وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

از تبعید برگشته - جستجو

از تبعید برگشته از بین کلیه محتوا، اطلاعات و اخبار سایتها و وبلاگهای مرجع جستجو و نتایج آن به صورت خلاصه و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورت مشاهده مطالب نامناسب، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید.



(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات

از کربلا برگشته ام. خدا را شکر که امسال هم من ناقابل را راه دادند. برگشته ام اما امسال نه در طول سفرم واژه چندانی داشتم و نه بعد از سفر. برگشته ام و نشسته ام سر مستنداتی که باید یک ماه قبل تحویل .م میدادم. آمده ام و دغدغه های قبلی زندگی شروع شده اند. امسال خیلی راحت تر از قبل با روزمرگی اخت شده ام. انگار اصلا خودم میدانستم که این سفر فرق دارد. همه چیزش فرق داشت. نمیتوانم توضیح بیشتری بدهم چون هرچیز بخاهم بگویم میشود تحلیل شخصی روی پدیده ای که این سفر بود. اما فقط میدانم که باب هرجور حس خاصی به رویم بسته بود و هست. مطلقا هیچ حس معنوی ویژه ای ندارم. و این باعث ... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://zrd.persianblog.ir/post/490

؛)

درخواست حذف اطلاعات

آدمه رفته دوست داشتنیه برگشته رو میشه دوباره پذیرفت؟من یه دوستی دارم که اینجور موقع ها میگه قاتل یه روزی به صحنه جرم برمیگرده...درسته که دوست داشتنیه اما این دوست داشتنیه برگشته کیه؟یه قاتل...آدم درخونه اش رو به روی یه قاتل دوباره باز نمیکنه...؟ ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://khabzade.blogsky.com/1395/12/09/post-452/؛-

خدا هم که یار عاشقاست

درخواست حذف اطلاعات

لابد طرف هم برگشته گفته: شما اصلا تا حالا داستان زمزم .خانی رو خوندید که بفهمید من چی می‌گم؟ این رفیق ما هم از سر سادگی و صداقت برگشته گفته: نه، بعد هم نصف شبی پیام داده به من که کتاب ناصر ارمنی رو داری؟واسم ع. می‌گیری بفرستی؟ حالا داستانٍ هم مالی نیست‌ها! خود .خانی هم می‌گه من اصن اشتباه . این رو نوشتم اما خب، من و شما و .خانی می‌گیم بدرد نمی‌خوره اونا که این ‌حرفها رو نمی‌فهمند! خدا هم که قربونش برم یار عاشقاست ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://aseman655.blog.ir/1395/05/28/zamzam

(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات

ناراحتم :( حس بدی دارم، چون با بابا حرفم شد.. شب باز اومده برگشته بهم میگه رفتی داخل مامانو ببینی؟.. هر روز داره این سوال رو از من می پرسه.. انگار موظف باشم که هر روز برم تو آی سی یو.. و خب من نرفته بودم یعنی خواستم نذاشتن بعدش منم اصرار ن. چون مامان قرار بود ترخیص بشه بعد افتاد فردا.. به هر حال این جمله حس بدی بهم میده.. امشب دیگه نتونستم خوددار باشم و گفتم چرا خودت نمیری هیچوقت؟؟؟؟.. قیافه اش عصبانی شد و مثلا نشنید و پرسید که چی گفتم منم دوباره تکرار . و گفت چشششممم!!!!.. چشم یعنی چی؟ خودش پاشو بیمارستان نمیذاره بعد هر روز منو سین جین می کنه.. برگشته میگه تو صبح ت ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://salmadey.persianblog.ir/post/132

منطق

درخواست حذف اطلاعات

در سرم پر از سرو صداست،صداهایی که میپیچند،بی وقفه فریاد میزنند،هیچ یک حتی لحظه ای ارام نمیگیرند،اما دیگر کافی ست،فریاد بلندی سر میدهد و همه ی صداها .ت میشوند.او معمولا غالب است؛به هر ص.،به هر حسی به هرچیزی که از درونم سرچشمه میگیرد غالب است. با صدای فریادش دیگر صداها فرار را بر قرار ترجیح داده و صحنه را خالی میکنند. و باز من ماندم و بازجویی های سختش.خودم را آماده میکنم.برای تازیانه های سختی که بر افکارم میزند.او دوباره برگشته است.قشنگترین قسمت وجودی ام برگشته است.مثل همیشه محکم،باصلابت اما خشن. محاکمه شروع میشود. منطق:متهم ردیف اول این ماجرا کیست؟ ... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://silencenight.blog.ir/1395/11/25/منطق

حرمت

درخواست حذف اطلاعات

برگشته ام از مستی و گذشته از من و خشم اما، هنوز اینجاست. معطوف به تمام جهان. ستیزه جویانه. سهمگین. کالی، زیر پوستم رفته و با یک دست سر میبرد و با یک دست . می کند و با یک دست پوست می درد و من؟ من، تسلیم گرگ درونم اینبار. تمام تن. زوزه می کشم و به ستیزه جویی و مبارزه طلبی و طلب نبرد، رو به جهان فریاد می زنم. برگشته تن از مستی. خشم از من برنگشته. خشم من از من برنگشته. خشم از من برنگشته. انگار که مانده چیزی هنوز، میان آتش. دیوانه وار. مبارزه طلب. عاصی. فریاد زن. جهات کلوسئوم شده. آنجا قرارم داده اند انگار و قرارم اما به تمامی بریده شده. لبخند میزنم و اما تمام تنم پر از... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://jense-akhar.persianblog.ir/post/2407

حرمت

درخواست حذف اطلاعات

برگشته ام از مستی و گذشته از من و خشم اما، هنوز اینجاست. معطوف به تمام جهان. ستیزه جویانه. سهمگین. کالی، زیر پوستم رفته و با یک دست سر میبرد و با یک دست . می کند و با یک دست پوست می درد و من؟ من، تسلیم گرگ درونم اینبار. تمام تن. زوزه می کشم و به ستیزه جویی و مبارزه طلبی و طلب نبرد، رو به جهان فریاد می زنم. برگشته تن از مستی. خشم از من برنگشته. خشم من از من برنگشته. خشم از من برنگشته. انگار که مانده چیزی هنوز، میان آتش. دیوانه وار. مبارزه طلب. عاصی. فریاد زن. خیابان همان کلوسئوم شده. آنجا قرارم داده اند انگار و قرارم اما به تمامی بریده شده. لبخند میزنم و اما تمام ت ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://jense-akhar.persianblog.ir/post/2407

چشمانش ...

درخواست حذف اطلاعات

به اندازه تمام روزهای این چهارده سال، به عقب برگشته ام، ماشین روی جاده لغزنده سر خورده است، از روبرو با تریلی هجده چرخ برخورد کرده ام، کمربند ایمنی ام . نشده است و من از داخل ماشین به بیرون پرتاب نشده ام و با ماشین به زیر تریلی رفته ام. من به اندازه تمام روزهای این چهارده سال مرده ام. برادرم اما به جای من از ماشین به بیرون افتاده و زنده مانده است، دست و پا و کمرش ش.ته است و همه آنها که می شناختندش برای سلامتی دوباره اش دست به دعا بلند کرده اند. برادرم بعد از چند سال دوباره به زندگی برگشته است، کنکورش را داده است، به . رفته است، عاشق شده است، ادامه تحصیل داد ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://shahdoone.persianblog.ir/post/1028

از تبعید برگشته...

درخواست حذف اطلاعات

حصر مطالعاتی رو طبق قوانین کتاب با موفقیت پشت سر گذاشتم و حالا می‌تونم با سربلندی آپ وبلاگ رو از سر بگیرم! اگه بخوام به‌روز بنویسم باید به آ.ین تجربه‌ام که به نیم‌ساعت پیش برمی‌گرده بپردازم؛ درسته که اولویت قرار دادن افراد مسن برای نشستن توی اتوبوس‌های شلوغ کار قشنگیه اما نه وقتی هیچ فضایی برای جابجایی نیست و خود اون فرد اصرار و تمایلی نداره و صرف اینکه یک نفر انسان‌دوستی‌اش گل کرده، ملتی مجبور باشن همدیگه رو له کنن تا کار خیری صورت بگیره. اونم در شرایطی که... بگذریم، تنها چیزی که مهمه نه حقوق فردی و شهروندی و نه غیره‌ست، فقط و فقط خواهرم حجابت! د... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://white-shadow.blog.ir/1395/12/10/از-تبعید-برگشته

هاری

درخواست حذف اطلاعات

. ، سگ خوبی داشت؛ توله اش از فرنگ برگشته بود گاز بگیرِ کار کُشته ای بود اَنبری می گرفت، من دَم خورَش بودم این اوا.، هار شده بود. ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://doroghnevesht.blog.ir/1395/09/17/هاری

اشکلاف دان یا یه همچین چیزی!

درخواست حذف اطلاعات

- دیروقت بود. دختره با یه پیراهن دکلته قرمز برگشته بود خونه. مامانش از ناراحتی غش کرد.+ وا! چرا؟- بس که مامانش گه و گیر بود.+ .تُ پس بگیر، که بگم شبیه مامانای خودمونه!! ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://banooye-labkhand.blog.ir/1395/12/06/اشکلاف-دان-یا-یه-همچین-چیزی

کهنگی

درخواست حذف اطلاعات

کهنگی شکل های مختلفی دارد. کهنگی تبعيد می آورد. تبعيد تلویزیون سیاه و سفید به گوشه ی انباری. مچالگی توپ پنچر شده گوشه ی حیاط. تنهایی هم می آورد. تنهایی در هم و شلوغ ماشین های اوراق شده توی یک گاراژ بزرگ. تبعيد های کوتاه مدت و بلند مدت. تنهایی های عمیق و سطحی. از این همه به شال گردن تو فکر می کنم. وقتی در پایان زمستان به گوشه ی کمد تبعيد می شود. یک گوشه ی ناپیدا و تاریک. نزدیک به تو و دور از تو! میان لباس هایی که هر روز بر تن تو می نشینند و بوی تو را دارند! مثل ماه و برکه! دور و در هم! و به تنهایی اش فکر می کنم. و دلتنگی اش. تا زمستان بعد.  ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://hanihastam.blog.ir/1395/12/05

موجها، چه حریصانه میکوبند بر تن ساحل...

درخواست حذف اطلاعات

عروس دریایی، با یه موج بلند، اومده به ساحل... بعد موج برگشته تنهایی... عروس دریایی، تنها مونده تو ساحل... حالا موجی به همون بلندی، پیدا میشه تا برش گردونه به دریا؟.... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://still.blog.ir/post/موجها،-چه-حریصانه-میکوبند-بر-تن-ساحل

دلتنگی

درخواست حذف اطلاعات

امشب به صورت کاملا اتفاقی به وبلاگ قبلیم سر زدم. با کمال تعجب دیدم مطالبی که منتقل کرده بودم به یک آدرس جدید، دوباره برگشته سر جاش و نصف آرشیو هم نیست! نمی دونم چرا این طوری شده.اغلب لینک ها رو باز .. وبلاگ ها یا کلا حذف شدن یا بیشتر از یک ساله که به روز نشدن. دلم گرفت. روزهای رونق وبلاگ نویسی یادش به خیر. ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://bionvan.blogsky.com/1395/11/10/post-382/دلتنگی

ایده ساخت اتوبوسی برای کاهش ترافیک در کشور چین

درخواست حذف اطلاعات

اید ساخت چنین اتوبوسی به سال 1969 برگشته و  در آن زمان  این اتوبوس توسط craig hodgetts و lester walkerساخته شد اما به دلایلی این طرح عملی نشد. در سال  شرکت shenzhen hashi دست به کار شد و شروع به تولید این اتوبوس نمود.  [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://chinatour.blogsky.com/1395/12/24/post-29/ایده-ساخت-اتوبوسی-برای-کاهش-ترافیک-در-کشور-چین

پل های پشت سر...

درخواست حذف اطلاعات

اگه دست خودم بود...هزار بار هزار تا چیز رو ول کرده بودم و برگشته بودم عقب.... اما همیشه فک میکنم من اصلا از روی پل نیومدم که... من همیشه از رو دره های بزرگ به امید بهشت های دور پریده بودم...به سختی...به شوق... یه وقتایی برگشتن یعنی دوباره پ. از روی همون دره ی عمیق... یعنی هراس نابودی.... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yekzendegi.blog.ir/post/834

امروز 21/8/95

درخواست حذف اطلاعات

من دیر رفتم و اون زود اومد ..سعی . باور کنم هر آنچه میگه .. و حالمو بهتر کنمحالا فقط مونده یک چیز ، اونم انتظار نمیدونم از پسش برمیام یا نه سختن این روزا ، ولی نه اونقدر سخت که از پسش بر نیومدفقط احساس میکنم اشتهام برگشته ..شاید بتونم شام بخورم ..روزای خوبی در انتظارمه ، بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنومکاش یکی بیاد من رو ببره سفر ..با یک بن سای .. بنی خوش اومدی لطفا با لوسی کنار بیا ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://snow-mind.blog.ir/1395/08/21/امروز-21-8-95

ی نفر،اصلأ خود تو

درخواست حذف اطلاعات

ی آدمی رو تصور کن~خودتو تصور کن_که ی سرطان خیلی سخت و مهلک رو از سرگذروندی،الان خوبی   خوبی و شکر خدا لبخند میزنی،میدونی که پشت این لبخند چیه؟ یک دنیا مبارزه تا پای جون   اونقد جنگیدی ک الان حس. ضعیف و خسته ای،از هرچی ک داشتی گذاشتی وسط  تصور کن،ب این آدم؛ به تو~بگن که بیماریت برگشته   ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://khanomp.blog.ir/1395/09/26/ی-نفر،اصلا-خود-تو

آیا کثیر الشک شامل هر نوع شکی می شود؟

درخواست حذف اطلاعات

.:.ى که زیاد شک مى‌کند کثیرالشک مى‌باشد و در . اگر .ى در یک . سه مرتبه شک کند یا در سه . پشت سر هم (مثلاً در . صبح و ظهر و عصر) شک کند، کثیرالشک است و چنانچه زیاد شک . او از غضب یا ترس یا پریشانى حواس نباشد، به شک خود اعتنا نکند و کثیرالشک تا وقتى یقین نکند که به حال معمولى مردم برگشته باید به شک خود اعتنا نکند. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://32020.blogsky.com/1395/12/16/post-155/

ریشه ی. چند کلمه

درخواست حذف اطلاعات

ریشه واژه «چمدان» چمدان همان «جامه دان» فارسی است که به زبان روسی وارد شده است پس از تغییر درلهجه زبان فارسی دوباره به زبان فارسی وبه صورت «چمدان» برگشته است. ادامه مطلب ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://waz-adabiyatm.blog.ir/1395/12/11/ریشه-یابی-چند-کلمه

دلم تنگ شهیدانی ست

درخواست حذف اطلاعات

دلم تنگ شهیدانی ست که مرا از بهر خویش نمی‌خواهند. دلم تنگ شهیدانی ست  که مرا با رسم خویش می‌خواهند. دلم تنگ همانان است  که با پای خویش رفتند و با هزاران تابوت برگشتند. دلم تنگ همانان است که از بهر حفظ من از جان خویش بگذشتند. نه تنها منتی برمن ندارند که منتم را هم .یدارند دلم تنگ همانان است. دلم تنگ ستارگان خاکی از افلاک برگشته است دلم تنگ شهیدان ، م.عان حرم است. . . اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک  ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://foothold4behzadtahmoresi.blog.ir/1395/12/08/دلم-تنگ-شهیدانی-ست

ازدواج با دختری که هشت روز است مرده + ع.

درخواست حذف اطلاعات

 این زوج تصمیم داشتند که در چهارم فوریه با یکدیگر ازدواج کنند اما در 28 ژانویه یک هفته قبل ازازدواجشان دختر بخت برگشته بوسیله دو . کشته می‌شود. با تمام رنج فقدان وعشق، مرد هنوزتصمیم به ازدواج با نامزد خود را داشت.مراسم ازدواج آنها در سالن تشیع جنازه برگزار شد و خانواده هر دو شاهد مراسم بودند. عروس لباس بسیار زیبایی پوشیده بود ودرتابوت کریستالی خو.ده بود. ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tiko.blogsky.com/1395/12/20/post-32/ازدواج-با-دختری-که-هشت-روز-است-مرده-عکس

فرناندو تورس در مقابل گرانادا بازی نخواهد کرد

درخواست حذف اطلاعات

هواداران فرناندو تورس: فرناندو تورس که چند روزی است پس از مصدومیت وحشتناک خود مقابل دپورتیوو لاکرونیا به کمپ اتلتیکو مادرید برگشته و به صورت اختصاصی درحال تمرین . است از سوی دیگو سیمئونه برای بازی مقابل گرانادا دعوت نشد. ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://f9tfans.blogsky.com/1395/12/20/post-2709/فرناندو-تورس-در-مقابل-گرانادا-بازی-نخواهد-کرد

"مهدی جان شریک غمت هستیم"

درخواست حذف اطلاعات

" مهدی عزیز "  تسلیت من و همه ی دوستانت را در این خانه پذیرا باش . دوست مهربان و عزیز ، شریک غمت هستیم و برای شادی و آرامش روح مادر عزیزت آرزومندیم. ************دوستان متاسفانه دوباره درد دست راستم برگشته .تشخیص پزشک  فشار آنی اعصاب بوده و با مراعات و دارو مشکل حل میشه . کمی صبور باشید ، تا استراحت کنم و برگردم . دوستتون دارم  ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://baranbahari52.blogsky.com/1395/11/18/post-199/-مهدی-جان-شریک-غمت-هستیم-

عاشقی آواره

درخواست حذف اطلاعات

دیگر نمی خواهد دلم اینجا بماندمن می روم تا قلب تو تنها بماندچون عاشقی آواره بین مردم شهردر کوچه های بی .ی رسوا بماندصد بار گفتی "عاشقت هستم" ، ولی کاشیک بار می شد تا دلت شیدا بماندخوردی به جان من قسم تا هست عمریاین " عشق " ما تا آ. دنیا بمانددل را سپردم دست تو، تا روز م.می خواستم در . ی تو جا بماندرفتی و بعد از سالها رنج ج.برگشته ای تا قلب تو با ما بماند؟!دیگر پشیمانی ندارد هیچ سودیباید که بعد از رفتنم تنها بماند...!#آنجلا ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yashil5259.persianblog.ir/post/1516

وقتی هر کی میره برمیگرده یه روز

درخواست حذف اطلاعات

قصه زندگی، قصه پیچیده ایه..مخصوصا وقتی عشق، از نوع مثلث عشقی باشه...مارس برگشته دوباره! پر قدرت تر از قبل!! خدارو چه دیدین..مثلا یهو سپتامبر هم برمیگرده..یه چهار ضلعی عشقی تشکیل میدیم... پ.ن از فردا میخوام تمرکزم رو درس باشه هااا...اصنم ذهنم درگیر برگشت مارس و اصرارهای اقای حاشیه نیس..اصلا! ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://happyapril.blog.ir/1395/12/06/وقتی-هر-کی-میره-برمیگرده-یه-روز

به زادگاهم

درخواست حذف اطلاعات

غزلگاه خلیل خادمی: به زادگاهم =فدامی   جاده،زُل می زند به پاهایم ناگهان فکر ، تا کجا می رفت اسب سرکش ِ کودکی هایم گفت : باید سَری «فدامی» رفت   راه ِ دارابـــْگِرد ، افتادم تاولَ از عشق ْ ،بوسه بر گِل زد گردنه ، کوه ،بعد ِ «رستاقی» باید از قلب ِ کوه «تونل»زد   نور در سرعت از سراشیبی چشم ها بود و پهنه ایی از «فورگ» بخت از یوسفی که برگشته اتهامی که پااک شد ،از گرگ   راهِمان می رود ولی .ت می رسم بر «دوراهیِ» تردید عطری از سمت ِ راست می پیچد «آبشاری» که بی امان .ید   از قضا می خورَد تَرَک ،آسف. قلب مان اضطراب ِ بی حد شد می روم پُشت صحنه ی «بُستان» با... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://khalilkhademi.persianblog.ir/post/123

حکایت+گربه و مرد

درخواست حذف اطلاعات

مردی از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه میکرد ناراحت بود، یک روز گربه را برد و چند خیابان آنطرف تر  رها کرد.ولی تا به خانه رسید، دید گربه زود تر از اون برگشته به خانه، این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حس. کلافه شده بود. بالا.ه یک روز گربه را با ماشین گرداند، از چندین پل و رودخانه پارک و غیره گذشت و بالا.ه گربه را در منطقه ای پرت و دورافتاده رها کرد. آن شب مرد به خانه بر نگشت آ. شب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه  خونه هست؟زنش گفت: آرهمرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!!!! ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://wikiblog.persianblog.ir/post/5653

دو راهی انتخاب...

درخواست حذف اطلاعات

سخت ترین کار دنیا برای من انتخاب غذا برای پختن است!!!! نمی دانم با اینهمه سختگیری چطور برای ازدواج تصمیم گرفتم! الان از سر کار برگشته ام و مانده که برای ناهار پیتزا بپزم یا اسنک یا کوکو سبزی!!!!! خدایا رحمیییییییییییپ.ن. به طور فجیعی ذهنم دچار سخت گیری شده. الان مطمئنم هر کدامشان را بپزم بعدتر خودم را سرزنش میکنم که چرا آن یکی را نپختم!!!!خدایا شفااااااااااااااااییییییییییییی ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://ragepenhan.blog.ir/1395/11/06/دو-راهی-انتخاب

ع. دیدار سارا خوئینی ها با برادرش

درخواست حذف اطلاعات

سارا خوئینی ها بازیگر کشورمان با انتشار ع.ی صفحه شخصی اش را بروز کرد.این بازیگر 42 ساله ع.ی از خودش در کنار برادرش که تازه از سفر برگشته را منتشر کرده است.سارا خوئینی ها نوشت:نزدیک بهار و نو شدن ها باشیبرادرجان هم بعد از سالها از راه برسد ...چی از این بهتر ؟!همیشه دیدارها ،آمدن ها و رسیدن ها بهترین اندو اسفند که ماه من و برادرم است اینچنین بر ما مبارک شد ع. سارا خوئینی ها و برادرش ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mobtel.blogsky.com/1395/12/12/post-710/عکس-دیدار-سارا-خوئینی-ها-با-برادرش

دیدار سارا خوئینی ها با برادرش پس از سالها!

درخواست حذف اطلاعات

سارا خوئینی ها و برادرشسارا خوئینی ها و برادرش  , سارا خوئینی ها بازیگر کشورمان با انتشار ع.ی صفحه شخصی اش را بروز کرد.این بازیگر 42 ساله ع.ی از خودش در کنار برادرش که تازه از سفر برگشته را منتشر کرده است.سارا خوئینی ها نوشت:*****نزدیک بهار و نو شدن ها باشیبرادرجان هم بعد از سالها از راه برسد …چی از این بهتر ؟! [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://jazabiyatekhane.blogsky.com/1395/12/12/post-16063/

الف

درخواست حذف اطلاعات

اگر خدا بخواهد، گوش . کر. حس میکنم بالا.ه این ادبار لعنتی دارد از ما اعراض میکند  و شمایل سیه روزی روز به روز سفید تر می شود. نگو این خزعبلات را از کجا آورده ای که خودم هم دقیق نمی دانم میرزا !  از آ.ین باری که "یار" را دیدم، دو سه اربعین می گذرد، البته فکر نکنی نمی توانم ببینمش ها... نه میرزا! نقلش مفصل تر از این حرفهاست، حقیقت می ترسم از این که بعد از این قضایا چشمم دوباره به چشمان ریحانه بیفتد ... فقط عشق است که از خودش بخیل تراست، لاکردار آب از دستش نمی چکد و جان عزرائیل را هنگام نزع به لب می رساند ! حالا مای اجل برگشته را هم از این قاعده مستثنی نکرده! کل د... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://bidaarbaash.blog.ir/1395/12/15/الف

که گم شد

درخواست حذف اطلاعات

آواز میگوید به "گلنار"ی که گم شد تکرار خواهد گشت ادواری که گم شد ساز  مخالف می زند این ساعت  پیر تا روز و شبهای سبکباری که گم شد چشمم شبیه   کودکی ها بیقرار است چیزی شبیه   آ.ین باری که گم شد یکمرتبه از روی دیوار   دبستان بالا زده لبخند   بسیاری که گم شد تکلیف ها امشب به سرعت ته کشیدند حال و هوایی داشت خ.ری که گم شد از ترس  خانه تیله ها را خاک . پیش  درختی ، پای دیواری که گم شد یک بار  دیگر بوی نان  تازه آمد برگشته بابا از سر   کاری که گم شد مادر پریشان ، در اتاق   پشت   ایوان مادربزرگ   پیر و بیماری که گم شد یک پیرمرد  خسته در ایوان نشسته پ ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sangha.persianblog.ir/post/77

منطق برنده همیشگی

درخواست حذف اطلاعات

1. واااای .ب همونجوری که ثنا بغلم بود از رو مبل بلند شدم که هنو دو قدم نرفته بودم که خیلی شیک پام پیچ خورد و من فقط سعی . نیوفتم با مخ زمین که یه وخ ثنا چیزیش نشه :/ دیگه با هزار زحمت خودمو رسوندم به یه مبل دیگه و روش ولو شدم و فقط لبم رو گاز میگرفتم که نیاد که خب فایده نداشت و آ. سر هم اومد ://  2. واااای اینقده حوصلم سر رفت .ب :( پیش اون دوتا هم نرفتم چون بالا.ه خیر سرم باهاشون دعوا . :/ اونا هم جرئت ن. بیان بهم بگن برم تو اتاق :// البته کار خاصی هم نمی. ، منم دیگه خودم رو با گوشیم سرگرم . :/  3. برگشته میگه تو چرا نمیری پیش خانوما ؟! عاخه برم بگم چی ؟! نشستن پیش هم چرت و ... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://anne-shirley.blog.ir/1395/12/20/post 47

سال سوم

درخواست حذف اطلاعات

چند سال گذشته این چند روز؟ .ب که بابا سراغت را گرفت و گفتم بی خبرم از تو حس . انگار واقعا چند سال است که خبر ندارم از تو، غمگینم، دیروز رفتم آ.ین حرف های آن شب را دوباره خواندم، آتش زیر خا.ترم این روزها، کاش بارانی بیاید و این شعله های مذاب کننده ی روح را زودتر خاموش کند تا آب نشوم لابلای این حجم انبوه دلتنگی، کاش گوشه ی آسمان سوراخ شود و .ی بیاید پایین و بگوید بفرما! این قرص را بگذار در دهانت و سه دقیقه بعدش همه چیز را فراموش کن و برو سر زندگی ات، کاش اصلا یکی از همین شب ها بخوابم و صبحش که بلند شدم برگشته باشم به کودکی و دغدغه ام شیشه های فرو ریخته ی خانه باش... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maktub.blog.ir/1395/12/01/سال-سوم

ترادف

درخواست حذف اطلاعات

اگر خدا بخواهد، گوش . کر. حس میکنم بالا.ه این ادبار لعنتی دارد از ما اعراض میکند  و شمایل سیه روزی روز به روز سفید تر می شود. نگو این خزعبلات را از کجا آورده ای که خودم هم دقیق نمی دانم میرزا !  از آ.ین باری که "یار" را دیدم، دو سه اربعین می گذرد، البته فکر نکنی نمی توانم ببینمش ها... نه میرزا! نقلش مفصل تر از این حرفهاست، حقیقت می ترسم از این که بعد از این قضایا چشمم دوباره به چشمان ریحانه بیفتد ... فقط عشق است که از خودش بخیل تراست، لاکردار آب از دستش نمی چکد و جان عزرائیل را هنگام نزع به لب می رساند ! حالا مای اجل برگشته را هم از این قاعده مستثنی نکرده! کل د... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://bidaarbaash.blog.ir/1395/12/15/الف

ناکامیها

درخواست حذف اطلاعات

زندگی شد من و یک سلسله ناکامیها مستم از ساغر خون جگر آشامیها بسکه با شاهد ناکامیم الفتها رفت شادکامم دگر از الفت ناکامیها بخت برگشته ما خیره سری آغازید تا چه بازد دگرم تیره سرانجامیها دیرجوشی تو در بوته هجرانم سوخت ساختم این همه تا وارهم از خامیها تا که نامی شدم از نام نبردم سودی گر نمردم من و این گوشه گمنامیها نشود رام سر زلف دل آرامم دل ای دل از کف ندهی دامن آرامیها باده پیمودن و راز از خط ساقی خواندن .م از عیش نشابورم و خیامیها شهریارا ورق از اشک ندامت میشوی تا که نامت نبرد در افق نامیها #._ش ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mamshlu.persianblog.ir/post/22

پرستوهای عاشق

درخواست حذف اطلاعات

« برجی نشست و قامت تهران خمیده شداسبابِ غم، دوباره سر سفره چیده شدفریاد آتش است، به هر جا که می رویچندین فرشته بین مه و دود دیده شد ! »جانم به لب رسیده و برگشته در تنممُجری که ذره ذره بخواند نوشته را:«چنگال پیر و سنگی این برج، همچنانمحکم گرفته بال و پرِ سی فرشته را .. ».ب میان خواب تو را دیدم و فقطگفتی: « صدای سوختنم را شنیده ای؟ »صبحی که چکمه های تو را وا. می زدمگفتی « عزیز من تو فقط خواب دیده ای .. »دیدی خودت که خواب من این بار چپ نبودخاموش می‌شوی و به تو زنگ می زنمبا هر دقیقه ای که جو. نمی دهیمحکم به شیشه ی دل خود سنگ می‌زنم ..« مادر ! ببخش از پسرت ، پیرهن فقط ... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://bashoo1.persianblog.ir/post/1190

پیشگویی درباره لحظه شهادت

درخواست حذف اطلاعات

شب عملیات گذشت و عملیات شروع شد. چون درگیری شدید بود، به ما اصرار .د به مریوان برگردیم. در بین راه که هنوز در خاک کردستان عراق بودیم، دیدیم ماشینی چراغ می زند. نگه داشتیم. دیدیم حاج حسین است؛ شنیده عملیات است، سریع از جنوب برگشته است. من دوبار به زبانم آمد که بگویم «حاجی! شهید می شوی»؛ دلم نیامد. ایشان لبخندی زد و فرمود: یک چیزی می خواستی بگویی، می خواستی بگویی شهید می شوم، خودم می دانم. پس حلالم کنید! ادامه مطلب ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://khademoreza.blog.ir/1395/12/16/پیشگویی درباره لحظه شهادت

مورد آلفا

درخواست حذف اطلاعات

هفته ی قبل دوتا انگشت دستم  سخاوتمندانه ، تا نصف انگشت، رفت توی رغن داغ. به همین سادگی. شیرجوش چدنی تا نیمه پر از روغن داغ قل قل بود. دلم خواسته بود برای اهالی پیراشکی گوشت درست کنم. انگار هرچه عاجز تر و ناکار تر می شوم، بیشتر قصد می کنم که کارهای  هیجان انگیزتر .م!لبه ی خمیر برگشته بود روی خودش . خواستم برش گردانم توی روغن که جیغم رفت هوا. جیغ جیغ جیغ تا سینک و آب سرد و ...توی همان جیغ و گریه یادم آمد که هرنوع پماد و ضماد و مواد کمکی را خیلی وقت است ریخته ام دور و هیچ چیز به در د بخوری توی خانه نداریم.ده تا خمیر خام هم داشت .ماس دعا می .د که ( ما رو نذاری بری پری ج... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://pari-parsa2.blogsky.com/1395/12/02/post-440/مورد-آلفا