وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

بیست و پنج‌سالگی

آخرین مطالب بیست و پنج‌سالگی به صورت خودکار دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورتیکه مطالب نمایش داده شده دارای مطالب نا مناسب بوده و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



وقفه دو روزه

درخواست حذف اطلاعات
دو روز است که کار ویژه ای برای انجام دادن ندارم و بیشتر وقتم به نرمش . و کتاب خواندن و . دیدن می گذرد. بالا.ه دنیای سوفی را شروع . و خیلی خیلی وابسته اش شده ام تا به اینجا و خوشحالم که انقدر خواندن این کتاب را به تعویق انداختم. مدام فکر میکنم شاید حتی اگر یک ماه پیش این کتاب را شروع کرده بودم، انقدر لمسش نمی. و نمی توانستم از خواندنش لذت ببرم.از دیدن انیمیشن های ژاپنیم طفره میروم؛ فقط سه انیمیشن مانده که ندیده ام. اگر تمام بشوند، چکار کنم؟ :( هرچند دوباره دیدنشان هم لذت بخش است، اما دلم نمیخواهد مفاهیم عمیقشان را یکباره ببلعم. دوست دارم ارام ارام عشق ژاپنی ه... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/03/08/وقفه-دو-روزه




میتونی؟

درخواست حذف اطلاعات
واسه هیشکی نه، حداقل واسه خودت مرد باش.میتونی؟ پ.ن: سروش- آزاده ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/03/06/میتونی




try odinary

درخواست حذف اطلاعات
کمی کتاب میخوانم.کمی به کارهای خانه رسیدگی میکنم(خیلی کم، خیلی کمتر از همیشه)کمی نرمش می کنم، کمی کمتر از همیشه.و بیشتر ساعات روزم را پشت لپ تاپ سپری می کنم.هیچ چیز، مزه ندارد. حتی غذا. حتی ماست محلی که پدر از آن آشنای قدیمی گرفته و مزه شیر خشک نمی دهد. حتی رویه ماست که همیشه سهم من بود.حلقه گمشده این زنجیر، تلاش است.وقتی تلاش و استرس و تکاپویی نباشد، س.... س. لذت را از همه چیز حذف می کند.البته، این تلاش چند ساعته هر روزه برای یافتن مناسبترین معادل واژگان حالا به عادت تبدیل شده و انرژی کمی ازم میگیرد.باید به فکر چالش جدیدی باشم. پ.ن: مدتها بود اینجوری موزیکی... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/03/03/try-odinary




انگشت تحیر

درخواست حذف اطلاعات
متعجب می شوم وقتی بعضی تعجب ها را می بینم. متعجب می شوم وقتی می بینم بعضی از مردها تعجب می کنند که دخترها هم بلدند اجاق درست کنند و چای زغالی بار بگذارند. متعجب می شوم وقتی می بینم مردها تعجب می کنند که یک دختر اجازه نمی دهد .ی کوله سنگینش را حمل کند و یا کمی کمکش کند. متعجب می شوم وقتی بعضی از مردها بحثی را شروع می کنند که متکلم وحده باشند و بعد می بینند دارند با دخترانی کوچکتر از خودشان مناظره می کنند و می بینند گاهی دایره واژگان و دانش دختران، وسیع تر از  دایره لغوی و دانش آنهاست و متعجب می شوند. بیدار شوید. دختران امروز، در کوه آواز سر می دهند. چای ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/03/05/انگشت-تحیر




try odinary

درخواست حذف اطلاعات
کمی کتاب میخوانم. کمی به کارهای خانه رسیدگی میکنم(خیلی کم، خیلی کمتر از همیشه) کمی نرمش می کنم، کمی کمتر از همیشه. و بیشتر ساعات روزم را پشت لپ تاپ سپری می کنم. هیچ چیز، مزه ندارد. حتی غذا. حتی ماست محلی که پدر از آن آشنای قدیمی گرفته و مزه شیر خشک نمی دهد. حتی رویه ماست که همیشه سهم من بود. حلقه گمشده این زنجیر، تلاش است. وقتی تلاش و استرس و تکاپویی نباشد، س.... س. لذت را از همه چیز حذف می کند. البته، این تلاش چند ساعته هر روزه برای یافتن مناسبترین معادل واژگان حالا به عادت تبدیل شده و انرژی کمی ازم میگیرد. باید به فکر چالش جدیدی باشم. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/03/03/try-odinary




forgiveness

درخواست حذف اطلاعات
-تو توی زندگیت خیلی سختی کشیدی و با وجود این...همیشه خوشحالی. چطور میتونی؟ +فقط کافیه یه بار ببخشی، اما برای متنفر بودن باید تمام مدت اینکارو .ی، هرورز... باید بتونی چیزای بدو مدام به یاد بیاری... این کار سختیه. . های سینمای جنگ را دوست دارم خصوصا آنهایی را که بعد قهرمانی و فاجعه بار بودن جنگ را به تصویر نمیکشند، آنهایی که فقط به مصیبت های فردی ناشی از جنگ می پردازند. شاید دلیل این علاقه ام، به تصویر کشیده شدن پدیده های انسانی در این .ها است. نمیدانم، احتمالا همین است. the light between the oceans 2016 ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/03/03/Forgiveness




welcome to ur life

درخواست حذف اطلاعات
آدم پوسته پوسته می شود این جور موقع ها. این وقت ها که میداند می تواند یک چیزی بیافریند، میتواند جهان را فتح کند، میتواند ساعت ها بدون آهنگ ب.د و بخندد و رنگ جهان را عوض کند، اما باید بنشیند و بهترین جایگزین های کلمات یک زبان بیگانه را بیابد.بعدا نوشت: غر نمیزنم. صرفا حسی رو که تقریبا خفه م کرد، نوشتم. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/03/01/welcome-to-ur-life




instant look, instatn like.

درخواست حذف اطلاعات
حالش خوب نبود. حق هم داشت. هزاران دلار را از دست داده بود هیچ کاری نمی توانست .د. گذاشتم کمی غصه بخورد، کمی غرغر کند. گذاشتم کمی سبک شود. اما داشت حالش بدتر و بدتر میشد. از 26 روز آینده برایش گفتم که جشن ازدواجش است. کمی از خانه جدیدش تعریف . که چقدر با سلیقه رنگ شده و دکوراسیونش را چیده اند. برایش از رفتنش به خانه گفتم، که میرود و مادرش را میبیند. نمی شنید. فقط می گفت. حالش هر لحظه بدتر می شد. نمیدانستم چکار کنم. ا.ین ع.ی را که گرفته بودم، برایش فرستادم. ع.ی که حس لطیفش هر بار حال خودم را خوب میکند. گفتم کادربن. چطور است؟ تو هم فکر میکنی سمت چپ تصویر تحت فشا... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/03/01/instant-look-instatn-like




welcome to ur life

درخواست حذف اطلاعات
آدم پوسته پوسته می شود این جور موقع ها. این وقت ها که میداند می تواند یک چیزی بیافریند، میتواند جهان را فتح کند، میتواند ساعت ها بدون آهنگ ب.د و بخندد و رنگ جهان را عوض کند، اما باید بنشیند و بهترین جایگزین های کلمات یک زبان بیگانه را بیابد. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/03/01/welcome-to-ur-life




اعتراف-سوم

درخواست حذف اطلاعات
im drowning could u take my hand? would u show me a rope i can grasp? ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/02/30/اعتراف-سوم




ad hoc step 2

درخواست حذف اطلاعات
fewer words, are the best words. ps: u cant just change a habit, but u can decide on it and try to change it ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/02/29/Ad-hoc-step-2




قبل از .داد

درخواست حذف اطلاعات
امشب را، امشب را، همین امشب را، خیلی دوست دارم. همین امشب را که همه ایران، یک نفرند. همین امشب را که همه ایران، عاشق یکدیگرند. همین امشب را که همه این 80 میلیون نفر چشمانشان پر است از امید و پر است از انگیزه و برنامه. همین امشب، که حتی تمام آنهایی که سالهاست رفته اند در کنج عزلت خودشان نشسته اند و در را به روی همه دنیا بسته اند، خود را بخشی از ایران می دانند. همین امشب را که شنیدم آن مرد شصت و خورده ای ساله که ام.اس دارد، گفته است می رود و رای می دهد. امشب را که هر دو گروه مقابل، کنار هم هستند و هردو در امید و تکاپو مشترکند، امشب را، همین امشبی ک... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/02/28/قبل-از-خرداد




دردنامه-۱

درخواست حذف اطلاعات
متن و ع.ی را آماده میکنم و برای رفقایم در تلگرام ارسال میکنم.یکی شان که خیلی پسر بامرامی است، ع. و متن را کمی بعد از من در اینستاگرام میگذارد.. مشترکمان(که میدانم هیچ صنمی با این دوست با معرفت من ندارد) ع. او را لایک میکند و برایش کامنت میگذارد اما بی تفاوت از کنار همان متن و همان ع. که در صفحه من منتشر شده است میگذرد.قضیه را شخصی نمی کنم، دلگیر هم نمی شوم. هدف من دیده شدن و خوانده شدن هرچه بیشتر نوشته ام بود که به خوبی انجام شد.مشکل من، چیز دیگری است.مگر تعریف .ت زدگی چیست؟این که یک زن و یک مرد دقیقا یک چیز واحد را بگویند و تو حرف مرد را تایید کنی.از این، دلم م ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/02/28/دردنامه-1




هوای نشاط

درخواست حذف اطلاعات
مردم مست نشاط‌ اند، غیر از آن گروه همیشه بدبین که در همه چیز در پی یافتن ردی از توطئه هستند.خیلی تلاش . ننویسم، اما بیشتر از این نمی توانم.هوای نشاط حتی این استان مرزی را هم برداشته است و همه جنسش را می توانید ببینید. همه جوره اش در شهر پیدا می شود.من تقلا میکنم از تپه ها بالا بروم و مردم می خندند... مردم امید می ورزند.من اجازه می دهم باد روسریم را بیندازد و دست مهربانش کمی به موهایم بخورد و نوجوانان می خندند.من آرام عبور می کنم و نگاه می کنم و مردان سرخ می شوند از هیجان و بلندتر صحبت می کنند و بلندتر می خندند. و همه ما، امید را آبستن می شویم. از آن نوجوانان ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/02/27/هوای-نشاط




حسرت-۱

درخواست حذف اطلاعات
خیلی خوشحال بودم که بعد از مدتها امشب رو از ساعت یازده به بعد بیکارم و میتونم یا انیمیشن مورد علاقه م (توتورو) رو ببینم یا پس از مدتها دنیای سوفی رو شروع کنم. اما حدس میزنید چی شد؟ خب بذارید از .ب شروع کنم..ب در کمال خستگی و البته در کمال عطش به رنگ، نصفه شب به مداد رنگیام پناه بردم و با همون چشمای خسته دیدم یه جونور ریز داره رو کاغذم راه میره،سریع انداختمش تو یه قوطی و با یادداشتی گذاشتمش برای پدر که صبح به خطرناک بودن یا نبودن این جوونور رسیدگی کنه.پدر اعلام کرد که چیزی نیست و چون خونه مون حاشیه . دیدن اینا عادیه. صحت حرف پدر تا ساعت یازده امشب ادامه داشت ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/02/26/حسرت-1




step 1

درخواست حذف اطلاعات
i have learned to learn the people who live around me,maybe cause that makes life much easier. i can remember the conver.ion i had with m. he told me he wants to run a new mag. i told him: u know i'm with u, no matter what. but i ask u to think again. he told me he won't, he said it was important to him, he said he needs to find out so many things... i told him... i said... oh i sad that i knew his reasons... i approve his reasons but i have my  reasons, too when i ask u not to do so. i knew every reason he had. i got him surprised. and i got me surprised. after that night, he be.e a much better friend... as if he could trust me with any thing... he could tell me any thing.  ...this habit of mine, has earned me a lot of good friends  and i do enjoy when i see the trust they put in me. but it's dangerous,too.i have also lost so many friends because i knew them too well... because i could remember too much details about them. but this is not the reason why i'm gonna q... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/02/24/step-1




to dear me-2

درخواست حذف اطلاعات
im a person of large scales. i do appreciate small scales but they don’t attract me to a large extent. i am a person of big dreams, of big jobs. but here lies the point: in order to achieve big, in order to think big, u need to see urself big at first. well, tell me baby. how big are u? whats ur scale? due: 6 weeks. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/02/24/to-dear-me-2




موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز...

درخواست حذف اطلاعات
آ.ین باری که اینطور از خودم زدم سر پروژه کارشناسی بود.با تمام قوا برای انتخاب شدن ک.دای مورد نظرم در انتخابات تلاش میکنم. نمی دانم، من خیلی کم میبینم و کم می فهمم یا اینها که چشمشان را به روی تاریخ و حقایق بسته اند؟اینها که موی بلند و روی سیاه و ناخن دراز را کتمان می کنند.رو سپیدمان کن ای عزتمند.لطفا پیروز شو. لطفا بجنگ و پیروز شو. ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/02/22/موی-بلند،-روی-سیاه،-ناخن-دراز




کمی بعد از نیمه بهار

درخواست حذف اطلاعات
از سفر برگشته ام و کم کم دارم به روال عادی روزها میرسم؛ از ساعت مطالعه م چیزی کم نشده است و تنها کتابهایم عوض شده اند. سفر، خوب بود. کمی بیشتر از همیشه همه چیز را آسان گرفتم و کمی بیشتر از همیشه لذت بردم از همه چیز. چقدر خودم را عذاب داده بودم در این سالها که بیش از حد به خودم سخت گرفته بودم، بیش از حد سخت دیده بودم و بیش از حد سخت فکر کرده بودم. امروز و دیروز کمد لباسهایم را مرتب .. زمستانی ها را جمع . ته کمد و داخل چمدان و از رنگ های روشن بهاری و تابستانی که کمد را در خود غرق کرده اند لذت بردم. میزم را هم حس. بزک و دوزک .. جای کتابهای قطور و بزرگ را، رم... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/02/20/کمی-بعد-از-نیمه-بهار




سوم شخص؛ مفرد، غایب، غریب.

درخواست حذف اطلاعات
پیش‌نوشته: عادت ندارم از چیزهایی که بعد از وقوع‌شان تاثیر عمیقی می‌گیرم، سریع بنویسم و ذهنم را خالی کنم. همین است که تا سالیان سال می‌توانم راجع به یک‌اتفاق حرف بزنم و تا روزها از آن‌چه پیش آمده بنویسم. کنکور ارشد و تعطیلات بعدش، برایم چنین ح.ی را دارند. پس آرام آرام می‌نویسم. از هر آن‌چه که بشود نوشت و نیاز به پردازش بیشتر نداشته‌باشد. پیش‌نوشته دوم: مثلا امروز می‌توانم از تویی بنویسم که او شد و از اجتناب‌ناپذیر بودن این گسست. من، کنار تو ممکن است که روزی ما بشود و یا روزی ما بوده‌باشد. اما جمع‌شدن من و او بعیدتر است. وقتی که می‌گویم او، ... ... ادامه مطلب ...

جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeartwentyfive.blog.ir/1396/02/20/سوم-شخص-مفرد،-غایب،-غریب