وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

تولدانه - جستجو

تولدانه از بین کلیه محتوا، اطلاعات و اخبار سایتها و وبلاگهای مرجع جستجو و نتایج آن به صورت خلاصه و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورت مشاهده مطالب نامناسب، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید.



تولدانه!

درخواست حذف اطلاعات

خیلی جالبه ها. اصلا حس نمیکنم تغییری تو روزمره‌ام ایجاد شده! یعنی درمانگاه اینقدر کمرنگ بوده تو زندگیم که الان نرفتنش رو متوجه نمیشم؟ فک نکنم. بیشتر بنظرم برمیگرده به اینکه من خیلی خیلی زود با شرایط کنار میام. البته اگه بخوام معمولا میتونم شرایط رو تغییر بدم... . تولد شمسی و امروز تولد میلادی منه! پست قبلی گفته بودم که هیچ وقت تولدم با مناسبتی همزمان نشده، ولی وقتی رفتم تقویم رو نگاه .، دیدم اووو وهههه! تو سال‌های مختلف تولدم با عید غدیر و عید فطر و ولادت‌ها و شهادت‌ها و... مصادف شده و خودم نمیدونستم! .ب یه تولد خونوادگی کوچولو گرفتیم. خونواده‌ی . و داد... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://monologue.blog.ir/post/51

تولدانه از برای دختر گلی

درخواست حذف اطلاعات

تولد دخترگلی نزدیکه و من دارم یواش یواش تدارک یه جشن کوچولو رو می بینم. پارچه لباسیشو که .یدم دادم مامانم براش یه لباس بدوزه. کیکش و هم قراره به یه خانم که کارای تو پیجش و دیدم و پسند دارم سفارش بدم و .ید تزئینات جشن که البته از جشن تولد پارسالش برام مقداریش مونده و امسال در حد همون بادبادک و یه ریسه ال ای دی هفت رنگ .ید کردیم. واسه کادوش هم از قبل قرار بود یه دوچرخه براش بگیریم که ما مجبور شدیم براش دو ماهی زودتر از موعد ب.یم. چون دخترگلی تو حیاط مجتمع مس.یمون دوچرخه بچه ها رو می دید و طبعا ایراد می گرفت و البته بچه ها هم گاهی دستش می دادن  بازی کنه اما من تر ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://boloorin.blogsky.com/1395/10/09/post-111/

یادداشت 172، تولدانه

درخواست حذف اطلاعات

یه مدت فکرم مشغول این بود که چه جوری تولدش رو تبریک بگم، حالا که نمی تونم بغلش کنم، ببوسمش،  بگم: رفیق مهربون روزای دلتنگی تولدت مبارک. اصلا همین جمله وقتی تایپ بشه و توی یه پیام ارسال بشه، مگه چقدر حس میتونه با خودش منتقل کنه، چه جوری بدون اینکه زل بزنم توی چشماش و اون لبخند همیشگی و شیرین به وسعت نصف صورتش رو با یه نگاه و لبخند صمیمی جواب بدم، بهش بفهمونم این فاصله ها هیچی نیست، هیچی! بگم: ببین! ما از خیلیای دیگه که یه متری هم هستن و دلشون با هم نیست نزدیک تریم. آه! روزگار بی وفاییه، نه اصلا چرا گردن روزگار بندازم؟ آدمای بی وفایی شدیم. ساده فراموش میکنیم... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://tametondeladan.blog.ir/1395/12/04/یادداشت-172،-تولدانه