وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

پرنده ی سفید

آخرین مطالب پرنده ی سفید به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



برگرد

درخواست حذف اطلاعات
گاهی به زندگیش فکر می. و ناخودآگاه آهنگ مانی رهنما از ذهنم میگذشت: "وقتی عشق از دست میره، کی رو باید سرزنش کرد؟... اون که رفت یا اون .ی که به زبون نمیگه برگرد... به زبون نمیگه برگرد!" تا این که خودم دچارش شدم! شاید حق با روانشناسا باشه! این سیکل مدام تکرار میشه! ما ناخواسته جذب چیزایی میشیم که زیاد بهشون فکر میکنیم! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/385




میخوام جوونی کنم!

درخواست حذف اطلاعات
گاهی وقتا خوبه که تو جاهای عمومی با یه هندزفری تو گوشت تو آهنگات غرق نشی. به حرکات دست و پای خودت و مردم نگاه کنی و چیزایی رو ببینی که مدت هاست ندیدی! دیروز خانم نسبتا مسنی تو مترو با خوشحالی داشت برای .ی توضیح میداد که 30 ساله سمتای خیابون سعدی و مرکز شهر نرفته. با اشتیاق میگفت میخواد بره کلاه آفتابگیر ب.ه و به قول خودش جوونی کنه و تهران گردی کنه! پشت سرم راه می اومد. حرفاشو گوش می. و لبخند میزدم. به قول بچه ها... حال خوبش رو .یدار بودم! اون ذوق و شوخی که داشت واسه راه رفتن تو خیابونای شهری که ما هر روز داریم بی تفاوت رو آسف.اش قدم میزنیم و یادمون میره .ایی هستن... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/386




برگرد

درخواست حذف اطلاعات
گاهی به زندگیش فکر می. و ناخودآگاه آهنگ مانی رهنما از ذهنم میگذشت: "وقتی عشق از دست میره، کی رو باید سرزنش کرد؟... اون که رفت یا اون .ی که به زبون نمیگه برگرد... به زبون نمیگه برگرو!" تا این که خودم دچارش شدم! شاید حق با روانشناسا باشه! این سیکل مدام تکرار میشه! ما ناخواسته جذب چیزایی میشیم که زیاد بهشون فکر میکنیم! ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/385




پستی که از دهن افتاد!

درخواست حذف اطلاعات
"ببین... گوش کن... تحلیل نکن" رو که نوشتم. عزیزی اومد برام نوشت: "چیزی که تو پستت نوشتی چیزیه که من اونروز تو گروه میگفتم در مورد انتخابات همتون مخالفم شدین" می دونستم درست میگه. چون خودمم وقتی پست رو مینوشتم به همین فکر می .. این که راجع به ک.داها هم ما هر چی می دونیم از شنیده هامونه. اما چاره ی دیگه ای نداریم. اگه به مستندات رجوع نکنیم چطور می تونیم انتخاب کنیم؟ به سمت . رانندگی می. و کاغذهای تبلیغاتی ای توجه ام رو جلب کرده بود که روی تابلوهای راهنمایی رانندگی چسبونده شده بود. کاغذهایی که تمام تابلوهای هشدارِ کنار اتوبان رو پوشونده بود. و به غریبه هایی فکر ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/384




29 اردیبهشت

درخواست حذف اطلاعات
آقا من متوجه نمیشم :| مگه مجبورید حتما برید تو حوزه های معروفی مثل حسینیه ارشاد رای بدید؟ یه کم بگردید حوزه های کوچیک تر رو پیدا کنید به خدا خلوت تره ها... اونجاها هم رایتون حساب میشه :| + میگن امروز سالگرد تولد . مصدق ه. روحش شاد باشه :) ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/383




دنیای دیوانه!

درخواست حذف اطلاعات
داشتم سریال "دسته برادران" رو میدیدم. یه سریال بود در مورد جنگ جهانی دوم. تو یه قسمت یکی از سربازا به اسم "شیفتی" به قید قرعه انتخاب میشه که بره خونه. و بقیه سربازا کلی براش هورا میکشن. "شیفتی" که از جنگ جون سالم به در برده بوده, تو راهِ برگشت به خونه دچار حادثه میشه! ماشینی که سوارش بوده با یه ماشین دیگه که راننده اش مست بوده تصادف میکنه و به شدت مجروح میشه و برای مدت طولانی بستری میشه! این قسمت از سریالی که ظاهرا بر اساس زندگی اشخاص واقعی ساخته شده برای من خیلی تامل برانگیز بود! کارای دنیا خیلی عجیبه! با خودم فکر می کنم: هیچوقت افسوس اتفاقاتِ به ظاهر خو... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/381




ببین... گوش کن... اما تحلیل نکن!

درخواست حذف اطلاعات
ما با "حرف ها" و "فکرها" احاطه شدیم. حرفایی که به زبون می آریم... یا اونایی که میشنویم. فکرایی که تو مغز خودمونه یا فکرایی که اطرافیانمون ازشون حرف می زنن. هر روز  و حتی هر لحظه در حال تحلیل رفتار و عملکرد خودمون و اطرافیان هستیم و دیده ها و شنیده هامون رو با دیگران هم در میون می ذاریم. اگه تمام این پروسه فقط در ح. "حرف" باقی بمونه جای نگرانی نیست. اما مشکل از جایی شروع میشه که حرف ها و فکرها تبدیل به قضاوت میشه و رو عمل.ون تاثیر می ذاره. این درسی بود که بعد از از دست دادن x گرفتم! هر کدوم از ما نسبت به رفتارهای اطرافیانمون نظراتی داریم اما گاهی متوجه نیستیم ک ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/382




بیا چشمامون رو ببندیم :)

درخواست حذف اطلاعات
دنیا خیلی جای عجیبیه. نمی دونم برا شما هم پیش اومده یا نه. اما برای من چندین بار پیش اومده. یکی از دوستام برام موضوعی رو مطرح کرده, بعد ازم م. خواسته. و من راه حل منطقی و عاقلانه رو بهش پیشنهاد دادم. چند وقت بعد خودم دقیقا تو همون هچل گرفتار میشم :| حکایت سوزن و جوالدوزه... به این نتیجه میرسی که همیشه می دونی راه حل درست و منطقی کدومه, اما همیشه رفتن راه منطقی راحت نیست :| یه چیز دیگه هم هست. من تو مقاطع مختلف زندگیم, هم تصمیمات منطقی گرفتم, هم تصمیمات دلی... تو هر دو گروه هم پشیمونی داشتم هم رضایت... اما مشکل اینجاست همیشه سر دو راهی که قرار میگیری, راه بهتر از دی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/379




بازم اوکیا

درخواست حذف اطلاعات
یادم نمیاد تو هیچ .ی؛ از هیچ شخصیتی انقدر بدم اومده باشه که تو سریال اوکیا از زینب بدم میاد :/ آخه آدم انقدر بیشعور؟:/ انقدر آدم فروش؟ داداشش رو فروخته به قیمت پوست خیار بعد تازه میگه خدایا شکرت :/ دلم میخواست میزدمش:/ دختره ی دیوانه! #موقت ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/380




دنیای دیوانه!

درخواست حذف اطلاعات
داشتم سریال "دسته برادران" رو میدیدم. یه سریال بود در مورد جنگ جهانی دوم. تو یه قسمت یکی از سربازا به اسم "شیفتی" به قید قرعه انتخاب میشه که بره خونه. و بقیه سربازا کلی براش هورا میکشن. "شیفتی" که از جنگ جون سالم به در برده بوده, تو راهِ برگشت به خونه دچار حادثه میشه! ماشینی که سوارش بوده با یه ماشین دیگه که راننده اش مست بوده تصادف میکنه و به . مجروح میشه و برای مدت طولانی بستری میشه! این قسمت از .ی که ظاهرا بر اساس زندگی اشخاص واقعی ساخته شده برای من خیلی تامل برانگیز بود! کارای دنیا خیلی عجیبه! هیچوقت افسوس اتفاقاتِ به ظاهر خوبی که برای دیگران پیش می آد ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/381




هدر خوشگلم مبارک:دی

درخواست حذف اطلاعات
هدر جدیدمو، درست مثل قالب خوشگلی که تو . داشتم قبل از انفجارش، مدیون یک نفرم. مرسی از مجید، .ن خیابان نوزدهم. من عاشق این طرحش شدم جوری که هم بکگراند گوشیمو بعد از 10 ماه عوض .، هم ع. پروفایل تلگرام... و در نهایت ازش خواستم و زحمت کشید و هدرم رو هم برام تغییر داد. خدا سلامت نگهت داره رفیق. مرسی واسه همه مهربونیات. شاد باشی :) +قلب تو قلب پرنده پوستت اما پوست شیر ؛ زندون تن و رها کن ای پرنده پر بگیر اون ور جنگل تن سبز پشت دشت سر به دامن اون ور روزای تاریک،پشت این شبای روشن برای باور بودن جایی باید باشه شاید ، برای لمس تن عشق .ی باید باشه باید که سر خستگیاتو ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/377




قهرمانی پرسپولیس 1396

درخواست حذف اطلاعات
پرسپولیس قهرمان شده خدا می دونه که حقشه به لطف یزدان و بچه ها پرسپولیس قهرمان شده +حالا حسودا هر چی می خوان بگن. ما اهل حرف نیستیم. ما برتریمون رو تو عمل ثابت می کنیم :) ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/378




اوکیا

درخواست حذف اطلاعات
نمیدونم سریال اوکیا رو دیدید یا نه... اما من دیگه واقعا لجم در اومده... یه عمره داره با برادرش تهدیدش میکنه تا با مردی زندگی کنه که ازش متنفره... من اگه بودم یا یک بار برای همیشه وایمیسادم و به عامر میگفتم هر غلطی میخوای .. داداش من یه غلطی کرده... خودش تاوانشم پس بده... من دیگه بسمه:/ یا این که همین... همین که خودشو کشت درست تر بود... آدم بمیره بهتره تا اینطوری یه عمر اسیر .ی باشه که ازش متنفره -_- #احتمالا_موقت ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/375




قدیما

درخواست حذف اطلاعات
قدیما اون روزا که ساختمونا انقدر بلند و چندین طبقه نبود... اون موقع که مخارج به این گرونی نبود, هر کی که نذری درست میکرد می تونست به کل کوچه یه کاسه نذری بده. اما این روزا به این راحتی نیست... یادم نیست آ.ین باری که زنگ خونمون رو برای نذری زده بودن کی بود... شاید عاشورای دو سال پیش... شاید آدم خودش بارها تو خونه آش بپزه... شاید بارها بیرون هوس آش کنه و از اولین مغازه, یا از اون مغازه ی خاص که می دونی آش هاش خوشمزه اس آش ب.ه و بخوره... اما نمی دونم چرا انگار همیشه آش نذری یه عطر و بوی دیگه ای داره! گرفتن نذری اونقدر برام غریب بود که وقتی پسر بچه ی همسایه زنگ خونمون رو ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/376




#موج_کتابخوانی_عید . سین و فراخوان رادیوبلاگیها

درخواست حذف اطلاعات
. سین قبل از عید دعوتمون کرد به چالش کتاب خوندن تو عید و ازمون خواست سه تا از کتابایی که میخوایم تو این مدت بخونیم رو معرفی کنیم. من اسم سه تا کتاب رو مطرح .: پیمان پنجم (که بعد از کتاب 4میثاق دوست داشتنی منتشر شده) ،ملت عشق الیف شافاک که متن معرفیش رو تو بخش معرفی کتاب رادیو خودم خونده بودم و چون تعریفش رو از چند نفر دیگه هم شنیدم خیلی مشتاق بودم بخونمش و ساعت ساز ن.نا که تو روزای سختم گرفته بودمش و خیلی دوست داشتم زودتر بخونمش. و احتمالا: مردانه بازی کن .نه پیروز باش رو هم شروع کنم.چون حس میکنم مثل کتاب "مثل یک مرد فکر کن؛ مثل یک زن رفتار کن" که قبلا خوند... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/374




نوشتن کافی است!

درخواست حذف اطلاعات
دارم کتاب "ملت عشق" رو میخونم. جایی از کتاب نوشته شده: جایی که صحبت کم میشود؛ نوشتن کافی است... کتابو میذارم کنار و همونطور که دراز کشیدم؛ چشمام رو تنگ میکنم، ساق دستمو در حالی که کتاب دستمه میذارم رو پیشونیم و خیره میشم به لوستر بالای سرم. این جمله به تنهایی منو پرتاب کرد به چندین سال قبل که وبلاگ نویسی رو شروع .... دختر حدودا نوزده ساله ای که اون روزا خیلی درونگرا و .ت بود... وبلاگمو باز . و نوشتم و نوشتم و نوشتم... ترس هامو، دغدغه هامو، نگرانیهامو و... حرفامو با آدمایی شریک شدم که نمیشناختمشون!! و کم کم اون آدم درونگرا جای خودش رو به من داد! اون دوستایی که او ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/372




#مو_کتابخوانی_عید . سین و فراخوان رادیوبلاگیها

درخواست حذف اطلاعات
. سین قبل از عید دعوتمون کرد به چالش کتاب خوندن تو عید و ازمون خواست سه تا از کتابایی که میخوایم تو این مدت بخونیم رو معرفی کنیم. من اسم سه تا کتاب رو مطرح . پیمان پنجم (که بعد از کتاب 4میثاق دوست داشتنی منتشر شده) ،ملت عشق الیف شافاک که متن معرفیش رو تو بخش معرفی کتاب رادیو خودم خونده بودم و چون تعریفش رو از چند نفر دیگه هم شنیدم خیلی مشتاق بودم بخونمش و ساعت ساز ن.نا که تو روزای سختم گرفته بودمش و خیلی دوست داشتم زودتر بخونمش. و احتمالا: مردانه بازی کن .نه پیروز باش رو هم شروع کنم.چون حس میکنم مثل کتاب "مثل یک مرد فکر کن؛ مثل یک زن رفتار کن" که قبلا خوند ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/374




هنر دعا .

درخواست حذف اطلاعات
اداره ی مالیات بودم. آقایی همزمان با من سوار آسانسور شد. غرغرکنان گفت: اینجا هم باید مثل پلاسکو آتیش بگیره. و من همونطور که سعی می. عصبانیتمو سر تاچ گوشیم خالی کنم آروم گفتم: مشکل اینجاست که ما ایرانیا درست دعا . رو بلد نیستیم. گفت: خانم دروغ که نمیگم. اینجا هم باید آتیش بگیره راحت شیم. گفتم: آتیش گرفتن اینجا چه نفعی برای کی داره؟ جز این که باز یه عده خانواده اشونو از دست میدن؟ دعا کنید مشکلات حل شن. فقط برای این که حرفشو عوض نکنه گفت: حل نمیشن... درست شدنی نیست. همون باید آتیش بگیره. همونطور که از عصبانیت دندونامو رو هم فشار میدادم و سرم رو به نشانه ی تاسف ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/363




خستن... میفهمی؟خسسسسسته!

درخواست حذف اطلاعات
. ما واقعا فوق العاده اس. گذشته از این که این ترم برای اولین بار تو عمرم تو سه روز 5 تا امتحان دادم! از 19 تا 29 دی امتحان داشتیم که یکیشون لغو شد و افتاد 3 بهمن... خلاصه که 3 بهمن تموم امتحانای ما تموم شده. از اون تاریخ تا امروز از بین 7 تا امتحانی که دادم؛ (شا.ار دیگه ی دانشکده ی ما اینه که بر خلاف همه ی . ها تموم درساش به جای 3 واحد، دو واحده... واسه همین تعداد درسای زیادی داریم) تا دیروز بعد از ظهر فقط جواب دو تا امتحان اومده بود و الان که این پست رو براتون میذارم هنوز وضعیت 3 تا از امتحانام نامشخصه و قانونا بخش انتخاب واحد . هم بسته شده و طبق تقویم آموزشیی، ما از هف ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/364




منو ببخش...

درخواست حذف اطلاعات
ع.ای گالری رو نگاه میکنم و دنبال یه ع. مناسب میگردم برات. یاد تمام روزایی می افتم که ترجیح میدادم تو ع.ای تولدم نباشی و این موضوع کارم رو سخت کرده... توی کمتر ع.ی لبخند زدی... نه به این دلیل که آدم بداخلاقی بودی... اما نمیدونم واقعا چی تو مغزت میگذشته... خب راستش هرگز تو زندگیم دو رو نبودم. نمیتونم ادعا کنم که از نبودنت ناراحتم یا نمیتونم بگم دوستت داشتم... و به هیچ وجه ادعا نمیکنم که دلم برات تنگ شده! نمیگم چه حیف که وقتی بودی قدرت رو ندونستم یا چقدر از دست دادنت سخت بوده و حالا میفهمم کی بودی و.... ولی؛ راستش واقعا فکر نمی. که آ.ایمر آدمو به جایی میرسونه که حتی ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://whitebird.blog.ir/post/365