو روز پیش حالش نسبتاً مناسب و خوب بوده و من نتوانسته‌ام بخاطر درس و غیره ببینمش، حالا طوری بشود. دعا کنید.  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/659




قیام علیه آگاهی

درخواست حذف اطلاعات
سال قبل، شب‌قدر را خوب نگذرانده بودم. خوب نبودم. انسان‌ها، هرچه که باشند، تمامِ تلاششان را می‌کنند که یک شب را خوب باشند. حداقلش بد نباشند. من تلاش می‌. و نتوانستم. یادم نمی‌آید درگیریِ کدام لشکر در ذهنِ دل‌خسته‌ام پویاتر بوده، کفر یا ایمان؟ ولی مغلوب بودم. سال قبل، به خود هشدار داده بودم که این بد گذراندن، عواقب دارد، عاقبت ندارد، این‌که همه‌ی ادعیه را بخوانید اهمیت دارد، اما نه در برابر فکر و ذهن. وقتی من فکر و ذکرم جای دیگری بود، خواندن جوشن و عاشورا تأثیر ندارد. خداوند می‌فرماید برو خودت را مس.ه کن! راستش من با قصد و برنامه‌ی قبلی، غافل نشده‌... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/658




از رنجی که می‌برم!

درخواست حذف اطلاعات
دل که آرام نگیرد، حال خوش نمی‌شود، آسوده نمی‌شود، ذهن اذیت می‌کند. امروز با دیگر امتحانات فرقی داشت. نمی‌دانم چه بود. نمی‌دانم. تا سحر بیدار مانده بودم که وجدانم درد نگیرد که چرا در حد کافی نخوانده‌ای! دیروز روز بسیار بدی بود. من انسان بودن خودم را هم نادیده گرفته‌ام و گاهی یادم نمی‌آید آ.ین تاریخی را که زندگی می‌کرده‌ام. نمی‌دانم چه می‌شود کرد و چه نمی‌شود انجام داد. نمی‌دانم راه‌حل را چگونه باید اجرا کرد که از زیر دست و پا، در نرود! نمی‌دانم دیگر چه‌کار می‌توانم انجام بدهم که از شر خود راحت شوم. جغرافیا دوست داشتنی نبود. هیچ‌چیز بدتر از این... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/657




از دیروز تا امروز

درخواست حذف اطلاعات
1. دیروز، برای من روز خوبی نبود. به‌طور کلی، اصلا خوب نبود. از همون لحظه‌ی اولش. جوری شد که نشد روزه بگیرم. ولی جالب بود که از همون لحظه‌ی اول، ضعفِ شدیدی داشتم و تا بعد از اذان هم، رفع نشد. ضعفی که روزهای روزه هم نداشتم. حتی سر جلسه، استرس هم نتونست ضعف‌های لحظه‌ای رو بپوشونه. امتحان شیمی داشتم. از دبیر می‌پرسم فقط همینه جواب این سوال؟ سر ت. میده. با خنده میگم چرا اینقدر آسون؟ خیلی امتحانش از کتاب بود. دیگه خیلی آماتورانه امتحان گرفت! دمش گرم. هرچند بیست‌و‌پنج‌صدم غلط دارم. توی راه برگشت، از خودم متنفر بودم. دود اگزوز ماشین‌ها رو قورت می‌دادم، بدونِ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/655




والا!

درخواست حذف اطلاعات
از دیروز اینقدر از عشق و می و نی و لعل و معشوق و دلبر خوندیم که دست بهمون بزنید، با شعر جوابتونو میدیم :| در این حد یعنی!!  + یکیتون داوطلبانه بیاد جای من جغرافی بخونه. بهش آبنبات جایزه میدم :| ++ ان‌شاءالله این تابستون به فنای عظما نره :|  ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/656




نترسید و بمیرید!

درخواست حذف اطلاعات
1. اومدم خونه. خبرها رو که دیدم خشکم زد. راستش برام بعید و دور از انتظار نبود که چند تا حمله‌ی تروریستی صورت بگیره. مخصوصاً با شدتی که توی کشورهای دیگه گرفته بود. مخصوصا با راه بازی که بخاطر انتخابات هموار شده بود. ولی واقعاً توقع نداشتم برن توی قلب خانه‌ی ملت! تیراندازی کنن. برن توی حرم . خودشونو بتر.ن. اینا دور از ذهن بود. مجلس کم‌چیزی هست توی کشور؟ که رئیس‌مجلس به این اقدام تروریستی، میگه اقدام بزدلانه؟ کجاش بزدلانه‌ست؟ درسته باید غرور و اقتدارمون رو حفظ کنیم! ولی قبل از حمله! نه اینکه دشمن وسط خونه‌ات نشسته، بهش بگی حرکتت بزدلانه‌ست!! حالا هر چقدر ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/654




از دیروز تا امروز

درخواست حذف اطلاعات
1. دیروز، برای من روز خوبی نبود. به‌طور کلی، اصلا خوب نبود. از همون لحظه‌ی اولش. جوری شد که نشد روزه بگیرم. ولی جالب بود که از همون لحظه‌ی اول، ضعفِ شدیدی داشتم و تا بعد از اذان هم، رفع نشد. ضعفی که روزهای روزه هم نداشتم. حتی سر جلسه، استرس هم نتونست ضعف‌های لحظه‌ای رو بپوشونه. امتحان شیمی داشتم. از دبیر می‌پرسم فقط همینه جواب این سوال؟ سر ت. میده. با خنده میگم چرا اینقدر آسون؟ خیلی امتحانش از کتاب بود. دیگه خیلی آماتورانه امتحان گرفت! دمش گرم. هرچند بیست‌و‌پنج‌صدم غلط دارم. توی راه برگشت، از خودم متنفر بودم. دود اگزوز ماشین‌ها رو قورت می‌دادم، بدونِ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/655




محیط خانواده ارجح است!

درخواست حذف اطلاعات
همه و همه‌ی آن سه سالی که در قم زندگی کرده‌ام، اگر هیچ فایده‌ای برایم نمی‌داشت، اگر آستانه‌ی صبر و تحملم را بالاتر نمی‌برد، اگر خوب و بد را به من نشان نمی‌داد، اگر آن روی سکه‌ی زندگی را به من نمی‌فهماند، یک اصل را تمام‌قد و صریح در گوش و مقابلم فریاد زد. آن هم اینکه محیط زندگی، اعم از کوچه و محله و خیابان و شهر تا مدرسه و دبیرستان و کادر و دوستان و هم‌کلاسی‌ها، بسیار بسیار زیاد در فکر و تفکر و ذهن و روان آدم تأثیر دارد. هرچقدر سن کمتر، تأثیر بیش‌تر و هرچه سن بیش‌تر تأثیر عمیق‌تر! من هرچه‌ این را در گوش خانواده هم می‌گفتم که محیط تأثیر دارد، آن‌?... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/653




هعی از زیست!

درخواست حذف اطلاعات
چی بگم که زیست هرچی انگیزه واسه نوشتنِ پست درباره‌ش و خوندن داستان و مرتب . کتابخونه و رفتن به بیرون بود رو ازم گرفت. نه می‌تونم بگم «به‌درک» نه می‌تونم بفهمم که چی شد که اینجور شد. نه واقعا چی شد که «اریتروپویتین» اسمش یادم رفت - ده خط هم می‌تونستم درباره‌ش بنویسم - واقعا چی شد که «نوتروفیل» و «ائوزینوفیل» رو جابه‌جا نوشتم؟ چی شد که «ظرفیت حیاتی» رو اشتباهی توضیح دادم و چی شد که «آنژیوتانسین» رو یادم رفت؟ راستی، چی شد که «پکتین» رو خط زدم نوشتم «کیتین»؟! آخه چی شد؟ :(  امتحان فوق‌العاده‌ای می‌تونست باشه. بارم‌بندی عالی بود. سوالات هم قابل فهم و خ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/651




روح انقلاب؟

درخواست حذف اطلاعات
حالا بیست و هشت سال از رحلت . می‌گذرد. بیست و هشت سال از بودنِ .ی می‌گذرد که کشور و نظام را تغییر داد. نه خودش. نه همراهانش. نه مردم. کشور و نظام و مملکت را تفکری تغییر داد که انقل. بود. .ی بود. زیر بار ظلم نمی‌رفت. خودکفایی برایش مز.ف نبود. مصلحت را می‌دانست. رنج مردم را دیده بود. دشمن را شناخته بود. علم را خوانده بود. تفکری که جز توکل به خدا و تکیه بر مردم و عقیده‌هایشان، هیچ پشتوانه‌ی مادی نداشت.  .، تفکری بود که خیلی‌ها خواستند فراموشش کنند. من نبودم. ندیدم. ولی خواندن را یاد گرفته‌ام. شنیدن را هم بلدم ولی نه از دشمن می‌شنوم و نه از حزب‌گراهای بی‌دین. تف... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://texting.blog.ir/post/652