وسریا بهترین و جدیدترین مطالب و اخبار فارسی

جایی ک وایسادم، یا بهتر بگم جایی ک افتادم - جستجو

جایی ک وایسادم، یا بهتر بگم جایی ک افتادم از بین کلیه محتوا، اطلاعات و اخبار سایتها و وبلاگهای مرجع جستجو و نتایج آن به صورت خلاصه و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. در صورت مشاهده مطالب نامناسب، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید.



جایی ک وایسادم، یا بهتر بگم جایی ک افتادم

درخواست حذف اطلاعات

گاهی همه‌ی انگیزه‌هات از درون و تلاشی ک براشون میکنن مساوی می‌شه با همه‌ی مانع‌های بیرون و ایستادگی‌ای ک میکنن این‌جاس ک دیگه هیچی فرقی نداره! بی‌تفاوت میشی و همه‌چیز ب نظرت ی.ان مياد خنثا میشن همه‌چیز باهم و فقط تو میمونی ک حالا ی مرزی ؛  ی مرز خا.تری، بین سياه و سفید نمیتونی دست از تلاش بکشی، چون اون وقت مانع ها تسخیر ات میکنن نمیتونی ام بیشتر تلاش کنی، چون نیرو و انگیزه ی کافی نداری ی مرز خا.تری ک انگار از ازل تا ابد بین سفید و سياه افتاده و هیچ وقت ت. نخورده، ت. نمیخوره..   ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://blowit.blog.ir/post/15

از رو تخت افتادم...

درخواست حذف اطلاعات

آ.ین باری ک از رو تخت افتادم راهنمایی بودم... ولی امروز بدجوری محکم افتادم زمین... آرنجم .اشیده شد... لب تاب کنارم بود نصف تخت رو گرفته بود رو لبه تقریب خو.ده بودم.... اومدم ی غلت در جا بزنم اونوری بخوابم از رو لبه تخت افتادم زمین!!!!! یعنی دونفری رو تخت خو.دم نیوفتادم با لبتاب افتادم!! ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://arezuyesepidsaba.blog.ir/1396/01/10/از-رو-تخت-افتادم

چند چرا..البته تودرتو..

درخواست حذف اطلاعات

ياد آن سکانس سريال مختار نامه افتادم. آن جايي که حسین بن نمیر و عبدالله بن زبیر بعد از جنگ مکه به مذاکره نشسته اند و بحثشان سمت خدا میرود. آن جايي که حسین میگفت خدای هر . ویژگی ها و صفاتی را داراست که همان شخص میخواهد و درک هر فرد از جهان و خدایش یک درک شخصی و متفاوت با دیگران است.  بعد از یک مکالمه ی کوتاه با یک دوست سر یک شخصیت از یک رمان که هر دو خوانده بودیم ياد این سکانس افتادم. چند جمله و عبارت و چند توصیف و تشبیه برای وصف آن شخصیت به کار بردم و آ.ش نتوانستم آن طور که میخواهم منظورم را کامل برسانم. راستش را بخواهید یکم عذاب وجدان گرفتم که نتوانستم درست ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://florentino.blogsky.com/1395/09/27/post-387/چند-چرا-البته-تودرتو-

جاذبه وجودت علت سقوطم بود

درخواست حذف اطلاعات

از صندلی افتادم همش تقصیرتوئه داشتم فکر می . برای اولین بار که بخوام از موهام رونمایی کنم برم ارایش گاه یهو غافل گیرت کنم و اینا دیدم صدای شتلاق و یه پای لنگ بر زمین پخش خلاصه نگرانی مامان که نکنه باید دوباره مریض داری کنه به همه گفتم رفتم بالای صندلی اینترنت کار کنه و فوق العاده خوبم با این که از یه ارتفاع نه چندان بلند افتادم حقم بود اخه قيافه تو رو تصور می . که منو با با موهای باز و موج دار می بینی فقط تو اگه سه مرد خانه نبودن برای مامان می گفتم که علت سقوط چیه واای خدا چه با حال محو تو بودم که افتادم جريان شینون مو از اون جايي نشات می گیره که اندک اندک ع... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://waitamoment.blog.ir/2017/04/26/جاذبه-وجودت-علت-سقوطم-بود

آدمهای پر حرف

درخواست حذف اطلاعات

حتما تا به حال گرفتار آدم های پر حرف شدید!!! از اون جايي که من اصلا نمیتونم به بزرگتر از خودم بی احترامی کنم و حرفش رو قطع کنم برای همین همیشه شنونده خیلی خوبی هستم . خب بریم سر اصل مطلب  پنج شنبه شب دختر . جان برای تبلیغ ک.د مورد نظرش در شورای شهر منزل ما اومدند .بعد از کلی حرف حدود ساعت دوازده دختر . از اونجا که چشمانش کاملا بسته بود:)تصمیم گرفت که برود من مامان برادرها بنده هم برای همراهی ایشون به راه افتادم .چون خیلی سر گیجه و حال درست و حس. نداشتم  پله ها رو درست ندیدم و پاهایم در هم گره خورد و کف زمین افتادم ‌منتها با سمت چپ افتادم و کتفم بشدت ضربه خ ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yavashaki1.blog.ir/1396/02/16/آدمهای-پر-حرف

رباعی های تازه ام

درخواست حذف اطلاعات

بیماری عشق حاد دارم با تو تا آینه امتداد دارم با تو دنيای مرا تو خلق کردی با عشق پرونده ارتداد دارم با تو --------- زان روز که در دام قفس افتادم از وحشت این مصاف پس افتادم من بچه کوه و دشت بودم، حالا در پشت مونیتور از نفس افتادم ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://koorsoo.persianblog.ir/post/100

مثلاً چه اتفاقاتی ممکن است در یک . شب زمستانی بیفتد؟

درخواست حذف اطلاعات

در ماشینو وا .. نرسیده بودیم. گفت کجا؟ گفتم هوای ماشین حالمو بد می‌کنه. هوا بخورم، می‌آم. چند دقیقه بعد رفتم تو خونه. سریع راه افتادم به سمت اتاقم که مامان حالمو نبینه. دید. دوید تو اتاقم. با ترس گفت چته؟ چرا این رنگی شدی؟ گفتم خوبم. ولی من که دروغ‌گوی خوبی نبودم. گفت بذار برات آب‌قندگلاب بيارم. گفتم نه. لبام ت. خورد. ص. در نیومد. لباسامو درآوردم و افتادم رو تخت. احساس بدی داشتم. به زور بلندم کرد. نمی‌خواستم. نصف لیوانو دادم بالا. رفتم دستشویی. گفتم احتمالاً حالم بهتر می‌شه. نشد. چرا باید می‌شد؟ رفتم تو .. گفتم احتمالاً دوش بگیرم حالم بهتر می‌شه. ولی چرا با ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://b-i-na.blog.ir/1395/11/16/WhatCouldPossiblyHappenInAFrozenFriday

از کجا آغاز کنم؟

درخواست حذف اطلاعات

از جايي که در طول روز فکرت را مشغول می کند. از جايي که اصلا بهش فکر نمی کنی. از جايي که حتی فکرش تو را به وحشت می اندازد. از جايي که مس.ه به نظر می رسد. از جايي که فکر می کنی غیرممکن است. از جايي که به خاطر یک بار اشتباه، پرونده اش را بسته ای. از جايي که به خاطر بیست بار اشتباه نا امید شده ای. از جايي که منتظر چیزی يا .ی هستی. از جايي که سر کلاس به تو ياد نداده اند. به نقل از دفترچه آغازگری علی سخاوتی ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://aghazgari.blog.ir/1395/11/07/از-کجا-آغاز-کنم

اینم از آشنا و دوست

درخواست حذف اطلاعات

داستان ما از سه سال پیش شروع شد که واسه جايي کار می کردیم و با کبابخانه قاسمی آشنا شدیم . سری اولی که واسش کار چاپ . بسيار خوششون اومد و بعد از چندین ماه دوباره به من زنگ زدن که آقا من لیبل می خوام . لیبل رو مجدادا براش  چاپ  . و وقتی رنگ لیبل رو دید گفت : آقا این رنگی من نمیخوام چرا زردش یکم کم رنگه . منم افتادم تو راه چاپ خونه و مغازه این آقا که رنگش رو درست کنم . ما هی رفتیم و این لیبل ها رو بردیم و اوردیم و آقا هی واسه ما گفت که این جوری نمی خوام و اون جوری می خوام . از اون جايي که نه جايي داشتم و نه بهش گفته بودم که واسه چه .ی کار می کنم و این کار جزو سو. بود که بی ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yalghooz.blogsky.com/1395/11/26/post-27/اینم-از-آشنا-و-دوست

صدو هشتاد و چاهارم

درخواست حذف اطلاعات

یهو ياد اون شبایی افتادم که تا نصفه شب بیدار میموندم واسه وبلاگم قالب درست میکرد.کدارو جا به جا می..هزارتا هدر عوض می.،رنگارو عوض می....بعد یه چی در مياوردم و خودم شادو خوشال نگاش می. نتیجه رو هوم.عجیبه...فکر . و فکر . و یهو دیدم دوست دارم اون وقتا بود...نه چون بشینم قالب درست کنم.چون اون روزا همه چی بهتر بود...حالم بهتر بود...جور دیگه ای بودم.این نبودم که هستم.اصلا همه چی بهتر بود...همه چی.من بهتر بودم.خیلی چیزا مث الان نبود.میم اینقدر حالش بد نبود و من اینهمه... راس میگن ادمایی که تو گذشته گیر . لابد حال روز خوبی ندارن.راس میگن ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://newplace.persianblog.ir/post/201

فرار موقت به دامان تهدید

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم شاید اینجا آرام میگذرد. و شاید، همه چیز روال و روند طبیعی تر و بکرتری دارد. آنقدر که گاهی از دلم رد می شود زياد هم بد نمی شد اگر کوچ می کردیم همینجا. زياد هم بد نمی شد اگر گیر می افتادم ميان این همه . زنکی یک شهر کوچکتر از شهر خودم. شهر خودم؟  جايي که به دنيا آمده ام و از دو يا چهار سالگی ام آنجا بزرگ شده ام. بالیده ام. رشد کرده ام. تنهایی هایم را با این شهر سر کرده ام. از آن متنفر بوده ام اما در حال، به آن شدیدا عشق هم ورزیده و می ورزم.  و اینجا؟ جايي که پدر و مادر و تیر و طایفه ام دنيا آمده اند و هستند. اص.م! جايي که بخاطر اسم عجیب غریب ام... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://rayhan.blog.ir/1395/11/05/فرار-موقت-به-دامان-تهدید

ّflashing by

درخواست حذف اطلاعات

پدرم گفت می خواهد برای خواهرم که ده سال از من کوچکتر است و سال دوم . است ماشین ب.د، نظر تو چیست؟ بعد من ياد خودم افتادم، ياد سابقه ی پر نکبتم، اینکه شهریه .م را آنقدر دیر پرداخت می کرد که سایت بسته می شد و بعد من مجبور بودم دنبال مسئول آموزش این اتاق و آن اتاق بدوم و رسما .ماسش کنم به من واحد بدهد. ياد این افتادم که برای من گوشی موبایل ن.ید. ياد ح. چهره اش موقع ماهانه دادن افتادم. ياد خیلی چیزای دیگه افتادم و قشنگ دیدم چند میلیون ملخ حمله .د به مزرعه مغزم  و صدا .چ .چ جویدنشان توی گوشم پیچید و خیلی دمغ گفتم: بنظرم خیلی کوچیک و کم ظرفیته برای داشتن یه ماشین.  ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maroot3000.persianblog.ir/post/80

...

درخواست حذف اطلاعات

گفتی می آیی و ياد اخبار هواشناسی افتادم، که لذت باران های بی هنگام را می برد ، گفتی می آیی و ياد تمام روزهایی افتادم که بیهوده چتر برداشته بودم ...... لیلا کرد بچه ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mrsn.persianblog.ir/post/60

ترسم این است مسلمان شده باشی جایی!

درخواست حذف اطلاعات

وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جايي چشمِ بد دور! غزل‌خوان شده باشی جايي بله! یک روز تو هم حال مرا می‌فهمی چون‌که در آینه حیران شده باشی جايي بی‌گناهی‌ست که تهمت زده باشند به او باد، وقتی‌که پریشان شده باشی جايي ماهِ من! طایفه‌ی روزه‌بگیران چه‌کنند؟ شب عیدی که تو پنهان شده باشی جايي صورت پنجره در . نباشد از شرم کاش! وقتی‌که تو . شده باشی جايي من نشستم بروی مِی ب.ی برگردی ترسم این است مسلمان شده باشی جايي! مهدی فرجی  ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://saadghaaf.blog.ir/1395/11/13/ترسم-این-است-مسلمان-شده-باشی-جایی

تحلیل رفتن

درخواست حذف اطلاعات

نیمه های شب .. بوی نم بارون .. سکوت محض بعد از شلوغی مهمانی .. و اشک هایی که سرریز میشوند .. دوست داشتم امشب همه ی آن هایی که الان به جايي رسیده اند، آنهایی که از بیرون ظاهر زندگی شان رنگ خوشبختی دارد را بیرون میکشیدم و میپرسیدم چه شد که به اینجا رسیدید؟ چقدر سختی کشیدید؟ چقدر کم آوردید؟ چندبار زمین خوردید و بلند شدید؟ من نهایتا از پنج سال پیش شان خبر دارم. ولی حتما نگفته هایی هست از ده-پانزده سال پیش که من نمیدانم.  امشب، ميان جمع، توی آن شلوغی و سروصدا خیلی دلم گرفت. دلم به حال خودم سوخت..ياد نداشته هایم افتادم که اگر بودند چقدر حالم بهتر بود. چقدر با اعتما ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://revayatha.blog.ir/1396/01/04/تحلیل-رفتن

من و سالمندان و افراد کم‌توان

درخواست حذف اطلاعات

از وقتی مطمئن شدم که باردارم و به این فکر افتادم که هرچه در اطرافم هست و می‌گذرد تاثیری هرچند ناچیز و گاهی عمیق بر این نقطه چشمک زن ِ 34 میلیمتری می‌گذارد حواسم بیشتر جمع شده، اتاق و خانه و ساختمان و محله و شهر و اتوبوس و تا.ی و آدم‌ها! را بهتر و با دقت‌تر می‌بینم.(می‌خواستم بنویسم منتقدانه‌تر، بعدش مهربانانه‌تر بعدش ملتمسانه‌تر و بعدش....) روز اول ِ بعد از علم  به حضور، از خانه که بیرون رفتم با پله‌برقی خاموش ایستگاه بی‌آرتی مواجه شدم، ياد تصویر داخل اتوبوس افتادم که در مورد اینکه اولویت نشستن بود، سالمندان، معلولان و افراد کم توان.  تصویر کم تو ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://zahrasn.blog.ir/1395/07/13/من-و-سالمندان-و-افراد-کم-توان

317- آنچه در 95 گذشت

درخواست حذف اطلاعات

امسال، سال عجیب غریبی بود. فروردین امسال بود که فندقک بهم طعم خوب . شدن رو چشوند. تا اوا. فروردین پیشش بودیم و اردیبهشت فصل کنکور ارشدم شد. .دادماه باز هم کلی پیش فنثولک بودم و نتیجه کنکور با اون وقت و انرژی کمی که براش گذاشته بودم بهتر از تصوراتم شد. همونجا پیش فنقولک انتخاب رشته . و اوایل تابستون برگشتم واسه تدریسم توی آموزشگاه. توی شهریورماه نتیجه کنکور اومد و اون جايي که اصلا دوست نداشتم و متنفر بودم ازش اما روزانه قبول شدم. تقریبا حق انتخ. نداشتم و مجبور شدم برم! یک هفته بعد از مراسم عروسی پسر. و اوایل مهرماه راه افتادم به سمت شهر .ی و افسردگی روحم شرو ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://avare.blog.ir/1395/12/29/esfand95_317

یک جایی...

درخواست حذف اطلاعات

یک جايي... باور کن یک جای این دنيا باید اشتباه باشد،یک جايي که حتی دست قاصدکها هم از آن کوتاهست...درست همان جايي که رد خنده هایت گم شده اند... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://ferdosn.ParsiBlog.com/Posts/1147/يک جايي.../

من و سالمندان و معلولان و افراد کم‌توان

درخواست حذف اطلاعات

از وقتی مطمئن شدم که باردارم و به این فکر افتادم که هرچه در اطرافم هست و می‌گذرد تاثیری هرچند ناچیز و گاهی عمیق بر این نقطه چشمک زن ِ 34 میلیمتری می‌گذارد حواسم بیشتر جمع شده، اتاق و خانه و ساختمان و محله و شهر و اتوبوس و تا.ی و آدم‌ها! را بهتر و با دقت‌تر می‌بینم.(می‌خواستم بنویسم منتقدانه‌تر، بعدش مهربانانه‌تر بعدش ملتمسانه‌تر و بعدش....) روز اول ِ بعد از علم  به حضور، از خانه که بیرون رفتم با پله‌برقی خاموش ایستگاه بی‌آرتی مواجه شدم، ياد تصویر داخل اتوبوس افتادم که در مورد اینکه اولویت نشستن بود، سالمندان، معلولان و افراد کم توان.  تصویر کم ت ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://maman.blog.ir/1395/07/13/من-و-سالمندان-و-معلولان-و-افراد-کم-توان

عشق قدرتمند تر از ظلم

درخواست حذف اطلاعات

    بزار آ. خوابمم بگم نه بزار همه ی خوابمو بگم  تا جايي که تونستم دویدم  تا رسیدم په تو..  پیش تو..     جايي که این نفر سوم رو ببینم ، کنار ِ توام.. اما فرار میکنم ميام  پشت ِ سر ِ تو.. قایم میشم و  دست هامو حلقه میکنم دور ِ پهلوهات..      + این احساس رو دخترها بهتر درک میکنند. این قایم شدن رو..     ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yeksabadsib.blog.ir/post/1336

ترسم این است مسلمان شده باشی

درخواست حذف اطلاعات

وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جايي چشمِ بد دور! غزل‌خوان شده باشی جايي بله! یک روز تو هم حال مرا می‌فهمی چون‌که در آینه حیران شده باشی جايي بی‌گناهی‌ست که تهمت زده باشند به او باد، وقتی‌که پریشان شده باشی جايي ماهِ من! طایفه‌ی روزه‌بگیران چه‌کنند؟ شب عیدی که تو پنهان شده باشی جايي صورت پنجره در . نباشد از شرم کاش! وقتی‌که تو . شده باشی جايي من نشستم بروی مِی ب.ی برگردی ترسم این است مسلمان شده باشی جايي! شاعر: مهدی فرجی ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://anatis.blog.ir/1396/01/04/ترسم-این-است-مسلمان-شده-باشی

آونگ

درخواست حذف اطلاعات

«بسم الله الرّحمن الرّحیم» ... - این جايي که تو الات وایسادی من ده سال پیش وایساده بودم. حرفای امروز تو حرفای ده سال پیش منه. خیلی دلتو به اینا خوش نکن. - شاید. ولی تو مطمئنی که از ده سال پیش جلوتر رفتی؟ مطمئنی که جايي که الان وایسادی بهتر از ده سال پیشه. برا من کم پیش نیومده که دلم خواسته برگردم و وایسم جايي که ده سال پیش بودم. معادله‌ی موقعیت خیلی از ما تابع صعودی از زمان نیست، معادله‌ی حرکت نوسانی آونگه، اونم از نوع نوسان میرا. خدا کنه لحظه‌ی آ. تو حضیض نباشیم! ... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mesledal.blog.ir/1395/10/27/آونگ

از . تا دوشنبه چهارسال مونده !

درخواست حذف اطلاعات

بعضی وقتا نوشتن سخت میشه . مخصوصا وقتی میخوای از اتفاقات آینده بنویسی و مطمعن نیستی اتفاق  میفتن يا نه . از اینجايي که من وایسادم تا اونجايي که ممکنه بهش برسم بیشتر از 10 کیلومتر فاصله  نیست . ولی اگــه بتونم ازینجايي که وایسادم ، برم جايي که میخوام بهش برسم ، چهارسال از زندگیم  ذخیره میشه . خدايا میشـه بزرگترین آرزوم رو برآورده کنی ؟ ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://snow-flake.blog.ir/1396/02/01/از-جمعه-تا-دوشنبه-چهارسال-مونده

به جایی نمی رسد - حسین طاهری

درخواست حذف اطلاعات

هی می رویم و جاده به جايي نمی رسدقولی که عشق داده، به جايي نمی رسدچون کوه روی حرف خودم ایستاده امکوهی که ایستاده به جايي نمی رسد... ادامه مطلب ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://shererooz.blog.ir/post/به-جایی-نمی-رسد-حسین-طاهری

لانگ تایم اِ گو

درخواست حذف اطلاعات

منتظرش موندم وخبری ازش نشد.بعد با خودم کلنجار رفتم و بلاکش .. البته قبلش هر شیش تا ع. رو شصت بار دیدم. خواسم باز ببینم که او هم بلاک.. سین تب کرده بود و توی تب می سوخت. توی آب گذاشتیم و سرحال شد. با گلاب دست و پاهاش رو شستم. اول يادِ شله زردِ نذری افتادم. دستمالِ آغشته به گلاب رو بوییدم و ياد بچگی هام افتادم. دختری که توی خونه ی قبلی مسئولِ بچه های کوچه بود و از ما بزرگتر بود و اکثرِ  . بازی ها توی حياطشان برگزار میشد، شرط شرکت در بازی های ماه محرم را.یدن گلاب کوچیک های توی ظرف پلاستیکیِ در قرمز تعیین کرده بود. بعد يادش افتادم که شوهرش رفت عاشق زنِ بیوه ای شد... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://in-ja.blog.ir/1396/03/02/لانگ-تایم-ا-گو

« آرزوی وصل » از « بیم ج. » بهتر است

درخواست حذف اطلاعات

مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است   قصه ی فرهاد دنيا را گرفت ای پادشاه دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است   تشنگانِ مِهر محتاج ترحم نیستند کوشش بیهوده در عشق از گ. بهتر است   باشد ای عقل معاش .ش، با معنای عشق - آشنایم کن ولی نا آشنایی بهتر است   فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست دلبری خوب است، اما دلربایی بهتر است   هر .ی را تاب دیدار سر زلف تو نیست اینکه در آیینه گیسو می گشایی بهتر است   کاش دست دوستی هرگز نمی دادی به من « آرزوی وصل » از « بیم ج. » بهتر است   فاضل نظری ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://ariyayiboys.persianblog.ir/post/1514

پیله ست یعنی ؟

درخواست حذف اطلاعات

نمیدونم این ح. و دوره ای که توش افتادم چیه ؟! ولی امیدوارم تهش یه پروانه ای چیزی بشم ! + نجاتم بده .. + نوشتن چجوری بود ؟ افتادم تو خط عکاسی، چه بخوام چه نخوام .. وقتی به یه بُعدی بیش از حد بها میدی اون یکی بُعده انگار میره یه گوشه کز میکنه، باید برم منت کشی ش ! نوشتن یه چیز دیگه ست .. نوشتن یه شور عاشقانه ست .. ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://kebriayi.blog.ir/1395/12/05/pile

انشا با موضوع میخواهم از زادگاهم بگویم ، جایی که هیچ وقت آسمان در آن تیره نیست

درخواست حذف اطلاعات

موضوع: میخواهم از زادگاهم بگویم ، جايي که هیچ وقت آسمان در آن تیره نیست من از آن سوی خلقت آمده ام . از جايي که دروازه های بزرگش ، مجوز ورود هر .ی را به آسانی صادر نمی کنند . تفاوتی نمی کند ؛ مرد هستیم يا زن ، کودک هستیم يا پیر ، سفید يا سياه ، کوچک يا بزرگ و زشت يا زیبا روی . در هر روستا ، شهر يا کشوری که به دنيا آمده ایم و اکنون هر کجا زندگی می کنیم ، فرقی ندارد . ما همه اهل یک زادگاهیم جايي که آسمان در آن هیچ وقت تیره نیست ، يا بهتر بگویم :« تیره نبود » . روزگار همیشه یکنواخت نمی ماند و دائم در تغییر است . این تغییرات و اتفاقات ، گاهی اصلا خوشایند نیستند . زادگاه... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://enshay.blog.ir/post/انشا-با-موضوع-میخواهم-از-زادگاهم-بگویم-،-جایی-که-هیچ-وقت-آسمان-در-آن-تیره-نیست

انشا با موضوع میخواهم از زادگاهم بگویم ، جایی که هیچ وقت آسمان در آن تیره نیست

درخواست حذف اطلاعات

موضوع: میخواهم از زادگاهم بگویم ، جايي که هیچ وقت آسمان در آن تیره نیست من از آن سوی خلقت آمده ام . از جايي که دروازه های بزرگش ، مجوز ورود هر .ی را به آسانی صادر نمی کنند . تفاوتی نمی کند ؛ مرد هستیم يا زن ، کودک هستیم يا پیر ، سفید يا سياه ، کوچک يا بزرگ و زشت يا زیبا روی . در هر روستا ، شهر يا کشوری که به دنيا آمده ایم و اکنون هر کجا زندگی می کنیم ، فرقی ندارد . ما همه اهل یک زادگاهیم جايي که آسمان در آن هیچ وقت تیره نیست ، يا بهتر بگویم :« تیره نبود » . روزگار همیشه یکنواخت نمی ماند و دائم در تغییر است . این تغییرات و اتفاقات ، گاهی اصلا خوشایند نیستند . زادگاه... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://enshay.blog.ir/post/انشا-با-موضوع-میخواهم-از-زادگاهم-بگویم-،-جایی-که-هیچ-وقت-آسمان-در-آن-تیره-نیست

(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات

چهار روز تعطیلی خوب بود! پنجشنبه افتادم به جون مبلها! رویه هاش رو میخواستم بدم خشکشویی اما ندادم هم چون فوری بهم نمیدادن هم چون پولش زياد میشد فکر کنم! خلاصه که رفتم تو . با صابون افتادم به جونش و ولشون ن. تا سفید شدن! ی.ال بود نشسته بودمشون! بعد هم بدنه اش رو که چرم بود با اسپری مخصوص شستم و برق افتاد! ولی دیگه از کمر افتادم! از نظر روحی هم خیلی خوب نبودم یک سريال رمانتیک برای خودم تجویز . و بقیه روز ولو بودم! . فرش رو با شامپو فرش شستم! اون رو هم ی.ال بود نشسته بودم و حس. رنگش برگشته بود! نمیدونم چرا پارسال اینقدر تو تمیز. خونه تنبل بودم! بعد هم بقیه سريال (بیس ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://100af.persianblog.ir/post/112

بهتر است!!!!!!

درخواست حذف اطلاعات

مرگ نزد شاعران از بی‌نوایی بهتر است وضع ما از مردم اتیوپيایی بهتر است مدتی رفتم گ. قطع شد يارانه‌ام! باز دیدم شعر گفتن از گ. بهتر است نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی مرغ بخت من، تو اینطوری نيایی بهتر است دائماً بین بد و بدتر  مخیّر می شویم جبر از این اختيارات کذایی بهتر است فکر . بین بعضی‌ها خودش دیوانگی است ل. افکار مالیخوليایی بهتر است هر که مشکل‌دارتر باشد مقرّب‌تر شود . پیشانی‌سفید از سرحنایی بهتر است واژه ها امروز ابعاد جدیدی يافتند گر به جای رشوه گفتی پول چایی بهتر است حک شده بر صندوق تکریم ارباب رجوع غالباً پیچاندن از مشکل‌گشای ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://dadobidad.blog.ir/1394/04/15/بهتر-است

سکانس رزتا استون، فرانسه،استقلال، آبرنگ، بی پولی، .ید درمانی، داغ دیدگی

درخواست حذف اطلاعات

دو سه روز پیش خیلی یهویی و اتفاقی ياد اون پکیج خودآموز زبانی افتادم که سال دوم . از نمایشگاه نرم افزاری که توی ل. دانشکده به صورت جمع و جور ب.ا گشته بود،  15 هزار تومن .یدمش افتادم!! بیشتر ياد این افتادم که یکی از دیسک هاش حاوی رزتا استون می باشد که گره خورد به این اشتياقم _که اخیرا پیدا ._ اینکه یه ذره از این زبان انگلیسی بکشم بیرون و یه زبان جدید ياد بگیرم!! خلاصه رزتا استون رو نصب . و شروع . به فرانسه ياد گرفتن :دی الان بعد از دو سه روز تقریبا ده دوازده لغت فرانسوی ياد گرفتم و می تونم از 1 تا 10 هم بشمرم :دی هر روز عین یه بچه هفت ساله میشینم پای سیستم و درس های قب... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mysekance.blog.ir/1396/02/18/سکانس-رزتا-استون،-فرانسه،استقلال،-آبرنگ،-بی-پولی،-خرید-درمانی،-داغ-دیدگی

سکانس رزتا استون، فرانسه،استقلال، آبرنگ، بی پولی، .ید درمانی، داغ دیدگی

درخواست حذف اطلاعات

دو سه روز پیش خیلی یهویی و اتفاقی ياد اون پکیج خودآموز زبانی افتادم که سال دوم . از نمایشگاه نرم افزاری که توی ل. دانشکده به صورت جمع و جور ب.ا گشته بود،  15 هزار تومن .یدمش افتادم!! بیشتر ياد این افتادم که یکی از دیسک هاش حاوی رزتا استون می باشد که گره خورد به این اشتياقم _که اخیرا پیدا ._ اینکه یه ذره از این زبان انگلیسی بکشم بیرون و یه زبان جدید ياد بگیرم!! خلاصه رزتا استون رو نصب . و شروع . به فرانسه ياد گرفتن :دی الان بعد از دو سه روز تقریبا ده دوازده لغت فرانسوی ياد گرفتم و می تونم از 1 تا 10 هم بشمرم :دی هر روز عین یه بچه هفت ساله میشینم پای سیستم و درس های قب... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://mysekance.blog.ir/1396/02/18/سکانس-رزتا-استون،-فرانسه،استقلال،-آبرنگ،-بی-پولی،-خرید-درمانی،-داغ-دیدگی

14-میشه اصن؟؟؟ممکنه؟

درخواست حذف اطلاعات

فقط خدا میدونه تو یک و نیم که ماهی که مستر ب دنيا اومد وقبلش بستری شدن مامانم وبعدشم هم شلوغی ورفت وامد خونه وبهم ریختن برنامه هام  چقد از لحاظ روحی تو فشار بودم چقدم واسم سخت گذشت چقد حرص خوردم ک چرا انقد از برنامم جا موندم  و خب انصافا هم خلی عقب افتادم حتی تو این مدت که فرصت جمع بندی پیش 1بود بازم نتونسم خوب جمع کنم وی سری درسای کم تسلط موند واما الان یک ارامش نسبی دارم  وبعد از3روز تعطیلی حالم خیلی بهتر شدم  ی سفر کوچیکی 3 روزه بود وخدارو شکر جو خونم اروم شده بهتر میتونم درس بخونم  ولی کارم واس نیم سال دوم کمی سخت تر شد چون ی سری از درسا ی پیش 1 هم موند ... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://yekmn.blog.ir/1395/10/30/14mn

[بدون عنوان]

درخواست حذف اطلاعات

همین پارسال بود، یک صبح که شب اش رو تماماً با بغض و اشک گذرونه بودم، برای اینکه به خودم ثابت کنم خوبی ها و خنده ها بیشتر و بهتر به يادم میمونه، جايي حوالی طلوع که حالم بهتر شده بود به چندتایی از دوستام مسیج داده بودم و خندیده بودم باهاشون. و حالا بعد از گذر زمان اومدم بگم که اشتباه می. و چیزی بهم ثابت نشد! ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://b-namoneshon.blogsky.com/1396/01/14/post-582/

مرگ نزد شاعران...

درخواست حذف اطلاعات

مرگ نزد شاعران از بی‌نوایی بهتر است وضع ما از مردم اتیوپيایی بهتر است مدتی رفتم گ. قطع شد يارانه‌ام! باز دیدم شعر گفتن از گ. بهتر است نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی مرغ بخت من، تو اینطوری نيایی بهتر است دائماً بین بد و بدتر مخیّر می شویم جبر از این اختيارات کذایی بهتر است فکر . بین بعضی‌ها خودش دیوانگی است ل. افکار مالیخوليایی بهتر است هر که مشکل‌دارتر باشد مقرّب‌تر شود . پیشانی‌سفید از سرحنایی بهتر است واژه ها امروز ابعاد جدیدی يافتند گر به جای رشوه گفتی پول چایی بهتر است حک شده بر صندوق تکریم ارباب رجوع غالباً پیچاند... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://shabboo.blog.ir/1394/10/28/مرگ-نزد-شاعران

دنیای این روزای من

درخواست حذف اطلاعات

چندین ماه اینجا زحمت کشیدم تا تونستم به این جایگاهی که الان دارم برسم. وقتی این پرزنتیشن آ.مو ارائه دادم، .م منو کشوند یه کناری، گفت مریم، امروز ارائه ت و پرزنتیشنت عالی بود. برات خوشحالم و ازت ممنونم که اینقدرخوب کار میکنی. نمیخوام بگم این نتیجه فقط برای خودمه. اتفاقا همون لحظه باز ياد جدی افتادم. ياد خیلی چیزا افتادم. ياد این افتادم که اگه این . بهم پذیرش نمیداد شاید باید میرفتم یه شهر دیگه و یه استان دیگه. ولی مهم تر ازون، این هست که، نتیجه چندین ماه زحمتم داره به بار میشینه.  ولی بچه ها، دارم روزای سختی رو میگذرونم، نه به خاطر .، نه یه خاطر اینجا، ا ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://outsideofheaven.blog.ir/2017/05/22/دنیای-این-روزای-من

روشهای اجرا و کنترل اتصالات

درخواست حذف اطلاعات

فهرست مطالب: روشهای اجرا و کنترل اتصالات تاریخ ایجاد 28/02/2017 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 314 برگ pdf   قیمت: 4000 تومان   حجم فایل: 11969 kb  تعدادمشاهده  4 روشهای اجرا و کنترل اتصالات  بخشی از مطلب انتخاب محل دو يا سه چاه عمیق بصورت میله و کندن انھا در گوشه ھای فونداسیون و خارج  ازآن بنام پیت و کارگذاری چند شاخه لوله فشار قوی اسپیرال جھت جلوگیری از ریزش بدنه  چاه ومسدود شدن آن و کارگذاری کف کش جھت پمپاژ دایم آب از آن و انجام خط کشی جهت  ھدایت آبھای زیر زمینی به کمک کانالھای محیطی اصلی... ... ادامه مطلب ...


جهت مشاهده متن و محتوای کامل کلیک نمائید ...


منبع : http://nbmehr2.blog.ir/1395/12/11/روشهای-اجرا-و-کنترل-اتصالات