وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

بره ناقلا عشق منه - جستجو

بره ناقلا عشق منه از بین کلیه محتوا، اطلاعات و اخبار سایتها و وبلاگهای مرجع جستجو و نتایج آن به صورت خلاصه و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورت مشاهده مطالب نامناسب، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید.



بره ناقلا عشق منه

درخواست حذف اطلاعات

کلی خوش گذشت. یک عالمه برف شادی تنفس کردیم و خفه شدیم از سرفه! کیک موز و گردو با ع. بره ناقلا خیلی خوشمزه بود. با اینکه جشن خانوادگی و کوچیک بود ولی زیاد کاسب شد این بره ناقلا. بعضیاشو مامانش گذاشته کنار فعلا نمیده بهش، منم موافقم:) صبح با مامان پتوی . رو شستیم. پر از موی بلند بود. به مامان میگم این . چرا موهاشو جمع نمیکنه که نریزه رو پتوش؟؟؟ :))) این ترم خونه گرفتن با دوستاش به خیال اینکه ارزون‌تر از خوابگاه دربیاد؛ زهی خیال باطل. یه درخواست کار دادم واسه یه شهر نزدیک شهر .. اگه قبول بشم از اول 2017 شروع میشه. چهار روز در هفته است و یه جورایی زندگی مستقل به ح ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://monologue.blog.ir/post/8

دیالوگ‌های ماندگار

درخواست حذف اطلاعات

خ: بره‌ی ناقلا! چون دیروز پسر بدی بودی، امروز لپ‌تابو بهت نمیدم، ولی اگه امروز پسر خوبی باشی، فردا لپ‌تابو بهت میدم! ح: انقد دیروز، امروز، فردا کردی، خودت فهمیدی چی گفتی؟ :) خ: بره‌ی ناقلا: من: ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://monologue.blog.ir/post/71

زندگی در برکه شاید، سرنوشت ماهی است...

درخواست حذف اطلاعات

امروز من و بره‌ی ناقلا داشتیم با استِتوسکوپ به صدای قلبمون گوش میدادیم. بهش میگم ببین قلبت چی میگه. میگه حرفای درست میزنه! اول به قلب بره‌ی ناقلا گوش دادم میگفت: "دوپ‌دوپ؛ دوپ‌دوپ؛ دوپ‌دوپ" بعد به قلب خودم، میگفت: " دووووپ دووووپ .......... دووووپ دووووپ .......... دووووپ دووووپ" انگار هرچی به انتهای زندگی نزدیک‌تر میشیم، قلب سرعتشو کمتر میکنه تا بالا.ه یه جایی از خستگی خوابش میبره! به کجا چنین شتابان؟      گون از نسیم پرسید.           "دل من گرفته زینجا                هوس سفر نداری                     ز غبار این بیابان؟"                          "همه آرزویم اما... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://monologue.blog.ir/post/79

.ید1

درخواست حذف اطلاعات

با مامان و آبجی و بره ناقلا داریم میریم سمت محل کار من .ید. قیمتاش به نسبت بهتره. به حرف من که این همه رفتم و اومدم گوش ندادن و مسیر پیشنهادی مامان رو رفتیم، در نتیجه الان دو ساعت و ربعه تو راهیم و هنوز هم نرسیدیم! ضمن اینکه در نهایت وسط راه مجبور به تغییر مسیر به مسیر همیشگی من شدن. عابرم ملی‌یه، خواستم از عابر سپه موجودی بگیرم بدون کارمزد! گفتم پنج تومن برمیدارم با رسید. بعد گفتم ببینم دو تومن هم میده یا نه. در کمال ناباوری ارور نداد. کلی شمرد و شمرد و بیست تومن داد بیرون:/ خوب شد پنجی نخواستم:) ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://monologue.blog.ir/post/10

فروشنده؟؟؟

درخواست حذف اطلاعات

خواب دیدم تو مغازه‌ی خواروبار به عنوان فروشنده استخدام شدم از بس که همه‌اش دنبال کارم. من همه‌ی شغل‌ها رو دوست دارم، بجز بازاری.. ولی نمیتونم خودمو راضی کنم شغل غیرمرتبط به رشته‌ام برم. فک میکنم اگه یک سال از محیط دور باشم، ممکنه بعضی چیزا یادم بره و اصلا اینو نمیخوام. بعضی وقت‌ها فک میکنم کار ابلهانه‌ای . که کار نازنینم رو ول .، ولی اکثر اوقات خوشحالم که دیگه نمیرم. مامان یک ساعت قبل با مامان بره‌ی ناقلا حرف زدن، باز الان تلفنی دارن حرف میزنن و مامان میپرسه خوبی؟؟؟ :| + من خیلی نپخته‌ام و اندک تلنگری درونمو متلاطم میکنه. فعلا سکوت میخوام. ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://monologue.blog.ir/post/69

تصور کن که می‌کوبد .ی بر در، که‌ای؟؟؟

درخواست حذف اطلاعات

از کلاس برگشتیم هرچی در زدیم باز ن.. یعنی .ی خونه نبود. و ما در برف و بوران (بخوانید نم‌نم باران) پشت در م.م! چاره‌ای نداشتیم جز اینکه بریم خونه .. (خونه بغلی!) یک ساعت اونجا بودیم که داداش زنگ زد. اون‌هام اومده بودن خونه ما و پشت در مونده بودن. ما هم دعوتشون کردیم به منزل . جان. حدود یه ربع بیست دقیقه بعد، زنگ در رو زدن. خواهر جان بود با بره‌ی ناقلا و وروجک و مادرشوهرش که اومده بودن خونه‌ی ما و طبیعتا پشت در مونده بودن و طبیعتاتر اومده بودن اینور! نیم ساعت بعد گوشیم زنگ خورد. دیدم داداش کوچیکه است و از خونه زنگ میزنه. (مجرم اصلی پشت در موندن ما) پرسید کجاییم ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://monologue.blog.ir/post/73

عشق من کیه؟

درخواست حذف اطلاعات

این چند روز بره ناقلا پشت سر هم ناخوش میشه. به مریضی نمیکشه البته. طفلک خیلی بچه‌ی خوبیه تو مریضی. اصلا بد اخلاقی نمیکنه. مثل بعضی بچه‌ها نیست که وقتی مریض میشه بهانه‌ی هزار و یک چیز رو میگیره و جون مامانش رو به لبش میرسونه. خودش کاملا هوشیاره و قبل از هر .ی میفهمه الان مریض شده و حالش خوب نیست و به مامانش میگه، و میدونه مریضیش مدت داره و تموم میشه. هیچ وقت هم الکی نگفته تا حالا. هر وقت گفته دارم بالا میارم دقیقا بعدش استفراغ کرده و هر وقت گفته داغم، تب داشته و هر وقت گفته سرم درد میکنه یا هرچیز دیگه‌ای کاملا درست بوده. از اول همین بود نه الان که سه سالشه... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://monologue.blog.ir/post/22

متفاوت

درخواست حذف اطلاعات

دیروز نرم افزاری رو گوشیم‌ نصب . که باهاش میشه من کارت شارژ کرد. انقد ذوق .. من کارت رو میگیری پشت گوشی شارژ میشه و موجودی میگه و... . تو خونه فقط با گوشی من میشه، بقیه گوشیشون nfc نداره:) خواهرم و پسرش (بره‌ی ناقلا) دیروز صبح اومدن خونمون. واسه خودش سرویس دمکنی دوخت و واسه مامان هم پیرهن دوخت، با اینکه ماهشه! با هم رفتیم .ید یه تاپ خوشکل .یدم با یه . ورزشی که اونم خوشکله ولی اونجا فک . شلوار تو خونه است!!! انقد که من بی تجربه ام. من اصلا تا حالا . نپوشیدم، نمیدونم اینو چیکارش کنم:) آبجی هم یه . لی .ید، اون تو خونه میپوشه. قصد دارم کلاس پیلاتس برم، کفگیرم خورده ته دیگ... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://monologue.blog.ir/post/2