وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

به بابالنگ دراز - جستجو

به بابالنگ دراز از بین کلیه محتوا، اطلاعات و اخبار سایتها و وبلاگهای مرجع جستجو و نتایج آن به صورت خلاصه و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورت مشاهده مطالب نامناسب، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید.



بابالنگ دراز عزیز 2

درخواست حذف اطلاعات

سلام بابالنگ دراز عزیز امیدوارم ح. خوب باشد و اگر از احوال من نیز جویا شوی... می گویم ممنون! نمی توانم بگویم خوبم یا بدم. دوست دارم .ی را که در این مواقع می گوید درست جواب بده. نگو مرسی، ممنون، تشکر... بگو خوبی یا نه. در تمام زندگیم فقط دو نفر این را گفته اند. به گمانم در این زمان احساس می کنی واقعا برای .ی اهمیت داری و آن زمان است که می توانی از ته دلت بگویی خوبم یا بدم. اما من به تو می گویم که من خوبم، چون برای تو می نویسم. و بدم چون به تو فکر می کنم. تو درد و درمانی بابالنگ دراز عزیز. شماتتم نکن که چرا مثل دیوانه ها حرف می زنم چون این روزها دیگر خودم را عاقل نمی ... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://sarzaminetina.blog.ir/post/بابالنگ-دراز-عزیز-2

دیالوگ ماندگار

درخواست حذف اطلاعات

- مگه آن شرلی همون بابالنگ دراز نیست؟ ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://oaktree.blog.ir/post/555/دیالوگ-ماندگار

نظر شما در مورد مجموعه بابا لنگ دراز چیست؟

درخواست حذف اطلاعات

اظهارنظر . انقلاب درباره . «بابالنگ‌دراز» چینی‌فروشان از مدیران سابق کانون پرورش فکری ک.ن و نوجوانان: در دیداری . انقلاب فرمودند . بابا لنگ‌ دراز را بیاورید من ببینم چون داستان آن را در گذشته خوانده‌ام و می‌خواهم . آن را نیز ببینم.  .ی فرمودند: این . یک . سالم است ولی با رویکردی .یی یعنی شما پرچم . را در تمام صحنه‌ها می‌بینید و ما اگر تمام وقت خود را صرف چنین کاری کنیم موفق بوده‌ایم. fna.ir/pi3ymp ➕داغ|فوری‌|متنوع: telegram.me/joinchat/asbo_zwergse9vgxfddiva ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://newlovelyvoice.blog.ir/post/نظر شما در مورد مجموعه بابا لنگ دراز چیست؟

امروزم

درخواست حذف اطلاعات

مدتی هست که هیجان زیادی برای نوشتن ندارم. شاید چون یه بار "پروسه ی نوشتن برای .ی" رو تجربه . و نتایج طبیعیش هم دیدم. دیگه خیلی حس نوشتن متنای طولانی, با جزییاتو ندارم. الان داشتم چند تا از اسکرین شات های وبلاگ قبلیم که شامل نامه هام به بابالنگ دراز می شد رو میخوندم و یاد .ی افتادم که ازم خواست بابالنگ درازم باشه و من برای اون بنویسم. یکمم حالم گرفته شد وقتی حس های قدیمی خو.ده توی اون متنا برام زنده شد.  هیچ آدمی اونقدری قابل اعتماد نیست که روزنوشت هاتو برای اون بنویسی. مطمئنا یه روز همون حرفا رو علیه خودت استفاده میکنه و من نمیخوام درموردش حرف بزنم چون ی ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mymind1.blog.ir/1395/12/17/امروزم

یک نامه از بابالنگ دراز برای جودی ابوت

درخواست حذف اطلاعات

جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگر هم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند. دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اه. هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت و زمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد. ...جود ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://adriana.blog.ir/1395/11/30/یک-نامه-از-بابالنگ-دراز-برای-جودی-ابوت

بابالنگ دراز

درخواست حذف اطلاعات

یکی از معدود روزهای زمستونیه که افتاب خودشو ولو کرده رو در و دیوار! صدای خمیازه ی کوتاه درختها رو هم میشه شنید! هوا ناجوانمردانه بوی بهار میده!!!!!!!و همه میدونن که یه روز بهاری، تو چله ی زمستون فقط ادمو دلتنگ میکنه که این ناپایداری خوشایند،ادم رو برای بهار بیتاب تر میکنه. از این رو منصفانه نیست این دورو بودن زمستون!!! من اما باز هم بی گدار به آب میزنم و سر هفته قدم .ن راهی خونه ی دیانا میشم ! سرهفته و مهمونی؟؟؟ دستهام تو جیب پ.ویی که تُکمه هاش بازه و دامنِ سارافونِ دونه برفیم تو هوا تاب میخوره!!! و جیرینگ جیریگ صدای نازک گردنبد سیاه و سفید سنگیم و صدای یه ملو ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delavarenoor.persianblog.ir/post/565

جمله ی شانس

درخواست حذف اطلاعات

بیست و یک فِبریه دوهزاروهفده برای بابالنگ دراز اینطور نوشتم ؛ اقای jan smithعزیزم ؛ بالا.ه اسفندم از راه رسید .با اینکه تقریبا هر روز ابراز ندامت می کنم که چرا زمانِ از دست رفته رو بیشتر تلاش ن. ، ولی اسفند همیشه حال و هوای خوبی داره که جدا از همه ی حرف و حدیث ها ،هوش از سر ادم میپرونه !! مثلا همین امروز! خدا میدونه که اصلا اروم و قرار نداشتم و تمومِ بعدازظهر عین مرغ پوست کنده، بی جهت سرگردون بودم!!! بالا.ه تصمیم گرفتم بزنم بیرون و ۶ قطعه ع. برای ثبتنام ارشدم تکثیر کنم . در عکاسی یه اتفاق خوب و تکان دهنده افتاد! که همش هم مربوط میشه به یک جمله ی سه کلمه ای! پرسش کوت... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://delavarenoor.persianblog.ir/post/572

سخن را دراز مکن، مقصود را بگو

درخواست حذف اطلاعات

سخن را دراز مکن، مقصود را بگو بقّالی زنی را دوست می داشت. با کنیزک خاتون پیغامها کرد که من چنینم و چنانم و عاشقم و می سوزم و آرام ندارم و بر من ستمها میرود و دی چنین بودم و دوش بر من چنین گذشت. قصه های دراز فروخواند. کنیزک به خدمت خاتون آمد گفت: بقال سلام می رساند و می گوید که بیا تا تو را چنین کنم و چنان. گفت: به این سردی؟! گفت: او دراز گفت، اما مقصود این بود. اصل مقصود است؛ باقی درد سر است. مولانا فیه ما فیه  ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://taagh.blog.ir/1395/09/11/سخن را دراز مکن، مقصود را بگو

(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات

هزار و صد همین الان که دارم مینویسم، ظهر روز شنبه است. دلم بدجوری گرفته از آدم ها. از همه اونایی که روزی دست شون رو گرفتی و بلندشون کردی و حالا جلوت ایستادن. از همه اونایی که روزی بهشون اعتماد کردی و حرف زدی و حالا پشیمونی. از همه اونایی که مجبوری سکوت کنی و وانمود کنی هیچی نمیدونی... حالم گرفته است بدجوری... دلم گرفته از همه اونایی که نیستن و دلم میخواست بودن الان. دلم همین الان که داره اینا رو مینوسه، بغضیه. دلم میخواست همین الان تو بغل بابالنگ دراز بودم و تا میتونستم گریه می.. دلم الان اینا رو میخواد و نداره. دلم میخواست یه صبح تا شب پیشش بودم. پیشش بودم و... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://manoinjaozendegim.persianblog.ir/post/518

بابا لنگ دراز

درخواست حذف اطلاعات

. انیمیشن بابا لنگ دراز  نام انیمیشن : my daddy long legs – بابا لنگ دراز سال انتشار : ۱۹۹۰ مدت زمان: هرقسمت ۲۰ دقیقه حجم هر قسمت : میانگین ۱۵۰ مگابایت کیفیت : ۴۸۰p . (بهترین کیفیت موجود) . خلاصه : جودی ابوت دختری شاد و هوشمند است ، او در یتیم خانه ای در حال زندگی است که برای ادامه تحصیل به شهر نیویورک می آید و با دوستان جدیدی آشنا می شود در این بین تمام هزینه های او را شخصی ناشناس که جودی او را بابا لنگ دراز صدا می کند ، پرداخت می کند و جودی هر هفته برای او نامه ای بدون پاسخ می نویسد … مشخصـات گزارش نسخه جدیدحجم : 150mg فرمت : mp4 لینک هـای دانـلود  . ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://derfa.blog.ir/1395/12/18/بابا-لنگ-دراز

دستی دراز شد که بگوید هنوز هم...

درخواست حذف اطلاعات

نمی دانم کدام لعنتی ای از بچگی این را توی سرم انداخته بود که به هر .ی که فکر کنی او هم در آن لحظه به تو فکر می کند و من توی رختخواب خودم با چشم های باز و خیس دراز کشیده بودم و به او فکر می . و دیوانه وار فکر می . که او هم همین الان روی پتوی خاکی رنگ و نازک زندان دراز کشیده و به من فکر می کند. می گفت .ی که عاشق تو شود آسیب می بیند. درواقع مودبانه ی حرف ها و کلماتش می شد این جمله و من می خندیدم. او هم می خندید ولی بعدها فهمیدم که خنده اش واقعی نبوده، شوخی نبوده، جدی اعتقاد داشته است .ی که من را دوست داشته باشد بلایی سرش می آید. و آمد! دلِ خوشی ازش ندارم، نه فقط به خاطر ... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://kallepaa.persianblog.ir/post/114

شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد...

درخواست حذف اطلاعات

شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت که محب صادق آنست که پاکباز باشد به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم به کدام دوست گویم که محل راز باشد چه . باشد آن را که تو در خیال باشی تو صنم نمی‌گذاری که مرا . باشد نه چنین حساب . چو تو دوست می‌گرفتم که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد ... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://lovepoetries.blog.ir/post/شب-عاشقان-بی-دل-چه-شبی-دراز-باشد

اصل مقصود است ؛ باقی درد سر است ...

درخواست حذف اطلاعات

آدمیتی طلب کن . مقصود این است . باقی ، دراز کشیدن است .  سخن را چون بسیار آرایش می کنند ، مقصود فراموش می شود . بقّالی زنی را دوست می داشت . با کنیزک خاتون پیغامها کرد که من چنینم و چنانم و عاشقم و می سوزم و آرام ندارم و بر من ستمها میرود و دی چنین بودم و دوش بر من چنین گذشت. قصه های دراز فروخواند. کنیزک به خدمت خاتون آمد گفت: بقال سلام می رساند و می گوید که بیا تا تو را چنین کنم و چنان .  گفت : به این سردی؟! گفت : او دراز گفت ، اما مقصود این بود . اصل مقصود است ؛ باقی درد سر است . (مولانا - فیه مافیه) ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://ehsas-e-nab.blog.ir/1395/09/12/اصل-مقصود-است-باقی-درد-سر-است

حاشیه-جودی دلتنگ

درخواست حذف اطلاعات

گاهی دلم میخواهد درست مثل جودی ابوت برای "بابا لنگ دراز عزیز" نامه بنویسم درست مثل خودش شروع کنم:عزیزترین بابا لنگ دراز ها،آقای جروی پندلتن اسمیت...نه...این برای آ. خوش داستان است...از نو :بابا لنگ دراز بسیار عزیزگاهی دلم میخواهد شمارا ببینم اما همین که برایتان مینویسم خوب است.مدتی ست به سختی مشغول درس ها و امتح...همین طور بنویسم و بنویسم و بنویسم و در آ.:جودی همیشگی شمابعد هم پست با خودش ببرد به ناکجا آباد... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://ertejal.blog.ir/post/549

تقدیم به بابا لنگ.دراز عزیزم

درخواست حذف اطلاعات

‏تقدیم به  بابا لنگ دراز عزیزم  همین که هستی دوستت دارم  حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم ♥ ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://newlovelyvoice.blog.ir/post/تقدیم-به-بابا-لنگ-دراز-عزیزم

جملات امضا دار

درخواست حذف اطلاعات

به اینکه پامو از گلیم خودم دراز تر کنم عادت ....... (امضاء:بابا لنگ دراز) به اندازه تمام سلولهای بدنم دوست دارم...(امضاء:تک سلولی) اون روزها یادش به خیر دوتا دستامو میگرفتی و تو خیابونا با هم می چرخیدیم تمام عشقت من بودم...(امضاء: فرغون) ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://soookot.persianblog.ir/post/11

دماغ دراز کوچولو - ویلهلم هاوف

درخواست حذف اطلاعات

  عنوان: دماغ دراز کوچولونویسنده: ویلهلم هاوفمترجم: هرمز ریاحی - ناتالینا ایوانووانشر: پیکانتعداد صفحات: 95سال نشر: چاپ اول 1383 در بخشی از مقدمه کتاب اینطور آمده است: فرهنگ رمانتیزم، زاییده روحی که ورای آفاق خودباوری می گسترد، در کوشش  اینکه بر فراز پهندشت ِ عقل کله معلقی بزند، مقوله غریب و شگفت انگیز را می زاید. مرزهای طبیعت و شناخته شده ها را به بی کرانگی خیال، غریزه و اسرار کش می آورد و در این دم ناپایدار خیمه و .گاه معنای خود را عَلم می کند. رمانتیزم فرهنگ رعایت ن. مرزهاست، پس فضای جغرافیایی را به گونه ای غیر عقلانی تقسیم می کند... اما "دماغ دراز... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://readtolive.blog.ir/1395/11/27

مشاهده جغد گوش دراز در استان گیلان

درخواست حذف اطلاعات

مشاهده جغد گوش دراز در استان گیلان observation of long-eared owl in gilan province   خلاصه اطلاعات این مشاهده: گونه: جغد گوش دراز asio otus تعداد: یک فرد تاریخ مشاهده: 8 دی 1395 مکان مشاهده: تالش (استان گیلان) مشاهده کننده: آقای فردین نظیری species: long-eared owl asio otus no. of individuals: one individual date of observation: 28 december 2016 place of observation: talesh (gilan province) observer: fardin naziri   --------------- ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://iranbirdrecords.blog.ir/1395/12/12/Long-eared Owl in Gilan province

ship of me

درخواست حذف اطلاعات

16 فوریه 2017بابالنگ دراز نازنینم من! نه کاپیتان خوبی هستم و نه کشتی رو به راهی در اختیار من است.از دریای مواج و مسیرهای پیچ در پیچ خسته ام. می خواهم همه چیز را به شما بسپارم و خودم زیر آفتاب روی  دماغه، با آرامش دراز بکشم و منتظر رسیدن به مقصد باشم. کاپیتان کشتی وجودم می شوید؟ منتظر پیغامتان هستمارادتمندجروشا ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://todaddy.persianblog.ir/post/144

حالِ خود گفتی: بگو بسیار و اندک هر چه هست/ صبرِ اندک را بگویم یا غمِ بسیار را؟

درخواست حذف اطلاعات

«بسم الله الرحمن الرحیم» مَوْلاىَ یامَوْلاىَ اَنْتَ السُّلْطانُ وَاَ نَا الْمُمْتَحَنُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ اِلا السُّلْطانُ  مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْکَبیرُ وَاَ نَا الصَّغیرُ وَهَلْ یَرْحَمُ الصَّغیرَ اِلا الْکَبیرُ مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعْطى وَاَنَا السّاَّئِلُ وَهَلْ یَرْحَمُ السّاَّئِلَ اِلا الْمُعْطى ... حالا ببینم با کرمتون چه جوری دست دراز شده رو خالی بر نمیگردونین.گدا از دراز . دستش خج. زده میشه،ولی بگید من اگه دستم پیش شما دراز نباشه پَس کجا ... پ.ن 1: این چند روزه خدا اصرار دارد یک .ده ریزهای درشتی را یا... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://firoozefam.blog.ir/1393/07/07/حالِ خود گفتی: بگو بسیار و اندک هر چه هست صبرِ اندک را بگویم یا غمِ بسیار را؟

دایورت کردگان

درخواست حذف اطلاعات

ناراحتی خودتون رو بروز بدید نذارید گوااتر بشه .ون کنه هر جا احساس کردین یکم شرایط زبر شده به طرف مقابلتون تذکر بدین نذارید درد بشه بغض بشه کینه بشه طوری که نتونید دیگه حتی به اطرافیانتون نگاه کنید به قول خانم جانمان ناز کش داری ناز کن نداری پاتو دراز کن پا دراز کرده ماگ به دست افق را تماشا میکنیم و از رفتار اطرافیان در عجبیم و همه چیز را دایورت میکنیم باشد که رستگار شویم ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://immaral.blog.ir/post/دایورت-کردگان

پای ما لنگ است و منزل بس دراز

درخواست حذف اطلاعات

پناهت میده، وقتی بی پناهی ... ایمان داشته باش ... کوتاهی از بنده و خلقه...او همیشه هست و لطفش بی حسابه...این قصه، قصه ی آدمیه که در موردش پرسیده میشه،  چه دارد آنکه تو را ندارد؟؟؟ و چه ندارد آنکه تو را دارد ؟؟؟ داشتن او میشه همه داشته هات غیر او هیچ نداری ... خدایا منو از خودم بگیر ... در شوق پ.م، اما بند به دلم زده ام و پا در زنجیرم ...قصه ی رنج ام !!! من چه گویم؟ چون تو می دانی نهان ... که پای ما لنگ است و منزل بس دراز .. ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mansoureh-zahra.blog.ir/1395/12/19/پا-ما-لنگ-است-و-منزل-بس-دراز

دراز کش روی تخت٬ زیر صدای کلیدهای توی دست

درخواست حذف اطلاعات

                                        هر کار هم که .ی٬ نمی شود. اینجا هیچ پستویی نیست. هیچ اتاقکی یا راهرویی با پنجره ای هر چقدر کوچک که به خیابان آن طرفی باز شود. هر گز آن .ی را که ایستاده جایی درست همان .ها شاید فقط با صد قدم فاصله یا حتی کمتر٬ نخواهی دید.                                         و چه بهتر که ایستادن تا.ی را هم نبینی. دراز کش روی تخت٬ زیر صدای کلیدهای توی دست. پرتاب دستت به خطا می رود٬ .ه پریده حتی زودتر از شروع تو. از تا.ی٬ تماس می گیرد. تماس از تا.ی. امواج بی خطوط. الفاظ بی مقصد. از شعرهایی می گویند که تاریخ مصرف ندارند یا حتی زودتر... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://koan.blogsky.com/1389/01/19/post-19/

بابا لنگ دراز

درخواست حذف اطلاعات

" بسیاری از دختران هستند که  نمی دانند خوشحال و سعادتمندند,آن ها چنان به خوشی ها عادت کرده اند که احساساتشان فلج شده است,اما من ,هر لحظه خوشبختی خودم را احساس می کنم و یقیین دارم که خوشبختم و هر واقعه نامساعدی هم که پیش آید ,به این عقیده باقی خواهم ماند و به ناراحتی ها مانند تجربه ی جالبی می نگرم و از این که از تجربه ی تازه ای غافل نمانده ام خوشحالم (( آسمان بالای سرم به هر رنگی باشد ,من برای هرگونه سرنوشتی حاضرم)) . . . آخ که چقد تو خوبی بابا لنگ دراز عزیز! ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://newbeginning.blog.ir/1395/12/14/بابا-لنگ-دراز

مجاهدت های فراوان...

درخواست حذف اطلاعات

صبح که اومدم .، یه کم درس خوندم و بعد بالش کوچولوم که شکل اسمایلی هست رو گذاشتم زیر سرم روی میز و چشمام بسته شد... باز یه کم درس خوندم و باز دوباره سرم رو گذاشتم و چشمام بسته شد... عصر دلم میخواست برم....رفتم دراز به دراز افتادم و چشمام بسته شد... حالا نشستم و دلم میخواد چشمام بسته شه... انگیزه ی بیدار بودن و زندگی . ندارم.... انگیزه ی هیچ چی ندارم... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yekzendegi.blog.ir/post/839

اینجا همه حق‌ها با توست

درخواست حذف اطلاعات

انگار در تو فرو‌ رفته‌ام. در تو حل شده‌ام. در تو عدم شده‌ام و من را چه کار با .ی که فکر می‌کند تو به قدر کافی برای حلال بودن بزرگ نیستی. آنقدر در تو گم شده‌ام که وقتی گلویم به کلمات مرتعش می‌شوند و صدای تو از حلقم بیرون نمی‌آید، با خودم به بحران می‌خورم. از خودم عصبانی می‌شوم. از خودم می‌گریزم و نمی‌شود.. با تمام آنچه این دو سال، من را از عرش با همان پس‌گردنی سخت پایین انداخت، هنوز از من دور نیستی؛ دست‌نیافتنی نیستی. دستم را دراز . و در آن تاریکی وحشت‌افزا دستم را گرفتی. من پیِ هیچ دست دراز کرده بودم عزیز! اما تو... آه سیدمرتضای این قرنِ تنهایی! مگر... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://bihich.blog.ir/post/733

به دستامم نگاه ن.:(

درخواست حذف اطلاعات

از ٩:٣٠ که بیدار شدم دقیقا راس ساعت ١١:٣٠ دل درد شدید گرفتم .. اولین کار این بود که سرمو تکیه دادم به صندلی و یه پوف گفتم .. ٥ دقیقه گذشت، یه کم بهتر شد از رو صندلی پا شدم رفتم رو تخت دراز کشیدم یه پوف دیگه گفتم ...  نه فایده نداشت .. دراز کش داشتم فک می . ..یهو دستامو اوردم جلو چشمم و مستطیل ساختم درس روبه رومو می دیدم بعد داشتم فک می . که اولش تو این مستطیل فقط یه نفر بود یعنی من بودم و اون یه نفر که می گفت اخ می گفتم اخ ... قهقهه می زد قهقهه می زدم ..نمک می ریخت نمک می ریختم ...عصبانی می شد تا مدت ها تو فکر این بودم که چی کار کنم اروم شه...تا اسممو می گفت می گفتم جانم ... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://shoghezendegi.blog.ir/1395/11/08/به-دستام-نگاه-نکردم

نه نه نه نه

درخواست حذف اطلاعات

بزرگترین ضعف من توی زندگی این بوده که "نه" گفتن برام سخت بوده، همیشه به این فکر . که طرف مقابل رو ناراحت نکنم، امروز آقای ای. میخواست منو برسونه خونه و این کار رو از روی لطفش داشت انجام میداد، من نتونستم بگم نه چون به نظرم توهین بود به طرف مقابل... موقع خداحافظی آقای ای. دستشو دراز کرد دست بده و من هیچ حس . نسبت بهش نداشتم، توی حریم امن من نبود و حتا تفکراتش خیلی با من فرق داشت، ولی به خاطر این که زحمت کشیده بود و منو توی بارون و برف رسونده بود و به خاطر این که بهش بی احترامی نشه باهاش دست دادم... اون موقع که داشتم دستمو داشتم دراز می. به این فکر می. که اگه بگم ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://halfwaytothestars.blog.ir/1395/11/25/نه-نه-نه-نه

اوندا بیلمیرم....

درخواست حذف اطلاعات

در اتاق را که باز می کنم دهن کنجی می کند . ی بی روح کثیف که از یک طرف افتاده.لباس های تمیز روی تختم افتاده و یک عالم لباس کثیف هم توی سبد سبز کنار پنجره منتظر است.ظرف های تمیز را هنوز وقت ن. جا به جا کنم و یک عالم ظرف کثیف توی سینک است.می نشینم وسط کتاب ها و برگه های که روی زمین ولو شده اند.صدای شبکه خبر از دور می آید.دراز می کشم وسط شلوغی.چشم های م را می بندم با ساری گلین هم صدا میشوم.دلتنگی دراز می کشد کنارم.این روزها دائم ترکی گوش می کنم دنبال .ی هستم که به زبان مادری ام حرف بزند.صداهای توی سرم آرم می شود و صدای پر از اندوه دلتنگی ام بیشتر می شود.دل م می خوا... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://nabbat.blog.ir/1395/11/08/اوندا-بیلمیرم

2.3.3

درخواست حذف اطلاعات

عارضم خدمتتون که کم خونی فقر آهن دارم:|تقریبا همه فاکتورهای خونیم افت کرده اونم چه افتی..مثلا هموگلوبین که کفش دوازده عه مال من ۹.۷ شده..خودم که خیلی نمیفهمم ولی به یه سال بالایی نشون میدادم خیلی تعجب میکرد که رفته زیر ده!.م که زل زد تو چشام گف اگه سنت بالا بود سکته میکردی!اگه بگم همون لحظه یه سکته ناقص زدم دروغ نگفتم!یه درمان یک ماهه واسم نوشته..هفته ای دو تا آمپول ونوفر داخل سرم:/ نیم ساعت باید دراز به دراز بیوفتم تا اون سرم لعنتی تموم شه پوووفففف با کلی قرص و آمپول دیگه:(کاش میگفتم به جاش قرص مینوشت،یه سال طول میکشید ولی خب راحتتر بود..ینی یه ماه دووم میا ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://geerdab.blog.ir/1395/11/26/2-3-3anemi

باران

درخواست حذف اطلاعات

به نام خدا 1. سبک و آرام می بارد. صدای قدم هایش را می شنوم. . های ضخیم را کنار می زنم و پنجره را باز می کنم.هوای خنک و عطر چمن های مرطوب هر دو به استقبالم می آیند. دستم را به نشانه دوستی دراز می کنم.قطره ها یکی پس از دیگری بر دستم بوسه می زنند. دوستشان دارم. زلال و بی پیرایه اند. کاش تند تند به ما سر بزنند. 2. یادم نمی رود. شب بود. در را باز .. حیاط بلند خانه زیر باران دراز کشیده بود. باران که نه! سیل از آسمان جاری بود. دانه های درشت باران بر تن سنگی حیاط مشت می کوبیدند. صدای آبشار می دادند. شاید روزی آبشاری بوده اند. یاد گل هایم افتادم. نگاهم دوید میان باغچه باریکی که... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://emozionante.ParsiBlog.com/Posts/323/باران/

منابع انسانی را دراز کنید!

درخواست حذف اطلاعات

گویند کریمخان عظیم‌‏الجثه بوده است و قوی هیکل، شادخوار و بزم‌آرا. القصه به سبب افراط در بیش خواری و مجلس‏‌آرایی، اعتدال مزاج را از دست می‏‌دهد و ضعف بر وی مستولی می‏‌شود. پس از آن حکیم‏‌باشی را بر بالینش می‏‌خوانند. حکیم امر به تنقیه و اماله می‏‌کند چرا که علت بیماری را خشکی مزاج تشخیص می‏‌دهد. کریمخان که این خبر را شنید آشفته شد و به تندی از حکیم خواست که بار دیگر نسخه را بازگوید. حکیم از ترس گفت:"مرا اماله کنید تا خوب شوید" آ.الامر، حکیم را دراز و اماله .د. از قضا کریمخان شفا یافت. پس از آن هر وقت کریمخان بیمار می‏‌شد حکیم‏‏‌باشی را ف... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://ayandeh.blog.ir/1394/06/31/Deraz konid

کابوس چهارشنبه سوری

درخواست حذف اطلاعات

مامان میگه این خاطره واسه زمانیه که من سه چهار سالم بوده ، من تمامش جلوی چش. ...با مامان رفته بودم خونه . بزرگه ، از در اتاق که وارد شدم پسر . ء پونزده شونزده ساله و خیلی سبزه م رو دیدم که کنار اتاق دراز به دراز افتاده بود و یه پارچه سفید کشیده بودن روش ، تا روی گردنش . چشماش بسته بود و ت. نمیخورد ...اینقدر جیغ زدم که حد نداره . فکر . مُرده! .مثل اینکه داشته توی زیرزمین ترقه درست میکرده که منفجر میشه و خودش میسوزه. .هیچ. نمیدونه من چقدر از چهارشنبه سوری وحشت دارم ... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maaan.blog.ir/post/319

کویر مصر

درخواست حذف اطلاعات

تاریخ بازدید 25 تا 27 آذر مسیر دسترسی:تهران-قم-کاشان-اردستان انارک- چوپانان- روستای مصر (حدود 726 کیلومتر) همچنین از سمنان نیز می توان به روستای مصر رسید.   بنیان‌گذار این روستا فردی بود به نام یوسف که به شبانی و چراندن .ان روزگار می‌گذراند. از عمر این روستا شاید ۱۰۰ سال بیشتر نگذرد. نام پیشین این روستا به نام بنیانگذار آن، «مزرعه یوسف» بود و بعدها به «چاه دراز» تغییر نام داد. آب مصر از چاهی عمیق در حدود ۲۵ کیلومتری مصر تامین می‌شود و این چاه عمیق است، اهالی این روستا را به چاه دراز می شناختند تا آنکه یوسف با توجه به نام خودش از داستان حضرت یوسف در قرآن ا... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://daftaresadbargekouhestan.persianblog.ir/post/119

آداب خو.دن در .

درخواست حذف اطلاعات

بهترین نوع خو.دن:آن است که در رساله ی ذهبیه آمده به این صورت که انسان ابتدا کمی روی شانه ی راست دراز بکشد و بعد روی شانه ی چپ بخوابد و زمانی هم که قصد بیدار شدن دارد مدت روی شانه ی راست دراز بکشد. یعنی ابتدا و انتهایش باید سمت راست باشد.بدترین نوع خو.دن:خواب روی شکم. این خواب شومی است و بسیار مذمت شده است.روایت داریم که اگر دیدید .ی روی شکم خو.ده او را بیدار کنید چون این خواب ابلیس است.زمان هایی که خو.دن کراهت و ضرر دارد:۱- ما بین الطلوعین (بین اذان صبح و طلوع آفتاب)۲- خو.دن بین . مغرب و عشاء ۳- خو.دن بعد از . عصر۴-خو.دن بین . شب و . صبحمحل خواب:۱- تنها خو.دن به شدت نه... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://faith-leaf.blog.ir/post/آداب-خوابیدن-در-اسلام

خونه ی مجازی بی جونم...

درخواست حذف اطلاعات

عموما وقتی حالمون بده و از جایی خداحافظی می کنیم باید منتظر برگشتمون شد، ولی من حالم خوبه و اینجا رو به خاطرات می سپرم. اینجا دیگه روزهای من نیست، اینجا پر شده از خاطراتی که دیگه تکرار نمیشن، چوپانی نیست که برای اولین بار ببینمش، بابالنگ درازی نیست که نامه هامو بخونه و جواب بده و من وقت باز . نامه هاش هزار بار قلبم توی حلقم بزنه، اینجا دیگه منی که بود نیست، اینجا دیگه عطر پرتقالی نیست... واقعا نیست.من بار و بندیلمو جمع می کنم، نمی دونم برای مدتی یا همیشه، اما روزی که برگردم می دونم اینجا مرده تر و سوت و کور تر از روزهای قبله... این روزها رو با نوشتن برای خو... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://meghan.blogsky.com/1395/12/14/post-3013/خونه-ی-مجازی-بی-جونم-

من و دیودشون

درخواست حذف اطلاعات

همیشه از تشابه اسمی خودم و دیوید بکهام لذت میبردم تا اینکه چند  روز پیشا به خواب فرو رفتم، خواب دیدم که در حالی که دارم با نافم بازی میکنم فرزند پدرسوخته ام می آید و میگود که پدددددر پدر پدر منم میگم که : جانم عزیزم؟؟؟میدونی که دیوید بکهام بخاطر فرزندش پول داده که ادامه این کارتون میگ میگ را بسازند و آ. سر اون گرگه اون بز بالداره را بخوره؟؟؟بله عزیزم میدونم، اصلا خودم خبرشو بهت دادم ها، خوب حالا که چی؟؟؟که چی و چماغ ج.ه ی بی بی چی خوب زهر مار دیگه، تو برای من حاضری چکار کنی؟؟؟ از پدر بودن فقط قد دراز کردی؟؟؟نه عزیزم من اگر دراز هم نبودم باز پدرت بودم ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/120/من و ديودشون/

من و یاد تو و بهشت...

درخواست حذف اطلاعات

به نامت          ای آرام جان ... امروز شک عصبی بهم وارد شد بد... خیلی بد... انقدر که فشارم بشدت پایین اومد...افتادم و بعد هم دراز به دراز به زحمت خودمو رسوندم به آشپزخونه...اما میل به هیچی نداشتم عمق فاجعه انقدر زیاد بود که اشتهام که سهله، مشاعرمم بپره! ... بعد از کلاس حفظم، تو خیابون گفتم برم گ.ار ....دلم خیلی تنگ بود اما نمیدونم چرا پاهام کشیده شد سمت خونه و دیدن و خوندنه این فاجعه... ... بعد خوندن حرفهاش، دیدم دارم منفجر میشم...بالا پشت بوم هم نمیتونست آرومم کنه... به سرعت خودمو رسوندم به لباسهام و چادرم و آماده شدم.. مامان کمی نهار دادن تا بتونم س.ا بایس ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://ghaaf.blog.ir/1395/10/30/من-و-یاد-تو-و-بهشت

یادی_از_.

درخواست حذف اطلاعات

یادی_از_. هنوز یک دست و دو پایت مانده… هر روز صبح با مادر برنامه رادیویی را گوش می کردیم که آ.ین اخبار جبهه را اعلام می کرد. سال 59 بود و عملیات آزاد سازی بازی دراز.  آن روز هم مثل همیشه منتظر شنیدن اخبار بودیم که مجری رادیو گفت شب گذشته دست راست علیرضا موحد فرمانده عملیات بازی دراز طی درگیری با نیروهای عراقی قطع شده. مادرم به صورت زد گفت: ای وای دست بچه ام قطع شد.  گفتم مادر اشتباه می کنی فامیلی این فرمانده ای که مجری گفت موحد بود نه موحد دانش. با گفتن این حرفم کمی آرام شد. شب چندین بار با علیرضا تماس گرفتیم اما موفق به صحبت نشدیم. وقتی ... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://eshghemanloleman.blogsky.com/1395/12/24/post-21116/

یادی_از_.

درخواست حذف اطلاعات

یادی_از_. هنوز یک دست و دو پایت مانده… هر روز صبح با مادر برنامه رادیویی را گوش می کردیم که آ.ین اخبار جبهه را اعلام می کرد. سال 59 بود و عملیات آزاد سازی بازی دراز.  آن روز هم مثل همیشه منتظر شنیدن اخبار بودیم که مجری رادیو گفت شب گذشته دست راست علیرضا موحد فرمانده عملیات بازی دراز طی درگیری با نیروهای عراقی قطع شده. مادرم به صورت زد گفت: ای وای دست بچه ام قطع شد.  گفتم مادر اشتباه می کنی فامیلی این فرمانده ای که مجری گفت موحد بود نه موحد دانش. با گفتن این حرفم کمی آرام شد. شب چندین بار با علیرضا تماس گرفتیم اما موفق به صحبت نشدیم. وقتی ... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mashhadoreza.blogsky.com/1395/12/24/post-20124/